کُلثوم بنت ابوبکر می گفت:
از اللّٰـه خواستم همسری نصیبم کند که مهرش را چون بارانی بیوقفه بر جانم ببارد، و اهل عبادت باشد."
اللّٰـه هم طلحه بن عبیدالله را نصیبم کرد.."
او یکی از اصحابی بود که پیامبر صلی اللّٰـه علیه وسلم به آنها وعده بهشت داده بودکلثوم میگفت:
طلحه وقتی مرا میدید، چهرهاش پر از شادی میشدوقتی صدایم را میشنید، لبخند میزدوقتی گریه میکردم، او هم با من گریه میکرد.."
تا وقتی مطمئن نمیشد که من در رختخواب راحت هستم، خودش نمیخوابید.."
در هر نمازی که میخواند، اول برای من دعا میکرد، بعد برای خودش.."
وقتی مریض میشدم، خیلی ناراحت میشد، انگار خودش مریض است.."
تا کنار او نمینشستم، دلش آرام نمیگرفت وقتی غذا میخوردیم، با دست خودش لقمه را در دهانم میگذاشت.."
او به من افتخار میکرد، در نهان و آشکارا..
از اللّٰـه خواستم همسری نصیبم کند که مهرش را چون بارانی بیوقفه بر جانم ببارد، و اهل عبادت باشد."
اللّٰـه هم طلحه بن عبیدالله را نصیبم کرد.."
او یکی از اصحابی بود که پیامبر صلی اللّٰـه علیه وسلم به آنها وعده بهشت داده بودکلثوم میگفت:
طلحه وقتی مرا میدید، چهرهاش پر از شادی میشدوقتی صدایم را میشنید، لبخند میزدوقتی گریه میکردم، او هم با من گریه میکرد.."
تا وقتی مطمئن نمیشد که من در رختخواب راحت هستم، خودش نمیخوابید.."
در هر نمازی که میخواند، اول برای من دعا میکرد، بعد برای خودش.."
وقتی مریض میشدم، خیلی ناراحت میشد، انگار خودش مریض است.."
تا کنار او نمینشستم، دلش آرام نمیگرفت وقتی غذا میخوردیم، با دست خودش لقمه را در دهانم میگذاشت.."
او به من افتخار میکرد، در نهان و آشکارا..
از این عشق ها...
🍓5💘4🐳1😐1
Forwarded from مأوے|мανα
•
یه درد عجیبی افتاده به جون این فضای مجازی؛دردی که اسمش رو میشه گذاشت توهم دینداری با سواد قرضی.نه طلبهان، نه درس خوندن، نه زانو زدن پای بحث استاد، نه مزه شک و سوال و تردید علمی رو چشیدن،ولی خیلی راحت، خیلی بیدردسر، نشستن جای کسی که عمرشو پای دین گذاشته.متاسفانه کم هم نیستن، که از شدت بیکاری و بیهویتی، یه روز از خواب بیدار میشن میگن:«خب… امروز من چی باشم؟ عالم دینی؟؟ تحلیلگر سیاسی؟ مفسر قرآن؟ یا همه با هم؟»بعد میرن یه پیج میزنن، اسم پیج هم طوریه انگار از دل حوزه علمیه مدینه منوره دراومده. عکس پروفایل؟ یه عکس خودشون با قیافه عمیق که انگار دیشب تا صبح روی “نظریههای فقهی ،اختلاف علما و...” فکر میکردن، دیگه کسی نیست بگه تو تا سه صبح داخل اینستا بودی ئیمامهکه الان خودتو کردی حسن بصری برای ما
الحاصل
•مسیرِ علم، صبوری در یادگیری، پرهیز از شتابزدگی ، شناختِ حدودِ دانستن،
ِ سخن و مبارزه با جهلِ مُطمئن•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
یه درد عجیبی افتاده به جون این فضای مجازی؛دردی که اسمش رو میشه گذاشت توهم دینداری با سواد قرضی.نه طلبهان، نه درس خوندن، نه زانو زدن پای بحث استاد، نه مزه شک و سوال و تردید علمی رو چشیدن،ولی خیلی راحت، خیلی بیدردسر، نشستن جای کسی که عمرشو پای دین گذاشته.متاسفانه کم هم نیستن، که از شدت بیکاری و بیهویتی، یه روز از خواب بیدار میشن میگن:«خب… امروز من چی باشم؟ عالم دینی؟؟ تحلیلگر سیاسی؟ مفسر قرآن؟ یا همه با هم؟»بعد میرن یه پیج میزنن، اسم پیج هم طوریه انگار از دل حوزه علمیه مدینه منوره دراومده. عکس پروفایل؟ یه عکس خودشون با قیافه عمیق که انگار دیشب تا صبح روی “نظریههای فقهی ،اختلاف علما و...” فکر میکردن، دیگه کسی نیست بگه تو تا سه صبح داخل اینستا بودی ئیمامهکه الان خودتو کردی حسن بصری برای ما
الحاصل
بعد شروع میکنن…
استوری پشت استوری، متن پشت متن، تحلیل پشت تحلیل. جوری حرف میزنن انگار دین یه چیز دمدستیه،انگار فقه یه سری جمله قشنگه،انگار شرع و مسائل عقیده یه احساس شخصیه که هرکی هرجور حال کرد، همونه،ولی همین که دو ثانیه دقت میکنی، میبینی اینا نه از عقل خودشونه، نه از سواد، نه از مطالعه، نه از تجربه.متنشون رو که میخونی، معلومه اینا نه از دل فهم دراومده، نه از رنج طلب علم؛این متنها زاییده فهم نیستن،زاییده چند کلیکان.هوش مصنوعی، ترجمه ماشینی، کپی از اینور و اونور…
بعد یه گوشه اون پایین می نویسن:
«برداشت شخصی».
