چـکـامـهـ زار 🌘📜
451 subscribers
536 photos
75 videos
10 files
348 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
شخصیت تان را خیلی دوست دارم بانو🫶
می‌دانید هر وقت یک دختر محجبه و یا هم نقاب پوش را می‌بینم به یاد شما میفتم 🖤🫠
و میگم نکند همین دوشیزه سادات باشد🤭
🙈3
حرفینو - غیرفعال
شخصیت تان را خیلی دوست دارم بانو🫶 می‌دانید هر وقت یک دختر محجبه و یا هم نقاب پوش را می‌بینم به یاد شما میفتم 🖤🫠 و میگم نکند همین دوشیزه سادات باشد🤭
چه پیام دلگرم‌کننده و زیبایی... 🖤

این‌که یاد کسی با دیدن حجاب و وقار زنده شود، بزرگ‌ترین هدیه‌ای‌ست که می‌شود گرفت.

اگر حتی ذره‌ای از حجاب و وقار در نگاه شما با من پیوند خورده باشد، این برایم افتخاری‌ست از جنس نور...
شاید من همان دختر نقاب‌پوشی نباشم که می‌بینید،
اما اگر حجابم یادآور ایمان و عزت باشد،
پس الحمدلله راه را اشتباه نرفته‌ام...
و چقدر خوشحالم که در قلب‌هایی چون قلب مهربان تو، جای گرفته‌ام. 🤍🫶
😍3
حرف در مورد شخصیت شما شد بانو دوست دارم بدانم بقیه اعضای کانال شخصیت شما را چگونه می‌بینند!

اگر همه جواب دهند خوشحال میشم😊
بابت اینکه می‌خواهم بدانم آنچنان تصوری که من از شما دارم آیا دیگران هم دارند یا خیر!
😁3
چـکـامـهـ زار 🌘📜 pinned «https://t.me/HarfinoBot?start=9c785e66dbbd85d ناشناسم را دوباره فعال کردم! پیشنهاد، انتقاد، یاهم نظری داشتید در خدمتم:)))»
از منِ بزرگ برای منِ کوچک...


گاهی در خاموشی شب، از گوشه‌های ساکت دل صدایی برمی‌خیزد…
صدایی آشنا، اما سال‌ها بود که خاموش بود…
صدای همان کودک ساده‌دل که روزگاری با یک شیرینی شاد می‌شد، با یک نگاه غمگین…
امروز، می‌خواهم با تو سخن بگویم تو که زمانی من بودی… تو که هنوز در ژرفای جانم زنده‌ای…
تو هنوز همانی، همانی که مهربانی را به خوبی می‌شناختی،
اما فرق کرده‌ایم…
اکنون من، منی که از دل تو برآمده‌ام، پر از خشم و بغض‌های نگفته،
منی که دیگر چون تو نمی‌خندم، بی‌علت، بی‌خیال…
یادته آن زمان‌ها چه زود می‌بخشیدی؟ چه آسان از کنار زخم‌ها می‌گذشتی؟
حالا من هر زخم را تا استخوان حس می‌کنم…
می‌دانی چه تلخ است وقتی بفهمی پدرت قهرمان زندگی‌ات نبود؟
وقتی می‌فهمی مادرت، با تمام عشقی که دارد، هنوز درک نمی‌کند که تو با آن مقایسه‌ها چگونه خرد می‌شوی؟
نه، تو نمی‌فهمیدی…
آن زمان‌ها دنیا برایت تنها یک تکه آسمان آبی بود و یک عروسک پارچه‌ای،
اما اکنون… اکنون دنیا برای من پر از نگاه‌هایی است که می‌خواهند قضاوت کنند، پایین بکشند، بشکنند…
می‌دانی… تازه فهمیده‌ام که داشتن لباس و خوراک کافی نیست
کودکی نیازمند محبت است،
نوازش، آغوش، آرامش…
نه توبیخ، نه سرزنش، نه مقایسه با فرزندان دیگران…
من، به خاطر تو، به خاطر همه آنچه بر سرت آمد و سکوت کردی،
قول می‌دهم مادر خوبی باشم،
قول می‌دهم صدای فرزندم را بشنوم،
قول می‌دهم هیچ منِ کوچکی، چون تو، تنها نماند…
تو را درون خود نگه می‌دارم،
نه به عنوان زخمی خاموش،
بلکه چون نوری که راه را به من نشان می‌دهد…
بمان… تا فراموش نکنم از کجا آمده‌ام
و چرا باید قوی باشم…


