Forwarded from بابـــونہ | مــروه نسیمــے🇦🇫 (Mrw,Nsm𓍼ོ)
از_مروه_نسیمی_برای_چکامهزار.
برگ سبز تحفهٔ درویش.🌱🤍🪐
🌚2🦄2🔥1🐳1
زادهِ خیال…
این روزها رمان #أميرة_القلب را میخوانم و باید بگویم که واقعا خانم سادات شاهکار کردن با این رمان شان. حافظ بودن کلثوم در این رمان مرا یاد خودم میندازد که چقدر وقتی آیات را از حفظ میخوانم برایم آرامش میدهد و اینکه وقتی کسی تلاوت میکند و من میفهمم که کدام سوره…
سپاسات مهربان بانو💘
ماشاءالله خوشا بحال تان که حافظ قرآن هستید.🌚🤍
ماشاءالله خوشا بحال تان که حافظ قرآن هستید.🌚🤍
🍓3⚡2🐳1🌚1
در حالِ بافتنِ خرمنِ گیسوانش بود که ناگهان آنکه نباید میدید، گیسوانِ بسانِ شبش را دید…
نمیتوانست از جایش تکان بخورد؛ نایِ هیچ کاری را نداشت. فقط مات و مبهوت مانده بود.
اما او نخست به گیسوان و سپس به چشمانِ بادامیِ دخترک خیره شد و آهسته گفت:
— ظالم… آخر چگونه میتوانی بر آنکه حاضر است خودش را فدای تو کند، اینهمه ظلم روا بداری؟ تو خودت از دین میدانی… مگر در دین، ظلم رواست که چنین بر منِ بیچاره ستم میکنی…؟
حرفش نیمهتمام ماند و قطراتِ اشک از چشمانش سرازیر شد…
دخترک نه نایِ حرکت داشت و نه توانِ سخن گفتن؛ فقط میخواست هرچه زودتر آن گیسوان را دوباره در حجاب پنهان کند.
با شتاب روسریاش را برداشت و آن گیسوانِ شبمانند را ـ که تا کمر، بلکه پایینتر از آن میرسید ـ پوشاند و گفت:
— این ظلم نیست… بلکه این حقِ تو نیست که به این گیسوان نگاه کنی. این گیسوان صاحب دارند و جز صاحبش، هیچکس حقِ نگاه کردن به آنها را ندارد.
لبخندِ تلخی بر لبانش نشست و گفت:
— از قدیم گفتهاند؛ معشوق همیشه مغرور است…
دخترک خندۀ آرامی کرد.
— هه… آری، همینطور است. همانگونه که تو عاشقِ منی، من نیز عاشقِ دیگریام… و آری، او مغرور است؛ آخر این خصلتِ معشوق است که همیشه مغرور باشد.
پسر قدمی نزدیکتر آمد و با صدایی آمیخته به حسرت گفت:
— روزی صاحبِ این گیسوانِ بلند خواهم شد… آنگاه خودم برایت میبافمشان و نوازششان میکنم.
دخترک نگاهش را از او گرفت و سرد پاسخ داد:
— اگر روزی شخصِ دیگری جز او نصیبم شود، از این گیسوانِ بلند چیزی باقی نخواهد ماند. این گیسوان فقط برای اوست… تنها او حق دارد ببافدشان و نوازششان کند. این افکارِ مضحک را از مغزِ پوچت بیرون کن.
پسر با نگاهی آشفته خیره ماند و آرام، اما محکم گفت:
— خواهیم دید… تو یا از آنِ من خواهی شد، یا از آنِ خدا… والسلام.
#دوشیزه_سادات
#دیالوگ
نمیتوانست از جایش تکان بخورد؛ نایِ هیچ کاری را نداشت. فقط مات و مبهوت مانده بود.
اما او نخست به گیسوان و سپس به چشمانِ بادامیِ دخترک خیره شد و آهسته گفت:
— ظالم… آخر چگونه میتوانی بر آنکه حاضر است خودش را فدای تو کند، اینهمه ظلم روا بداری؟ تو خودت از دین میدانی… مگر در دین، ظلم رواست که چنین بر منِ بیچاره ستم میکنی…؟
حرفش نیمهتمام ماند و قطراتِ اشک از چشمانش سرازیر شد…
دخترک نه نایِ حرکت داشت و نه توانِ سخن گفتن؛ فقط میخواست هرچه زودتر آن گیسوان را دوباره در حجاب پنهان کند.
