Forwarded from 𐙚 🪷گل کویر
عشق من اگر ظلم است،
پس بگذار ستمگرترینِ عالم باشم،
که این دل، جز با گناهِ دوستداشتنت آرام نمیگیرد…
#بهشت_ماندگار
پس بگذار ستمگرترینِ عالم باشم،
که این دل، جز با گناهِ دوستداشتنت آرام نمیگیرد…
#بهشت_ماندگار
🥰2🙈2❤1❤🔥1🕊1
Forwarded from دِژ
اما هر روز بیشتر از دیروز به این جمله ایمان پیدا میکنم که: «قلب دختری را که پدرش شکسته باشد، هیچ مرد دیگری نمیتواند بشکند.»
💔1
پنجه بر مو میکشد آتش به قلبم میزند
تار موهایش چه زیبا نغمه سازی میکند
قد و قامت چون صنوبردر میان دلبران
رنگ رخسارش ز گُل ها پیش تازی میکند
هر کجا پا می نهد هنگامه بر پا میشود
چشم بد دور از نگارم یکه تازی میکند
من فدای خالقش کز بهر آراییدَش
واه که در حُسن و صفت چی بی نیازی میکند
تار موهایش چه زیبا نغمه سازی میکند
قد و قامت چون صنوبردر میان دلبران
رنگ رخسارش ز گُل ها پیش تازی میکند
هر کجا پا می نهد هنگامه بر پا میشود
چشم بد دور از نگارم یکه تازی میکند
من فدای خالقش کز بهر آراییدَش
واه که در حُسن و صفت چی بی نیازی میکند
❤1❤🔥1
Forwarded from Deleted Account
و دستهایش را
از عقب بسته بودند
تا نکند
آزادی را
بر دیوارهای بلند خستهی بالاحصار
نقاشی کند
و کابل
دوباره عروس قشنگ شعرها شود
همان شهر آرام
با آدمهای کاکهاش
و تو کابل
تنها ماندهیی
دفن دردهای خودت شدهیی
نه شاعر برای آسمانت سرود
و نه قناریی
بر فراز باغهایت پرید
گویی برایت
سکوت سرنوشت شده است
و زمستان تقدیر نانوشته ات
مگر تو باز
بدز خواهی داد؟
سبز خواهی شد؟
و ترانهی معارف
از دریچه لیسههای دخترانهات بلند خواهد شد ؟
نمیدانم
ولی تو زجز دیدهیی
زخم خوردهیی
و در این ظلمت تاریک
دفن شدهیی
نمیدانم تا کی
ولی فراموش شدهیی
فراموش
#مصطفی_خیام
از عقب بسته بودند
تا نکند
آزادی را
بر دیوارهای بلند خستهی بالاحصار
نقاشی کند
و کابل
دوباره عروس قشنگ شعرها شود
همان شهر آرام
با آدمهای کاکهاش
و تو کابل
تنها ماندهیی
دفن دردهای خودت شدهیی
نه شاعر برای آسمانت سرود
و نه قناریی
بر فراز باغهایت پرید
گویی برایت
سکوت سرنوشت شده است
و زمستان تقدیر نانوشته ات
مگر تو باز
بدز خواهی داد؟
سبز خواهی شد؟
و ترانهی معارف
از دریچه لیسههای دخترانهات بلند خواهد شد ؟
نمیدانم
ولی تو زجز دیدهیی
زخم خوردهیی
و در این ظلمت تاریک
دفن شدهیی
نمیدانم تا کی
ولی فراموش شدهیی
فراموش
#مصطفی_خیام
❤2🔥2
مرا به حال خودم زرد زار بگذارید
دلم کرفته از این روزگار بگذارید
ولو نیاید و تا مرگ یاد من
مرا به حال خودم انتظار بگذارید
مرا به منصب و القاب سرخ سبز چه کار
شما تخلص تان را بهار بگذارید
به رسم خاطره پروانه های بیجان را
میان دفتر تان یادگار بگذارید
خوشا به حال شما دوچرخه رانی تان
مرا به چرخ زدن روی دار بگذارید
زمانه زهر هوا زهر خنده هایم زهر
مرا به حال خودم زهر مار بگذارید ..🔥🕊
#_عفیفباختری
دلم کرفته از این روزگار بگذارید
ولو نیاید و تا مرگ یاد من
مرا به حال خودم انتظار بگذارید
مرا به منصب و القاب سرخ سبز چه کار
شما تخلص تان را بهار بگذارید
به رسم خاطره پروانه های بیجان را
میان دفتر تان یادگار بگذارید
خوشا به حال شما دوچرخه رانی تان
مرا به چرخ زدن روی دار بگذارید
زمانه زهر هوا زهر خنده هایم زهر
مرا به حال خودم زهر مار بگذارید ..🔥🕊
#_عفیفباختری
🔥3❤1😢1
Forwarded from سماع با مولانا
در جهان سوم، حاکمان
از جیکجیکِ گنجشکان
و از انتشار رایحهی گلها
و بَقبَقِ کبوتران میهراسند؛
و دریا را—اگر پُرحرفی کند—
به زندان میافکنند.
