Forwarded from عالم افکارم 🎀
این روزها عادتهای عجیبی پیدا کردهام؛
سخنانی بر زبانم جاری میشود که گاهی احساس میکنم در شأن من نیست. آه… این زبان! میترسم روزی همین زبان مرا به نابودی بکشاند.
همه از من شکایت دارند؛
یکی میگوید: «زبانت نیش دارد!»
دیگری میگوید: «این زبان نیست، تیغ بُرنده است!»
و بعضی حتی میگویند: «خوب میکنی که اینطور زباندار هستی، در این زمانه بدون زبان به جایی نمیرسی!»
اما حقیقت این است که گاهی همین زبان بلا میآفریند. کار به جایی رسیده که حتی پروندهام به اداره کشیده شد و مدیرم گفت:
«این دختر، همان دختر سال قبل نیست!»
و راست میگفت… این من نبودم، نیستم و نمیخواهم باشم.
میدانم بخشی از تقصیر با خودم است، اما بخشی هم به اطرافم برمیگردد.
آخر میگویند: «با ما نشینی ما شوی، با دیگ نشینی سیاه شوی»…
اما در دل میترسم…
میترسم حدیث بدانم و به آن عمل نکنم؛
میترسم محبوبم، پیامبر مهربانم ﷺ در روز قیامت از من گله کند.
همان پیامبری که فرمود:
> المسلمُ مَنْ سَلِمَ المسلمونَ مِنْ لِسانِهِ و يَدِهِ
«مسلمان کسی است که دیگر مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.»
و در جایی دیگر فرمود:
> مَنْ كانَ يُؤْمِنُ باللهِ واليَومِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا أَوْ لِيَصْمُتْ
«هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، یا سخن نیک بگوید یا سکوت کند.»
پس چرا من، که این احادیث را میدانم، باز هم در دام زبانم گرفتار میشوم؟
گاهی بعد از هر کلام تندی که میگویم، قلبم میلرزد و پشیمانی مثل موجی سنگین بر من میریزد.
از الله میخواهم…
به من صبری بدهد که در سکوت آرام بگیرم،
به من توانی بدهد که زبانم را مهار کنم،
و به من نوری عطا کند تا پیش از گفتن، بیندیشم.
دیگر نمیخواهم دختر سال قبل نباشم؛
میخواهم دوباره خودم را پیدا کنم،
همان منی که قلبی آرام داشت و زبانی نرم…
عاجز...😶🌫😕
سخنانی بر زبانم جاری میشود که گاهی احساس میکنم در شأن من نیست. آه… این زبان! میترسم روزی همین زبان مرا به نابودی بکشاند.
همه از من شکایت دارند؛
یکی میگوید: «زبانت نیش دارد!»
دیگری میگوید: «این زبان نیست، تیغ بُرنده است!»
و بعضی حتی میگویند: «خوب میکنی که اینطور زباندار هستی، در این زمانه بدون زبان به جایی نمیرسی!»
اما حقیقت این است که گاهی همین زبان بلا میآفریند. کار به جایی رسیده که حتی پروندهام به اداره کشیده شد و مدیرم گفت:
«این دختر، همان دختر سال قبل نیست!»
و راست میگفت… این من نبودم، نیستم و نمیخواهم باشم.
میدانم بخشی از تقصیر با خودم است، اما بخشی هم به اطرافم برمیگردد.
آخر میگویند: «با ما نشینی ما شوی، با دیگ نشینی سیاه شوی»…
اما در دل میترسم…
میترسم حدیث بدانم و به آن عمل نکنم؛
میترسم محبوبم، پیامبر مهربانم ﷺ در روز قیامت از من گله کند.
همان پیامبری که فرمود:
> المسلمُ مَنْ سَلِمَ المسلمونَ مِنْ لِسانِهِ و يَدِهِ
«مسلمان کسی است که دیگر مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.»
