چـکـامـهـ زار 🌘📜
و بلاخره رسییددددد... این پُست را چنلت فور کن، تا مهمان جرعهای یک نامهی قشنگ بشوی...💘
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
آیه های دل حسن زاده:
إنشاءالله حال دلت خوب باشد؛ از همان خوب بودنهایی که شاید همیشه از ظاهر آدمها فهمیده نشود، اما از میان نوشتههایشان میشود کمی آن را حدس زد.
نمیدانم پشت این همه واژهی زیبا و متون پشتو، چه کسی نشسته است؛ یک دختر یا یک پسر؟ راستش هنوز موفق نشدهام این معمای کوچک را حل کنم! اما شاید همین ناشناخته ماندنت، بخشی از جذابیتت باشد؛ اینکه آدم تو را نه از روی چهره و جنسیتت، بلکه از روی کلماتی که انتخاب میکنی بشناسد.
از نوشتههایت اینطور به نظر میرسد که با واژهها رابطهی خاصی داری؛ انگار فقط آنها را کنار هم نمیگذاری، بلکه میدانی کدام واژه کجا بنشیند تا چیزی را در دل خواننده بیدار کند. و متون پشتویت را هم خیلی دوست دارم؛ شاید چون در آنها احساسی هست که حتی اگر تمام واژههایش را هم نفهمی، باز چیزی از آن راه خودش را به دل پیدا میکند.
گاهی فکر میکنم آدمهایی که اینقدر زیبا مینویسند، حتماً در درونشان جهان متفاوتی دارند؛ جهانی پر از فکرهایی که شاید با هرکسی قسمت نمیکنند. شاید به همین دلیل است که بعضی آدمها را میشود از نوشتههایشان شناخت، حتی وقتی هیچ چیز دیگری دربارهشان نمیدانی.
حسنزاده، إنشاءالله خودت هم به اندازهی نوشتههایت زیبا و آرام باشی؛ و اگر درونت گاهی پر از حرفهایی میشود که نمیتوانی به کسی بگویی، إنشاءالله همیشه واژهای پیدا شود که بتواند بخشی از آنها را برایت به دوش بکشد.
و اگر روزی فهمیدم بالاخره دختر هستی یا پسر، که به احتمال زیاد گمانم دختری، شاید یکی از بزرگترین رازهای حلشدهی این کانال برایم باشد!
با محبت،
از طرف کسی که هنوز صاحب «آیههای دل» را درست نمیشناسد؛
اما از میان نوشتهها و شعرهایش، تصویری دوستداشتنی از او در ذهنش ساخته است.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/Ayehayedel_Hzada2434
آیه های دل حسن زاده:
إنشاءالله حال دلت خوب باشد؛ از همان خوب بودنهایی که شاید همیشه از ظاهر آدمها فهمیده نشود، اما از میان نوشتههایشان میشود کمی آن را حدس زد.
نمیدانم پشت این همه واژهی زیبا و متون پشتو، چه کسی نشسته است؛ یک دختر یا یک پسر؟ راستش هنوز موفق نشدهام این معمای کوچک را حل کنم! اما شاید همین ناشناخته ماندنت، بخشی از جذابیتت باشد؛ اینکه آدم تو را نه از روی چهره و جنسیتت، بلکه از روی کلماتی که انتخاب میکنی بشناسد.
از نوشتههایت اینطور به نظر میرسد که با واژهها رابطهی خاصی داری؛ انگار فقط آنها را کنار هم نمیگذاری، بلکه میدانی کدام واژه کجا بنشیند تا چیزی را در دل خواننده بیدار کند. و متون پشتویت را هم خیلی دوست دارم؛ شاید چون در آنها احساسی هست که حتی اگر تمام واژههایش را هم نفهمی، باز چیزی از آن راه خودش را به دل پیدا میکند.
گاهی فکر میکنم آدمهایی که اینقدر زیبا مینویسند، حتماً در درونشان جهان متفاوتی دارند؛ جهانی پر از فکرهایی که شاید با هرکسی قسمت نمیکنند. شاید به همین دلیل است که بعضی آدمها را میشود از نوشتههایشان شناخت، حتی وقتی هیچ چیز دیگری دربارهشان نمیدانی.
حسنزاده، إنشاءالله خودت هم به اندازهی نوشتههایت زیبا و آرام باشی؛ و اگر درونت گاهی پر از حرفهایی میشود که نمیتوانی به کسی بگویی، إنشاءالله همیشه واژهای پیدا شود که بتواند بخشی از آنها را برایت به دوش بکشد.
و اگر روزی فهمیدم بالاخره دختر هستی یا پسر، که به احتمال زیاد گمانم دختری، شاید یکی از بزرگترین رازهای حلشدهی این کانال برایم باشد!
با محبت،
از طرف کسی که هنوز صاحب «آیههای دل» را درست نمیشناسد؛
اما از میان نوشتهها و شعرهایش، تصویری دوستداشتنی از او در ذهنش ساخته است.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/Ayehayedel_Hzada2434
Telegram
آیههایِ دلِحسن زاده...🫀
به نامِ تو...
که آغازِ تمامِ شعر های منی...
ِو ای عزیزِ که همین حالا این سطر را میخوانـی.
آیاتِ نازل شده بر دلم را با جانو دل تلاوت کن،
اما به خدایِ این کلمات خیره مشو!🌸
که آغازِ تمامِ شعر های منی...
