Forwarded from مأوے|мανα
بعضی نوشتهها برای تمام شدن نیستند؛
برای برگشتناند، برای فکر کردن، و برایدیدنِ چیزهایی که بار اول از کنارشان گذشتهای
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
برای برگشتناند، برای فکر کردن، و برایدیدنِ چیزهایی که بار اول از کنارشان گذشتهای
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
🍓2🐳1
Forwarded from مأوے|мανα
﴿اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ﴾
«زمان حسابرسی مردم، برای آنان نزدیک شده است؛ در حالی که در غفلت و رویگردانی
به سر می برند»
میدونی دردِ خیلیهامون چیه؟
اینکه فکر میکنیم «بعداً» هست.راستش بیشترِ ما زندهایم،ولی زندگی نمیکنیم.ما فقط از روزها عبور میکنیم…بعداً وقت میکنم، بعداً درست میشم، بعداً حواسمو جمع میکنم، بعداً برمیگردم به خودم…ولی حقیقت اینه که «بعداً» بزرگترین دروغیه که زمان به ما میگه و ما هم سادهدلانه باورش میکنیم.و همین «بعداً»آهستهآهسته عمرمون رو میبلعه.زمان نه دلش میسوزه،نه منتظرِ آمادگیِ تو میمونه.زمان نه دشمنه، نه دوست؛یه حقیقتِ بیرحمه.ما خیلی وقتها فکر میکنیم عمرمون زیاده،در حالی که فقط«روزهای مصرفنشده» زیاد داریم.نه عمرِ واقعی.عمرِ واقعی اون لحظههاییان که حواست جمع بوده.که میفهمیدی چی داری از دست میدی،چی داری به دست میاری،و اصلاً چرا زندهای.اون ساعتی که با یاد خدا گذشت،با فکر، با حضور، با آگاهی اون عمره.بقیهش؟حتی اگه پنجاه سال طول بکشه،فقط یه غفلتِ کشداره.پس اگه یه روز حس کردی دلت سنگینه،بیدلیل خستهای،پوچی و نمیدونی چرا هیچی حالت رو خوب نمیکنه…شاید مشکل این نیست که کم داری؛مشکل اینه که وقتت داره هدر میره و تو داری نگاه میکنی.
ارزشِ لحظهها، حقیقتِ عمر؛ و بیداریِ انسانی که «اکنون» را تنها داراییِ خودش میدونه.
•𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂•
«زمان حسابرسی مردم، برای آنان نزدیک شده است؛ در حالی که در غفلت و رویگردانی
به سر می برند»
میدونی دردِ خیلیهامون چیه؟
اینکه فکر میکنیم «بعداً» هست.راستش بیشترِ ما زندهایم،ولی زندگی نمیکنیم.ما فقط از روزها عبور میکنیم…بعداً وقت میکنم، بعداً درست میشم، بعداً حواسمو جمع میکنم، بعداً برمیگردم به خودم…ولی حقیقت اینه که «بعداً» بزرگترین دروغیه که زمان به ما میگه و ما هم سادهدلانه باورش میکنیم.و همین «بعداً»آهستهآهسته عمرمون رو میبلعه.زمان نه دلش میسوزه،نه منتظرِ آمادگیِ تو میمونه.زمان نه دشمنه، نه دوست؛یه حقیقتِ بیرحمه.ما خیلی وقتها فکر میکنیم عمرمون زیاده،در حالی که فقط«روزهای مصرفنشده» زیاد داریم.نه عمرِ واقعی.عمرِ واقعی اون لحظههاییان که حواست جمع بوده.که میفهمیدی چی داری از دست میدی،چی داری به دست میاری،و اصلاً چرا زندهای.اون ساعتی که با یاد خدا گذشت،با فکر، با حضور، با آگاهی اون عمره.بقیهش؟حتی اگه پنجاه سال طول بکشه،فقط یه غفلتِ کشداره.پس اگه یه روز حس کردی دلت سنگینه،بیدلیل خستهای،پوچی و نمیدونی چرا هیچی حالت رو خوب نمیکنه…شاید مشکل این نیست که کم داری؛مشکل اینه که وقتت داره هدر میره و تو داری نگاه میکنی.
امام امت، ابن قیم الجوزیه توی کتاب الداء والدواء یه جملهای میگه که اگه آدم واقعاً بفهمتش، دیگه مثل قبل زندگی نمیکنه.میفرماید:کسی که حقیقتِ زندگی رو فهمیده، هر لحظه رو آخرین فرصتِ رشدِ خودش میبینه.یعنی چی؟ یعنی آدمِ بیدار، آدمِ فهمیده، با «الانش» زندگی میکنه.نه توی حسرتِ دیروز گیر میکنه، نه با خیالِ فردا خودش رو گول میزنه.در ادامه میفرماید،اگه زمانت رو خراب کنی، دیگه فقط وقتت از دست نرفته؛
همهی خیرِ زندگیت رو نابود کردی.چرا؟
چون هر خیری، هر رشدی، هر نجاتی، فقط و فقط توی «زمان» اتفاق میافته.زمان مثل یه بذر میمونه؛اگه امروز نکاشتی، فردا هیچ محصولی در کار نیست.و بدتر از همه اینه که
زمانِ از دسترفته…دیگه هیچوقت، هیچجا، برنمیگرده.امام شافعی یه جمله داره میفرماید:زمان مثل شمشیره…
یا تو میبُریش،
یا اون تو رو میبُره.
