مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال نصیبی نمیبرید از من
زمین سوخته ام نا امید و بی برکت
که جز مراتع نفرت نمی چرید از من
عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من
خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست کز اینسان مکدرید از من
نه در تبری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد که نامی بیاورید از من
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من
چه پیک لایق پیغمبری به سوی شماست ؟
شما که قاصد صد شانه بر سرید از من
برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
شما که با غم من آشناترید از من
🌱✨
که جز ملال نصیبی نمیبرید از من
زمین سوخته ام نا امید و بی برکت
که جز مراتع نفرت نمی چرید از من
عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من
خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست کز اینسان مکدرید از من
نه در تبری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد که نامی بیاورید از من
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من
چه پیک لایق پیغمبری به سوی شماست ؟
شما که قاصد صد شانه بر سرید از من
برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
شما که با غم من آشناترید از من
🌱✨
🔥3❤1
کابوس
کابوس
کابوس ….
سراغش را رها نمیکردن ….همان دو کابوس تکراری وهم ناک خوف اور….
او زیادی کوچک بود به این خواب های وهم ناک ….
قلب ضعیفش توان حمل تحمل این خواب های سنگین را نداشت….
عصر میخوابید که شب از کابوس ها در امان باشد …
اما نه!
گویا او را هر هنگام در خواب دیدین سراغش را رها نمیکردن ….
نکند مث سردردی رفیق اش شود !…..
وقتی از خواب بیدار میشد ….گویا او را در آتشی درون کردن …..وجودش در تب میسوخت …..در اتش غوطه ور میشد ….
بدنش با اب عرق یکی میشد ….درد قلبش بیشتر بیشتر …..
#_بِیتٰابْ 💌
کابوس
کابوس ….
سراغش را رها نمیکردن ….همان دو کابوس تکراری وهم ناک خوف اور….
او زیادی کوچک بود به این خواب های وهم ناک ….
قلب ضعیفش توان حمل تحمل این خواب های سنگین را نداشت….
عصر میخوابید که شب از کابوس ها در امان باشد …
اما نه!
گویا او را هر هنگام در خواب دیدین سراغش را رها نمیکردن ….
نکند مث سردردی رفیق اش شود !…..
وقتی از خواب بیدار میشد ….گویا او را در آتشی درون کردن …..وجودش در تب میسوخت …..در اتش غوطه ور میشد ….
بدنش با اب عرق یکی میشد ….درد قلبش بیشتر بیشتر …..
#_بِیتٰابْ 💌
🔥3❤1🤔1
و در اخیر …متوجه الفاظی که به زبان تا جاری میکنید باشید …
در نخست در دهن خود مزه مزه کنید بعد به زبان جاری کنید و تیر را پرتاب کنید ….
ممکن قلب یکی مجروه عصاب دیکری خط خطی شود ….
متوجه الفاظ تان باشید …🔥
#_بِیتٰابْ 💌
در نخست در دهن خود مزه مزه کنید بعد به زبان جاری کنید و تیر را پرتاب کنید ….
ممکن قلب یکی مجروه عصاب دیکری خط خطی شود ….
متوجه الفاظ تان باشید …🔥
#_بِیتٰابْ 💌
🤝2❤1🤔1
خنداندن یک نفر بعد از اینکه تازه گریه کرده یکی از قشنگ ترین چیز هایی است که وجود دارد.
❤1🤔1
ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش
آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟
هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد
در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟
آنکس است اهلِ بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟
هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟
باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش
کاین دلِ غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟
عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟
ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی
عیش بییار مُهیّا نشود یار کجاست؟
حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج
فکرِ معقول بفرما گُلِ بیخار کجاست؟
منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش
آتشِ طور کجا موعدِ دیدار کجاست؟
هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد
در خرابات بگویید که هُشیار کجاست؟
آنکس است اهلِ بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی مَحرمِ اسرار کجاست؟
هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟
باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَش
کاین دلِ غمزده سرگشته گرفتار کجاست؟
عقل دیوانه شد آن سلسلهٔ مُشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابرویِ دلدار کجاست؟
ساقی و مُطرب و مِی جمله مُهَیّاست ولی
عیش بییار مُهیّا نشود یار کجاست؟
حافظ از بادِ خزان در چمنِ دَهر مَرَنج
فکرِ معقول بفرما گُلِ بیخار کجاست؟
🔥3❤1🤔1
رتبه میخواهی چو خورشید از خلایق دورباش
سایه از همراهی مردم به خاک افتاده است.
- صائب تبریزی
سایه از همراهی مردم به خاک افتاده است.
- صائب تبریزی
🔥4❤2
پاکیزه برآمدن از تنگنای جوانی،
بزرگترین افتخار و سعادت است
سخنِ از بهترین آموزگارم
(استاد بزرگوار هارون رادمنش)✨
زهو_سایه
بزرگترین افتخار و سعادت است
سخنِ از بهترین آموزگارم
(استاد بزرگوار هارون رادمنش)✨
زهو_سایه
❤2🔥1
و ریشه ای تمامِ اندوه ها
خلاصه میشود
در توقع داشتن از دیگران:)
خلاصه میشود
در توقع داشتن از دیگران:)
❤3🔥2
Forwarded from منارة الهدی
🦋
🌸السعادة تنبع من الداخل
فلا تبحث عنها بعیدا
خوشبختی از درون شکوفا میشود
پس در دور دستها به دنبالش نگرد🎀
🌸السعادة تنبع من الداخل
فلا تبحث عنها بعیدا
خوشبختی از درون شکوفا میشود
پس در دور دستها به دنبالش نگرد🎀
❤1