چـکـامـهـ زار 🌘📜
454 subscribers
540 photos
75 videos
10 files
367 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
چـکـامـهـ زار 🌘📜
دختر که باشی، ممکن است پشت لبخند قشنگت، کلی بغض پنهان باشد.
دختر که باشی، باید هزار تا نقش بازی کنی؛ قوی، خوشحال، بی‌تفاوت…
❤‍🔥2🔥2🕊1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
دختر که باشی، از پسرایی که بلدن قشنگ حرف بزنند می‌ترسی.
دختر که باشی، نگرانِ همه آدمای مهم زندگیت میشی به جز خودت.
❤‍🔥3🔥1🕊1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
خب دیگر دختر بودن این سختی ها را دارد.
سکوت کردم!
چون هر حرفی اینجا گناه شمرده می شد🔥

#_صهراوی🕊
2
گاهی ضعیف و رنگ پریده،
گاهی قوی و پر نور،
ماه معنای انسان بودن را می‌فهمد.

#دوشیزه_سادات
🔥3
Forwarded from . (صهراᥫ᭡وی 🕊)
در دنیایی که یک انسان را از پروف اش قضاوت بکنید دیگر انصاف نیست!
#_صهراوی🕊
💯7
شب بکام🌚🍃
🕊53
سلام دوباره دوستای خوبم
یک مدت از تلگرام رفتم… نه چون دلم نمی‌خواست باشم، فقط چون باید یک کم فاصله می‌گرفتم، برای نوشتن… برای خلق یک قصه‌ای که دلم خیلی همرایش گره خورده بود.
حالا برگشتم، با دست خالی نه، با رمانی که کم‌کم شکل گرفت… اسمش بانوی حلال‌کُش است.
البته هنوز هم کامل نشده. می‌دانید که با کارهای خانه و گرفتاری‌های روزمره، واقعاً سخته هر روز بنویسم. ولی تا جایی که توانستم نوشتم، و حالا تصمیم گرفتم همان‌ها را با شما شریک شوم.
شاید تا وقتی آن بخش‌هایی که نوشتم را منتشر می‌کنم، بقیش هم کامل بشه…
شاید هم کمی زمان ببره، ولی قول می‌دم که دارم با همه‌ی وجودم برایش تلاش می‌کنم.
شاید بگین: یک رمان؟ این‌همه وقت؟
اما اگه بدانید هر صحنه را باید در ذهنم ببینم، حسش کنم، تصویر بسازم، گره‌ی داستان را ببافم، درد و عشق و ایمان و خشم را کنار هم بچینم…
آن‌وقت می‌فهمین چرا هر صفحه‌ش زمان می‌خواهد.
پس برگشتم... با قصه‌م، با عشقم به نوشتن، با تکه‌هایی از دلم که در کلمات قایم‌شدن.
ممنونم اگه هنوز اینجایین 🤍

#حسنا_سادات:))
3🥰3
خورشید سلام کرد ..و نوبت تو است بدرخشی🕊🍃
صبح بخیر💐
🔥6🥰1
-

کاش بتوانم کودکان را در قلبم پنهان کنم تا زمانی که جنگ ها به پایان برسند...🥲❤‍🩹
❤‍🔥3🔥21🕊1
تقدیم به

آن پیرزنی که یک بار به من گفت:

دو چیز را هرگز باور نکن: گریه ی زنان و دل مردان!

و دو چیز را نیز هرگز دروغ مپندار: دل زنان و گریه ی مردان!
تقدیم می کنم به آن زن بی سوادی که به من چیزی آموخت که حتی..
دانشگاه ها نیز آن را به من یاد نداد.
خود را مدیون او می دانم!
🔥3🥰3
همه گفتند؛چرا انقدر عصبی هستی ؟
هیچ کسی نپرسید «چی اذیتت کردت »چی در درونت میگذرد!
🔥

#_صهراوی🕊
4💔1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
مغزم میدان جنگ است…و هیچ اتش بس در کار نیست!🔥 #_صهراوی🕊
اگر گاهی عصبی تند میشوم !ببخش..
چون جای زخم های قدیمی هنوز درد میکند🔥

#_صهراوی🕊
🔥4🌚1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
اگر گاهی عصبی تند میشوم !ببخش.. چون جای زخم های قدیمی هنوز درد میکند🔥 #_صهراوی🕊
از من نخواه که نرمال باشم!
من چیز های را گذراندم که تو شاید از پهلویش عبور نکرده باشی!🔥
#_صهراوی🕊
4🌚1
هیچ‌کس نمی‌پرسد این دلِ همیشه‌خسته چرا این‌قدر ناآرام است. فقط قضاوت می‌کنند:
«چقدر زود عصبی می‌شود»،
«چرا نمی‌خندد؟»،
«نکند مشکل روانی دارد؟»

و من…
من فقط خسته‌ام از جنگ‌های درونی.
از فکرهایی که شب نمی‌خوابند، از بغض‌هایی که روز فرو می‌خورم.
من از کودکی یاد گرفتم درد را قورت دهم، زخم را پنهان کنم، و لبخند بزنم وقتی جانم فریاد می‌زند.

کسی نمی‌داند ذهنم چقدر شلوغ است.
چه‌قدر صدا در سرم می‌چرخد، چه‌قدر خسته‌ام از سکوتی که فریاد می‌زند.

من نرمال نیستم…
نه چون نمی‌خواهم،
چون هیچ‌کس نپرسید:
«چی شد که این‌طور شدی؟»

#_صهراوی🕊
🔥3💔2
چـکـامـهـ زار 🌘📜
هیچ‌کس نمی‌پرسد این دلِ همیشه‌خسته چرا این‌قدر ناآرام است. فقط قضاوت می‌کنند: «چقدر زود عصبی می‌شود»، «چرا نمی‌خندد؟»، «نکند مشکل روانی دارد؟» و من… من فقط خسته‌ام از جنگ‌های درونی. از فکرهایی که شب نمی‌خوابند، از بغض‌هایی که روز فرو می‌خورم. …
وای که چقدر آشناست این واژه‌ها...
انگار صدای دلی‌ست که سال‌هاست خاموش مانده ولی حالا کسی آن را نوشته.
می‌فهمم... از آن سکوت‌هایی که سنگین‌تر از فریادند.
از اشک‌هایی که فرو می‌روند نه برای اینکه درد نیست، بلکه چون کسی برای دیدنشان نیست.
تو تنها نیستی، ما زیادیم… کسانی که یاد گرفتند «قوی» بودن یعنی بلعیدن درد بی‌آنکه صدا درآوری.
کسی شاید نپرسید "چی شد که این‌طور شدی؟"
اما من می‌گویم:
«تو قوی‌ترین نسخه‌ای هستی که از خودت ساخته‌ای، و همین کافی‌ست برای افتخار».
بیا، از قضاوت‌ها عبور کنیم…
و به هم بگوییم: «خسته‌ای؟ بیا کمی کنار هم بیاساییم».
تو من را داري!
ما را داري...
4🔥2💯1