دیگر غزل به فکر تنآرایی تو نیست
طبعم حریف این همه زیبایی تو نیست
مفعول فاعلات مفاعیل شاعران؛
اندازهی قشنگی لالایی تو نیست
تو رمز و راز آن گل سرخی که کار من؛
هرگز میان باغ، شناسایی تو نیست،
ما هر دو ساکن قفس! اما بدون هم
تنهاییام شبیه به تنهایی تو نیست
حتی اگر شراب بریزی به کام من
تاثیر آن به قدرت گیرایی تو نیست
در آینه نگاه کن و پرده را بکش
این ماه، درخور شب رویایی تو نیست
میآیی و تمام غزلهای دفترم
زیباتر از تصور « می آیی» تو نیست .
طبعم حریف این همه زیبایی تو نیست
مفعول فاعلات مفاعیل شاعران؛
اندازهی قشنگی لالایی تو نیست
تو رمز و راز آن گل سرخی که کار من؛
هرگز میان باغ، شناسایی تو نیست،
ما هر دو ساکن قفس! اما بدون هم
تنهاییام شبیه به تنهایی تو نیست
حتی اگر شراب بریزی به کام من
تاثیر آن به قدرت گیرایی تو نیست
در آینه نگاه کن و پرده را بکش
این ماه، درخور شب رویایی تو نیست
میآیی و تمام غزلهای دفترم
زیباتر از تصور « می آیی» تو نیست .
❤🔥2🕊1🍓1
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
از قشنگی نوشتههایتان نگم که واقعاً عاشقِ تکتک واژههایتان هستم؛ اما این داستانک... حیران ماندهام که در وصفش چه بگویم. بعضی نوشتهها فقط خوانده نمیشوند، بلکه آدم آنها را حس میکند؛ این داستانک نیز دقیقاً از همانهاست. هر جملهاش بهجا، هر واژهاش دلنشین و هر تصویرش چنان زنده است که آدم را با خودش تا پایان میبرد.
و دربارهٔ کسانی که نقد کردند یا هرچه گفتند؛ نقد، اگر از روی دلسوزی و با احترام باشد، ارزش شنیدن دارد؛ اما هر سخنی الزاماً حقیقت نیست. گاهی آدمها چیزی را که با سلیقهٔ خودشان جور نمیآید، سریع نادرست مینامند. نوشتهای که احساس برانگیزد، خواه این احساس تحسین باشد یا حتی مخالفت، یعنی توانسته با خواننده ارتباط برقرار کند.
برای من اما این داستانک فقط چند سطر کنار هم نیست؛ ردّ احساس و ظرافت قلم شماست. بعضیها شاید فقط واژهها را ببینند، اما من پشت همان واژهها احساس و زحمتی را میبینم که نمیشود با چند جملهٔ انتقادی نادیده گرفت. پس بگذارید هرکس برداشت خودش را داشته باشد؛ قلمی که ارزش خواندن داشته باشد، همیشه موافق و مخالف خودش را خواهد داشت. 🤍🫠
از قشنگی نوشتههایتان نگم که واقعاً عاشقِ تکتک واژههایتان هستم؛ اما این داستانک... حیران ماندهام که در وصفش چه بگویم. بعضی نوشتهها فقط خوانده نمیشوند، بلکه آدم آنها را حس میکند؛ این داستانک نیز دقیقاً از همانهاست. هر جملهاش بهجا، هر واژهاش دلنشین و هر تصویرش چنان زنده است که آدم را با خودش تا پایان میبرد.
و دربارهٔ کسانی که نقد کردند یا هرچه گفتند؛ نقد، اگر از روی دلسوزی و با احترام باشد، ارزش شنیدن دارد؛ اما هر سخنی الزاماً حقیقت نیست. گاهی آدمها چیزی را که با سلیقهٔ خودشان جور نمیآید، سریع نادرست مینامند. نوشتهای که احساس برانگیزد، خواه این احساس تحسین باشد یا حتی مخالفت، یعنی توانسته با خواننده ارتباط برقرار کند.
برای من اما این داستانک فقط چند سطر کنار هم نیست؛ ردّ احساس و ظرافت قلم شماست. بعضیها شاید فقط واژهها را ببینند، اما من پشت همان واژهها احساس و زحمتی را میبینم که نمیشود با چند جملهٔ انتقادی نادیده گرفت. پس بگذارید هرکس برداشت خودش را داشته باشد؛ قلمی که ارزش خواندن داشته باشد، همیشه موافق و مخالف خودش را خواهد داشت. 🤍🫠
❤🔥2🍓2😁1🕊1🙈1
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
قشنگی که داستانک شما و داستانک بانو بیتاب داشت هیچ داستانکی تا حال نداشته.
