Forwarded from بِیتٰابْ 💌
بِیتٰابْ 💌
من #_گلگونم💗🔥
او از جنس لطافت است
روحش لطیف مطهر است …!
پاکی دلش مث آب زلال
تمام لطافت زریف بودن دخترانه را دو گلگونم خواهی یافت
که هر آن کسی چشم دید زیبایی محسور کننده او را ندارد
از زیبایی لطیفی زریف بودن روحش سخن میگویم ..
از مهربانی وجودش …!
از بودنش ..
و من از جنس اندوه آتش خونم …
و او زیبایی در این روح به آتش کشیده من افزوده که هیچ بشری نتوان خواهد کرد …
#_گلگونم 💗
#_بِیتٰابْ 💌
روحش لطیف مطهر است …!
پاکی دلش مث آب زلال
تمام لطافت زریف بودن دخترانه را دو گلگونم خواهی یافت
که هر آن کسی چشم دید زیبایی محسور کننده او را ندارد
از زیبایی لطیفی زریف بودن روحش سخن میگویم ..
از مهربانی وجودش …!
از بودنش ..
و من از جنس اندوه آتش خونم …
و او زیبایی در این روح به آتش کشیده من افزوده که هیچ بشری نتوان خواهد کرد …
#_گلگونم 💗
#_بِیتٰابْ 💌
🔥2
بِیتٰابْ 💌
او از جنس لطافت است روحش لطیف مطهر است …! پاکی دلش مث آب زلال تمام لطافت زریف بودن دخترانه را دو گلگونم خواهی یافت که هر آن کسی چشم دید زیبایی محسور کننده او را ندارد از زیبایی لطیفی زریف بودن روحش سخن میگویم .. از مهربانی وجودش …! از بودنش .. و من از…
در برابر این همه مهر اش حیرانم چه گویم(:
🔥2
چـکـامـهـ زار 🌘📜
تویی که این را میخوانی: این را در مغز ات فرو کن، شاید هرکسی لایق احترام باشد، اما هرکسی شایسته ارتباط نیست.
تویی که این را میخوانی:
باشد که همه ی چیزهای خوب،
دنبالت بیایند
پیدایت کنند
و با تو بمانند.
إنشاءالله.
دنبالت بیایند
پیدایت کنند
و با تو بمانند.
إنشاءالله.
💔6❤🔥1🔥1🤝1💘1
بِیتٰابْ 💌
تو گوهر نایاب من فقط باش همین برایم از هزار سخن زیبا تر است .
اون را که هستم و هستم خاطرت تخت🌚
🔥3
قیچی را به دست گرفت و خرامانخرامان به سوی آیینهٔ قدنما گام برداشت. دلش نمیآمد آنها را کوتاه کند؛ اما دیگر توان نگهداری از آن همه گیسوان بلند و پرپشت را نداشت.
تازه دستش برای کوتاه کردن زلفهایش بالا رفته بود که ناگهان مردِ زندگیاش با شتاب به سویش آمد. قیچی را از میان انگشتانش گرفت و با چهرهای درهم و چشمان قهوهایِ خشمگین و ناآرام به او خیره شد.
— چه کسی به تو اجازه داده به گیسوانت دست بزنی، هان؟
خندهای کوتاه و ناباورانه کرد و پاسخ داد:
— یعنی میگویی حتی حق ندارم گیسوان خودم را خودم کوتاه کنم؟
— قطعاً حق نداری. هیچکس حق ندارد به این گیسوان نظر کند یا حتی دست به آنها بزند، إلا من.
ابرویش را بالا انداخت و با شیطنت گفت:
— به گمانت کمی زیادی خودخواه نیستی؟
لبخند کمرنگی بر گوشهٔ لبهایش نشست.
— اگر پای تو در میان باشد، آری… من خودخواه ترین مرد روی این زمین ام.
سپس نگاهش نرم شد و آهسته گفت:
— عُمرِ من، مگر نمیدانی چقدر به این گیسوان وابستهام؟ چگونه دلت میآید این زلفهای بالا بلند را کوتاه کنی زیادی ظالم نشدی هان؟
نگاهی خسته به آیینه انداخت و زمزمه کرد:
— دیگر نای رسیدگی به آنها را ندارم… حوصلهای برایم نمانده است.
مرد یک گام نزدیکتر شد، شانه را برداشت و با اطمینان گفت:
— پس من برای چه هستم؟ از امروز نگهداریاش با من.
آرام و با حوصله، تارهای گیسویش را شانه زد؛ گرههای کوچک را باز کرد و زلفهای بلندش را با هنری عجیب در هم تنید.
وقتی کارش تمام شد، گیسوانی شکل گرفته بود که شاید در چشم او زیباترین گیسوان جهان بود.
دخترک در آیینه به انعکاس خود خیره ماند و لبخندی زد.
