چـکـامـهـ زار 🌘📜
450 subscribers
527 photos
75 videos
10 files
347 links
چکامه‌زار🍂
به سرزمین کلماتم خوش آمدید 🌘
چکامه‌زار جایی‌ست برای واژه‌هایی که از دل می‌ریزند...
نه برای دیده شدن، فقط برای حس شدن.
در چکامه‌زار، واژه‌ها نفس می‌کشند
جایی برای رهایی دل،اندیشه و خیال
Download Telegram
عجیب است برای اینکه چند کلمه از اسلام و حق را بیان می‌کنی همه انتظار این را می‌کشند تا یک اشتباه خودت را بنگرند و با کلمات مضحک شان حجوم بیاورند بالایت!
😁2🍓2🔥1🕊1🐳1
دلتنگ چشم‌های توام جمعه ها غروب!
🔥3🐳2🌚2😁1🍓1
شاید عاشقانه ترین کار همین باشد که در میان این همه اندوه، کسی را دوست بداری.
و او در میان آن همه اندوهی که داشت دوست داشتن مرا هیچگاه فراموش‌ نمی‌کرد. 🖤
🔥6😭3🐳2😁1🍓1
در بهارترین بهارِ سال‌های اخیر هستیم. باران پشت باران، و آفتاب هم با ریتم مخصوصی هست. اما قلب آدم تقویم خودش را دارد. افسوس که دل‌ها شکسته‌. زخم روی زخم انبار می‌کنیم. مردم زندگی بدی دارند. از اینکه هر روز از تعلیق و تنش‌های خاموش بنویسیم، چیزی بدست نمی‌آید. کسی ما را نخواند و ندید. حتما می‌دانید. بگذریم.
🍓3🔥1🐳1
هم‌چنان به نظرم با ادب بودن، یکی از شیک‌ترین و باکلاس‌ترین‌ ویژگی‌های یک انسان است‌.
🍓2❤‍🔥1🐳1💯1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
«في الحب تمامًا
مثل الصلاة لا تنظر هنا وهناك»


در عشق، درست مثل نماز،
به این‌طرف و آن‌طرف نگاه نمی‌کنی.
🐳1🍓1
ایـوانـ مـنـ
«في الحب تمامًا مثل الصلاة لا تنظر هنا وهناك» در عشق، درست مثل نماز، به این‌طرف و آن‌طرف نگاه نمی‌کنی.
«الحُبِّ الحَقیقی كالصَلاة
يَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنكَر»

عشقِ واقعی مانند نماز است،
آدم را از کارهای بد و ناپسند باز میدارد!
❤‍🔥3🐳1🍓1🙈1
Forwarded from ستــاره | STAR
«اللهم اني أنتظر منك فرحاً عظيماً يسعد قلبي
و يُبكي عيني فرحاً فبشرني به ياالله..»


خدایا من منتظر شادی بزرگی هستم که قلبم را خوشحال و چشمانم را گریان کند، پس آن را به من بشارت ده...
🐳2🍓2
Forwarded from ستــاره | STAR
به چشمانش نگاه کرد و گفت؛
برق چشمانت نور زندگیم شد...
و لبخندت آرامش دلم...
با حضورت حس کامل بودن میکنم...
❤‍🔥2🍓2🐳1
چشمانش، همانند کاسه‌ای خون‌آلود، دیوانه‌وار در ذهن خود در جنگی ابدی بود و می‌گفت: «سرم از شدت درد به انفجار رسیده، چنانکه دلم می‌خواهد سرم را به دیوار بکوبم؛ این چه روزهای گندی است که دارم می‌گذرانم. یعنی واقعاً قرار بود جوانی‌ام چنین سپری شود؟ چرا؟ آخر ما حیف نبودیم؟» (چگونه رنجِ نفس، گاه سنگین‌تر از کوه می‌شود؟)
💔5❤‍🔥1🔥1🕊1🐳1🙈1
بدترین سال و بدترین روزهاااا
🔥2🤝2🐳1💔1
این روز ها بیشتر از اینکه الله امتحان بگیرد بنده هایش إمتحان می‌گیرند...
🐳3💔1🤝1
نمیدانم چنین حسی داشته ای یا نه؟!
اینکه بخواهی هزاران سال بخوابی
یا اصلا وجود نداشته باشی!
🐳3🤝2
به چیزی فراتر از خواب نیاز دارم...
شاید چیزی مثل مرگ!
💔3🐳2🤝1
اینجا باشد من باشم چایی باشد و دیگر هیچ نباشد...!
🍓2❤‍🔥1🐳1
غمگینم، مضطربم، خشمگینم، دلتنگم، دورم، ترسیدم، نا امیدم و خسته‌ام، خیلی خسته‌.
💔2🕊1🐳1💯1
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