ِو ای عزیزِ که همین حالا این سطر را میخوانـی.
آیاتِ نازل شده بر دلم را با جانو دل تلاوت کن،
اما به خدایِ این کلمات خیره مشو!🌸
🐳1
ماه سخن؛
اِشراق عزیزم؛
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
انشاءالله حالت خوب باشد، ماهِ سخنِ من. انشاءالله این روزهایت آرام بگذرد و دلت، مثل همیشه، جایی میان کتابهای قدیمی، عصرنامهها و آن سالهای دوری که اینقدر دوستشان داری، آرام گرفته باشد.
راستی، هر بار که میگویی: «من مال سالهای دور هستم؛ میدانی، خیلی دور...» لبخند میزنم؛ چون واقعاً هم انگار بخشی از وجودت در زمان دیگری جا مانده است. در روزگاری که آدمها با شتاب از کنار همهچیز میگذرند، تو هنوز برای کتابهای قدیمی، نامهها، عصرنامهها و آن حسهای قدیمیِ دوستداشتنی، جایی در دلت داری.
اما چیزی که در تو برایم جالبتر است، همین ترکیب عجیب و زیباییست که در وجودت جمع شده؛ علاقهات به سالهای دور و کتابهای قدیمی، آن روح شاعرانه و متفاوتت و در کنار همهی اینها، دلی که هنوز به الله و قرآنش وفادار مانده است.
گاهی فکر میکنم اگر تو واقعاً در سالهای دور زندگی میکردی، حتماً همان آدمی بودی که عصرها کنار پنجره مینشست، کتابی قدیمی در دست میگرفت و با حوصله برای کسی نامه مینوشت؛ نامهای که شاید سالها بعد، کسی آن را پیدا میکرد و از خواندنش دلش میگرفت.
اما با همهی اینها، خوشحالم که در همین عصرِ امروز هستی؛ چون اگرچه میگویی: «اگر مرا میجویی، در این عصر نیا»، من خوشحالم که تو را در همین عصر پیدا کردهام.
در اوایل نمیدانم به یاد داری یا نه اما من خیلی خوب به یاد دارم گفته بودم که من بیشتر از نبشته هایت آن اسمي که تحت آن نبشته ها میباشد را دوست دارم
( اِشراق)
نمیدانم چرا اما واقعاً این اسم از اسم های مورد علاقه ام است...!
خیلی پرحرفی نمیکنم در اخیر اشراق ازت میخواهم
ماه سخن بمانی، همانقدر قدیمی، همانقدر متفاوت و همانقدر دوستداشتنی.
با محبت فراوان...
#دوشیزه_سادات
https://t.me/maahsokhan1
اِشراق عزیزم؛
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
انشاءالله حالت خوب باشد، ماهِ سخنِ من. انشاءالله این روزهایت آرام بگذرد و دلت، مثل همیشه، جایی میان کتابهای قدیمی، عصرنامهها و آن سالهای دوری که اینقدر دوستشان داری، آرام گرفته باشد.
راستی، هر بار که میگویی: «من مال سالهای دور هستم؛ میدانی، خیلی دور...» لبخند میزنم؛ چون واقعاً هم انگار بخشی از وجودت در زمان دیگری جا مانده است. در روزگاری که آدمها با شتاب از کنار همهچیز میگذرند، تو هنوز برای کتابهای قدیمی، نامهها، عصرنامهها و آن حسهای قدیمیِ دوستداشتنی، جایی در دلت داری.
اما چیزی که در تو برایم جالبتر است، همین ترکیب عجیب و زیباییست که در وجودت جمع شده؛ علاقهات به سالهای دور و کتابهای قدیمی، آن روح شاعرانه و متفاوتت و در کنار همهی اینها، دلی که هنوز به الله و قرآنش وفادار مانده است.
گاهی فکر میکنم اگر تو واقعاً در سالهای دور زندگی میکردی، حتماً همان آدمی بودی که عصرها کنار پنجره مینشست، کتابی قدیمی در دست میگرفت و با حوصله برای کسی نامه مینوشت؛ نامهای که شاید سالها بعد، کسی آن را پیدا میکرد و از خواندنش دلش میگرفت.
اما با همهی اینها، خوشحالم که در همین عصرِ امروز هستی؛ چون اگرچه میگویی: «اگر مرا میجویی، در این عصر نیا»، من خوشحالم که تو را در همین عصر پیدا کردهام.
در اوایل نمیدانم به یاد داری یا نه اما من خیلی خوب به یاد دارم گفته بودم که من بیشتر از نبشته هایت آن اسمي که تحت آن نبشته ها میباشد را دوست دارم
( اِشراق)
نمیدانم چرا اما واقعاً این اسم از اسم های مورد علاقه ام است...!
خیلی پرحرفی نمیکنم در اخیر اشراق ازت میخواهم
ماه سخن بمانی، همانقدر قدیمی، همانقدر متفاوت و همانقدر دوستداشتنی.
با محبت فراوان...
#دوشیزه_سادات
https://t.me/maahsokhan1
❤🔥2🐳1
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
از «لاله» تا «محاق»... راستش هنوز نمیدانم کدام نام بیشتر شبیه توست. «لاله» با آن لطافت و رنگی که انگار از میان صفحات یک کتاب قدیمی بیرون آمده، یا «محاق» با آن سکوت عمیق و رازهایی که همیشه چیزی برای کشف کردن در خود دارد. شاید اصلاً قرار نیست یکی را انتخاب کنم؛ شاید هر دو، دو فصل از همان کتابی باشند که تویی؛ کتابی که هر بار ورقش بزنی، چیزی تازه برای فهمیدن دارد.
