Forwarded from هیاهو| ریتا سوری
باد برید
سنگ گریست
درهها
لبریز از غیبتِ مرد شدند.
خورشید نشست
شب قد کشید
ابر بارید
کوهها در فراق زار زدند
هندوکش خموش شد
رودها خون گریستند
وطن
یتیم ماند.
#ریتا_سوری
#سپید
t.me/su_rita
سنگ گریست
درهها
لبریز از غیبتِ مرد شدند.
خورشید نشست
شب قد کشید
ابر بارید
کوهها در فراق زار زدند
هندوکش خموش شد
رودها خون گریستند
وطن
یتیم ماند.
#ریتا_سوری
#سپید
t.me/su_rita
❤🔥3
Forwarded from •رادیو سار•
واسأل خيالك:
و از رویای خود بپرس
هل كان يعلم أن طريقك هذا طويل ؟
آیا می دانست که راه تو چنین طولانی است ؟
- محمود درویش
@saar_radio
و از رویای خود بپرس
هل كان يعلم أن طريقك هذا طويل ؟
آیا می دانست که راه تو چنین طولانی است ؟
- محمود درویش
@saar_radio
❤🔥3
چشم من هرگز ندیدهست آدمی بی درد را
زندگی رنج مدامست، آدمی سرسخت باش . . !
زندگی رنج مدامست، آدمی سرسخت باش . . !
🔥1
رنج نباید تو را غمگین کند این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه می.کنند رنج قرار است تو را هوشیار تر کند به اینکه زندگیت نیاز به تغییر دارد. چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند رنجت را صرفا تحمل نکن رنجت را درک کن این فرصت بیداری است. وقتی آگاه شوی بیچارگیت تمام می شود.
❤2🔥1💯1
❤2
میگویند: لا يكن حُبُّك كَلَفا ولا بغضُك تلفا.
یعنی: در حب و بغض خود افراط و زیاده روی نکنید.
❤2
در تهکوی خانه مان چهارتا چوچه پشک است
چند روز قبل متوجه اش شدم
آنقدر ناز و چاقک استن که نگم دگ...
ولی تا نزدیک شان میشی ازت فرار میکنند 💔👩🦯
چند روز قبل متوجه اش شدم
آنقدر ناز و چاقک استن که نگم دگ...
ولی تا نزدیک شان میشی ازت فرار میکنند 💔👩🦯
❤2🔥2😢1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
من اگه یکی دیگه بودم خودمو میدیدم مخشو میزدم
نمیفهمم شماها چتونه.
نمیفهمم شماها چتونه.
🔥2😁2❤1
.
.
عشق هم بسیار یک چیز عجیب است
بی نماز ها را بر تهجد خواندن پر شوق میسازند….
❤🔥3🤝2🔥1
“فکر کنم به تراپی نیاز دارم”
تراپی : صحبت کردن با آدم مورد علاقم 🩶
تراپی : صحبت کردن با آدم مورد علاقم 🩶
❤🔥3🔥2❤1
«امیدوارم انسانی را بیابی، و حرف هایی را که ته دلت مانده و نمیتوانی به کسی بگویی را بدون ترس قضاوت شدن به او بگویی.»
❤3🔥1
Forwarded from دِژ
پدر میپرسد: «جملهٔ فوقالعادهای که توی کتاب آرزوهای بزرگ اثر چارلز دیکنز نوشته بود چی بود؟ شکستهدل... تو فکر میکنی خواهی مرد اما هرروز پساز آن روز وحشتناک به زندگی ادامه خواهی داد.»
واژههایی در اعماق آبی دریا – کت کرولی
❤4
Forwarded from منارة الهدی
کپشن: داوود از عامر روایت کرده است:
من از علقمه پرسیدم که آیا ابن مسعود در شب جنیان (آن شبی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با جنیان دیدار کرد) همراه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود؟
او (علقمه) گفت: نه، اما ما شبی با پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بودیم و ناگهان متوجه شدیم که ایشان ناپدید شدهاند. پس در درهها و کوهها به دنبال ایشان گشتیم و گفتیم: یا جنیان ایشان را بردهاند، یا به صورت پنهانی به قتل رسیدهاند.
راوی گفت: آن شب را به بدترین وضع ممکن گذراندیم. صبح که شد، دیدیم که ایشان از سمت کوه «حِری» بازمیگردند.
راوی نقل کرد که گفتیم: ای پیامبر خدا، ما دیشب شما را گم کردیم و به دنبالتان گشتیم ولی نیافتیمتان، و بدترین شب عمرمان را گذراندیم.
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: دعوتکنندهای از طرف جنیان نزد من آمد و من با او رفتم و قرآن را برای آنان تلاوت کردم.
راوی گفت: سپس با ما آمد و جای نشستن جنیان و خاکستر آتششان را به ما نشان داد.
جنیان از ایشان درباره روزی خود سؤال کردند و پیامبر فرمودند: هر استخوانی که نام خدا بر آن برده شده باشد، روزی شماست. آن هنگام که در دستتان میافتد، با گوشت پوشیده خواهد بود؛ و سرگین شتران خوراک حیوانات شماست.
پیامبر خدا فرمودند: با این چیزها (استخوان و سرگین) استنجا نکنید، زیرا اینها خوراک برادران شما (جنیان) هستند.
منبع: صحیح مسلم، حدیث شماره 450 الف
#معجزات_پیامبر #سیره_نبوی #عالم_جن #اسلام
من از علقمه پرسیدم که آیا ابن مسعود در شب جنیان (آن شبی که پیامبر صلی الله علیه وسلم با جنیان دیدار کرد) همراه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بود؟
او (علقمه) گفت: نه، اما ما شبی با پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بودیم و ناگهان متوجه شدیم که ایشان ناپدید شدهاند. پس در درهها و کوهها به دنبال ایشان گشتیم و گفتیم: یا جنیان ایشان را بردهاند، یا به صورت پنهانی به قتل رسیدهاند.
راوی گفت: آن شب را به بدترین وضع ممکن گذراندیم. صبح که شد، دیدیم که ایشان از سمت کوه «حِری» بازمیگردند.
راوی نقل کرد که گفتیم: ای پیامبر خدا، ما دیشب شما را گم کردیم و به دنبالتان گشتیم ولی نیافتیمتان، و بدترین شب عمرمان را گذراندیم.
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: دعوتکنندهای از طرف جنیان نزد من آمد و من با او رفتم و قرآن را برای آنان تلاوت کردم.
راوی گفت: سپس با ما آمد و جای نشستن جنیان و خاکستر آتششان را به ما نشان داد.
جنیان از ایشان درباره روزی خود سؤال کردند و پیامبر فرمودند: هر استخوانی که نام خدا بر آن برده شده باشد، روزی شماست. آن هنگام که در دستتان میافتد، با گوشت پوشیده خواهد بود؛ و سرگین شتران خوراک حیوانات شماست.
پیامبر خدا فرمودند: با این چیزها (استخوان و سرگین) استنجا نکنید، زیرا اینها خوراک برادران شما (جنیان) هستند.
منبع: صحیح مسلم، حدیث شماره 450 الف
#معجزات_پیامبر #سیره_نبوی #عالم_جن #اسلام
❤2