برداشت شخصی از چی؟
از دینی که قواعد داره؟
از شریعتی که چارچوب داره؟
از فقهی که هزار سال عقل و اجتهاد پشتشه؟
نقطه به نقطه، خط به خط، بو میده…
بوی هوش مصنوعی میده.
بوی ترجمه ماشینی میده.
بوی «من هیچی نفهمیدم فقط کپی کردم» میده.ولی با قاطعیت حرف میزنه.اون قاطعیتی که فقط از ناآگاهی مطمئن میاد.تو حتی نمیدونی فقیه کیه،نمیدونی چرا هر کسی حق فتوا دادن نداره،نمیدونی چرا دین با احساسات لحظهای اداره نمیشه.ولی با خیال راحت، حکم صادر میکنی، خط میکشی، تکفیر میکنی، تفسیر میکنی.دین، ضابطه داره، میزان داره، حساب داره.دینی که هر کسی با چند تا استوری بتونه دستکاریش کنه، دین نیست؛ بازیچهست.مشکل این آدما فقط این نیست که نمیدونن؛مشکلشون اینه که احساس نیاز به دونستن هم نمیکنن.فکر میکنن سرچ کردن، یعنی تحقیق.ترجمه دیدن، یعنی فهمیدن.مخاطب داشتن، یعنی حق داشتن.
طرف یه متن عربی میذاره، جوری که خودش هم اگه ازش بپرسی این جمله یعنی چی، 5دقیقه مکث میکنه بعد میگه:«خب مفهومش اینه که… در کل… یعنی یه جورایی…»آره براگیان، معلومه.تو خیال کردی کسی نمیفهمه این ترجمه، ترجمه هوش مصنوعیه؟نه، همه میفهمن.
بعد فاجعه از اینجا شروع میشه که اینا فکر میکنن چون چهار تا واژه قلمبه سلمبه بلدن، چون بلدن فقه، شریعت، نظام معرفتی،رو قاطی هم کنن، پس دیگه شدن مرجع فکری.
در حالی که نه میدونی،نه میفهمی فرق نظر شخصی با فتوا چیه،نه میدونی تحلیل کجا تموم میشه و هذیان از کجا شروع میشه.
ولی با اعتماد به نفس!!!اعتماد به نفس در حد کسی که انگار همه تاریخ اسلام، اقتصاد جهان، سیاست منطقه و آینده بشر رو تو جیب عقب شلوارش داره.بدتر از همه اینه که اینا نه دغدغه حقیقت دارن، نه درد مردم، نه حتی درد دین.دردشون فقط اینه که دیده بشن،لایک بگیرن،ریپلای بخورن،
حس کنن «کسی هستن».دین؟ براشون یه ابزار محتواست.نه مسئولیت حرفشونو میفهمن،نه تبعاتشو،نه میدونن با ذهن چند نفر دارن بازی میکنن.بعد اگه یکی بیاد بگه آقا این حرفت غلطه، این منبع نداره، این فهمش اشتباهه، فوری ژست مظلوم میگیرن، و یا شروع میکنن به تخریب،مشکل این آدما این نیست که نمیدونن؛مشکلشون اینه که اصرار دارن نفهمیده، حرف بزنن.اصرار دارن استاد باشن، وقتی هنوز شاگردی نکردن.اصرار دارن منبر برن، وقتی حتی فرق سوال و جواب رو نمیفهمن.و فضای مجازی شده بهشت این تیپ آدمها.هیچ فیلتری نیست،هیچ امتحانی نیست،هیچ حسابکشیای نیست. هرکی هرچی دلش خواست میگه،هرچی دلش خواست مینویسه،و بعد انتظار داره بقیه هم سر تکون بدن و بگن:بهبه، چه عمیق، چه آگاه،چه مفسر خوبی،چه شخص عالمی،چه تحلیل سنگینی…»
نه.این آگاهی نیست.این عمق نیست.
این فقط سر و صدای خالیه با چاشنی هوش مصنوعی و توهم دانایی.