انشاءالله حال دلت خوب باشد؛ نه فقط آن «خوبم» کوتاهی که آدم گاهی برای تمام کردن یک گفتوگو میگوید، بلکه از آن خوب بودنهایی که در سکوت هم میشود حسشان کرد. انشاءالله میان شلوغی روزها، میان خستگیها و فکرهایی که گاهی بیاجازه به سراغ آدم میآیند، هنوز گوشهای از دلت برای آرامش، کتاب، خیال و خودِ واقعیات باقی مانده باشد.
بعضی آدمها را واقعاً نمیشود در چند جمله خلاصه کرد. هرچه بیشتر دربارهشان مینویسی، بیشتر میفهمی که هنوز چیزهای زیادی مانده که نگفتهای. تو برای من از همان آدمهایی؛ شبیه کتابی که نمیشود فقط یک بار خواند و بعد کنار گذاشت. هر بار که به بعضی صفحههایش برمیگردی، با خودت میگویی: «چطور قبلاً متوجه این قسمت نشده بودم؟»
شاید به همین دلیل است که آدمهای کتابدوست را دوست دارم؛ چون معمولاً خودشان هم شبیه کتاباند. پشت سکوتشان داستانی دارند، پشت لبخندشان فصلهایی که همه از آن خبر ندارند و در عمق وجودشان جهانی که برای شناختنش باید صبور بود. تو هم برای من شبیه همان کتابهایی هستی که آدم دلش نمیخواهد زود به پایانشان برسد؛ نه چون داستانشان بیپایان است، بلکه چون بودن در میان صفحاتشان، خودش حس خوبی دارد.
و «محاق»... نمیدانم چرا این نام، با تمام تاریکیاش، برای من غمگین نیست. شاید چون ماه حتی وقتی در محاق است، از بین نرفته؛ فقط از نگاه ما پنهان شده. شاید آدمها هم گاهی همینطورند. گاهی کمحرف میشوند، دور میشوند، در خودشان فرو میروند و ما خیال میکنیم نورشان خاموش شده؛ در حالی که شاید فقط مدتیست که دارند در تاریکیِ خودشان دوباره خودشان را پیدا میکنند.
امیدوارم یادت نرود که تو فقط روزهای روشن و فصلهای زیبایت نیستی. حتی آن فصلهایی که خودت دوستشان نداری، حتی آن صفحههایی که
اگر روزی خودت در چنین محاقی قرار گرفتی دلت میخواهد از کتاب زندگیات حذفشان کنی، باز هم بخشی از داستان تو هستند؛ و هیچ کتاب ارزشمندی فقط از فصلهای آسان ساخته نشده است.
انشاءالله زندگی برایت آدمهایی بیاورد که لازم نباشد در کنارشان نقش بازی کنی؛ آدمهایی که سکوتت را هم بفهمند، خستگیات را جدی بگیرند و اگر روزی خودت را در میان صفحات سخت زندگی گم کردی، با عجله قضاوتت نکنند؛ فقط کنارت بمانند تا دوباره خودت را پیدا کنی.
و اگر بخواهم صادق باشم، شاید نتوانم ارزش تمام این رفاقت را در چند خط بگویم. بعضی آدمها آنقدر آرام و بیصدا وارد زندگیات میشوند که خودت هم متوجه نمیشوی چه زمانی حضورشان برایت مهم شده است. بعد یک روز میبینی اسمشان میان فکرهایت آمده، حرفهایشان در خاطرت مانده و بودنشان، حتی اگر ساده و معمولی باشد، برایت معنای خاصی پیدا کرده است.
تو برای من از همان آدمهایی؛ از آن آدمهایی که شاید نتوان برای بودنشان توضیح کاملی پیدا کرد، اما میتوان حضورشان را احساس کرد.
با محبت،
از طرف کسی که هنوز نمیداند تو بیشتر شبیه «لاله»ای یا «محاق»؛
اما میداند هر دو نام، وقتی به تو میرسند، معنای زیباتری پیدا میکنند.
با محبت فراوان...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/mahaq_core
از «لاله» تا «محاق»... راستش هنوز نمیدانم کدام نام بیشتر شبیه توست. «لاله» با آن لطافت و رنگی که انگار از میان صفحات یک کتاب قدیمی بیرون آمده، یا «محاق» با آن سکوت عمیق و رازهایی که همیشه چیزی برای کشف کردن در خود دارد. شاید اصلاً قرار نیست یکی را انتخاب کنم؛ شاید هر دو، دو فصل از همان کتابی باشند که تویی؛ کتابی که هر بار ورقش بزنی، چیزی تازه برای فهمیدن دارد.
انشاءالله حال دلت خوب باشد؛ نه فقط آن «خوبم» کوتاهی که آدم گاهی برای تمام کردن یک گفتوگو میگوید، بلکه از آن خوب بودنهایی که در سکوت هم میشود حسشان کرد. انشاءالله میان شلوغی روزها، میان خستگیها و فکرهایی که گاهی بیاجازه به سراغ آدم میآیند، هنوز گوشهای از دلت برای آرامش، کتاب، خیال و خودِ واقعیات باقی مانده باشد.