یعنی یا حواست هست که وقتت کجا داره خرج میشه،یا یهو یه روز چشم باز میکنی میبینی عمرت تموم شده و تو هنوز «شروع» هم نکردی…واقعیت اینه که زمانِ تو، همون عمرِ واقعی توئه.نه شناسنامه، نه عدد، نه تولد،اون دقایقی که نفهمیدی کی گذشتن،
اون ساعتهایی که فقط خوردی، خوابیدی، اکسپلورر اینستاگرام بودی، حرص خوردی، غرق شدی توی بیحسی…اونا عمر نبودن؛
فقط «زندهبودنِ بیروح» بودن. زمان، خیلی تندتر از ابر رد میشه… من و تو فکر میکنیم هنوز وقت هست،ولی زمان اصلاً منتظر فکرِ من و تو نمیمونه.
حالا این وسط یه فرقِ خیلی مهم وجود داره:
اون بخشی از زمان که
برای خداست،
با یاد خداست،
با حضور قلبه،
با آگاهیه،
با فهمیدنه…
اون، زندگیِ واقعیه.
بقیهش؟هرچقدر هم طولانی باشه،
هرچقدر هم شلوغ و پرهیجان به نظر بیاد،
از جنسِ عمر حساب نمیشه.
آدمی که بهترین روزهاشو با غفلت میسوزونه،با آرزوهای پوچ دلخوشه،
با «هیچی» خودش رو سرگرم کرده،
و عمرش بین خواب، بیکاری، حواسپرتی و فرار از فکر تقسیم شده…راستش رو بخوای
مرگ برای همچین آدمی، از این زندگی بیمعناتر نیست؛گاهی حتی شرافتمندانهتره.
دقیقاً مثل نماز…
از نمازت چی میمونه؟
همونقدر که حواست توش بوده.
نه بیشتر.از عمرت چی میمونه؟
دقیقاً همونقدر که با خدا بودی.
همون لحظههایی که «حاضر» بودی،
نه فقط نفس میکشیدی.پس اگه یه روز حس کردی خستهای، پوچی، تهیای…
شاید مشکل این نیست که وقت نداری؛
مشکل اینه که وقتت داره تو رو میبُره
به حرف امام شافعی برگرد که فرمود زمان شمشیره.یا تو دستت میگیریش و راه باز میکنی،
یا یهو میبینی عمرت تیکهتیکه شده
و هنوز منتظرِ «یه روزِ بهتر» بودی.
آروم بخون…آروم فکر کن…نه به فردا، نه به دیروز؛به الان،الان تنها چیزیه که داری.
وقتت داره هدر میره و تو داری نگاه میکنی.
•𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂•
🐳1🍓1
Forwarded from ابتهاجِ ابد (🍂🍂)
اللّهُمَّ اغفِر لِیَ الذُّنوبَ الَّتی تَحبِسُ الدُّعا
پروردگارا، خطاهایی را که بین من و اجابت دعاهایم مانع میشوند، بیامرز.
پروردگارا، خطاهایی را که بین من و اجابت دعاهایم مانع میشوند، بیامرز.
❤🔥1🐳1🌚1🍓1💘1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
تویی که این را میخوانی: انشاءالله به موقع برسی به عشق،به یار،به پول،به زندگی به آرزو ها و رؤیا هایت... به هر آنچه که میخواهی... فکر می کنم قشنگترین دعا همین باشد .
تویی که این را میخوانی:
این را در مغز ات فرو کن،
شاید هرکسی لایق احترام باشد، اما هرکسی شایسته ارتباط نیست.
این را در مغز ات فرو کن،
💯3❤🔥1🔥1🐳1🍓1
سمت اش مینگرم و با خود میگویم:
از چنین زنِ با وقار، مستقل، مغرور و دیکتاتور، باید که چنین فرزندانِ مغرور و خودشیفته به بار آید.
#دوشیزه_سادات
از چنین زنِ با وقار، مستقل، مغرور و دیکتاتور، باید که چنین فرزندانِ مغرور و خودشیفته به بار آید.