#حسنا_راز_های_دل
3😐1
از بین آن‌همه نوشته‌ها فقط اینش درد داشت:
میدانی چه تلخ است وقتی بفهمی پدرت قهرمان زندگی‌ات نبود؟

وقتی می‌فهمی مادرت با تمام عشقی که دارد، هنوز درک نمی‌کند که تو با آن مقایسه‌ها چگونه خرد می‌شوی؟! 🖤
💔41
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
اما نیرویی او را وا می‌داشت بگریزد؛
به گوشه‌ای، دنجی، جایی دور از شهر،
دور از آدم‌ها.
🔥1🕊1
چه فایده‌ای دارد
نگران من باشی ولی از من دفاع نکنی؟
خیلی دوستم داشته باشی، اما من را نفهمی؟
جای خالی‌ام را حس کنی، اما سراغم را نگیری؟
چه فایده‌ای دارد؟
در بین وسایلت باشم اما مهم‌ ترینشان نباشم...

نزار قبانی
❤‍🔥22
روز قبل از استاد پرسیدم آیا عشق در اسلام جواز دارد؟

هیچی دگه گفت: اگر نظر مرا می‌خواهی نه !
گفتم نه در اسلام!
گفت: نمی‌دانم و تیر خود را آورد
ولی منم آدم کله شقِ هستم چندین بار پرسیدم تا اینکه گفت برایت خوب نیست بدانی در این سن!🫥
😁5
یکم شعر بخوانیم.
😍3
چـکـامـهـ زار 🌘📜
یکم شعر بخوانیم.
میگه که

نیست یک ساعت قرار این جانِ بی آرام را
یا رب آن آرامِ جانِ بی قرارِ من کجاست؟
❤‍🔥4
من نمی‌دانم چطوری میشه یک سری از آدما هرچی که دلشان می‌خواهد را میگن و قلب خیلی ها را با حرف‌هایشان خورد می‌کنند :)
من خودم خیلی وقتا وقتی می‌خواهم حتی جواب یکی که قلبم را شکسته بدهم به این فکر می‌کنم که اگر از حرفم ناراحت بشه چی ؟!
1
برايش نوشتم:
عزیزم، قربانِ غمِ دلِ کوچکت بروم.

برايم نوشت: عزیزم، آمین 😔🥹😁

🤦‍♀
😁1💔1
Forwarded from چـکـامـهـ زار 🌘📜 (〚M‌‌i‌‌s‌‌s‌‌ ‌‌༆ S‌‌a‌‌d‌‌a‌‌t‌‌]🦋)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى םבםב  وَعَلَى آلِ םבםב ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد🫀🖇️

  اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى םבםבٍ وَعَلَى آلِ םבםב ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد🫀🖇️

❤️🤍
❤‍🔥4
میان دو دلداده جدایی نیندازید!

در کتاب «عیون الأخبار» از ابن‌قتیبه رحمه‌الله آمده است:
«بادیه‌نشینی شترش را به مالک بن اسما فروخت.
وقتی پول را گرفت، نگاهی به شترش انداخت، اشک در چشمانش جمع شد و این شعر را خواند:
«ای ام‌معمر، گاهی نیازها از انسان چیزهایی را می‌گیرند که خدا آن‌ها را به سادگی به هرکس نمی‌بخشد!».
مالک [که این صحنه را دید، دلش سوخت و] به او گفت: «شترت را بردار و پولش هم برای خودت!».
دوست من، بزرگواری‌شان به جایی رسیده بود که حتی دلشان نمی‌آمد میان مردی و حیوانی که با او انس گرفته، جدایی بیندازند!
پس شما هم میان دو دلداده جدایی نیندازید؛ چراکه شکستن دل‌ها، درد جانکاهی دارد!
گمان نکنید که یک شخص چون نفس می‌کشد، حتماً زنده است؛ بلکه ببینید در دلش چه می‌گذرد!
چه بسیارند کسانی که میان مردم زنده‌اند؛ اما جنازهٔ خود را بر دوش می‌کشند!
بله، انسان بدون محبوبش هم زنده می‌ماند؛ اما از او بپرسید که چگونه زندگی می‌کند!

پیام‌هایی از تابعین رحمهم‌الله
نبشته: د. ادهم شرقاوی
ترجمه: خلیل الرحمن خباب

#پیام‌هایی_از_تابعین
❤‍🔥3