بعضی آدمها را واقعاً نمیشود در چند جمله خلاصه کرد. هرچه بیشتر دربارهشان مینویسی، بیشتر میفهمی که هنوز چیزهای زیادی مانده که نگفتهای. تو برای من از همان آدمهایی؛ شبیه کتابی که نمیشود فقط یک بار خواند و بعد کنار گذاشت. هر بار که به بعضی صفحههایش برمیگردی، با خودت میگویی: «چطور قبلاً متوجه این قسمت نشده بودم؟»
شاید به همین دلیل است که آدمهای کتابدوست را دوست دارم؛ چون معمولاً خودشان هم شبیه کتاباند. پشت سکوتشان داستانی دارند، پشت لبخندشان فصلهایی که همه از آن خبر ندارند و در عمق وجودشان جهانی که برای شناختنش باید صبور بود. تو هم برای من شبیه همان کتابهایی هستی که آدم دلش نمیخواهد زود به پایانشان برسد؛ نه چون داستانشان بیپایان است، بلکه چون بودن در میان صفحاتشان، خودش حس خوبی دارد.
و «محاق»... نمیدانم چرا این نام، با تمام تاریکیاش، برای من غمگین نیست. شاید چون ماه حتی وقتی در محاق است، از بین نرفته؛ فقط از نگاه ما پنهان شده. شاید آدمها هم گاهی همینطورند. گاهی کمحرف میشوند، دور میشوند، در خودشان فرو میروند و ما خیال میکنیم نورشان خاموش شده؛ در حالی که شاید فقط مدتیست که دارند در تاریکیِ خودشان دوباره خودشان را پیدا میکنند.
امیدوارم یادت نرود که تو فقط روزهای روشن و فصلهای زیبایت نیستی. حتی آن فصلهایی که خودت دوستشان نداری، حتی آن صفحههایی که
اگر روزی خودت در چنین محاقی قرار گرفتی دلت میخواهد از کتاب زندگیات حذفشان کنی، باز هم بخشی از داستان تو هستند؛ و هیچ کتاب ارزشمندی فقط از فصلهای آسان ساخته نشده است.
انشاءالله زندگی برایت آدمهایی بیاورد که لازم نباشد در کنارشان نقش بازی کنی؛ آدمهایی که سکوتت را هم بفهمند، خستگیات را جدی بگیرند و اگر روزی خودت را در میان صفحات سخت زندگی گم کردی، با عجله قضاوتت نکنند؛ فقط کنارت بمانند تا دوباره خودت را پیدا کنی.
و اگر بخواهم صادق باشم، شاید نتوانم ارزش تمام این رفاقت را در چند خط بگویم. بعضی آدمها آنقدر آرام و بیصدا وارد زندگیات میشوند که خودت هم متوجه نمیشوی چه زمانی حضورشان برایت مهم شده است. بعد یک روز میبینی اسمشان میان فکرهایت آمده، حرفهایشان در خاطرت مانده و بودنشان، حتی اگر ساده و معمولی باشد، برایت معنای خاصی پیدا کرده است.
تو برای من از همان آدمهایی؛ از آن آدمهایی که شاید نتوان برای بودنشان توضیح کاملی پیدا کرد، اما میتوان حضورشان را احساس کرد.
با محبت،
از طرف کسی که هنوز نمیداند تو بیشتر شبیه «لاله»ای یا «محاق»؛
اما میداند هر دو نام، وقتی به تو میرسند، معنای زیباتری پیدا میکنند.
با محبت فراوان...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/mahaq_core
🐳1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
و بلاخره رسییددددد... این پُست را چنلت فور کن، تا مهمان جرعهای یک نامهی قشنگ بشوی...💘
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
ماه نور روشن عزیز،
انشاءالله حالت خوب باشد؛ یا دستکم این روزها، کمی با دلت مهربانتر گذشته باشند. نمیدانم اکنون در کجای این روزها ایستادهای و چه چیزهایی را در سکوت از سر میگذرانی، اما امیدوارم میان تمام خستگیها و ناگفتهها، هنوز لحظههایی برای آرامش پیدا کرده باشی.
از نوشتههایت میشود فهمید که پشت بسیاری از واژهها، غمهایی پنهان شدهاند؛ غمهایی که فریاد نمیزنند، فقط آرام در گوشهای از دل مینشینند و آدم را وادار میکنند قویتر از چیزی باشد که واقعاً هست.
آنجا که نوشته بودی: «موضوع فقط ادامه دادن نبود، موضوع زنده ماندن بود...» نمیدانم این جمله از کدام روزها و کدام جنگهای خاموش آمده بود؛ اما میدانم کسی که چنین چیزی را مینویسد، حتماً روزهایی را شناخته که فقط نفس کشیدن، خودش یک پیروزی بوده است.
فقط خواستم بگویم امیدوارم و إنشاءالله روزهای آینده برایت کمتر شبیه جنگ باشند. انشاءالله زندگی، روزی به تو اجازه بدهد که فقط زنده نمانی؛ بلکه واقعاً زندگی کنی، بیآنکه هر صبح مجبور باشی دوباره خودت را از میان خستگیها جمع کنی.
