چـکـامـهـ زار 🌘📜
450 subscribers
529 photos
75 videos
10 files
347 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
می‌گفت:
بحث بر سر داشتن یا نداشتنِ خواستگار نیست؛ بحث بر سر حقِ انتخابِ زمانِ زندگی‌ام است.
من باور دارم هر فصل از زندگی، زیبایی و معنای خودش را دارد. نمی‌خواهم به خاطر عجله‌ی دیگران، فصل‌های زندگی‌ام را ورق بزنم. هجده و نوزده‌سالگی برای شناختنِ خودم، آموختن، رشد کردن و ساختنِ آینده‌ام است؛ نه برای شتاب‌زده وارد مسئولیتی شدن که قرار است تا پایان عمر همراهم باشد.
ازدواج برای من اتفاقی مقدس و ارزشمند است، اما آغازِ مسئولیتی بزرگ نیز هست؛ و آغازهای بزرگ، شایسته‌ی آمادگی، آگاهی و زمانِ درست‌اند، نه صرفاً زمانی که امکانش فراهم شده است.
خواستگار داشتن، دلیلِ ازدواج کردن نیست؛ همان‌گونه که رسیدنِ یک فرصت، همیشه به معنای مناسب بودنِ زمانش نیست. من ترجیح می‌دهم هر تصمیم مهمی را نه از روی عجله یا فشار، بلکه از روی انتخابی آگاهانه بگیرم؛ زیرا قرار نیست فقط ازدواج کنم، قرار است زندگی کنم، و زندگی، بیش از هر چیز، زمانِ درست را می‌طلبد.
💯3🍓1🤝1

تو یا از آنِ من خواهی شد یا از آنِ خدا.

#دوشیزه_سادات
🍓5🙈1
د ای روزای خسته کن فقط مُردن میچسپه 😭
❤‍🔥3🔥1🍓1🙈1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
Photo
و منظور اش از آینده من🌚😂
❤‍🔥2🔥1🌚1🍓1
❤‍🔥2🔥1🍓1🙈1
گفت: با غم هایت چه‌کار می‌کنی؟
گفتم: چایی می‌نوشم و در کنار اش از غم هایم می‌نویسم.

#دوشیزه_سادات
❤‍🔥4🔥1🌚1🍓1🙈1
عجب قندِ سمرقندی، عجب چای بخارایی!
بیا مهمانِ حافظ شو، غزل دم کردنش با من.
❤‍🔥4🍓1💘1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
عجب قندِ سمرقندی، عجب چای بخارایی! بیا مهمانِ حافظ شو، غزل دم کردنش با من.
حق می‌دهی به من اگر احساس غم کنم؟
وقتی خودم برای خودم چای دم کنم .
❤‍🔥4🍓1💘1
کیست این مَن؟این مَنِ با مَن ز مَن بیگانه‌تر؛
این مَنِ مَن‌مَن کنِ از مَن کمی دیوانه‌تر؟.
❤‍🔥3🍓1💘1
محبوبم، می‌پنداشتم تو مرهمِ تمام زخم‌هایم خواهی بود؛ غافل از آن‌که روزی خود، عمیق‌ترین زخمِ جانم خواهی شد؛ دردی دیگری میانِ آن همه درد...!

#دوشیزه_سادات
🔥4❤‍🔥2🐳1💔1🍓1💘1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
محبوبم، می‌پنداشتم تو مرهمِ تمام زخم‌هایم خواهی بود؛ غافل از آن‌که روزی خود، عمیق‌ترین زخمِ جانم خواهی شد؛ دردی دیگری میانِ آن همه درد...! #دوشیزه_سادات
محبوبم...
تمامِ ایمانم این بود که الله، تو را مرهمِ زخم‌هایی قرار داده است که سال‌ها در سکوت بر جانم نشسته بودند. با آمدنت، گمان می‌کردم دیگر هیچ اندوهی راهی به قلبم نخواهد یافت و تو پایانِ تمامِ دردهایم خواهی بود.
اما چه تلخ بود که سرنوشت، روایت دیگری برای من نوشت.
تو نه مرهمِ زخم‌هایم شدی و نه پایانِ رنج‌هایم؛ بلکه جان‌سوزترینِ دردِ زندگی‌ام گشتی. زخمی که نه زمان از عمقش می‌کاهد و نه فراموشی توانِ درمانش را دارد.
اکنون هرگاه از دردهایم سخن می‌گویم، پیش از هر نامی، نامِ تو در ذهن و دلم طنین می‌اندازد؛ چرا که هیچ زخمی، سوزناک‌تر از زخمی نیست که از دستِ محبوب بر جان بنشیند.
تو قرار بود پناهِ خستگی‌هایم باشی، آرامشِ شب‌های بی‌قرارم و امیدِ فرداهایم؛ اما دریغا که خود، خسته‌ترین دلیلِ بی‌قراری‌هایم شدی.
چه تلخ است آن‌گاه که کسی را درمانِ دردهایت بدانی، اما همان کس، عمیق‌ترین و ماندگارترینِ دردِ زندگی‌ات شود...

#دوشیزه_سادات
🔥4❤‍🔥2🐳1🍓1💘1
هر چی دل گم می‌کند بر دیده تاوان می‌شود.

_بیدل
❤‍🔥4🔥1🐳1🍓1💘1
چطو کانالم یک رقم د سقوط است💔
💔5