چـکـامـهـ زار 🌘📜
457 subscribers
540 photos
76 videos
10 files
367 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
Forwarded from Harf Chat

سلام بر شما بانو.
راستش را رمان تان را خواندم و واقعاً خیلی خیلی عالی بود از هر نگاه به خصوص آیات و احادیثی و معلومات دینی را که جای دادین واقعاً که خلاق و زیبا نویس استین.
مانا بمانید.❤️

سوالی از کسانی که رمان تان را خواندن داشتم
میخایم بپرسم در مورد رمان تان چی گفتنی دارند؟
چه دختر و چه پسر گر چی پسران انقدر علاقه ندارند اما شاید حداقل یک پسری خوانده باشد.

منتظرم جواب های شان می‌باشم. 🙃
1😁1😍1
Harf Chat
‌ سلام بر شما بانو. راستش را رمان تان را خواندم و واقعاً خیلی خیلی عالی بود از هر نگاه به خصوص آیات و احادیثی و معلومات دینی را که جای دادین واقعاً که خلاق و زیبا نویس استین. مانا بمانید.❤️ سوالی از کسانی که رمان تان را خواندن داشتم میخایم بپرسم در مورد…
و علیکم‌السلام
سپاس از لطف و محبت‌تان. خوشحالم که رمان، نگاه شما را گرفت و دل‌تان را لمس کرد. 🌿
هر واژه‌اش از دل بود، و اگر بر دل نشست، لطف الله بود.

در مورد سوال تان:
منتظر نظرهای‌شان می‌مانم، چه دختر و چه پسر.
اگر حتی یک پسر هم خوانده باشد، خوشحال می‌شوم نظر شان را بدانم، چون نوشتن برای دل‌ها بود، نه فقط برای یک جنس خاص.
گر چی قبلاً بیان کردن اما باز هم اختیار دارند.
🍃
❤‍🔥1😁1
موهايمان در جوانى سفيد شد!
گفتند؛ ارثى است،
راست گفتند!
ما وارثان اضطراب در تاريخ بوديم!🌱🤍
💯2💔21
هر سحرم ز المکان میرسد ایـن ندا ندا
درگـه لطف بستـه نيست بندۀ مـن بيا بیا
1
#داستانک_یک_کانکورِ_دیگر
#حبیبه_امیری
#واقعی
#سایه🌚


شبِ گذشته، در جمعی خانوادگی، بی‌دغدغه‌ کنارِ هم غذا می‌خوردیم. می‌گفتیم، و می‌خندیدیم.
همه‌چیز ظاهراً خوب پیش می‌رفت، تا آن‌که برادر بزرگ‌ام صحبت از امتحان کانکور کرد. رو به برادر کوچکم کرد و پرسید، که چه احساسی دارد و قرار است کدام رشته را انتخاب کند؟
برادر کوچکم، با شور و شوقی که از نگاهش می‌بارید از علاقه‌اش به رشته حقوق گفت، از هیجان و استرس‌اش، و از بی‌میلی‌اش به غذای امشب.

بعد نگاهِ مملو از حزنِ برادرم سوی من چرخید و گفت:" ‌نیلاب‌جان، اگر تو هم کانکور داده بودی، اکنون سمستر پنجم دانشگاه‌ات می‌بود."
جمله‌ا‌ش ‌هم‌چون پیکان به قلبم اصابت کرد و طوفانِ درون‌ام را شعله‌ور ساخت.
برادر کوچکم گفت:" کاش می‌شد، امسال امتحان می‌دادی تا هم‌صنفی می‌شدیم. اما باز هم این فرصت برای شما داده نشد" و بعد با شیطنتی که در چشمانش موج می‌زد، گفت:" دلم برت سوخت."