و اگر روزی فراموش کردی که چقدر قوی بودهای، شاید بد نباشد به تمام روزهایی نگاه کنی که فکر میکردی دیگر نمیتوانی، اما باز هم ادامه دادی.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/Hekayat_heich
ماه نور روشن عزیز،
انشاءالله حالت خوب باشد؛ یا دستکم این روزها، کمی با دلت مهربانتر گذشته باشند. نمیدانم اکنون در کجای این روزها ایستادهای و چه چیزهایی را در سکوت از سر میگذرانی، اما امیدوارم میان تمام خستگیها و ناگفتهها، هنوز لحظههایی برای آرامش پیدا کرده باشی.
از نوشتههایت میشود فهمید که پشت بسیاری از واژهها، غمهایی پنهان شدهاند؛ غمهایی که فریاد نمیزنند، فقط آرام در گوشهای از دل مینشینند و آدم را وادار میکنند قویتر از چیزی باشد که واقعاً هست.
آنجا که نوشته بودی: «موضوع فقط ادامه دادن نبود، موضوع زنده ماندن بود...» نمیدانم این جمله از کدام روزها و کدام جنگهای خاموش آمده بود؛ اما میدانم کسی که چنین چیزی را مینویسد، حتماً روزهایی را شناخته که فقط نفس کشیدن، خودش یک پیروزی بوده است.
فقط خواستم بگویم امیدوارم و إنشاءالله روزهای آینده برایت کمتر شبیه جنگ باشند. انشاءالله زندگی، روزی به تو اجازه بدهد که فقط زنده نمانی؛ بلکه واقعاً زندگی کنی، بیآنکه هر صبح مجبور باشی دوباره خودت را از میان خستگیها جمع کنی.
و اگر روزی فراموش کردی که چقدر قوی بودهای، شاید بد نباشد به تمام روزهایی نگاه کنی که فکر میکردی دیگر نمیتوانی، اما باز هم ادامه دادی.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/Hekayat_heich
Telegram
﮼میــم //.
هر چه نوشتم،به آستانِ هیچ رسید.
برای ناشناس بودن؛
https://t.me/betmahiBOT
برای ناشناس بودن؛
https://t.me/betmahiBOT
🐳1🍓1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
و بلاخره رسییددددد... این پُست را چنلت فور کن، تا مهمان جرعهای یک نامهی قشنگ بشوی...💘
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، هیله عزیز...
انشاءالله حالت خوب باشد و دلت آرام؛ هرچند گاهی آدم از حال دل خودش هم خبر ندارد و فقط الله است که میداند در پشت این سکوتها چه میگذرد.
با اینکه تازه باهم آشنا شدهایم، اما مهربانی و درک تو از همان ابتدا برایم قابل توجه بود. بعضی آدمها را شاید مدتها نشناسیم، اما در همان آشنایی کوتاه، چیزی از دل پاکشان به آدم میرسد.
میبینم که دم به دقیقه اسم کانالت را عوض میکنی و همین باعث شد زودتر نشناسمممم...
خوب بگذریم
هیله عزیز، از الله متعال برایت آرامشی میخواهم که هیچ غمی نتواند از تو بگیرد؛ نوری برای روزهایی که راهت تاریک میشود؛ صبری برای وقتهایی که تحمل کردن سخت است و دستی که هر وقت خسته شدی، تو را دوباره بلند کند.
الله تمام دعاهای نگفتهات را بشنود، تمام اشکهایی را که کسی ندیده، به شادی تبدیل کند و هر آنچه را که دلت برایش میتپد، اگر خیرت در آن است، به زیباترین شکل نصیبت کند.
انشاءالله هیچوقت آنقدر خسته نشوی که مهربانیات را از یاد ببری؛ و اگر روزی دنیا برایت سنگین شد، الله خودش سبکبالَت کند.
برای تو دعا میکنم؛ برای آرامشت، برای دل مهربانت، برای تمام فرداهایی که هنوز نرسیدهاند و إنشاءالله از امروزت زیباتر باشند.
الله همیشه نگهدارت باشد، هیله عزیزم.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/Pezhvak_17
انشاءالله حالت خوب باشد و دلت آرام؛ هرچند گاهی آدم از حال دل خودش هم خبر ندارد و فقط الله است که میداند در پشت این سکوتها چه میگذرد.
با اینکه تازه باهم آشنا شدهایم، اما مهربانی و درک تو از همان ابتدا برایم قابل توجه بود. بعضی آدمها را شاید مدتها نشناسیم، اما در همان آشنایی کوتاه، چیزی از دل پاکشان به آدم میرسد.
میبینم که دم به دقیقه اسم کانالت را عوض میکنی و همین باعث شد زودتر نشناسمممم...
خوب بگذریم
هیله عزیز، از الله متعال برایت آرامشی میخواهم که هیچ غمی نتواند از تو بگیرد؛ نوری برای روزهایی که راهت تاریک میشود؛ صبری برای وقتهایی که تحمل کردن سخت است و دستی که هر وقت خسته شدی، تو را دوباره بلند کند.
الله تمام دعاهای نگفتهات را بشنود، تمام اشکهایی را که کسی ندیده، به شادی تبدیل کند و هر آنچه را که دلت برایش میتپد، اگر خیرت در آن است، به زیباترین شکل نصیبت کند.
انشاءالله هیچوقت آنقدر خسته نشوی که مهربانیات را از یاد ببری؛ و اگر روزی دنیا برایت سنگین شد، الله خودش سبکبالَت کند.
برای تو دعا میکنم؛ برای آرامشت، برای دل مهربانت، برای تمام فرداهایی که هنوز نرسیدهاند و إنشاءالله از امروزت زیباتر باشند.