#دوشیزه_سادات
❤🔥1🔥1🐳1🍓1💘1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
سمت اش مینگرم و با خود میگویم: از چنین زنِ با وقار، مستقل، مغرور و دیکتاتور، باید که چنین فرزندانِ مغرور و خودشیفته به بار آید. #دوشیزه_سادات
هميشه حرفهای خود را رُک و راست بیان میکنم هر چه باشد هر گپی که باشد پیش روی خود شخص میگم نه در غیاب اش !
این
عادتی است که ازش به ارث بردم ...
گه گاهی خوب نیست اینقدر رُک بودن ولی خوب کاریش نمیشه کرد!
این
عادتی است که ازش به ارث بردم ...
گه گاهی خوب نیست اینقدر رُک بودن ولی خوب کاریش نمیشه کرد!
🔥2🐳1🍓1
رُخ اش را با دلخوری به سوی پنجره برگرداند و با لحنی آمیخته به رنجش گفت:
— همهٔ قهر و نازهایت فقط نصیب منِ مسکین میشود!
نزدیکش شدم. دستانش را از روی سینهٔ ستبرش کنار زدم و وادارش کردم دوباره به سویم بنگرد. چهرهاش را میان دستانم گرفتم و در چشمانی که گاهی به سیاهیِ شب بودند و گاهی به تلخیِ قهوه، خیره شدم.
— محبوب من، مگر جز تو کسی را دارم که قهر و نازم را نثارش کنم، هان؟
دستانم را از صورتش جدا کرد؛ اما همان دم آنها را در میان دستان بزرگ و مردانهٔ خود گرفت. نگاهش را در چشمانم گره زد و گفت:
— نه!
سپس با لحنی مالکانه و محکم ادامه داد:
— نباید هم کسی باشد. حق نداری جز من بر هیچکس قهر کنی و برای هیچکس ناز بفروشی.
دستانم را اندکی فشرد و آهستهتر افزود:
— تا آن دم که جان در تن دارم و نفس در این سینه میتپد، خریدار تمام قهرها، نازها و دلگیریهای تو خواهم بود.
به چشمانم خیره شد و با لحن گیرا و مردانه اش گفت:
"میکنی ناز که قربان شوم این نازِ تو را."
مطمئن بودم که گونه هایم همانند لاله به لون سرخ گراییده...
در آغوش خود حبس ام کرد و ادامه داد:
"بیدلان را احتمالِ نازِ دلبر واجبست
وانکه باشد نازنین تر بیش باشد نازِ او"
#دوشیزه_سادات
#دیالوگ
— همهٔ قهر و نازهایت فقط نصیب منِ مسکین میشود!
نزدیکش شدم. دستانش را از روی سینهٔ ستبرش کنار زدم و وادارش کردم دوباره به سویم بنگرد. چهرهاش را میان دستانم گرفتم و در چشمانی که گاهی به سیاهیِ شب بودند و گاهی به تلخیِ قهوه، خیره شدم.
— محبوب من، مگر جز تو کسی را دارم که قهر و نازم را نثارش کنم، هان؟
دستانم را از صورتش جدا کرد؛ اما همان دم آنها را در میان دستان بزرگ و مردانهٔ خود گرفت. نگاهش را در چشمانم گره زد و گفت:
— نه!
سپس با لحنی مالکانه و محکم ادامه داد:
— نباید هم کسی باشد. حق نداری جز من بر هیچکس قهر کنی و برای هیچکس ناز بفروشی.
دستانم را اندکی فشرد و آهستهتر افزود:
— تا آن دم که جان در تن دارم و نفس در این سینه میتپد، خریدار تمام قهرها، نازها و دلگیریهای تو خواهم بود.
به چشمانم خیره شد و با لحن گیرا و مردانه اش گفت:
"میکنی ناز که قربان شوم این نازِ تو را."
مطمئن بودم که گونه هایم همانند لاله به لون سرخ گراییده...
در آغوش خود حبس ام کرد و ادامه داد:
"بیدلان را احتمالِ نازِ دلبر واجبست
وانکه باشد نازنین تر بیش باشد نازِ او"
#دوشیزه_سادات
#دیالوگ
🍓2❤🔥1🔥1😁1🐳1🙈1💘1
ازدواج نکنید!
حتی با مردی که حاضر است هرشب برای شما یک دسته گل رُز بخرد .
حتی با مردی که حاضر است هرشب برای شما یک دسته گل رُز بخرد .
❤🔥3🔥1🐳1🌚1🍓1
ما شبیه به هم نیستیم چون زن ها همیشه برای من تحسین برانگیز بودن نه حسادت برانگیز.
❤🔥2🔥1🐳1🍓1💘1
مادر فکر میکرد، من بیمارم.
ولی من اندوههایم را بالا میآوردم.
ولی من اندوههایم را بالا میآوردم.
🔥2🐳1💔1🍓1😭1
من همانگونه هستم که هستم...!