این را بدانید که از جمله نویسنده های مورد علاقهی من هستین بیش از حد شما را خوش دارم.🥹💘🫶
قشنگی که داستانک شما و داستانک بانو بیتاب داشت هیچ داستانکی تا حال نداشته.
این را بدانید که از جمله نویسنده های مورد علاقهی من هستین بیش از حد شما را خوش دارم.🥹💘🫶
❤🔥2😁2🕊1🍓1💘1
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
قشنگ نویس مشاتاقانه منتظر داستانک ها دیالوگ و خود رمانت هستم زیبایی را که عاشقانه های تو دارد هیچ یک از داستان های بقیه تا حال نداشته پس بیشتر بنویسسسس که اینجا افراد زیادی علاقمند ات هستند🥲🫶🫠
قشنگ نویس مشاتاقانه منتظر داستانک ها دیالوگ و خود رمانت هستم زیبایی را که عاشقانه های تو دارد هیچ یک از داستان های بقیه تا حال نداشته پس بیشتر بنویسسسس که اینجا افراد زیادی علاقمند ات هستند🥲🫶🫠
❤🔥3😁1🕊1🍓1🤝1
Forwarded from میانِ نبودنهای بسیار...
شب که میشود،
شهر را خاموش میکنیم
و با چند کلمه
خودمان را دوباره میسازیم.
https://t.me/https_Chakameh_Zar
شهر را خاموش میکنیم
و با چند کلمه
خودمان را دوباره میسازیم.
https://t.me/https_Chakameh_Zar
Telegram
چـکـامـهـ زار 🌘📜
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
🍓2💔1
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
قشنگی برای قشنگی.
با این نبشته های قشنگ ات همیشه پویا نویسا و مانا بمانی بانوی عزیز و زیبا نویسم✨🫂
قشنگی برای قشنگی.
با این نبشته های قشنگ ات همیشه پویا نویسا و مانا بمانی بانوی عزیز و زیبا نویسم✨🫂
🕊2🌚2🍓1
حرف | ربات پیامرسان
Photo
با دیدن اینها صبح ام زیبا آغاز شد از این قشنگ تر هم مگر داریم💘
❤🔥2🕊1🍓1💘1
اینجا که شنیده نمیشود اما خواندهام که شعر دوست داری پس فور کن تا مهمان چند بَیت شعر قشنگ بشوی از سمت من.
جوین باشید...!
🍓4❤🔥3🕊1🙈1💘1
دوستا چند روز بعد سالگره دوشیزه تان است بنده د میدان خدا و راستی ماندیم که برش چی بخرم اگر کدام نظریه دارین بگوین مقصد قیمت هر چیزی که میگین از صد افغانی پاین باشه😑😂
😁9😭2
Forwarded from انــــــدیــــشـــه نویس🤍🫠
این متن را در کانال های تان فارود کنین
تا از میان شخصیتهای کتاب یکی را که بیش از همه به شخصیت شما شباهت دارد حدس بزنم🫠❤️
تا از میان شخصیتهای کتاب یکی را که بیش از همه به شخصیت شما شباهت دارد حدس بزنم🫠❤️
💯1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
اینجا که شنیده نمیشود اما خواندهام که شعر دوست داری پس فور کن تا مهمان چند بَیت شعر قشنگ بشوی از سمت من. جوین باشید...!
جان من بیرون نیا در شهر غوغا می شود
ماه رویت را ببیند غرق حاشا می شود
کم قدم بگذار در صحن خیابانهای شهر
از صدای پای تو هر کور بینا می شود
شب که شد مگذار رویت را ببیند آسمان
چون ستاره پیش چشمان تو رسوا می شود
بس که از روی سر خود روسری پس میکشی
قامت هر گل ز بوی موی تو تا می شود
لامروت عطر تو یک کوچه را در بر گرفت
بی گمان آغوش تو یک باغ گل جا می شود
هر چه چیدم پشت هم قافیه کم آورده ام
با تو این تک واژه ها یک شعر زیبا می شود...
https://t.me/MAHALI_BAHAR
جان من بیرون نیا در شهر غوغا می شود
ماه رویت را ببیند غرق حاشا می شود
کم قدم بگذار در صحن خیابانهای شهر
از صدای پای تو هر کور بینا می شود
شب که شد مگذار رویت را ببیند آسمان
چون ستاره پیش چشمان تو رسوا می شود
بس که از روی سر خود روسری پس میکشی
قامت هر گل ز بوی موی تو تا می شود
لامروت عطر تو یک کوچه را در بر گرفت
بی گمان آغوش تو یک باغ گل جا می شود
هر چه چیدم پشت هم قافیه کم آورده ام
با تو این تک واژه ها یک شعر زیبا می شود...
https://t.me/MAHALI_BAHAR
🌚2💯1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
اینجا که شنیده نمیشود اما خواندهام که شعر دوست داری پس فور کن تا مهمان چند بَیت شعر قشنگ بشوی از سمت من. جوین باشید...!
