هیچکس به اندازه خانواده نمیتواند روح و روانت را نابود کند و آخرش هم بگوید ما صلاح ات را میخواهیم.
💔6🤝3🍓2💊1
از کجا می آمد؟
آن نگاه گیرا...
آن لبخند دلنشین
آن صدای گرم
از کجا می آمد غم هایت؟ و به کجا میرفت؟
راستی بانو،
نگفتید که چگونه
برق نگاهت دل ها را روشن میکرد؟
نگفتید آن همه مهربانی،
چگونه پشت چهره زیبای تان جمع شده بود؟
آن نگاه گیرا...
آن لبخند دلنشین
آن صدای گرم
از کجا می آمد غم هایت؟ و به کجا میرفت؟
راستی بانو،
نگفتید که چگونه
برق نگاهت دل ها را روشن میکرد؟
نگفتید آن همه مهربانی،
چگونه پشت چهره زیبای تان جمع شده بود؟
❤🔥3🔥1💔1🍓1💊1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
تویی که این را میخوانی کاش روز و شب های جوانی ات بدون کدام اضطراب و اندوه بگذرد...
تویی که این را میخوانی:
انشاءالله روز و شبی بیاید که بدون هیچگونه اضطراب و اندوهی بخوابی و بیدار شوی...
🔥4💔3🍓3❤🔥1💊1
Forwarded from ༆ نگـاھ ࢪویـایے ༆ (𝙿𝚊𝚜𝚑𝚝𝚘𝚘𝚗 𝚙𝚛𝚒𝚗𝚌𝚎𝚜𝚜)
خداوندا اگر در تقدیرم ازدواج را نوشته ای
چی نزدیک باشد و یا در آینده ای دور
برایم همسری عطا کن
نیک سیرت باشد...!
که بودنش مایه رنجم نشود
که من را در بنده گی ات یاری کند
و من نیز او را یاری دهم
دل پریشانم را جمع کند
و با هم وارد بهشت شویم!!
چی نزدیک باشد و یا در آینده ای دور
برایم همسری عطا کن
نیک سیرت باشد...!
که بودنش مایه رنجم نشود
که من را در بنده گی ات یاری کند
و من نیز او را یاری دهم
دل پریشانم را جمع کند
و با هم وارد بهشت شویم!!
❤🔥7💊4💯3😁2🙈1
در هیاهوی این جهان کاش قلم بودم
بر دستی میرقصیدم و میرقصیدم
بی باک و بی ترس
تا آنکه خون دلم میخشکید و در آخر در گوشه ای افتاده چشم از جهان میبستم.
بر دستی میرقصیدم و میرقصیدم
بی باک و بی ترس
تا آنکه خون دلم میخشکید و در آخر در گوشه ای افتاده چشم از جهان میبستم.
💊5🍓1
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
سلام دوستان عزیز
امید که همهتان جور و آرام باشید.
یک خواهش کوچک دارم؛
برایم دعا کنید، به دعاهایتان سخت نیاز دارم.
خدا خیرتان بدهد و دلهایتان همیشه آرام باشد
میشود این متن من را برایم در کانال نشر کنید تشکر!
سلام دوستان عزیز
امید که همهتان جور و آرام باشید.
یک خواهش کوچک دارم؛
برایم دعا کنید، به دعاهایتان سخت نیاز دارم.
خدا خیرتان بدهد و دلهایتان همیشه آرام باشد
میشود این متن من را برایم در کانال نشر کنید تشکر!
💯3🔥2🍓2
غمگین نیستم، زندگی ام را میگذرانم کار میکنم درس میخوانم...
اما اگر حالم را بپرسی و اگر اینجا بودی ساعت ها برایت میگریستم...
#دوشیزه_سادات
اما اگر حالم را بپرسی و اگر اینجا بودی ساعت ها برایت میگریستم...
#دوشیزه_سادات
💔8🍓2🔥1
💔6🔥2🍓2
میگفت: تو از خودت خیلی توقع داری،
و دلیل استرس بیش از حدت همین است!
توقع داری همیشه همه چیز را به عالی ترین شکل انجام بدهی،
و وقتی اینطور نمیشه از خودت بیزار میشی.
در چشمانم نگاه کرد و ادامه داد:
تو یک آدم معمولی هستی
نه خیلی باهوش نه خیلی بی عرضه!
آدمهای معمولی یک روز قوی ان یک روز ضعیف، یک روز همه چیز را خوب پیش میبرن و یک روز همه چیز را خراب می کنند و این طبیعی است.
هوای خودت را داشته باش.
چون اولین بار است که داری زندگی را تجربه میکنی...!
و دلیل استرس بیش از حدت همین است!
توقع داری همیشه همه چیز را به عالی ترین شکل انجام بدهی،
و وقتی اینطور نمیشه از خودت بیزار میشی.
در چشمانم نگاه کرد و ادامه داد:
تو یک آدم معمولی هستی
نه خیلی باهوش نه خیلی بی عرضه!
آدمهای معمولی یک روز قوی ان یک روز ضعیف، یک روز همه چیز را خوب پیش میبرن و یک روز همه چیز را خراب می کنند و این طبیعی است.
هوای خودت را داشته باش.
چون اولین بار است که داری زندگی را تجربه میکنی...!
ولی خب ای کاش میشد بیخیال بود اما نمیشود ناممکن است...
💔3🍓3🤝3🔥1🐳1
Forwarded from نُـکتـورا | بـانـوامـیـری
فوروارد کن، تا در فولدر قرار بگیری، و اینجا جوین باش! 🤍🦢
💊4🔥1
میگفت: گویا زیبایی در شعر نبوده در متون عربی هم نبوده بلکه همهی آن زیبایی ها در تو بودند در وجود تو...
