چـکـامـهـ زار 🌘📜
452 subscribers
530 photos
75 videos
10 files
347 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
Forwarded from  (𝓪şᵃღ)
مرنم
هر چیزی که باعث نزدیکی تو به پروردگار بشود خوب و خیر است حتی اگر آن انتظار دنیایی و ظاهری تو را به دنبال نداشته باشد. یادم است جایی خواندم که صالحان گفته‌اند ابتلا و سختی‌ها و حتی خواسته‌های دنیایی برای انسان پیش می‌آید که او را به نشستن در درگاه الله وا می‌دارد و بنده به این پناه بردن و خلوت با پروردگار ادامه می‌دهد و ادامه می‌دهد و زمانی می‌آید که آن حاجت و سختی به هر شیوه‌ای او را ترک کرده( چه با اجابت و چه با منع) اما بنده باز به آن لذت نزدیکی و آرامش دلش با الله انس گرفته و دور نمی‌شود و این لطفی از جانب الله است که گویی دست بنده را می‌گیرد و در گوش جانش می‌گوید:« بنده‌ام! همین‌جا و در این نزدیکی با پروردگارت بمان...» و این را قلب می‌شنود و اجابت می‌کند.

یاالله دعاهایمان را اجابت کن، بلاها و امتحانات را به رحمتت از سر ما رفع فرما و هیچوقت رغبتِ اُنس با خودت را از دل‌مان نگیر و هرجا که رفتیم بازهم ما را به سمت خودت برگردان. آمین.

🤍🤲
1🕊1
الهم اشف کل مریض یا ربی 🤲🥺
2
در سکوتِ شب مي‌شنومَت،
و در روشنایيِ روز گُمَت مي‌کنم.
💔1🙈1
🫠❤️
2
بیشترین چیزی که هنگام دیدار پروردگارم از آن هراسانم این است که به من بگوید:
[ تو که دانستی، با آنچه دانستی چه کردی...؟! ]

••✍🏻ابودرداء رضی‌الله‌عنه••


اندکی تفکر••
4
مراقب همدیگه باشیم، حال‌مان در کل اصلا خوب نیست و همه‌مان در آستانه انفجاریم، و این در آستانه بودن در ظاهر معلوم نیست.
حواسمان بیشتر به همدیگه باشه که یادمان نرود هیچ‌کدام مان تنها نیستیم، این روزها این حس برای همه‌ی مان نجات‌دهنده‌اس.


#دوشیزه_سادات
3💯1
مادرم هر وقت بار گناهاش سنگین میشه میره سر کمد لباساي من
نصفش را میبخشه به نیازمندان و کودکان بي سرپرست😐
😁3
یعنی واقعاً ملت ره درک نمیتانم یعنی چی که میخواهن انستای یکی‌را هک کنن 😕
چـکـامـهـ زار 🌘📜
نی که امروز سرت همین کار ره کرده 😐😑
نه الله نکند
مادرم حتی طرف الماریم دور نمیخوره
چون می‌دانند همين که درش را باز کند با انبوهی از لباس های نا مرتب برخورد می‌کنند.!🫣
😁4
گاهی اوقات، وقتی در سکوت شب به یاد گذشته‌ها می‌افتم، دلم پر می‌شود از احساساتی که نمی‌توانم آنها را به زبان بیاورم. یاد لحظاتی که با خودم تنها بودم و تنها چیزی که داشتم، خاطراتی بودند که هر روز از یاد می‌بردم و دوباره به یاد می‌آوردم. گاهی از این همه احساسات در دل، احساس غرق شدن می‌کنم. انگار هیچ‌چیز نمی‌تواند آرامش این دل پر از سوال و دلشوره را فراهم کند.

در هر لحظه، در هر برخورد، در هر صدای پایی که به گوش می‌رسد، دلم می‌خواهد که کسی باشد تا دستم را بگیرد، تا در کنارم بایستد و بی‌هیچ حرفی، فقط درک کند. دلم می‌خواهد یک نفر باشد که بفهمد چقدر درونم در حال گم شدن است، بدون اینکه بخواهم چیزی بگویم.

گاهی وقتی تنها می‌شوم، به خودم می‌گویم: آیا کسی هست که به همین اندازه با من احساس کند؟ به همین اندازه دردها و شادی‌های بی‌پایان را تجربه کرده باشد؟ هیچ‌چیز در این دنیا مانند یک دل پر از احساسات ناشناخته و ناگفته نیست.

گاهی می‌خواهم فریاد بزنم، اما می‌ترسم از اینکه صدایم به جایی نرسد. اما در نهایت، در این سکوت و این دل پر از عشق و درد، به یاد می‌آورم که شاید هیچ‌کس جز خودم قادر به درک این احساسات نباشد. و شاید همین‌طور که همیشه گفته‌اند، هر کسی باید تنها با خودش این سفر بی‌پایان را طی کند.
در اخیر من جز من کسی را ندارد.
اگر هم است فقط یکی هست
خالقم.

#دوشیزه_سادات
4
کسانی که دوستمان دارند از کسانی که از ما متنفرند، ترسناک‌ترند. مقاومت در برابر آن‌ها دشوارتر است، و من کسی را نمیشناسم که بهتر از دوستان بتواند شما را به انجام کاری هدایت کند که درست بر خلاف میل شماست.
3🔥2
#حرف_بزنیم

"اگر می‌توانستید در یک زمان و مکان خاص زندگی کنید، کجا و چه زمانی را انتخاب می‌کردید؟ چرا؟ 🌍🕰"
1
من اگر مرد بودم
دست زني را مي گرفتم
پا به پايش فصل ها را قدم ميزدم
و برايش از عشق و دلدادگي مي گفتم
تا لااقل يك دختر در دنيا
از هيچ چيز نترسد!
3
دوشیزه شادات گفتند که به شما نگویم که اونا گفتند در کانال مضریت کنیم 😐😊
😁1🥴1
ینی خاککک😐