— عجب… پس پنهانی اینهمه هنر هم داری؟
مرد با غرور و وقار شانه را کنار گذاشت و گفت:
— برای محافظت از چیزهایی که دوستشان دارم، هر هنری را یاد میگیرم بافتن گیسوان یارم که هیچ چیزی نیست.
#دوشیزه_سادات
#دیالوگ
تازه دستش برای کوتاه کردن زلفهایش بالا رفته بود که ناگهان مردِ زندگیاش با شتاب به سویش آمد. قیچی را از میان انگشتانش گرفت و با چهرهای درهم و چشمان قهوهایِ خشمگین و ناآرام به او خیره شد.
— چه کسی به تو اجازه داده به گیسوانت دست بزنی، هان؟
خندهای کوتاه و ناباورانه کرد و پاسخ داد:
— یعنی میگویی حتی حق ندارم گیسوان خودم را خودم کوتاه کنم؟
— قطعاً حق نداری. هیچکس حق ندارد به این گیسوان نظر کند یا حتی دست به آنها بزند، إلا من.
ابرویش را بالا انداخت و با شیطنت گفت:
— به گمانت کمی زیادی خودخواه نیستی؟
لبخند کمرنگی بر گوشهٔ لبهایش نشست.
— اگر پای تو در میان باشد، آری… من خودخواه ترین مرد روی این زمین ام.
سپس نگاهش نرم شد و آهسته گفت:
— عُمرِ من، مگر نمیدانی چقدر به این گیسوان وابستهام؟ چگونه دلت میآید این زلفهای بالا بلند را کوتاه کنی زیادی ظالم نشدی هان؟
نگاهی خسته به آیینه انداخت و زمزمه کرد:
— دیگر نای رسیدگی به آنها را ندارم… حوصلهای برایم نمانده است.
مرد یک گام نزدیکتر شد، شانه را برداشت و با اطمینان گفت:
— پس من برای چه هستم؟ از امروز نگهداریاش با من.
آرام و با حوصله، تارهای گیسویش را شانه زد؛ گرههای کوچک را باز کرد و زلفهای بلندش را با هنری عجیب در هم تنید.
وقتی کارش تمام شد، گیسوانی شکل گرفته بود که شاید در چشم او زیباترین گیسوان جهان بود.
دخترک در آیینه به انعکاس خود خیره ماند و لبخندی زد.
— عجب… پس پنهانی اینهمه هنر هم داری؟
مرد با غرور و وقار شانه را کنار گذاشت و گفت:
— برای محافظت از چیزهایی که دوستشان دارم، هر هنری را یاد میگیرم بافتن گیسوان یارم که هیچ چیزی نیست.
#دوشیزه_سادات
#دیالوگ
🔥6🙈3😭2💘2❤🔥1💔1🍓1💅1
مـــاهسخــــــن...💌📚
هر رنجی اسم دارد اسم رنج شما چیست؟
تا هنوز اسمی بالایش نگذاشتیم شاید بعد ها اسم اش نیز نمایان شد...!
🔥7
از آن زمان که به فراگیری علم دین روی آوردم، گمانِ اینکه عمرم بیهوده میگذرد، از من رخت بربسته است.
#دوشیزه_سادات
#دوشیزه_سادات
❤🔥4🤝3🔥2⚡1🍓1💘1
Forwarded from ستــاره | STAR
زخم هایش را بوسید و از خودش بابت تمام آنها عذر خواهی کرد، زندگیاش را در آغوش گرفت و از میان تاریکیها جوانه زد...
🍓7
کجا روم که ببینم تو را نمیدانم
به جستوجوی تو امشب به خواب هم رفتم
به جستوجوی تو امشب به خواب هم رفتم
🔥5🕊1🍓1
Forwarded from مأوے|мανα
•مصادرهی حقیقت، عقلِ اجارهای، معیارِ ربودهشده، بصیرتِ خاموش، قضاوتِ
وارداتی، شکستِ تشخیص، تحریفِ مفاهیم،
اسارتِ روایت، گمگشتگیِ معیار•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
وارداتی، شکستِ تشخیص، تحریفِ مفاهیم،
اسارتِ روایت، گمگشتگیِ معیار•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
🍓1🙈1
Forwarded from مأوے|мανα
/اللهﷻمیفرماید/
{يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم لا يالونكم خبالا ودوّا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواههم وما تخفي صدورهم اكبر قد بينا لكم الآيات ان كنتم تعقلون}
«ای کسانی که ایما آوردهاید! کسانی را که از جبهه و مسیر شما نیستند{کافران}را، مرجع فکری و محرم اسرار خود قرار ندهید؛ آنها لحظهای از ضربه زدن به شما دستبرنمیدارند و از هر چیزی که شما را دچار ضعف، اختلاف و رنج کند خوشحال میشوند. دشمنیشان از لابهلای حرفهایشان پیداست، اما آنچه در سینههایشان پنهان کردهاند بسیار بزرگتر از چیزی است که بر زبان میآورند. خدا نشانههارا برای شما روشن کرده،اگر اهل عقل و بصیرت باشید.»"سورة آل عمران"١١٨"
«وقتی رسانههای کفر جهانی، همون رسانههایی که سالهاست شب و روز دارن علیه اسلام خط میدن، میان یه مسلمان یا یه جریان اسلامی رو با برچسب «تروریست» میکوبن و تو هم بدون ذرهای فکر، همونو قورت میدی و تکرار میکنی، یعنی عملاً مغزت رو اجاره دادی.