نه چشمان آبی دارم و نه کفشهای پاشنهبلند. در زمینههای آرایش و رفتارهای نمایشی نیز مهارت چندانی ندارم ناز و عشوه کردن را بلد نیستم و یادم نداده اند.
آنگاه که از کنارم رَد بشوی بوی ادکلن ام مستت نمیکند. نگران پاک شدن رژ و ریمل ام نیز نیستم. دستان خیس ام را با دامنم پاک میکنم و اشکهایم را با سر آستین ام.
وقتی گربه ای را میبینم با اینکه میدانم قرار نیست دهن باز کند و با من هم کلام شود برایش سلام میدهم و همراه اش قصه ها میکنم.
ساده هستم، بسیار ساده، و از منظر من، همین سادگی باعث میشود که در مقایسه با دیگران متمایز به نظر آیم.
#دوشیزه_سادات
نه چشمان آبی دارم و نه کفشهای پاشنهبلند. در زمینههای آرایش و رفتارهای نمایشی نیز مهارت چندانی ندارم ناز و عشوه کردن را بلد نیستم و یادم نداده اند.
آنگاه که از کنارم رَد بشوی بوی ادکلن ام مستت نمیکند. نگران پاک شدن رژ و ریمل ام نیز نیستم. دستان خیس ام را با دامنم پاک میکنم و اشکهایم را با سر آستین ام.
وقتی گربه ای را میبینم با اینکه میدانم قرار نیست دهن باز کند و با من هم کلام شود برایش سلام میدهم و همراه اش قصه ها میکنم.
ساده هستم، بسیار ساده، و از منظر من، همین سادگی باعث میشود که در مقایسه با دیگران متمایز به نظر آیم.
#دوشیزه_سادات
🍓3💘2❤🔥1🐳1🌚1💅1
Forwarded from نُـکتـورا | بـانـوامـیـری
🐳1🌚1🍓1
آنهایی که در اطراف مان هستند هیچگاه در وصف مان خوبی های مان را بیان نمیکنند.
فقط انتظار آن لحظه ای را میکشند تا از این جهان چشم بپوشیم آنگاه است که شروع میکنند به گفتن حرف های قشنگ...!
همان گپ است:
آدمها حرفهای قشنگ زیادی برای گفتن دربارهٔ تو دارند، اما اول باید بمیری.
#دوشیزه_سادات
فقط انتظار آن لحظه ای را میکشند تا از این جهان چشم بپوشیم آنگاه است که شروع میکنند به گفتن حرف های قشنگ...!
همان گپ است:
آدمها حرفهای قشنگ زیادی برای گفتن دربارهٔ تو دارند، اما اول باید بمیری.
#دوشیزه_سادات
💔3🔥2🐳1💯1🍓1🤝1
Forwarded from ستــاره | STAR
و اما من
اگر اکنون زندهام به واسطهی همین امیدِ ناچیز است؛
شاید استکانِ چایی همان امیدِ من باشد:)🤍
اگر اکنون زندهام به واسطهی همین امیدِ ناچیز است؛
شاید استکانِ چایی همان امیدِ من باشد:)🤍
🍓2🔥1🕊1🐳1
زنهای خاورمیانه
از هر چیزی خالی باشند، در سه چیز غنیاند:
« چشمهای زیبا، غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر.»
از هر چیزی خالی باشند، در سه چیز غنیاند:
« چشمهای زیبا، غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر.»
🍓4❤🔥2🐳1
- زنانی در سرزمینِ من زندگی میکنند که
در زیبایی وصف ناشدنی، در شجاعت مثال
زدنی و در صبر باور نکردنی هستند.
در زیبایی وصف ناشدنی، در شجاعت مثال
زدنی و در صبر باور نکردنی هستند.
🍓6❤🔥1🐳1
تا حال هیچکس مره «زندگیم» صدا نزده؛ شاید مه مرگِ کسی باشم.🪦
😁2💯2🍓2🐳1😭1
Forwarded from ستــاره | STAR
من عاشق آدم هایی هستم که همراهم درباره جهان حرف میزنند،
ذهنم را باز میکنند
رویاهایی شان را با من به اشتراک میگذارند و دیدگاه های جدیدی را نشانم میدهند...
یک چیزی برایم یاد میدهند که تاحالا نمیدانستم. من را میبرند به یک سفر ذهنی، جایی که فکرها آزادانه پرسه میزنند
و کنجکاوی هیچ حد و مرزی نمیشناسه....
ذهنم را باز میکنند
رویاهایی شان را با من به اشتراک میگذارند و دیدگاه های جدیدی را نشانم میدهند...
یک چیزی برایم یاد میدهند که تاحالا نمیدانستم. من را میبرند به یک سفر ذهنی، جایی که فکرها آزادانه پرسه میزنند
و کنجکاوی هیچ حد و مرزی نمیشناسه....
🍓2