و او از نسل بی پناهی های سربلند است
چه زیباست این جمله به دلم نشست🔥
چه زیباست این جمله به دلم نشست🔥
🔥6
گاهی باید کلمات را بیصدا نوشت،
تا کسی که نمیفهمد،
لااقل مزاحم آرامش نشود.
تا کسی که نمیفهمد،
لااقل مزاحم آرامش نشود.
🔥4
🤝4
میگفت: بودن تو در این سیاره باارزش است.
پس قول بده، بعد از یک روزِ خستهکن، رو به آیینه بایستی و با لبخند به خودت بگویی:
«تو قوی بودی، و هنوز هم هستی.»
#دوشیزه_سادات
پس قول بده، بعد از یک روزِ خستهکن، رو به آیینه بایستی و با لبخند به خودت بگویی:
«تو قوی بودی، و هنوز هم هستی.»
#دوشیزه_سادات
🥰5❤1🔥1
موهایش را جمع کرد و آرام بهسوی آیینه قدم برداشت.
همینکه چشمش به تصویر خود افتاد، لحظهای از دیدن خویش ترسید…
موهایی پریشان، چشمانی به لون سرخ و رگهایی برجسته تر که گویی از عصیان لبریز بودند و چشمانش را سرکش تر ترسناک تر کرده بود
باز هم همان حالِ همیشگی...
اعصابی بههمریخته، روحی آشفته، و نگاهی که فریاد خاموشی را در خود پنهان کرده بود.
انگار هر بار که اندکی آرامش مییافت، فردا کسی پیدا میشد تا آن آرامش را درهم بشکند
و دوباره "وحشی"اش کند…
#غایب_نویس 🖋
همینکه چشمش به تصویر خود افتاد، لحظهای از دیدن خویش ترسید…
موهایی پریشان، چشمانی به لون سرخ و رگهایی برجسته تر که گویی از عصیان لبریز بودند و چشمانش را سرکش تر ترسناک تر کرده بود
باز هم همان حالِ همیشگی...
اعصابی بههمریخته، روحی آشفته، و نگاهی که فریاد خاموشی را در خود پنهان کرده بود.
انگار هر بار که اندکی آرامش مییافت، فردا کسی پیدا میشد تا آن آرامش را درهم بشکند
و دوباره "وحشی"اش کند…
#غایب_نویس 🖋
🔥2❤🔥1
هیچ وقت شخصی را آنقدر دوست نداشته باشید،که وقتی همراه تان سرد رویه و رفتار میکند، چشمان تان پر اشک بشود.
#دوشیزه_سادات
#دوشیزه_سادات
🔥3🤝1
هیچ چیز ابدی نیست؛ نه لبخند های از ته دل و نه غمهای نفس گیر. در لحظه ها زندگی کنیم اما به هیچ لحظه ای دل نبندیم.
🔥1💯1
شاه بیت امروز این باشد؟
هر کجا کردم محبت، غرقِ محنت شد دلم!
یا من این حکمت ندانم، یا محبت باب نیست.
هر کجا کردم محبت، غرقِ محنت شد دلم!
یا من این حکمت ندانم، یا محبت باب نیست.
🔥3
«مدتهاست که دیگر دلیلی برای گفتن نیست؛
همه چیز در سکوت افتاده
و هیچکس نفهمید چه چیزهایی نگفته ماند.»
همه چیز در سکوت افتاده
و هیچکس نفهمید چه چیزهایی نگفته ماند.»
🔥2
Forwarded from عالم افکارم 🎀
🔥2💔2
قهر میکنیم تا بفهمانیم دوستش داریم،
گریه میکنیم تا بگوییم دوستش داریم،
میرویم تا بفهمد دوستش داریم!
خیلیها عاشقند، اما شاید
مترجمان خوبی نباشند!
کاش «دوستت دارم»،
همان دوستت دارمِ ساده بود.