الله همیشه نگهدارت باشد، هیله عزیزم.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/Pezhvak_17
Telegram
پژواك𓋜
Iɴᴀʟʟᴀʜᴀ Mᴀᴀ`s Sᴀʙɪʀᴇᴇɴ.. 🦢
ㅤㅤ
Iɴᴀʟʟᴀʜᴀ Mᴀᴀ`s Sᴀʙɪʀᴇᴇɴ.. 🦢
ㅤㅤ
❤🔥2🐳1💘1
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
آوید عزیز،
انشاءالله حالت خوب باشد؛ روزهایت آرام بگذرند و دلت خسته از روزگار نباشد.
مشتقام بدانم در میان تمام مشغلهها و روزمرگیها، هنوز لحظههایی برای خودت، برای آرامش و برای چیزهایی که دوست داری پیدا کردهای؟
با اینکه شاید مدت زیادی از آشناییمان نگذشته باشد، اما در همین مدت، تو را دختری مهربان و خوب دیدهام؛ از آن آدمهایی که شاید همیشه زیاد حرف نزنند، اما حضورشان به اندازهی خودش دوستداشتنی است.
تو یار قدیم اینجا هستی.
و ها مدتی بود که کانال را ترک کرده بودی انشاءالله که خاص بخاطر نامه دوباره نپیوسته باشی یار بی وفا...!
آوید عزیزم،
گاهی که نوشتههایت را میخوانم، احساس میکنم هرچند کم مینویسی، اما هر بار که مینویسی، چیزی از خودت را میان واژههایت به جا میگذاری. شاید بعضی نوشتهها کوتاه باشند، اما همیشه لازم نیست آدم زیاد بنویسد تا حرفی برای گفتن داشته باشد؛ گاهی چند کلمهی ساده هم میتوانند گوشهای از دنیای آدم را نشان بدهند.
فقط خواستم بگویم إنشاءالله همیشه همینقدر مهربان بمانی و زندگی نیز با تو به همان اندازه مهربان باشد. انشاءالله روزهایت پر از آرامش، دلت پر از امید و مسیرت پر از اتفاقهایی باشد که لبخند را بیدلیل مهمان صورتت کنند.
و اگر روزی احساس کردی دنیا کمی خستهکننده و سنگین شده، امیدوارم چیزی کوچک و زیبا پیدا شود که دوباره دلت را به ادامه دادن وادار کند؛ شاید یک نوشته، یک آدم، یک اتفاق ساده یا حتی امیدی کوچک که هنوز در گوشهای از دلت زنده است.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/aweedkashana
آوید عزیز،
انشاءالله حالت خوب باشد؛ روزهایت آرام بگذرند و دلت خسته از روزگار نباشد.
مشتقام بدانم در میان تمام مشغلهها و روزمرگیها، هنوز لحظههایی برای خودت، برای آرامش و برای چیزهایی که دوست داری پیدا کردهای؟
با اینکه شاید مدت زیادی از آشناییمان نگذشته باشد، اما در همین مدت، تو را دختری مهربان و خوب دیدهام؛ از آن آدمهایی که شاید همیشه زیاد حرف نزنند، اما حضورشان به اندازهی خودش دوستداشتنی است.
تو یار قدیم اینجا هستی.
و ها مدتی بود که کانال را ترک کرده بودی انشاءالله که خاص بخاطر نامه دوباره نپیوسته باشی یار بی وفا...!
آوید عزیزم،
گاهی که نوشتههایت را میخوانم، احساس میکنم هرچند کم مینویسی، اما هر بار که مینویسی، چیزی از خودت را میان واژههایت به جا میگذاری. شاید بعضی نوشتهها کوتاه باشند، اما همیشه لازم نیست آدم زیاد بنویسد تا حرفی برای گفتن داشته باشد؛ گاهی چند کلمهی ساده هم میتوانند گوشهای از دنیای آدم را نشان بدهند.
فقط خواستم بگویم إنشاءالله همیشه همینقدر مهربان بمانی و زندگی نیز با تو به همان اندازه مهربان باشد. انشاءالله روزهایت پر از آرامش، دلت پر از امید و مسیرت پر از اتفاقهایی باشد که لبخند را بیدلیل مهمان صورتت کنند.
و اگر روزی احساس کردی دنیا کمی خستهکننده و سنگین شده، امیدوارم چیزی کوچک و زیبا پیدا شود که دوباره دلت را به ادامه دادن وادار کند؛ شاید یک نوشته، یک آدم، یک اتفاق ساده یا حتی امیدی کوچک که هنوز در گوشهای از دلت زنده است.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/aweedkashana
Telegram
آوید کاشانه .🕊️🫠.
نور منم،شور منم،بنده ی مجبور منم
نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم
19.1.26
نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم
19.1.26
🌚2🐳1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
و بلاخره رسییددددد... این پُست را چنلت فور کن، تا مهمان جرعهای یک نامهی قشنگ بشوی...💘
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته یاس عزیز، آیا روزگارفر وفقمرادات میگذرد؟
به هر حال
انشاءالله هرجا هستی، حالت خوب باشد و این روزهایت آرامتر از همیشه بگذرند. راستش نمیدانم این روزهایت چگونه میگذرد، چه چیزهایی خوشحالت میکند و چه چیزهایی ذهنت را درگیر میسازد؛ چون هنوز فرصت آشنایی با تو را نداشتهام.
