چـکـامـهـ زار 🌘📜
451 subscribers
530 photos
75 videos
10 files
347 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
-هیچ نداریم جز قلم.
💘5💊2🕊1
خواستگار  داشت...
گفتن چرا ردش کردی؟
گفت: خیلی فقیره!
غیرِ پول چیز دیگه‌ای نداره!
❤‍🔥7🕊2🔥1
جا برای دل من نیست درین عصر ڪبود 
سادہ بودن صفتے خوب درین عصر نبود
🔥7🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍓7
چـکـامـهـ زار 🌘📜
قشنگی اش به این بود که در مقابل هر نوع حرام از خود محافظت می‌کرد. #دوشیزه_سادات
قشنگی اش به این بود، زمانیکه وِرد زبان همه‌ی هم‌سن و سالان اش آهنگ های افغانی و خارجی بود، وِرد زبان او آیات قرآن بود.

#دوشیزه_سادات
🍓5🔥3💘3
چـکـامـهـ زار 🌘📜
قشنگی اش به این بود، زمانیکه وِرد زبان همه‌ی هم‌سن و سالان اش آهنگ های افغانی و خارجی بود، وِرد زبان او آیات قرآن بود. #دوشیزه_سادات
قشنگی‌اش به این بود که وقتی ورد زبان هم‌سن‌وسال‌هایش ترانه‌های افغانی و خارجی بود، ورد زبان او آیات قرآن بود.

این قشنگ تره گمانم

#دوشیزه_سادات
🔥8💘4
بادبادکِ آبے
یکی که شروع میکنم به نامه نوشتن چون بیکار هستم.
هعییی دوست دارم روزی برسد که منم چنین بگم🚶‍♀
😭5
Forwarded from ᴇᴜᴘʜᴏʀɪᴀ νιвє🐾♥️.
چندان آرزویی نداشت و خیالات و آرزوهایی را هم که تاکنون حفظ کرده بود، خستگی از میان میبرد.

سقوط - آلبر کامو
🕊7
Forwarded from ᴇᴜᴘʜᴏʀɪᴀ νιвє🐾♥️.
من از زود سین کردن
شما برداشتی
به جز با شخصیت
بودن نمی‌کنم♥️💅🏻"★
💯11🍓2😁1
اما می‌دانید این من دوباره من شده
قبلا این من، من نبود گمانم یک مدتی.
آن منِ قبل کار های می‌کرد که اصلاً خوب نبود کار های که اصلاً به شخصیتش نمی‌خورد یک مدتی غرور اش را نجابتش و پاکی اش را از دست داده بود با کسانی که اصلاً ارزش نداشتن حرف می‌زد اما خب خوشحالم که دوباره منِ قبل در من زنده شد و الحمدلله بابت اش.
🕊4💘3🍓2
هم اجتماعیم هم نیستم، هم درونگرام هم نیستم،
کلا برای توصیف شخصیتم نیاز به یک سری واژه هست که هنوز ساخته نشده.
🍓6💅2
حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست
یا خوبتر از دیدن رویت کاریست

اندر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
هم پرتو تست هر کجا دلداریست

#مولانا
🍓6🔥2🕊2
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
و اینکه پسرای قوم پا به پای دخترا کار می‌کنند خیلی قشنگههههه
😁8😭3
امشب از آن شب‌های قشنگ بود...
ماه پشت ابرها قایم شده بود، آسمان زیبا و هوا دل‌چسب.
من هم مشغول بایسکل‌سواری بودم... واقعاً در دل شب حس دیگری داشت، مخصوصاً وقتی با پسرها بودیم
هعییی الله خودش حفظ کند، هم لذت‌بخش بود و هم خطرناک!
این پسرها همان‌هایی‌اند که یکی‌شان می‌گوید "عزیزم"، دیگری "عشقم"... عاشق‌پیشه‌های تمام‌عیار اما نو چُندک و نوجوان!
بازی «جرأت یا حقیقت» هم با این گروه رنگ دیگری داشت.
بالخصوص وقتی در بخش جرأت، ازت کارهایی می‌خواهند که... بگذریم!
ولی بودن با آن‌ها، خنده‌ها، شور و هیجان‌شان، همه‌چیزش واقعاً زیبا بود.


#خاطره_نویسی
🔥8💯2🍓1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
البته خودم بایسکل سواری یاد ندارم بدبختانه ولی امان از آن پسرا دگ...
اینها میگن:
نفسم در نفست، که نبودی بلایم د پَست😭😂💔
🕊4😭2🐳1🍓1👻1🤝1
بی‌شرف‌ها، ازمان می‌دزدید. پولمان را پس بدهید، هِی ازمان می‌دزدید. روزهایمان را به ما پس بدهید نانمان را به ما پس بدهید. زندگی‌مان را به ما پس بدهید.

• یانیس ریتسوس
🍓6🔥2
ولی میگم خواب عجیب واژه قشنگیه.
🙈7🕊1