#دوشیزه_سادات
#دوشیزه_سادات
🔥4🕊3💊3
در آیینه نگاه کرد به خودش به چشمانش که کمی از جام شراب نداشت! سرخ همانند رنگ خون...
به موهای بلند اش نگاه کرد، که سیاهی شان شب را خجل میکرد...
او را چه شده بود؟
این صورت،صورت او نبود...
با خود گفت پس چه شد آن همه زیبایی
چه بلایی بر سرش آمده بود
آدم ها ترس ها اضطراب و نگرانی های آینده از او چگونه موجودی ساخته بود
نه رنگِ به رخ داشت و نه رنگِ به لب.
شده بود مانند مرده های متحرك...!
#دوشیزه_سادات
به موهای بلند اش نگاه کرد، که سیاهی شان شب را خجل میکرد...
او را چه شده بود؟
این صورت،صورت او نبود...
با خود گفت پس چه شد آن همه زیبایی
چه بلایی بر سرش آمده بود
آدم ها ترس ها اضطراب و نگرانی های آینده از او چگونه موجودی ساخته بود
نه رنگِ به رخ داشت و نه رنگِ به لب.
شده بود مانند مرده های متحرك...!
#دوشیزه_سادات
💔4🔥3💊2🕊1😭1
چشمانش روز و شب همانند کاسهی خون بود...
پوستِ در لب هایش نمانده بود و ناخن هایش...
از بس که آنها را میجَوید، اصلاً نیازِ به ناخن گیر نداشت ...
موهای بلندش ژولیده و پریشان بود با حجم خیلی، کم...
حتی نای این را نداشت تا یکم به سر و وضع خود برسد برایش مهم نبود دیگران در موردش چه فکری میکنند و چه نه، چون حوصله نداشت نه حوصلهی دیگران را و نه حتی حوصلهی خود را.
در منجلاب گیر کرده بود در بلا تکلیفی ...
در رگ رگ اش بجای خون اضطراب و نگرانی جریان داشت.
حرف نمیزد...
گریه نمیکرد...
فقط به یک نقطهی کور و تاریک خیره میشد!
بیخواب نبود، اما مانند قبل ها خیلی هم نمیخوابید.
سر دردی...
قبلاً ها به آنانیکه از سر دردی می نالیدن میخندید و اما حالا همان درد شده بود دوست و رفیق جان جانی اش...!
گویا زندگی در این سن کم به کام اش تلخ شده بود و هیچ قند و شهدی نمیتوانست آنرا شیرین کند.
#دوشیزه_سادات
پوستِ در لب هایش نمانده بود و ناخن هایش...
از بس که آنها را میجَوید، اصلاً نیازِ به ناخن گیر نداشت ...
موهای بلندش ژولیده و پریشان بود با حجم خیلی، کم...
حتی نای این را نداشت تا یکم به سر و وضع خود برسد برایش مهم نبود دیگران در موردش چه فکری میکنند و چه نه، چون حوصله نداشت نه حوصلهی دیگران را و نه حتی حوصلهی خود را.
در منجلاب گیر کرده بود در بلا تکلیفی ...
در رگ رگ اش بجای خون اضطراب و نگرانی جریان داشت.
حرف نمیزد...
گریه نمیکرد...
فقط به یک نقطهی کور و تاریک خیره میشد!
بیخواب نبود، اما مانند قبل ها خیلی هم نمیخوابید.
سر دردی...
قبلاً ها به آنانیکه از سر دردی می نالیدن میخندید و اما حالا همان درد شده بود دوست و رفیق جان جانی اش...!
گویا زندگی در این سن کم به کام اش تلخ شده بود و هیچ قند و شهدی نمیتوانست آنرا شیرین کند.
#دوشیزه_سادات
💔3❤🔥2🌚2💊2🔥1
💔4🕊2💊2💯1
بخاطر اینکه استرسم کم بشه بعد سالها روی آوردم به گیم زدن ( Call of Duty )
برعلاوه اینکه استرسم کم نشد دو چند هم شد
و حالا شدم یک آدم استرسی و معتاد به گیم...!
(برای شما هم پیشنهاد میکنم کشتن کشتن مزه میده)
برعلاوه اینکه استرسم کم نشد دو چند هم شد
و حالا شدم یک آدم استرسی و معتاد به گیم...!
(برای شما هم پیشنهاد میکنم کشتن کشتن مزه میده)
😁2👻2💊2😭1💅1
چه بدانم، شاید اگر متن های که برایش نوشتم را میدید و یا اشعاری که در وصف اش سرودم را میخواند خودش با پا های خود سمت ام میآمد...
#دوشیزه_سادات
#دوشیزه_سادات
💊4💔3🤝1
💊3🙈2💅2
گفت:
فکر کن نویسنده ای عاشق بشود خب که چی؟
چه خواهد شد؟
گفتم: هیچی فقط خوشبخت تر از آن شخص در جهان پیدا نخواهد شد...
شخصی که نویسندهی عاشقش بشود خوشبخت ترین فرد جهان خواهد بود.
#دوشیزه_سادات
فکر کن نویسنده ای عاشق بشود خب که چی؟
چه خواهد شد؟
گفتم: هیچی فقط خوشبخت تر از آن شخص در جهان پیدا نخواهد شد...
شخصی که نویسندهی عاشقش بشود خوشبخت ترین فرد جهان خواهد بود.
#دوشیزه_سادات
💯6💅2💊2🙈1