خطاب به تمام خستگان جهان؛
باشد که اشک بعدی شما اشک شوق باشد.
باشد که اشک بعدی شما اشک شوق باشد.
❤4❤🔥4
روحهای زیبا، روحها و روانهای زیبا را تشخیص میدهند؛ به اصیل بودن ادامه بدهید، مردم شما را پیدا خواهند کرد.
❤9
میدانم هیچوقت اون چیز اتفاق نمیفته. ولی قبل خواب دربارهش رویاپردازی میکنم و لبخند میزنم. اسمش امید نیست، چون امیدی ندارم. برایش میگم تلاشِ مضحکی برای خوشحالی.
❤4❤🔥2
آخرش تو متعلق به آنی هستی که داشتنت را با ارزش ترین دارایی زندگیش بداند. آنی که ترا به بقیه که سهل است حتی به خودتم هیچوقت ندهد.❤4❤🔥1
هیچ کس کسی دیگری را خاص به خاطر خودش نمیخواهد،
بلکه فقط و فقط به خاطر خودش میخواهد.
انسان ها همیشه خودخواه هستند و این خودخواهی را هیچ چیزی تغییر داده نمیتواند.
#دوشیزه_سادات
بلکه فقط و فقط به خاطر خودش میخواهد.
انسان ها همیشه خودخواه هستند و این خودخواهی را هیچ چیزی تغییر داده نمیتواند.
#دوشیزه_سادات
❤5🔥2👌1
این پیشی ها و گربههایی که در کوچه و خیابان برای شان سلام میکنم و جوابم را نمیدهند، خیلی خیلی ناراحتم میکنند
یعنی نگاه کردن و یک میو گفتن انقدر سخت است!
یعنی نگاه کردن و یک میو گفتن انقدر سخت است!
💔8
تو که رفتی ولی من هنوز وقتی ماه را میبینم به یادت میوفتم.
🕊5
چـکـامـهـ زار 🌘📜
تو که رفتی ولی من هنوز وقتی ماه را میبینم به یادت میوفتم.
ماه هم که در این شب ها خیلی خیلی دلربا است!
هیچ واژهای برای توصیفش وجود ندارد.
هیچ واژهای برای توصیفش وجود ندارد.
❤5
اونجا که صائب میگه:
با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا
هر که از خود شد جدا، شد از غمِ عالم جدا...
...
با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا
هر که از خود شد جدا، شد از غمِ عالم جدا...
...
🥰4❤1
..
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
ترجمه: الله نور آسمانها و زمین است.
🫠
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
(سوره نور، آیه ۳۵)
ترجمه: الله نور آسمانها و زمین است.
🫠
❤9
من گم شدم در هزارتوی بیمار گونه ای گم شدم .
میروم،از خود ناکوک و عاصی ام می روم.
من میرسم به سان ابری در دل دگرگونی ها و دل
نگرانی ،ها به امید باریدن به کویر وازده ای که تمام
عمر گشت و ندید هیچ نوری را هیچ امیدی را!
خنکای نسیم صحرای نهیبش زد که تو از چه سان
چنین خشکیدی؟ با نوای غم زده نالید وقتی نه نوری
هست و نه گرمای و نه امیدی، من از سکون و
خاموشی، از انتظار و بی اعتنایی، از بی کسی
خشکیدم !
میروم،از خود ناکوک و عاصی ام می روم.
من میرسم به سان ابری در دل دگرگونی ها و دل
نگرانی ،ها به امید باریدن به کویر وازده ای که تمام
عمر گشت و ندید هیچ نوری را هیچ امیدی را!
خنکای نسیم صحرای نهیبش زد که تو از چه سان
چنین خشکیدی؟ با نوای غم زده نالید وقتی نه نوری
هست و نه گرمای و نه امیدی، من از سکون و
خاموشی، از انتظار و بی اعتنایی، از بی کسی
خشکیدم !
❤🔥5
چـکـامـهـ زار 🌘📜
من گم شدم در هزارتوی بیمار گونه ای گم شدم . میروم،از خود ناکوک و عاصی ام می روم. من میرسم به سان ابری در دل دگرگونی ها و دل نگرانی ،ها به امید باریدن به کویر وازده ای که تمام عمر گشت و ندید هیچ نوری را هیچ امیدی را! خنکای نسیم صحرای نهیبش زد که تو از چه…
هنگامی که در میان عزیزانت هستی ولی باز هم احساس تنهایی میکنی!
در میان ازدحام از مردمی اما باز هم این احساس تنهایی
تنهایت نمیگذارد.
شاید این باشد بی کسی!
واقعاً حس مضحکی است.
#دوشیزه_سادات
در میان ازدحام از مردمی اما باز هم این احساس تنهایی
تنهایت نمیگذارد.
شاید این باشد بی کسی!
واقعاً حس مضحکی است.
#دوشیزه_سادات
❤3💔1
گفت: آرزویت چه است؟
گفتم: اینکه پسر بودم.
گفت: چرا؟
گفتم: مگر چرا هم دارد؟ این بشر کاری با ما کردن که پسر بودن شده آرزوی هر دختر ی.
گفت: و اما تو چه دانی از سختی های پسر بودن.
#دوشیزه_سادات
گفتم: اینکه پسر بودم.
گفت: چرا؟
گفتم: مگر چرا هم دارد؟ این بشر کاری با ما کردن که پسر بودن شده آرزوی هر دختر ی.
گفت: و اما تو چه دانی از سختی های پسر بودن.