گریه میکنیم تا بگوییم دوستش داریم،
میرویم تا بفهمد دوستش داریم!
خیلیها عاشقند، اما شاید
مترجمان خوبی نباشند!
کاش «دوستت دارم»،
همان دوستت دارمِ ساده بود.
🔥2
𐙚 🪷گل کویر
به دلیل تولدم امشب پایان رمان را منتشر ساختم. ورنه باید فرداشب ختم میشد. هدیه از طرف من😁❤️
زاد روزت مبارک! 🎉
برایت یک عمر آرامش، دلِ خوش، دعاهای مستجاب و لبخندهای بیدلیل آرزو دارم.
باشد که سال پیشِ رو، پُر از برکت، موفقیت و عشق باشد.
تولدت هزار بار مبارک بهشت عزیز! 💫❤️
برایت یک عمر آرامش، دلِ خوش، دعاهای مستجاب و لبخندهای بیدلیل آرزو دارم.
باشد که سال پیشِ رو، پُر از برکت، موفقیت و عشق باشد.
تولدت هزار بار مبارک بهشت عزیز! 💫❤️
🥰2
Forwarded from 𐙚 🪷گل کویر
رمان - حیات عشق.pdf
2.3 MB
خلاصه رمان:
روایتگر داستان دختریست از همین جامعه؛ دختری زیبارو، رؤیاپرداز، از جنس آرامش و لطافتِ عشق.
و پسری از قوم پشتون، که تنها با یک نگاه، دلش به اسارت چشمان آن دختر درمیآید.
اما آیا در سرنوشت این دو، وصالی نگاشته شده؟
یا تقدیر، مسیر دیگری را برایشان رقم خواهد زد؟
در لابهلای این داستان، با واقعیتهایی تلخ از جامعه، با نابرابریها و حقوق پایمالشده دختران روبهرو خواهید شد.
لحظهلحظهاش حقیقت است؛ تلخ، اما آغشته به عطر حيات و عشق...
روایتی پر از درد، پر از امید، و پر از عاشقانههایی که گاه اشکتان را جاری میسازد، گاه لبخندی پنهان بر لبتان مینشاند.
📚 نام: #حیات_عشق
✍️ نویسنده: #بهشت_ماندگار
📖 تعداد صفحات: 356
🗂 ترتیبکننده: عمر خان
روایتگر داستان دختریست از همین جامعه؛ دختری زیبارو، رؤیاپرداز، از جنس آرامش و لطافتِ عشق.
و پسری از قوم پشتون، که تنها با یک نگاه، دلش به اسارت چشمان آن دختر درمیآید.
اما آیا در سرنوشت این دو، وصالی نگاشته شده؟
یا تقدیر، مسیر دیگری را برایشان رقم خواهد زد؟
در لابهلای این داستان، با واقعیتهایی تلخ از جامعه، با نابرابریها و حقوق پایمالشده دختران روبهرو خواهید شد.
لحظهلحظهاش حقیقت است؛ تلخ، اما آغشته به عطر حيات و عشق...
روایتی پر از درد، پر از امید، و پر از عاشقانههایی که گاه اشکتان را جاری میسازد، گاه لبخندی پنهان بر لبتان مینشاند.
📚 نام: #حیات_عشق
✍️ نویسنده: #بهشت_ماندگار
📖 تعداد صفحات: 356
🗂 ترتیبکننده: عمر خان
❤1🔥1😢1🕊1🍓1
Forwarded from .
https://t.me/HarfChatBot?start=bc48f8d208ea
اگه بخواهید منرا در یک جمله یا یک کلمه توصیف کنید،
چی مینویسید؟
(بدون تعارف، بیپرده، چهتعریف چهنقد🌱)
دوست دارم بدانم از نگاه شما، من چگونه آدمیام؟
🕊️
اگه بخواهید منرا در یک جمله یا یک کلمه توصیف کنید،
چی مینویسید؟
(بدون تعارف، بیپرده، چهتعریف چهنقد🌱)
دوست دارم بدانم از نگاه شما، من چگونه آدمیام؟
🕊️
🥰2
میخواهم برگردم...