اما همیشه برایم جالب بوده که پشت هر نام، دنیایی از قصهها و تجربهها پنهان است؛ دنیایی که دیگران شاید تنها بخش کوچکی از آن را ببینند. شاید من هنوز چیزی از دنیای تو ندانم، اما امیدوارم این دنیا، هرچه هست، پر از لحظههایی باشد که ارزش به یاد سپردن داشته باشند.
یاس جان، نمیدانم چه چیزهایی را دوست داری، از چه چیزهایی میترسی، به چه چیزهایی امید داری و روزهایت را چگونه میگذرانی؛ اما امیدوارم در میان تمام این ندانستنها، یک چیز را همیشه داشته باشی: دلی که با وجود تمام سختیها، هنوز برای خوبیها جا داشته باشد.
انشاءالله روزهایت به آرامی بگذرند، آدمهای خوبی سر راهت قرار بگیرند و زندگی برایت فرصتهایی بسازد که بعدها وقتی به گذشته نگاه میکنی، از داشتنشان لبخند بزنی.
شاید امروز هنوز آشنایی زیادی میان ما نباشد، اما چه میداند؛ شاید این نامه، آغاز یک آشنایی زیبا باشد.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/meh_saar_yas
به هر حال
انشاءالله هرجا هستی، حالت خوب باشد و این روزهایت آرامتر از همیشه بگذرند. راستش نمیدانم این روزهایت چگونه میگذرد، چه چیزهایی خوشحالت میکند و چه چیزهایی ذهنت را درگیر میسازد؛ چون هنوز فرصت آشنایی با تو را نداشتهام.
اما همیشه برایم جالب بوده که پشت هر نام، دنیایی از قصهها و تجربهها پنهان است؛ دنیایی که دیگران شاید تنها بخش کوچکی از آن را ببینند. شاید من هنوز چیزی از دنیای تو ندانم، اما امیدوارم این دنیا، هرچه هست، پر از لحظههایی باشد که ارزش به یاد سپردن داشته باشند.
یاس جان، نمیدانم چه چیزهایی را دوست داری، از چه چیزهایی میترسی، به چه چیزهایی امید داری و روزهایت را چگونه میگذرانی؛ اما امیدوارم در میان تمام این ندانستنها، یک چیز را همیشه داشته باشی: دلی که با وجود تمام سختیها، هنوز برای خوبیها جا داشته باشد.
انشاءالله روزهایت به آرامی بگذرند، آدمهای خوبی سر راهت قرار بگیرند و زندگی برایت فرصتهایی بسازد که بعدها وقتی به گذشته نگاه میکنی، از داشتنشان لبخند بزنی.
شاید امروز هنوز آشنایی زیادی میان ما نباشد، اما چه میداند؛ شاید این نامه، آغاز یک آشنایی زیبا باشد.
با مهر...
#دوشیزه_سادات
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
https://t.me/meh_saar_yas
Telegram
☽︎ مِهسار | یاس یوسفی ☾︎
پناهگاهِ واژههای زخمی؛
در سکوتِ شب،
زیرِ روشنایِ ماه...✎☾︎
در سکوتِ شب،
زیرِ روشنایِ ماه...✎☾︎
🐳2🌚1
تمام، الحمدلله...
بابت تأخیر در نشر نامهها صمیمانه عذر میخواهم. راستش را بخواهید، بنده هیچگاه طالع درستوحسابی نداشتهام؛ همان روزی که گفتم بیکارم، بیایید نامه بنویسم، از فردای آن روز خروارخروار کار و مهمان بر سرمان ریخت؛ بهگونهای که حتی فرصت نمیکردم گوشی را درست به دست بگیرم.
این نامهها را در حالی برایتان نوشتم که درگیر آمادهسازی مقدمات ازدواج یکی از نزدیکانم نیز هستیم. انشاءالله نامهها مورد پسندتان واقع شده باشند. اگر پاسخها را با تأخیر در کانال نشر کردم یا بعضی از نامهها بیپاسخ ماندند، پوزش مرا پذیرا باشید.
تمام تلاشم را کردم تا بهترینها را بنویسم؛ آنچه از دستم برمیآمد، انجام دادم. اگر کسی نپسندیده باشد، دیگر گناه بنده نیست.
نامه های اخیر کوتاه هستند چون در مدت کمی نبشته شدند گناه خودتان بود که دیر فور کردید ولی باز هم تمام سعی ام را کردم تا بهترین بیاید انشاءالله خوش تان بیاید و اگر هم نیامد فدای سرم.(:
و ماند موضوع کانال های پرایوت واقعاً خیلی معذرت که نتواستم بنویسم برای تان یک عدهی لینک نفرستادید و عدهی که فرستادید هم متاسفانه برای من باز نکرد پس واقعاً معذورم. (:
بابت تأخیر در نشر نامهها صمیمانه عذر میخواهم. راستش را بخواهید، بنده هیچگاه طالع درستوحسابی نداشتهام؛ همان روزی که گفتم بیکارم، بیایید نامه بنویسم، از فردای آن روز خروارخروار کار و مهمان بر سرمان ریخت؛ بهگونهای که حتی فرصت نمیکردم گوشی را درست به دست بگیرم.