#دوشیزه_سادات
👍3🔥1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
گفت: آرزویت چه است؟ گفتم: اینکه پسر بودم. گفت: چرا؟ گفتم: مگر چرا هم دارد؟ این بشر کاری با ما کردن که پسر بودن شده آرزوی هر دختر ی. گفت: و اما تو چه دانی از سختی های پسر بودن. #دوشیزه_سادات
گاهی در میان نگاههای جامعه، تصور میشود که پسر بودن به معنای آزادی و بیدغدغه بودن است، اما آیا ما به واقع درک کردهایم که پسرا نیز در دل خود دردهایی دارند که از آنها سخن نمیگویند؟
آرزوهای پسران شاید هیچ وقت بر زبان نمیآید، اما هر روز با چالشهایی روبهرو هستند که در سکوت از آنها عبور میکنند. فشارهای اجتماعی، انتظارات خانواده، و تلاش برای برآورده ساختن انتظاراتی که به آنها تحمیل میشود، همه بر دوش آنها سنگینی میکند.
اینکه یک دختر بخواهد پسر باشد، شاید نشاندهندهی جایی باشد که به راحتی برای او قابل فهم است، جایی که فکر میکند شاید آزادی و بیدغدغه بودن در آن قرار دارد. اما این حقیقت که پسر بودن هم همراه با مسئولیتهای سنگین و انتظارات بیپایان است، نباید نادیده گرفته شود.
ما باید درک کنیم که پسران نیز مانند دختران احساسات، آرزوها، و مشکلات خاص خود را دارند. در دنیایی که همیشه برای آنها باید قوی و بینقص باشند، گاهی فراموش میشود که آنها هم به درک، محبت و حمایت نیاز دارند.
در حال حاضر انتظارات و توقعات را که فاميل ها از پسران خود دارند حتی دشوار تر از این است که دختران حق تحصیل را ندارند.
#دوشیزه_سادات💯3🔥1
❤1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
#حرف_بزنیم معمولاً چه چیزی باعث میشه گریه کنید؟ حالا چه دختر چه پسر!
سپاس از جواب های تان!
❤1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
سپاس از جواب های تان!
گر چه جوابی نمیبینم و نمیخوانم
اما همینکه نظاره گر هستید خودش جای سپاس دارد.
اما همینکه نظاره گر هستید خودش جای سپاس دارد.
😁3
فرض کنید سال ۱۴۰۴ فرا رسیده است. مکاتب و دانشگاهها درهای خود را به روی دختران و پسران گشودهاند، اما آیا واقعاً تفاوتی ایجاد شده است؟ برای دختران، آیا چیزی تغییر کرده است؟
دختری که پیش از این باید آزمون کنکور را میگذراند و به دانشگاه میرفت، اکنون مجبور است دوباره سالهای گذشته را تکرار کند؛ سالهای ۱۱ و ۱۲ که شاید هیچ معنایی برای او نداشته باشد جز حسرت و یادآوری روزهای از دست رفته.
و یا همان دختر که روزی میبایست در سمسترهای بالاتر دانشگاه میبود یا حتی تحصیلاتش را به پایان میرساند، حالا در حالی که در دوراهی زندگی قرار دارد، به خاطر ازدواج و مسئولیتهای مادرانه، دنیای جدیدی از رویاهای فراموششده را تجربه میکند. شاید دیگر نمیتواند به همان شکوه و لذتی که پیش از این برایش میسر بود، دست یابد.
آن لذتی که زمانی پر از شور و امید بود، اکنون در ابهامِ مسئولیتها و روزمرگیها گم شده است. زندگی به گونهای دیگر از مسیر پیشبینیشدهاش ادامه مییابد و گاهی این سوال پیش میآید: آیا این تغییرات، این فرصتهای ازدسترفته و این گذر زمان، ارزش آنچه را که به دنبال آن بودیم، دارند؟
در پایان، آن امیدی که روزگاری دلمان را روشن میکرد، اکنون به تیرهگویی و شکافهای درونِ ذهنی تبدیل شده است. آیا واقعا برای ما که به آینده چشم دوخته بودیم، چیزی باقی مانده است؟
#دوشیزه_سادات
دختری که پیش از این باید آزمون کنکور را میگذراند و به دانشگاه میرفت، اکنون مجبور است دوباره سالهای گذشته را تکرار کند؛ سالهای ۱۱ و ۱۲ که شاید هیچ معنایی برای او نداشته باشد جز حسرت و یادآوری روزهای از دست رفته.
و یا همان دختر که روزی میبایست در سمسترهای بالاتر دانشگاه میبود یا حتی تحصیلاتش را به پایان میرساند، حالا در حالی که در دوراهی زندگی قرار دارد، به خاطر ازدواج و مسئولیتهای مادرانه، دنیای جدیدی از رویاهای فراموششده را تجربه میکند. شاید دیگر نمیتواند به همان شکوه و لذتی که پیش از این برایش میسر بود، دست یابد.
آن لذتی که زمانی پر از شور و امید بود، اکنون در ابهامِ مسئولیتها و روزمرگیها گم شده است. زندگی به گونهای دیگر از مسیر پیشبینیشدهاش ادامه مییابد و گاهی این سوال پیش میآید: آیا این تغییرات، این فرصتهای ازدسترفته و این گذر زمان، ارزش آنچه را که به دنبال آن بودیم، دارند؟
در پایان، آن امیدی که روزگاری دلمان را روشن میکرد، اکنون به تیرهگویی و شکافهای درونِ ذهنی تبدیل شده است. آیا واقعا برای ما که به آینده چشم دوخته بودیم، چیزی باقی مانده است؟
#دوشیزه_سادات
💔6❤1