"بردگیِ فکری،سقوطِ بصیرت"
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
{يا ايها الذين آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم لا يالونكم خبالا ودوّا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواههم وما تخفي صدورهم اكبر قد بينا لكم الآيات ان كنتم تعقلون}
«ای کسانی که ایما آوردهاید! کسانی را که از جبهه و مسیر شما نیستند{کافران}را، مرجع فکری و محرم اسرار خود قرار ندهید؛ آنها لحظهای از ضربه زدن به شما دستبرنمیدارند و از هر چیزی که شما را دچار ضعف، اختلاف و رنج کند خوشحال میشوند. دشمنیشان از لابهلای حرفهایشان پیداست، اما آنچه در سینههایشان پنهان کردهاند بسیار بزرگتر از چیزی است که بر زبان میآورند. خدا نشانههارا برای شما روشن کرده،اگر اهل عقل و بصیرت باشید.»
«وقتی رسانههای کفر جهانی، همون رسانههایی که سالهاست شب و روز دارن علیه اسلام خط میدن، میان یه مسلمان یا یه جریان اسلامی رو با برچسب «تروریست» میکوبن و تو هم بدون ذرهای فکر، همونو قورت میدی و تکرار میکنی، یعنی عملاً مغزت رو اجاره دادی.
یعنی معیار حق و باطلت نه قرآنِ، نه سنت، نه عقل سلیم؛ بلکه تیترهای مسموم همون رسانههایییه که دشمنیشون با اسلام از نور خورشید هم روشنتره. این یعنی تو داری با متر و معیار کفار قضاوت میکنی؛ همون کفاری که برای جنگ با اسلام، برای زدن ریشهی دین خدا، برای تحریف مفاهیم جهاد، مقاومت، و حتی خود «مسلمان بودن»، قانون و چارچوب ساختن. بعد تو خیلی خونسرد میای تو همون چارچوب قضاوت میکنی و خیال میکنی نخبه ای!»
مسئله فقط یه خبر یا یه گزارش نیست. مسئله اینه که وقتی چارچوب فکری و تعاریفت رو از دشمن دینت میگیری، کمکم نگاهت هم شبیه همون دشمن میشه. اون وقت دیگه لازم نیست کسی مستقیم با اسلام بجنگه؛ کافیه معیارهای قضاوتت رو عوض کنه. وقتی تعریف جهاد رو از دشمن بگیری، وقتی تعریف مقاومت رو از دشمن بگیری، وقتی حتی تعریف مسلمان خوب و مسلمان بد رو از دشمن بگیری، نتیجه از قبل مشخصه.
هر کسی که در چارچوب اونها نگنجه میشه افراطی، خطرناک یا تروریست،برای همین قبل از اینکه درباره افراد، جریانها یا حوادث قضاوت کنی، اول باید از خودت بپرسی معیار قضاوتم رو از کجا گرفتم؟یا نسبت به اسلام و عقیدهی درست، عمیقاً جاهلی و زحمت یه تحقیق ساده رو هم به خودت ندادی، یا بدتر از اون، انقدر زیر بمباران فکری و تهاجم فرهنگی و عقیدتی کفار له شدی که دیگه قدرت تشخیص حق از باطل ازت گرفته شده. نه بو میکشی، نه رنگ میبینی، نه میفهمی کی داره از دین دفاع میکنه و کی داره طبق سناریوی دشمن بازی میکنه. اگه هر چیزی رو اخبار کفر جهانی و امثال اینا گفتن برات وحی منزله، پس صادق باش با خودت؛ مشکل از «اون مسلمان» یا «اون گروه» نیست، مشکل از قطبنمای فکری خودته که کلاً تنظیمش دست دشمنه. تا وقتی معیار قضاوتت رسانههای کفرن، هر چی هم اسم اسلام رو بیاری، فقط یه پوستهست، نه فهم، نه بصیرت، نه غیرت دینی. از خودت بپرس من با عقل و ایمان خودم قضاوت میکنم یا با دیکتهی همونایی که از ریشه با اسلام مشکل دارن؟اگه جوابش دومی بود، بدون جهلت خیلی عمیقتر از چیزیه که فکر میکنی.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
🕊2💯2🍓1