بانوی کُومه چقر، چطور هستی؟

از حال دلت بگو. این روزها در چه حالی هستی؟ آیا توانسته‌ای کمی با نبودن عزیزت کنار بیایی یا هنوز دلت همان‌قدر سنگین است؟

البته چه سؤال عجیبی می‌پرسم. مگر می‌شود حالت خوب باشد؟ از میان تک‌تک واژه‌هایت می‌شود فهمید که چقدر خسته‌ای

اما چه می‌شود کرد جز صبر؟
هیچ چیز...

عزیز جان، می‌دانی چقدر برایم عزیز هستی؟؟؟؟


اگر نمیدانی حالا بدان تو برایم خیلییی با ارزش و عزیز استییییی
نمی‌دانم چه حکمتی در این میان است. با اینکه نه تو را دیده‌ام و نه آن‌قدر زیاد می‌شناسمت، اما احساس می‌کنم به قلبم نزدیک هستی؛ خیلی نزدیک.

می‌خواهم چیزی را برایت اعتراف کنم.

قبل از آشنایی با تو، هیچ علاقه‌ای به حفظ کلام الله نداشتم. این کار برایم خیلی سخت و حتی ناممکن به نظر می‌رسید و همیشه با خودم می‌گفتم: «من نمی‌توانم.»

اما بعد از اینکه با تو آشنا شدم و از حفظت گفتی، ناخودآگاه علاقه‌ای کوچک در دلم پیدا شد. کم‌کم همان علاقه کوچک تبدیل به یک هدف شد.

اوایل خیلی سخت بود، اما الحمدلله حالا برایم آسان‌تر شده است. حفظ کردن دیگر آن سختی گذشته را ندارد، فقط یک ترس در دلم مانده؛ اینکه روزی فراموشش کنم.

خوب، از من بگذریم؛ این نامه باید درباره تو باشد.

می‌دانی چه چیزی را در تو بیشتر دوست دارم؟

اینکه خیلی زود صمیمی می‌شوی. اصلاً به این فکر نمی‌کنی که طرف مقابل را ندیده‌ای یا خیلی نمی‌شناسی. آن‌قدر گرم و صمیمی رفتار می‌کنی که گاهی احساس می‌کنم سال‌هاست تو را می‌شناسم.

آه، می‌دانم... می‌دانم چقدر پشتو را دوست داری.

چقدر دوست داری روزی همسفری پشتون داشته باشی.

من هم از پروردگار مهربان می‌خواهم اگر خیر و صلاح تو در آن است، به این آرزویت برسی.

پشتو یاد بگیری و روزی با خوشحالی برایم بگویی:

«ببین پشتون! پشتو یاد گرفته‌ام. ایزنه‌ات برایم پشتو یاد داد. حالا معنی شعرها را می‌فهمم و می‌توانم به پشتو صحبت کنم.»

و بعد در همان کافه‌ای که همیشه از آن حرف می‌زدی بنشینیم؛ ساعت‌ها درباره حفظ قرآن، آرزوها، موفقیت‌ها و خوشبختی‌هایمان صحبت کنیم.

و از این بگوییم که چگونه توانستیم روزهای سخت زندگی را پشت سر بگذاریم و به روزهای آرام برسیم.

در پایان، از الله مهربان می‌خواهم دلت را آرام کند، لبخند را مهمان لب‌هایت سازد و روزهایی برایت بنویسد که خاطره تمام غم‌های گذشته را کم‌رنگ کند.🫶🏻🤍🖇


#ساداتممممم
ᭂـشـــــتون
💘6🐳3🌚1😐1🙈1
Forwarded from مأوے|мανα
بعضی نوشته‌ها برای تمام شدن نیستند؛
برای برگشتن‌اند، برای فکر کردن، و برای‌دیدنِ چیزهایی که بار اول از کنارشان گذشته‌ای

𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
🍓2🐳1