برای حاکمانِ جهانِ سوم، دشوار است
که با اندیشه آشتی کنند
و قلم را تأیید...!
آیا گرگ میتواند با گوسفندان از درِ آشتی درآید؟
"نزار قبانی"
@SamaH_Ba_MawLana🌱
از جیکجیکِ گنجشکان
و از انتشار رایحهی گلها
و بَقبَقِ کبوتران میهراسند؛
و دریا را—اگر پُرحرفی کند—
به زندان میافکنند.
برای حاکمانِ جهانِ سوم، دشوار است
که با اندیشه آشتی کنند
و قلم را تأیید...!
آیا گرگ میتواند با گوسفندان از درِ آشتی درآید؟
"نزار قبانی"
@SamaH_Ba_MawLana🌱
❤1💯1
Forwarded from منارة الهدی
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در یکی از جنگها بود که جوانی آمد و گفت:
«ای رسول خدا! اگر در این جنگ کشته شوم، آیا گناهانم بخشیده میشود؟»
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود:
«آری، اگر در حال صبر و امید به پاداش خدا بجنگی، گناهانت پاک میشود.»
جوان گفت:
«من تا دیروز گناهکار بودم و کارهای بد میکردم، ولی اکنون توبه کردهام و میخواهم جانم را در راه خدا بدهم.»
جنگ آغاز شد. این جوان شجاعانه جنگید تا اینکه شهید شد.
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بالای پیکرش آمد و فرمود:
«او راست گفت و خدا به وعدهاش وفا کرد.»
یعنی همانگونه که آرزو داشت، خداوند تمام گناهان او را بخشید.
منبع: صحیح بخاری، کتاب الجهاد، حدیث شماره ۲۸۱۸ و روایات مشابه در صحیح مسلم
«ای رسول خدا! اگر در این جنگ کشته شوم، آیا گناهانم بخشیده میشود؟»
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود:
«آری، اگر در حال صبر و امید به پاداش خدا بجنگی، گناهانت پاک میشود.»
جوان گفت:
«من تا دیروز گناهکار بودم و کارهای بد میکردم، ولی اکنون توبه کردهام و میخواهم جانم را در راه خدا بدهم.»
جنگ آغاز شد. این جوان شجاعانه جنگید تا اینکه شهید شد.
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم بالای پیکرش آمد و فرمود:
«او راست گفت و خدا به وعدهاش وفا کرد.»
یعنی همانگونه که آرزو داشت، خداوند تمام گناهان او را بخشید.
منبع: صحیح بخاری، کتاب الجهاد، حدیث شماره ۲۸۱۸ و روایات مشابه در صحیح مسلم
🕊3❤2
Forwarded from مـــاهسخــــــن...💌📚 (عُلـیاٰمُخّــدِره.💌)
نجاتدهندهٔ اصلی خانوادهست.
با کسایی که خانوادهشان پناهشان نیست، مهربان باشید!
شما نمیفهمین زندگی برایشان چقدر سخت میگذره.
😶🌫
🤝5🕊1
شخصیت من خیلی عجیب است...
من از تنهایی لذت میبرم، ولی آدم اجتماعی هستم!
بعضی وقتا ساکت، بعضی وقتا پر حرف!
بعضی وقتا مهربانم، بعضی وقتا جدی ام!