و بهشم میگی این راهش نیست،
میگه: «من دارم مردم رو آگاه میکنم».
نه.تو داری خودتو تخلیه میکنی، نه مردم رو آگاه»، دین، اسباببازی محتوا نیست.
فقه، پست اینستاگرامی نیست.
و فهم دین، چیزی نیست که با چند تا جمله خوشفرم بشه بهش رسید.
اگه قراره حرف بزنی، اول بفهم.
اگه قراره بفهمی، اول فروتن باش.
و اگه فروتنی نداری،
حداقل به اسم دین، جهالتت رو فریاد نزن..
ِ سخن و مبارزه با جهلِ مُطمئن•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
🍓2💊2🐳1🌚1
«تو را که حُسنِ خداداده هست و حجلهٔ بخت»
به حیرتم که چرا خواستگار کم داری
به حیرتم که چرا خواستگار کم داری
🐳3🍓2😁1💊1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
دشوار ترین کار ؟
اتو کردن پیراهن تنبان!!!
آن هم از کسیکه خیلی محتاط است و خیلی توجه میکند به لباس هایش!!!
اتو کردن پیراهن تنبان!!!
آن هم از کسیکه خیلی محتاط است و خیلی توجه میکند به لباس هایش!!!
🍓3🐳1😭1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
ألعیدشوفتَك؛
عَسيٰ ماتِنحرم عیني مِنك أنت./
عید دیدنِ توست؛
باشد که چَشمانم از دیدنِ تو مَحروم نشوند.
عَسيٰ ماتِنحرم عیني مِنك أنت./
عید دیدنِ توست؛
باشد که چَشمانم از دیدنِ تو مَحروم نشوند.
🍓3🐳1
Forwarded from صدف
ازدحام بازار در روزهای اخیر، جنجال انتخاب لباس نو، پاک کاری ذهن و روح خستهمان و حتی صدای ترقهها هم برای دخترک درون من جالب و خوشایند است؛ بماند که چقدر برای اینکه نتوانسته است امشب بر دستهایش حنا بگذارد ناراحت است.
💔3🔥1🐳1🍓1
دیر گاهی است
که افتاده ام از خویش به دور
شاید این عید
به دیدار خودم هم بروم...
که افتاده ام از خویش به دور
شاید این عید
به دیدار خودم هم بروم...
🍓4🐳1
حلول عید سعید قربان برای تان مبروك.
كُلُّ عَامٍ وَأَنْتُمْ بِخَيْر.
تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنَّا وَمِنْكُمْ صَالِحَ الْأَعْمَالِ.
كُلُّ عَامٍ وَأَنْتُمْ إِلَى اللَّهِ أَقْرَب.
كُلُّ عَامٍ وَأَنْتُمْ بِخَيْر.
تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنَّا وَمِنْكُمْ صَالِحَ الْأَعْمَالِ.
كُلُّ عَامٍ وَأَنْتُمْ إِلَى اللَّهِ أَقْرَب.
❤🔥5🔥2⚡1🐳1🍓1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
آنگاه که زنده هستیم یادمان کنید چه فایده ای دارد که بعد از مردن مان گریه ها و ناله ها کنید.
همان گپ است: د زنده ام نکدی یاد د مُرده ام نکو فریاد!
همان گپ است: د زنده ام نکدی یاد د مُرده ام نکو فریاد!
🔥3🐳1🍓1
Forwarded from ستــاره | STAR
ستاره ها مرا به یاد آن چشمان زیبایت میندازد که وقتی در حال خندیدن بودی آن لحظه را نه با ذهن بلکه با قلبم ثبت کردم و آن لحظه بهترین و زیباترین قسمت از زندگیم شد...
🐳1🍓1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
دیر گاهی است که افتاده ام از خویش به دور شاید این عید به دیدار خودم هم بروم...
این عید نشد به دیدار خود بروم...
💔2🍓2🐳1
Forwarded from ستــاره | STAR
این واقعیت خوشایند نیست، اما حقیقت دارد، آدمها جنبه مهربانی بسیار را ندارند...
🐳1
مادربزرگم هیچوقت کلمهی «مرگ» به زبونش نمیاومد. وقتی کسی میمرد، به خصوص کسی که براش مهم بود، همیشه میگفت «دوباره صدا شده». منظورش این بود که نرفته زیر خاک، برا همیشه گموگور نشده؛ بلکه برعکس آدمه «دوباره صدا شده» که برگرده به سرزمین کودکی خوش و خوشحالش. به دنیایی که توش همهچی زندهس.
#ترومنکاپوتی، تابوتهای دستساز
#ترومنکاپوتی، تابوتهای دستساز
🐳2🔥1🍓1
بعضی ها را یک بار می بینی و یک عمر دوستشان داری و نمی دانند، بعضی ها را هر روز می بینی و یک عمر دوستت دارند و تو نمی دانی تفاوت بزرگی میان این دو است.
💯3🍓2🔥1🐳1