چشمهایش، آن نگاهِ بیقرارش را بگو
آن حیا، آن صورتِ زیبا، نگارش را بگو
موی مشکی، چشمِ آهو، قدِ بالا و بلند
آه، آن لبهای سرخ چون انارش را بگو
چیدنی، بوییدنی، چون نوبرانه در بهار
صد هزاران عاشقِ چشمِ انتظارش را بگو
پر شد از گلهای قرمز، دشتِ سبزِ دامنش
دشت دامانی که دارد، لالهزارش را بگو
روسری وا کرد وشهری مست و مدهوشش شدند
بوی گیسو، بوی عطرِ نوبهارش را بگو
در تصاحب کردنش جنگی به راه افتاده است
لشکری از کشتههای بیشمارش را بگو...!
https://t.me/Taknevis_1
آن حیا، آن صورتِ زیبا، نگارش را بگو
موی مشکی، چشمِ آهو، قدِ بالا و بلند
آه، آن لبهای سرخ چون انارش را بگو
چیدنی، بوییدنی، چون نوبرانه در بهار
صد هزاران عاشقِ چشمِ انتظارش را بگو
پر شد از گلهای قرمز، دشتِ سبزِ دامنش
دشت دامانی که دارد، لالهزارش را بگو
روسری وا کرد وشهری مست و مدهوشش شدند
بوی گیسو، بوی عطرِ نوبهارش را بگو
در تصاحب کردنش جنگی به راه افتاده است
لشکری از کشتههای بیشمارش را بگو...!
https://t.me/Taknevis_1
Telegram
تـک نویــس
مـینـویسـم تا خـودم را در میـان سـطرها پیـدا کـنـم....
مالکِ_کانال...
نساء_عاصی...
ناشناسِ من
https://t.me/HarfChatBot?start=406499f60f5d
مالکِ_کانال...
نساء_عاصی...
ناشناسِ من
https://t.me/HarfChatBot?start=406499f60f5d
💘3🙈1
🍓2
چـکـامـهـ زار 🌘📜
اینجا که شنیده نمیشود اما خواندهام که شعر دوست داری پس فور کن تا مهمان چند بَیت شعر قشنگ بشوی از سمت من. جوین باشید...!
چنان بر روی صورت ریختی موی پریشان را
که گویی ماه را یک هالهی مبهم بغل کرده
https://t.me/ManDarMianVazeha
که گویی ماه را یک هالهی مبهم بغل کرده
https://t.me/ManDarMianVazeha
Telegram
در سایهٔ سکوت
هر واژه، قطرهایست از وجودم؛
که از دل میچکد و جان مینویسد.
در دلِ این خاموشی،
واژهها هستند که ناگفتهها را
فریاد میزنند.
که از دل میچکد و جان مینویسد.
در دلِ این خاموشی،
واژهها هستند که ناگفتهها را
فریاد میزنند.
🌚1🍓1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
اینجا که شنیده نمیشود اما خواندهام که شعر دوست داری پس فور کن تا مهمان چند بَیت شعر قشنگ بشوی از سمت من. جوین باشید...!
مثل خورشیدی، ولی نه،ماه می آید به تو
چشم های قهوه ای والله می آید به تو!
منکه رعیت زاده ام، آهی ندارم در بساط
تو ولی از نسل خانی، شاه می آید به تو
یوسفی گم گشته ام، کنعان نمی آید به من
از عنایات زلیخا شاه می آید به تو!
هم تو می خواهی خودت را هم من، اما این وسط
بی تعارف واژه "خودخواه" می آید به تو
با حجاب از دید من- هرچند زیبایی ولی
روسری انگار با اکراه می آید به تو!
گرچه شاعر عاشق موی بلند مشکی است
قهوه ایِ روشنِ کوتاه می آید به تو...
https://t.me/half_blood_breen_baik
چشم های قهوه ای والله می آید به تو!
منکه رعیت زاده ام، آهی ندارم در بساط
تو ولی از نسل خانی، شاه می آید به تو
یوسفی گم گشته ام، کنعان نمی آید به من
از عنایات زلیخا شاه می آید به تو!
هم تو می خواهی خودت را هم من، اما این وسط
بی تعارف واژه "خودخواه" می آید به تو
با حجاب از دید من- هرچند زیبایی ولی
روسری انگار با اکراه می آید به تو!
گرچه شاعر عاشق موی بلند مشکی است
قهوه ایِ روشنِ کوتاه می آید به تو...
https://t.me/half_blood_breen_baik
Telegram
زادهِ خیال…
میراث ما به جهان نبشتههای مان خواهد بود…
🌚2