بعضی وقتا چیزای بزرگی را میبخشم، بعضی وقتا از کنار چیزای خیلی کوچکِ رد نمیشم!
یک وقتایی پررو و یک وقتایی خجالتی..
یک چیزی که اصلا درکش برای خود من دشوار است...
دیگران کنار بمانند. :)
#دوشیزه_سادات
من از تنهایی لذت میبرم، ولی آدم اجتماعی هستم!
بعضی وقتا ساکت، بعضی وقتا پر حرف!
بعضی وقتا مهربانم، بعضی وقتا جدی ام!
بعضی وقتا چیزای بزرگی را میبخشم، بعضی وقتا از کنار چیزای خیلی کوچکِ رد نمیشم!
یک وقتایی پررو و یک وقتایی خجالتی..
یک چیزی که اصلا درکش برای خود من دشوار است...
دیگران کنار بمانند. :)
#دوشیزه_سادات
🤝4❤2💘1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
شخصیت من خیلی عجیب است... من از تنهایی لذت میبرم، ولی آدم اجتماعی هستم! بعضی وقتا ساکت، بعضی وقتا پر حرف! بعضی وقتا مهربانم، بعضی وقتا جدی ام! بعضی وقتا چیزای بزرگی را میبخشم، بعضی وقتا از کنار چیزای خیلی کوچکِ رد نمیشم! یک وقتایی پررو و یک وقتایی خجالتی..…
بیشتر اوقات هم دمدمی مزاج...
😁5❤1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
شخصیت من خیلی عجیب است... من از تنهایی لذت میبرم، ولی آدم اجتماعی هستم! بعضی وقتا ساکت، بعضی وقتا پر حرف! بعضی وقتا مهربانم، بعضی وقتا جدی ام! بعضی وقتا چیزای بزرگی را میبخشم، بعضی وقتا از کنار چیزای خیلی کوچکِ رد نمیشم! یک وقتایی پررو و یک وقتایی خجالتی..…
از نظر شما شخصیت من چگونه است؟
🔥2❤1🍓1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
دختر که باشی دوست داری همهش در چکر و تفریح باشی...
دختر که باشی دوست داری کسی به کارت کار نداشته باشد فقط مشغول خودت باشی ساکت …
و جایی نرفتن🤝
و جایی نرفتن🤝
💔7❤2🔥1🤝1
دخترک، شوق عبادت داشت.
بعد از شبهایی که دلش از همه چیز خسته میشد، دلش میخواست با خالقش خلوت کند آنهم نه در اتاق بسته بلکه زیر سقف آسمان در فضای باز جایی میان عطر گلها و نجواهای شبانهی برگها.
آن شب، برق هم نبود و همین خاموشی شعلهی شوق را در دلش بیشتر کرد.
در صحن حویلی گلهای رنگارنگ در اطراف، و تاک انگور با خوشههای سبزِ آویزان، فضای دلانگیزی ساخته بودند.
ماه، دلرباتر از همیشه، بر آسمان سرمهای نشسته بود و ستارهها چشمک میزدند.
دخترک، سجادهاش را بر زمین گسترد و قامت بست.
نیتش فقط یک رکعت نماز وتر بود مثل شبهایی که حال دلش سنگین میشد.
اما حتی خواندن نمازش هم با اهل خانه فرق داشت.
وقتی نماز عشاء را به پایان میبرد، برای وتر، سه رکعت را پیوسته میخواند بدون نشستن در قعدهی رکعت دوم.
مادرش بارها تذکر داده بود: «ما که اینگونه به تو یاد ندادهایم!»
اما دخترک، پیرو سنت بود، نه فقط آموختههای نسل پیش.
در دلش میگفت: «بسیاری آنگونه میخوانند که به ارث بردهاند اما من آنگونه میخوانم که محبوبم صلي الله عليه و آله و سلم خوانده...»
و افسوس...
کجاست آنکه بفهمد،
کسی که درک کند،
وقتی راهت با مسیر عادتها فرق دارد.
#دوشیزه_سادات
🥰4❤🔥2
هرچه قضاوت آنها درباره من سخت بوده باشد ، نمی دانند كه...
من بیشتر خودم را سخت تر قضاوت كرده ام.
❤2🔥2
❤3🤝2🕊1💊1
💯5🔥3❤1