کاش اصلاً وارد این راه نمیشدم، کاش در همین آغاز، قدم به این دنیا نمیگذاشتم.
کاش هیچگاه نوشتههایم را در هیچجا به اشتراک نمیگذاشتم.
از همان ابتدا میترسیدم…
میترسیدم مسخرهام کنند، نکند کسی چیزی بگوید و دل نازکم ترک بردارد.
من، همان آدمیام که با یک جمله میشکند، اما لبخند میزند؛
همان که درد میکشد ولی سکوت میکند…
از قضاوتها همیشه هراسان بودم، حالا هم هستم.
نمیدانم راهی برای برگشت دارم یا نه،
اگر هم بروم، شاید دلی از من برنجد، کسی که وعده دادهام دیگر رهایش نمیکنم…
اما یک چیز را خوب میدانم:
از نوشتن دست نمیکشم!
نوشتن برایم نفس است؛
تنها راهیست که میتوانم خودم را زنده نگه دارم.
حتی اگر هزار قضاوت، هزار نگاه سنگین، هزار سکوت سرد سراغم بیاید…
نوشتن، زخمهایم را تسکین میدهد؛
کلماتی که کسی نمیشنود، اما من برایشان زندگی میکنم.
نه برای دیده شدن، نه برای لایک یا تشویق، فقط برای دلم.
برای آن دختری که شبها با قلمش میگرید،
و روزها با همان دردها، میخندد.
اگر هم برگردم،
به دنیایی برمیگردم که ساکت است، امن است، و در آن کسی قضاوتم نمیکند.
جایی که فقط منم و واژههایم… و خدایی که همهچیز را میفهمد.
#_صهراوی
والسلام
کاش اصلاً وارد این راه نمیشدم، کاش در همین آغاز، قدم به این دنیا نمیگذاشتم.
کاش هیچگاه نوشتههایم را در هیچجا به اشتراک نمیگذاشتم.
از همان ابتدا میترسیدم…
میترسیدم مسخرهام کنند، نکند کسی چیزی بگوید و دل نازکم ترک بردارد.
من، همان آدمیام که با یک جمله میشکند، اما لبخند میزند؛
همان که درد میکشد ولی سکوت میکند…
از قضاوتها همیشه هراسان بودم، حالا هم هستم.
نمیدانم راهی برای برگشت دارم یا نه،
اگر هم بروم، شاید دلی از من برنجد، کسی که وعده دادهام دیگر رهایش نمیکنم…
اما یک چیز را خوب میدانم:
از نوشتن دست نمیکشم!
نوشتن برایم نفس است؛
تنها راهیست که میتوانم خودم را زنده نگه دارم.
حتی اگر هزار قضاوت، هزار نگاه سنگین، هزار سکوت سرد سراغم بیاید…
نوشتن، زخمهایم را تسکین میدهد؛
کلماتی که کسی نمیشنود، اما من برایشان زندگی میکنم.
نه برای دیده شدن، نه برای لایک یا تشویق، فقط برای دلم.
برای آن دختری که شبها با قلمش میگرید،
و روزها با همان دردها، میخندد.
اگر هم برگردم،
به دنیایی برمیگردم که ساکت است، امن است، و در آن کسی قضاوتم نمیکند.
جایی که فقط منم و واژههایم… و خدایی که همهچیز را میفهمد.
#_صهراوی
والسلام
❤5🔥3
زنان وقتی عاشقمان هستند حتی بدترین اشتباهاتمان را هم میبخشند ، اما وقتی عشقی درمیان نباشد هیچ اعتباری به ما نمیدهند حتی به ویژگیهای خوبمان ...
~ انوره دو بالزاک
~ انوره دو بالزاک
💯5🕊1