این روزا حس میکنم خوب نیستی
میشه بخاطر من امروز بخندی
هیچکسی اندوهی را از دلم در نیاورد
یا این حرف را برایم نزد و هیچکسی لبخندم را نخاست
فقط گوشه ای نشسته همه حرف های که خود من به ان احتیاج داشت را به دیگران زدم
اما کسی برایم نگفت فقط بخاطر من بخند
این من بودم درمان درد دیگران
اما درمان درد من حتی کسی که بماند خودم که شده نتوانستم ❤️🩹🥀
غایب نویس🖋
میشه بخاطر من امروز بخندی
هیچکسی اندوهی را از دلم در نیاورد
یا این حرف را برایم نزد و هیچکسی لبخندم را نخاست
فقط گوشه ای نشسته همه حرف های که خود من به ان احتیاج داشت را به دیگران زدم
اما کسی برایم نگفت فقط بخاطر من بخند
این من بودم درمان درد دیگران
اما درمان درد من حتی کسی که بماند خودم که شده نتوانستم ❤️🩹🥀
غایب نویس🖋
🔥1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
دیالوگ. 🧠مغز ؛او هم شاید حق داشته باشد 🫀قلب؛حق چی کدام حق ؟ 🧠مغز؛دور و بر او را بنگر این همه دختران زیبا 🫀قلب؛همم زمانی که این همه دختران زیبا وجود دارد پس چرا عاشق من شود همینطور ؟ 🧠مغز؛بله اه بلاخره فهمیدی! 🫀قلب؛فهمیدن اش درد داشت 🖤🥀 غایب نویس…
درونم جنگیست
میانِ دو اَرتش
عجیب آنکه هر دو را
فرمانده یکیست:
مَــن!
میانِ دو اَرتش
عجیب آنکه هر دو را
فرمانده یکیست:
مَــن!
❤1
بزرگترین تهدید؛ خطر از دست دادن
خود است، که به قدری بی سر و صدا
رخ میدهد که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده.
خود است، که به قدری بی سر و صدا
رخ میدهد که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده.
❤🔥1
میدانم خسته ای من..
اما این را هم بدان که رب الرحیم ات صبر هایت را بی جواب نمیگذارد …
حزن نامه ام 💌🗝
صهراوی 🕊
اما این را هم بدان که رب الرحیم ات صبر هایت را بی جواب نمیگذارد …
حزن نامه ام 💌🗝
صهراوی 🕊
💯1
هیچ موجودی به اندازه آدمیزاد نمیتواند تو رو از نیکی ات پشیمان بکند…❤️🔥
🔥1
از یک رفتارم نفرت دارم ..
هنگامی که یکی ناراحتم میکند متوانم جوابش را بدهم خیلی خوب هم میتوانم اما باز هم ترس
ترس اینکه مبادا ناراحت شود از من برای خدایش شکایت بکند …🖤🥀
#-حزن نامه ام💌🗝
صهراوی 🕊
هنگامی که یکی ناراحتم میکند متوانم جوابش را بدهم خیلی خوب هم میتوانم اما باز هم ترس
ترس اینکه مبادا ناراحت شود از من برای خدایش شکایت بکند …🖤🥀
#-حزن نامه ام💌🗝
صهراوی 🕊
🔥1🕊1
ولَيالٍ عَشرٍ
🌱 از بزرگترین و باشکوهترین فصلهای طاعت،
دههٔ ذیالحجه است؛
الله عظمت آن را بالا برد
و مقامش را گرامی داشت،
و به آن سوگند یاد کرد.
روزهای آن، باغهایی پربار و حاصلخیزند؛
هر خیری که در آن کاشته شود، بیتردید پاداشی بزرگ به بار میآورد.
پس خوشا به حال کسی که
در این ایام تلاش کند و کوشا باشد.
اللهم إجعل لنا فيها نصيباً من كل خير تقسمه
🌱 از بزرگترین و باشکوهترین فصلهای طاعت،
دههٔ ذیالحجه است؛
الله عظمت آن را بالا برد
و مقامش را گرامی داشت،
و به آن سوگند یاد کرد.