این نامهها را در حالی برایتان نوشتم که درگیر آمادهسازی مقدمات ازدواج یکی از نزدیکانم نیز هستیم. انشاءالله نامهها مورد پسندتان واقع شده باشند. اگر پاسخها را با تأخیر در کانال نشر کردم یا بعضی از نامهها بیپاسخ ماندند، پوزش مرا پذیرا باشید.
تمام تلاشم را کردم تا بهترینها را بنویسم؛ آنچه از دستم برمیآمد، انجام دادم. اگر کسی نپسندیده باشد، دیگر گناه بنده نیست.
نامه های اخیر کوتاه هستند چون در مدت کمی نبشته شدند گناه خودتان بود که دیر فور کردید ولی باز هم تمام سعی ام را کردم تا بهترین بیاید انشاءالله خوش تان بیاید و اگر هم نیامد فدای سرم.(:
و ماند موضوع کانال های پرایوت واقعاً خیلی معذرت که نتواستم بنویسم برای تان یک عدهی لینک نفرستادید و عدهی که فرستادید هم متاسفانه برای من باز نکرد پس واقعاً معذورم. (:
💘5❤🔥2🔥2🕊2🐳1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
تمام، الحمدلله... بابت تأخیر در نشر نامهها صمیمانه عذر میخواهم. راستش را بخواهید، بنده هیچگاه طالع درستوحسابی نداشتهام؛ همان روزی که گفتم بیکارم، بیایید نامه بنویسم، از فردای آن روز خروارخروار کار و مهمان بر سرمان ریخت؛ بهگونهای که حتی فرصت نمیکردم…
و ها آنانکه گِله کردن گله های شان بالای دو دیده حیف که فعلاً دغدغه هایم زیاد است ورنه مینوشتم برای تک تک تان.
خیر باشد انشاءالله بار دیگر قشنگ ترین ها را برای تان خواهم نوشت. 🌚
خیر باشد انشاءالله بار دیگر قشنگ ترین ها را برای تان خواهم نوشت. 🌚
🌚3🍓2🙈2🐳1
احساس میکنم بار خیلی سنگینی از روی شانه های کم شد الحمدلله. (:
نامه نویسی ها را بعد از این میگذارم برای زمستان فقد و فقد زمستان...!
نامه نویسی ها را بعد از این میگذارم برای زمستان فقد و فقد زمستان...!
💘6😁2🍓2🐳1
برای هیچگونه روابط انسانی، جمعهای دوستانه، ارتباطات خانوادگی، مهماني های کمجمعیت و پرجمعیت، ورزشها و فعالیتهای گروهی، سفرها و تورهای دستهجمعی، محیطهای کاری شلوغ و فعال، مراسمها و جشنهای اجتماعی و در کل هر مکانی که بیشتر از دو انسان همراهم در ارتباط باشند مناسب نیستم.
🍓2🤝2😁1🐳1
باید بدانیم
همهی رفتارهای دیگران، دربارهی تو نیست.
آدمها گاهی دیر جواب میدهند،
خسته میشوند،
حواس شان پرت زندگی شان میباشد،
یا هم فقط روز سختی دارند.
دنیا کمتر از چیزی که فکر میکنیم دورِ ما میچرخد؛
و پذیرفتن اش آرامش بیشتری میآورد.
همهی رفتارهای دیگران، دربارهی تو نیست.
آدمها گاهی دیر جواب میدهند،
خسته میشوند،
حواس شان پرت زندگی شان میباشد،
یا هم فقط روز سختی دارند.
دنیا کمتر از چیزی که فکر میکنیم دورِ ما میچرخد؛
و پذیرفتن اش آرامش بیشتری میآورد.
🍓2🤝2🐳1
Forwarded from عالم افکارم 🎀
اما گاهی نزدیکترین آدم ها با گفتن یک جمله دور میشوند، خیلی دور.
🍓2🤝2🐳1
ميگفت تنها چیزی را که دوست داشتم بابت اش سارنوال شوم تَن کردن دریشی های رنگارنگ(کُرتی و پتلون) بود و گشتن با موتر زره...
اما نشد که نشد.
اما نشد که نشد.
💔3🍓2🐳1
زنها غمهایشان را نظافت میکنند غمهایشان را میپزند، غمهایشان را آرایش میکنند، غمهایشان را کوتاه میکنند، و در نهایتِ قدرت، آنها را به لبخند تبدیل میکنند .
❤🔥3🍓2🐳1💔1💘1
شما را نمیدانم ولی روان من به کل نابود شده.
یکی حرفم را نمیشنوه عصبی میشم، یکی دیر میرسه عصبی میشم، یکی دیر جواب پیام میده عصبی میشم یا یکی بیشتر از دوبار صدایم میکند بازم عصبی میشم. انشاءالله درنهایت قاتل نشم.
یکی حرفم را نمیشنوه عصبی میشم، یکی دیر میرسه عصبی میشم، یکی دیر جواب پیام میده عصبی میشم یا یکی بیشتر از دوبار صدایم میکند بازم عصبی میشم. انشاءالله درنهایت قاتل نشم.
🌚2😐2🍓2🕊1🐳1
آدم فکر میکند اعصابش آرام است، تا اینکه آستینش به دستگیره گیر میکند.
😭4🍓3🐳1
جهان در گردش تاریخ و جغرافیا حاشا نخواهد شد؛این ادبیات است که ز احوالات ما بر جگر ورقه ها نوشته می آورد!
❤🔥4🍓3🐳1