و در جایی دیگر فرمود:
> مَنْ كانَ يُؤْمِنُ باللهِ واليَومِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا أَوْ لِيَصْمُتْ
«هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، یا سخن نیک بگوید یا سکوت کند.»
پس چرا من، که این احادیث را میدانم، باز هم در دام زبانم گرفتار میشوم؟
گاهی بعد از هر کلام تندی که میگویم، قلبم میلرزد و پشیمانی مثل موجی سنگین بر من میریزد.
از الله میخواهم…
به من صبری بدهد که در سکوت آرام بگیرم،
به من توانی بدهد که زبانم را مهار کنم،
و به من نوری عطا کند تا پیش از گفتن، بیندیشم.
دیگر نمیخواهم دختر سال قبل نباشم؛
میخواهم دوباره خودم را پیدا کنم،
همان منی که قلبی آرام داشت و زبانی نرم…
عاجز...😶🌫😕
🔥3❤1💘1
عالم افکارم 🎀
این روزها عادتهای عجیبی پیدا کردهام؛ سخنانی بر زبانم جاری میشود که گاهی احساس میکنم در شأن من نیست. آه… این زبان! میترسم روزی همین زبان مرا به نابودی بکشاند. همه از من شکایت دارند؛ یکی میگوید: «زبانت نیش دارد!» دیگری میگوید: «این زبان نیست، تیغ بُرنده…
دیگری آمده و میگه حتی جی پی تی پیش زبان تو هیچ است!
پیش تو حتی او جام میکند دیگرا خو د جای شان بمانند💔😐😶🌫
توبه استغفرالله 😭
پیش تو حتی او جام میکند دیگرا خو د جای شان بمانند💔😐😶🌫
توبه استغفرالله 😭
😁5😐2
خواب میآید و در چشم نمییابد راه؛
یک طرف اشک رهش بسته و یک سوی خیال..!
یک طرف اشک رهش بسته و یک سوی خیال..!
-هوشنگ ابتهاج.
🔥4
Forwarded from ༆ نگـاھ ࢪویـایے ༆
تولد مبارک باشه عزیز دلم!
امروز تنها روز تولد تو نیست، بلکه روزیست که خداوند یکی از خاصترین بندههایش را به دنیا فرستاد... ♥️
کسی که با وجودش لبخند، مهربانی و آرامش را به قلب دیگران میاره.
دعا میکنم خداوند برایت عمر دراز، دل آرام، لب همیشه خندان و روزهای پر از خوشی و اتفاقهای زیبا نصیب کند.
امسال نهتنها به آرزوهایی که نرسیدی برسی، بلکه چیزهایی نصیبت شود که حتی در خیالت هم نمیگنجید. 🤍🎀
و دلت هیچگاه از غم و اندوه نباشه، چون تو لایق بهترینهایی! 🫶🏻🫀👩❤️👩
امروز تنها روز تولد تو نیست، بلکه روزیست که خداوند یکی از خاصترین بندههایش را به دنیا فرستاد... ♥️
کسی که با وجودش لبخند، مهربانی و آرامش را به قلب دیگران میاره.
دعا میکنم خداوند برایت عمر دراز، دل آرام، لب همیشه خندان و روزهای پر از خوشی و اتفاقهای زیبا نصیب کند.
امسال نهتنها به آرزوهایی که نرسیدی برسی، بلکه چیزهایی نصیبت شود که حتی در خیالت هم نمیگنجید. 🤍🎀
و دلت هیچگاه از غم و اندوه نباشه، چون تو لایق بهترینهایی! 🫶🏻🫀👩❤️👩
🔥3
از ته دل ممنونم عزیزترینم!
پیامت پر از عشق و انرژی مثبت بود، قلبم گرم شد به داشتن دوستی مثل تو.
دعاهای قشنگت را با تمام وجودم آمین گفتم،
و انشاءالله، الله چند برابرش را در زندگی خودت جاری کنه.