روزهای آن، باغهایی پربار و حاصلخیزند؛
هر خیری که در آن کاشته شود، بیتردید پاداشی بزرگ به بار میآورد.
پس خوشا به حال کسی که
در این ایام تلاش کند و کوشا باشد.
اللهم إجعل لنا فيها نصيباً من كل خير تقسمه
❤3❤🔥1
چه زیباست دغدغههای اهل قرآن..
گریه کردن به دلیل مشکل در حفظ کردن.
او گریه میکند چون در تلفظ یک بیت شعر مشکل دارد.
او به خاطر سختی که در داوری با آن مواجه شده بود، گریه میکند.
او گریه میکند چون دیر به خاطر میسپارد و زود فراموش میکند.
گریه می کند، چون آیه ای خوانده که لرزه بر اندامش افتاده است.
اهل قرآن، حتی نگرانیهایشان نیز دل را شاد میکند.
گریه کردن به دلیل مشکل در حفظ کردن.
او گریه میکند چون در تلفظ یک بیت شعر مشکل دارد.
او به خاطر سختی که در داوری با آن مواجه شده بود، گریه میکند.
او گریه میکند چون دیر به خاطر میسپارد و زود فراموش میکند.
گریه می کند، چون آیه ای خوانده که لرزه بر اندامش افتاده است.
اهل قرآن، حتی نگرانیهایشان نیز دل را شاد میکند.
❤🔥4❤1🔥1
چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
غصه ها فانی و باقی تو بخند
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند:)
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
غصه ها فانی و باقی تو بخند
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند:)
🌚3
امروز کارهای زیادی دارم، باید حافظهام را سلاخی کنم، روحام را منجمد کنم و سپس بیاموزم که دوباره زندگی کنم.
🕊4
ای عزیز من ، گذشتیم ولی چه فایده ما دیگر کلی تیکههای شکسته داریم.
💯3🔥1
یا محمّد (ص)، آمدهام از دردها و شکوههایم با تو بگویم... آیا شنوا خواهی بود؟
خدایم، انگار وقتی برای شنیدن نالههایم ندارد...
آه، میبینی ای رسول خدا؟ از شدت خستگی گاهی واژههایم بوی شکایت میگیرد، شاید حتی به مرز کفر نزدیک شود...
اما تو بشنو، تو واسطه باش، به پروردگارت بگو:
در این گوشهی دنیا، بندهای خسته و دلشکسته، از نامردیها، بیوفاییها و جفاهای روزگار به ستوه آمده است.
نَفَس کشیدن برایش سختتر از هر درد دیگری شده...
ای رسول مهربانی، شکوههایم بسیار است؛ شاید اگر مینوشتم، کتابی میشد از رنج و درد.
کاش در زمان تو میزیستم...
کاش هرگاه دلمان از این دنیا میگرفت، به سراغت میآمدیم و در پناه صداقت و مهربانیات آرام میگرفتیم...
غایبنویس 🖋🥀*
خدایم، انگار وقتی برای شنیدن نالههایم ندارد...
آه، میبینی ای رسول خدا؟ از شدت خستگی گاهی واژههایم بوی شکایت میگیرد، شاید حتی به مرز کفر نزدیک شود...
اما تو بشنو، تو واسطه باش، به پروردگارت بگو:
در این گوشهی دنیا، بندهای خسته و دلشکسته، از نامردیها، بیوفاییها و جفاهای روزگار به ستوه آمده است.
نَفَس کشیدن برایش سختتر از هر درد دیگری شده...
ای رسول مهربانی، شکوههایم بسیار است؛ شاید اگر مینوشتم، کتابی میشد از رنج و درد.
کاش در زمان تو میزیستم...
کاش هرگاه دلمان از این دنیا میگرفت، به سراغت میآمدیم و در پناه صداقت و مهربانیات آرام میگرفتیم...
غایبنویس 🖋🥀*
❤2