چـکـامـهـ زار 🌘📜
454 subscribers
551 photos
79 videos
12 files
371 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
زنان افسانه هایی با تحمل بالا هستند اما اگر چیزی فراتر از تحمل‌شان بشود در اوج خواستن رها میکنند، غیر قابل باور!
اما این حقیقت زن است...
❤‍🔥21🌚1🍓1
رسیدیم به دلتنگ ترین قسمت روز غروب عصر جمعه...!
2🍓1🤝1
فور کنید
با توجه به چنلتون بگم اگه گل بودین چه گلی بودین🌬

🌹🌷💐🌺🪷🪻🌻🌼🌸
کاش می‌شد «آنچه خواهید دید» زندگی را دید.
2🍓1🤝1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
کاش می‌شد «آنچه خواهید دید» زندگی را دید.
من واقعاً خیلی مشتاق دانستن آینده‌ام استم...
3🍓1🤝1
2😁2🍓1
Forwarded from STAR | ستـاٰره
ز توران یکی شاهزاده، شِید
دلش کینه‌ور، جانِ او پر ز کین

ز فرزند افراسیاب آن دلیر
به بدنامی اندر، ز نیکان به دور

نه از مهر بهره، نه از داد و شرم
دلش خو گرفته به آزار و کین

به میدانِ نخجیر روزی برفت
سوار و دلیر و پر از خشم و کین

به ناگاه بانویی آمد ز دور
سوار و دل‌آرا، چو خورشیدِ نور

بُد آن ماه‌رخ، بانوگشسبِ دلیر
ز دخترِ رستم، یکی شیرگیر

چو دیدش، دلِ شیده یکباره سوخت
ز چشمش جهان رنگ دیگر گرفت

دلش از کمانِ نگاهش نخفت
قرار از دلِ نامدارش برفت

ز کین‌پروری گرچه آوازه داشت
دلش پیش آن ماه، پروازه داشت

چنان در تبِ عشق او سوخت جان
که شد بی‌قرار و پریشان‌روان

نه شمشیر کین در کفش کار کرد
نه اندیشه با عشق پیکار کرد

همان دل که خو کرده با کینه بود
ز عشق آن نگار آکنده بود

گمان داشتم قلب، ناپاک شود
ز کردار بد، غرقِ هلاک شود

ولی عشق آمد، پرده بر دل گشود
ز دل تیرگی‌های دیرینه زدود

به چشم خویش دیدم که عشق
تواند ز شب، چشمه‌ای سازد و شوق

که شیده، به آن تیرگی‌های خویش
دلش را سپرد از سرِ جان و کیش

اگر قلبِ او پاکی از یاد برد
چرا عشق در سینه‌اش خانه کرد؟

مرا این حکایت گواهی‌ست بس
که دل را نمی‌توان خواند از نفس

دل از تیرگی گرچه آلوده بود
هنوز اندر او مهر بنموده بود...

#داستـان
2🍓2💘2❤‍🔥1
`
نصیحتی برای جوانان:


به‌جای اینکه به دختر جوانی که نه او را می‌شناسی و نه با تو خویشاوند است پیام بدهی و بگویی: «اگر چیزی نیاز داشتی، مرا برادرت بدان»؛ به خواهر خودت که در خانه است نگاه کن و از احوالش بپرس. نگذار یک مرد بیگانه برای او نقش برادر را بازی کند.

مرد باش و دختران مردم را به حال خودشان بگذار.


☘️@nisfedeenm
8❤‍🔥1💘1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
خاک بر سرِ تمامِ این کلمات،
اگر تو
از میانِ تمامشان
نفهمی من دلتنگم.
3🌚1💔1💘1
«من می‌دانم که شعر و هنر برایم خوشبختی نیاورد، همچنان که برای هیچ‌کس نیاورده ولی من باز هم با تمام قوا آن را طلب می‌کنم.»
❤‍🔥21🍓1💘1
به قدری خسته‌ام که در دعا ها و خواسته هایم نزد الله آن‌قدر ها پافشاری و اصرار نمی‌کنم چه رسد به بودن و نرفتن آدم ها اصرار کنم...!
4💔2🍓1🤝1🗿1
من آدمِ ذوق کردن برای چیز های کوچک هستم.
2💘2🍓1🙈1🤝1
و اما او به قدری زيبا بود
که نمی‌دانم کدام شعر، کدام کلمات
می‌توانند این زیبایی را توصیف کنند.

#دوشیزه_سادات
2🌚1🍓1🙈1
این پست را فوروارد کن؛
من با توجه به نوشته‌ها و حال‌وهوای کانالت، تصور می‌کنم اگر کانالت یک کتاب می‌بود، چه نامی می‌داشت.📖🌙

که اگر بشنوی بگویی،
«دقیقاً خودِ کانالم هست…» 🕯️





تعداد محدود…
2💘1
بقیه را نمی‌دانم اما من،
برای خیلی ها از واژه‌ی "دوست" استفاده می‌کنم؛ اما واژه‌ی "رفیق" در قاموس من فرق می‌کند و خاص است این واژه برای همه استفاده نمی‌شود.
تعداد اندکی هستند که رفیقم هستند و اما تعداد زیادی اند که فقد دوستم هستند.
3🤝1
Forwarded from ناگ‌زاد
این پست را فور بزن، ناگ‌زاد چیزی در ذهن دارد.

نامحدود...
ایـوانـ مـنـ
درموردش باید با رفیقم مسخرت کنم تا حالم خوب شود.
من و او اینطوری هستیم که حتی در لحظاتی که با هم درد و دل می‌کنیم هم جدی و احساساتی بوده نمی‌توانیم اصلاً در جدی ترین حرف های مان هم ایموجی خنده قضا نیست یعنی به سلامت روان هر دوی مان شک دارم...!
3😁1😭1