بودنت برایم نعمت است 🤍🌸»
پیامت پر از عشق و انرژی مثبت بود، قلبم گرم شد به داشتن دوستی مثل تو.
دعاهای قشنگت را با تمام وجودم آمین گفتم،
و انشاءالله، الله چند برابرش را در زندگی خودت جاری کنه.
بودنت برایم نعمت است 🤍🌸»
🥰2🔥1
پیشِ مردم کج مکن"گردن"کہ حیرانت کنند
آبرویت برده و بدتر پریشانت کنند
سفره دل باز کن درهنگام سجود،
پیشِ " اللهﷻ" کن گدایی تا کہ
"سلطانت" کند..✨
آبرویت برده و بدتر پریشانت کنند
سفره دل باز کن درهنگام سجود،
پیشِ " اللهﷻ" کن گدایی تا کہ
"سلطانت" کند..✨
❤3
این تصویر، در ژرفای دلام جای گرفته و دیگر راهی برای بیرون شدن ندارد؛
گویی قصهایست از دستهایی که به حلال درهم گره خوردهاند،
و دلهایی که در روشنایی ایمان، به سوی فردا رواناند.
و چه زیباست، آنگاه که مرد زندگیات در سایهی نور و ایمانِ الله گام برمیدارد،
و تو، خرسند از اینکه چنین مردی در قسمتت نوشته شده،
غرق در تماشای او میمانی.
چنانکه رسولالله «ص» فرمودند:
«با مردی ازدواج کنید که مطیع اوامر الله باشد؛ مردی دیندار.
زیرا اگر مردی تو را دوست داشته باشد، آزارت نمیدهد، چون تو محبوب اویی؛
اما اگر مردی دیندار حتی دوستت هم نداشته باشد، برایت بهترین است،
چراکه به خاطر رضای الله با تو به نیکویی رفتار خواهد کرد.»
الله چنین مردانی را نصیب همهی دلهای پاک و دختران نیک بگرداند. ❤️🔥
#حسنیٰ_نوشت
گویی قصهایست از دستهایی که به حلال درهم گره خوردهاند،
و دلهایی که در روشنایی ایمان، به سوی فردا رواناند.
و چه زیباست، آنگاه که مرد زندگیات در سایهی نور و ایمانِ الله گام برمیدارد،
و تو، خرسند از اینکه چنین مردی در قسمتت نوشته شده،
غرق در تماشای او میمانی.
چنانکه رسولالله «ص» فرمودند:
«با مردی ازدواج کنید که مطیع اوامر الله باشد؛ مردی دیندار.
زیرا اگر مردی تو را دوست داشته باشد، آزارت نمیدهد، چون تو محبوب اویی؛
اما اگر مردی دیندار حتی دوستت هم نداشته باشد، برایت بهترین است،
چراکه به خاطر رضای الله با تو به نیکویی رفتار خواهد کرد.»
الله چنین مردانی را نصیب همهی دلهای پاک و دختران نیک بگرداند. ❤️🔥
#حسنیٰ_نوشت
🔥4🕊2
#افلاطون
برای جامعه (انسانیت و اخلاق) از نان شب هم واجبتر است ، اگر جامعه ای شكست اخلاقی خورد با هيچ نيرويی نمیتوان آن شكست را جبران نمود ...!!
برای جامعه (انسانیت و اخلاق) از نان شب هم واجبتر است ، اگر جامعه ای شكست اخلاقی خورد با هيچ نيرويی نمیتوان آن شكست را جبران نمود ...!!
❤5🕊1
Forwarded from بِیتٰابْ 💌
🕊4❤2
اگر از من بپرسند: «بهترین تولدت تا امروز کدام بوده؟»
بیهیچ درنگی میگویم: امسال، ۱۴۰۴.
چون امسال با انسانهایی آشنا شدم که خنده را روی لبانم کاشتند و لبخند را به دلم هدیه دادند.