اشک چشمانم را خیس کرده بود، اما نخواستم  این‌بار ببارند. فقط لبخند ملحی زدم و گفتم:" دلت به خودت بسوزد، اگر کامیاب نشوی، مادرم ترا خواهد کشت."
بعد ادامه دادم، که به خدا اعتماد دارم، شاید سرنوشتِ بهتری برایم رقم بزند.
برادرم که قصدِ اذیت من را داشت گفت:" با همین حرف‌ها خودت را بازی بده؛ حتی خدا هم دختران را دوست ندارد."
این حرف‌اش، روح و روانم را به‌هم زد.
"حتی خدا هم دختران را دوست ندارد"
اگر راست باشد چی؟

خواهرم از آن سوتر پرسید:" آیا واقعاً برای این بی‌سرنوشتی و این سرنوشت شوم غم می‌خوری؟
شنیدم دختران زیادی افسرده شده‌اند و بعضی‌ها هم قصد جان‌شان را کرده‌اند، خداوند دور داشته باشد."
در دل نجوا کردم: تو چه می‌دانی که در دل من چه‌ها می‌گذرد؟
تو چی می‌دانی که هر روز با دلِ پر امید چشم می‌گشایم؛ به این امید که شاید امروز یک دَر به‌رویِ‌مان باز بشود.
تو چی می‌دانی که هرشب را با این دعا می‌خوابم و هرصبح با همین دعا بیدار می‌شوم؟
تو چی می‌دانی، از روزهایی که اشک‌ام را می‌بلعم و تظاهر به خوشی می‌کنم؟
تو نمی‌دانی! هیچ‌کس نمی‌داند!
بالاخره گفتم:" البته که من هم انسانم، غم می‌خورم، تشویش می‌کنم، دل‌گیر می‌شوم؛ اما ایمان دارم که پشت هر شبِ تاریک، روشنایی است به زیبایی روز.
پشت هزار درِ بسته؛ حتماً درِ دیگری باز خواهد شد.
من ایمان دارم که خدایم بهترین‌ها را برایم در نظر دارد.”
خواهرم فقط لبخند زد و بحث همان‌جا خاتمه یافت.

در تصمیم خداوند همیشه خیر است، درست!
اما من نمی‌دانم، بی‌سرنوشتی، بدبختی، اسارت و قربانی بودن‌مان در این همه سال، چه خیری دارد؟

سه سال گذشت. سه سالی که هر روزش را به امید گذشتاندم، امیدی که دیگر دارد، رنگِ باورش را از دست می‌دهد.
سه سال... گفتنش آسان به نظر می‌رسد؛ اما در این سه سال، هر روز، هر ساعت، هر دقیقه منتظرِ یک خبر خوب ماندم،
منتظر بودم که چیزی در برابرِ ما تغییر کند؛ اما افسوس…
باز هم کانکور برگزار شد،
باز هم دختران بی‌سرنوشت ماندند،
باز هم دل‌ها شکستند،
باز هم آرزوها دفن شدند...
من دیگر حتا در خیالاتم هم پایایانِ این روزهایِ سیاه را تصور نمی‌توانم!
همه امید‌ها در من مُرده اند:
امید آزادی...
امید خوشبختی...
امید تحصیلِ دوباره...
🔥2💯2💔1
ای کاش والدین همان‌قدر که مراقب دختران‌شان هستند، نگاهی هم به پسران‌شان می‌داشتند.
همان‌قدر که می‌پرسند: «کجا می‌روی؟ با کی حرف زدی؟ چرا چنین پوشیدی؟»،
از پسرشان هم بپرسند که کجا می‌رود، با چه کسانی می‌گردد، دل کی را می‌شکند، و به چند دختر وعده‌ی دروغین داده است.

ای کاش همان‌طور که دختر را به ناموس بودن یاد می‌دهند، پسر را هم به غیرت، مسئولیت و انسان‌بودن بیاموزند.
نه اینکه یکی را در قفس تربیت کنند و دیگری را در خیابان‌ها رها.

ای کاش بدانند که انسان‌بودن جنسیت ندارد، و فساد از بی‌تربیتی پسران آغاز می‌شود، نه آزادی دختران.
و ای کاش می‌دانستند که اگر عدالت در خانه جاری بود، شاید حالا جامعه‌ای سالم‌تر، آرام‌تر، و انسانی‌تر داشتیم.

این دنیا پر از «ای کاش» است...
اما هنوز وقت داریم که «باید»‌ها را جایگزینش کنیم.