از بهترین سالهای زندگیام بود؛ حتی اگر خسته بودم، حتی اگر دلم نمیخواست این روز را جشن بگیرم، اما بخاطر *آنها*، با جان و دل پذیرفتم.
از وقتی که رمان *أميرة القلب* را منتشر کردم، خواهران و دوستانی پیدا کردم که برایم از هزاران نعمت بیشترند.
و اینبار، نه فقط به نویسنده بودن، بلکه به بودن در کنار این دلهای مهربان، افتخار کردم.
هر بار که میدیدم کسی برایم متنی نوشته، با ذوق تبریک گفته، دلم ضعف میرفت از شوق…
دیدم کسانی را که ساعتها منتظر ماندند تا دقیقههای شب به ۱۲ برسد...
و کسی را دیدم که همیشه زود میخوابید، اما شب تولدم بیدار ماند تا از اولینها باشد...
نمیدانم با اینهمه محبت چه کنم؛
فقط میدانم که این تولد، رنگ دیگری داشت...
نه به خاطر شمعها، نه به خاطر عدد سنام...
بلکه بخاطر آدمهایی که بودنشان، نفسکشیدن این روز را برایم زیباتر کرد.
و من به خاطر *آنها*، تولدم را دوست داشتم.
خیلی بیشتر از همیشه.
بیهیچ درنگی میگویم: امسال، ۱۴۰۴.
چون امسال با انسانهایی آشنا شدم که خنده را روی لبانم کاشتند و لبخند را به دلم هدیه دادند.
از بهترین سالهای زندگیام بود؛ حتی اگر خسته بودم، حتی اگر دلم نمیخواست این روز را جشن بگیرم، اما بخاطر *آنها*، با جان و دل پذیرفتم.
از وقتی که رمان *أميرة القلب* را منتشر کردم، خواهران و دوستانی پیدا کردم که برایم از هزاران نعمت بیشترند.
و اینبار، نه فقط به نویسنده بودن، بلکه به بودن در کنار این دلهای مهربان، افتخار کردم.
هر بار که میدیدم کسی برایم متنی نوشته، با ذوق تبریک گفته، دلم ضعف میرفت از شوق…
دیدم کسانی را که ساعتها منتظر ماندند تا دقیقههای شب به ۱۲ برسد...
و کسی را دیدم که همیشه زود میخوابید، اما شب تولدم بیدار ماند تا از اولینها باشد...
نمیدانم با اینهمه محبت چه کنم؛
فقط میدانم که این تولد، رنگ دیگری داشت...
نه به خاطر شمعها، نه به خاطر عدد سنام...
بلکه بخاطر آدمهایی که بودنشان، نفسکشیدن این روز را برایم زیباتر کرد.
و من به خاطر *آنها*، تولدم را دوست داشتم.
خیلی بیشتر از همیشه.
🥰4🔥2❤🔥1
Forwarded from منارة الهدی
"اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ مَا سَأَلَكَ مِنْهُ نَبِيُّكَ مُحَمَّدٌ ﷺ وَنَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا اسْتَعَاذَ مِنْهُ نَبِيُّكَ مُحَمَّدٌ ﷺ وَأَنْتَ الْمُسْتَعَانُ، وَعَلَيْكَ الْبَلَاغُ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ"🌙
#دعا
بارالها! ما را از هر آنچه پيامبرت محمد ﷺ از درگاهت مسألت داشته بهرمند ساز،
و از شر هر آنچه پيامبرت محمد ﷺ از شرش پناه جسته در امان دار، تنها از تو استعانت و كمك مى جوييم و تنها تو برآورنده حاجاتى، و هيچ قدرت و نيرويى نيست مگر با يارى و مدد تو.#دعا
❤5
چـکـامـهـ زار 🌘📜
تبریکما باشد، بخیر بخوانیم! 😭🥹😂
مث دختر کاکای مه 🫣
کتاب مه میخرم مفت مفت او میخاند ….
کتاب مه میخرم مفت مفت او میخاند ….
😁4