#دوشیزه_سادات
❤‍🔥4🔥1💯1
از کانال راضی هستین؟
Anonymous Poll
62%
خیلی
38%
نخیر
💯3
چـکـامـهـ زار 🌘📜
از کانال راضی هستین؟
خب آنهای که نخیر گفتین بفرمایید بگویید
چرا نخیر؟!😐


https://t.me/HarfChatBot?start=eb26f59ede5d
😁3
Forwarded from Harf Chat

دست نوشته های تان عالی هستند❤️
مانا و پویا بمانید.
1🥰1
Harf Chat
‌ دست نوشته های تان عالی هستند❤️ مانا و پویا بمانید.
سپاس از لطف‌تان.
حضورتان و دلگرمی‌تان باعث انگیزه‌ است.
ان‌شاءالله همیشه لایق این محبت‌ها باشم. 🤍
2❤‍🔥1
Forwarded from Harf Chat

یک خطای زبانی میشه نفرک های دور بَر کانال و گروه وقت ببینی سر کسی متن میمانن که ربطی هم نداره به موضوع و هر قسم چیز خطاب میکنن به ما. و صد رقم پرچسپ و اتهام میزنن سر شخص این کار خوب است بنظرتان؟ تماشاگران هم آماده چک‌چک کدن است خلاص!
Harf Chat
‌ یک خطای زبانی میشه نفرک های دور بَر کانال و گروه وقت ببینی سر کسی متن میمانن که ربطی هم نداره به موضوع و هر قسم چیز خطاب میکنن به ما. و صد رقم پرچسپ و اتهام میزنن سر شخص این کار خوب است بنظرتان؟ تماشاگران هم آماده چک‌چک کدن است خلاص!
اگر چیزی که گفته شده بی‌ربط به شماست، پس ضرورتی به ناراحتی نیست. ولی اگر احساس کردید که حرف‌ها به شما برخورده، شاید بهتر باشد به جای حمله یا قضاوت، کمی با دید بازتر و منطقی‌تر نگاه کنیم. هیچ‌کس بی‌دلیل قضاوت نمی‌شود، و گاهی واکنش‌ها، انعکاس رفتار خود ماست.

باز هم من معذرت میخایم از طرف آنها.
Forwarded from Harf Chat

بسیار یک کانال عالی دارین کس الله شما را به تمام آرزو هایتان برسانیتان انشاءالله و بنده را از دعای خیرتان فراموش نکنید کس که میگه نی حسودی میکنه مهم نیست حرفش
Harf Chat
‌ بسیار یک کانال عالی دارین کس الله شما را به تمام آرزو هایتان برسانیتان انشاءالله و بنده را از دعای خیرتان فراموش نکنید کس که میگه نی حسودی میکنه مهم نیست حرفش
سپاس از شما.
أللهم آمین همه‌ی مان را.
حتماً ان‌شاءالله.

خب دگه خیر باشد الله هدایت شان‌ کند و همه‌ی مان را.

انتقادات شان بالای چشم مشکلی ندارد.
باید انتقاد پذیر باشیم.🌚
Forwarded from Harf Chat

بخاطر که تمام نشرات تان یک قسم است هیچ فرق نداره بیخی بی سور است 😐
Harf Chat
‌ بخاطر که تمام نشرات تان یک قسم است هیچ فرق نداره بیخی بی سور است 😐
تا جاییکه من می‌بینم موضوعات مختلف و نشرات مختلف است.
ولی درک و فهم فرق می‌کند حتماً شما همه شان را یک‌ چیز می‌بینید.
😁2💔1
امروز فهمیدم اگر روزِ داکتر شوم دل و جرأت اش را دارم.😌
برعکس اشخاصی که فقط با دیدن خون ضعف می‌کنند. 😐
😐2😁1🙈1
Forwarded from Harf Chat

مه یک انتقاد دارم😕
چی وقت رمان دیگر تان را نشر می‌کنین؟
اصلاً رمانی در دست دارید؟😑

خیلی منتظرم هستم رمان دیگر تان چقسم است😕
😁1
Harf Chat
‌ مه یک انتقاد دارم😕 چی وقت رمان دیگر تان را نشر می‌کنین؟ اصلاً رمانی در دست دارید؟😑 خیلی منتظرم هستم رمان دیگر تان چقسم است😕
انتفاد تان بالای دو دیده.

الله اعلم.

بلی است ولی اینکه چی وقت نشر خواهد شد معلوم نيست.
چون مشغولیت ها زیاد است اصلاً وقت نمیشه، اما ان‌شاءالله سعی می‌کنم زود تر بنویسم.

پس همینطور منتظر بمانید😁
دیر آید درست آید.🫶
🥰1