با شتاب روسریاش را برداشت و آن گیسوانِ شبمانند را ـ که تا کمر، بلکه پایینتر از آن میرسید ـ پوشاند و گفت:
— این ظلم نیست… بلکه این حقِ تو نیست که به این گیسوان نگاه کنی. این گیسوان صاحب دارند و جز صاحبش، هیچکس حقِ نگاه کردن به آنها را ندارد.
لبخندِ تلخی بر لبانش نشست و گفت:
— از قدیم گفتهاند؛ معشوق همیشه مغرور است…
دخترک خندۀ آرامی کرد.
— هه… آری، همینطور است. همانگونه که تو عاشقِ منی، من نیز عاشقِ دیگریام… و آری، او مغرور است؛ آخر این خصلتِ معشوق است که همیشه مغرور باشد.
پسر قدمی نزدیکتر آمد و با صدایی آمیخته به حسرت گفت:
— روزی صاحبِ این گیسوانِ بلند خواهم شد… آنگاه خودم برایت میبافمشان و نوازششان میکنم.
دخترک نگاهش را از او گرفت و سرد پاسخ داد:
— اگر روزی شخصِ دیگری جز او نصیبم شود، از این گیسوانِ بلند چیزی باقی نخواهد ماند. این گیسوان فقط برای اوست… تنها او حق دارد ببافدشان و نوازششان کند. این افکارِ مضحک را از مغزِ پوچت بیرون کن.
پسر با نگاهی آشفته خیره ماند و آرام، اما محکم گفت:
— خواهیم دید… تو یا از آنِ من خواهی شد، یا از آنِ خدا… والسلام.
#دوشیزه_سادات
#دیالوگ
💘4⚡1🔥1🕊1🐳1🌚1🍓1🙈1
برای دنیا خوب که باشی خداوند خوبی هارا به شکل انسان های خوب به تو باز میگرداند.
🔥2⚡1❤🔥1🐳1🍓1💘1
Forwarded from نُـکتـورا | بـانـوامـیـری
❤🔥1🐳1
Forwarded from ستــاره | STAR
زیباترین جمله ای که همیشه میتوانم آن را به خاطر بسپارم:
من نمیخواهم کامل باشم...
کامل بودن باعث میشود چیزها واقعی نباشند.
من میخواهم واقعی باشم،
حتی اگر آسیب ببینم:)))☆
من نمیخواهم کامل باشم...
کامل بودن باعث میشود چیزها واقعی نباشند.
من میخواهم واقعی باشم،
حتی اگر آسیب ببینم:)))☆
🍓4🔥2💔2⚡1🐳1💊1
Forwarded from ستــاره | STAR
و خدا گفت دشمنت را دوست بدار
و من اطاعت کرده عاشق خودم شدم:)🤍
و من اطاعت کرده عاشق خودم شدم:)🤍
💔3🍓2🤝2⚡1🐳1
❤🔥2🍓2🔥1🕊1🐳1💊1
انگار از هر چیزی
یک ته مانده ای ازم مانده
از صبرم
حوصلهام
ذوقم
انگیزه ام
توانم ...
یک ته مانده ای ازم مانده
از صبرم
حوصلهام
ذوقم
انگیزه ام
توانم ...
🍓2🔥1🐳1🤝1💊1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
از جملهيِ " این را دیدم یادِ تو افتادم " خیلي خوشم میآید خیلیییی بیش از حد...
🍓3🐳1🤝1💊1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
محبوب من! تو رفتهای و خورشید... روزی هزار بار غروب میکند.
محبوبم! من دائما شما را دوست دارم. چه در گرانی، چه در ارزانی، چه در تحريم، چه در جنگ، چه در صلح.
🍓4🐳2😐2⚡1💊1
بعضی آدمها هیچوقت دیوانه نمیشوند؛ چه زندگی وحشتناکی باید داشته باشند.
-چارلز بوکوفسکی
-چارلز بوکوفسکی
🔥3🍓2⚡1🐳1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
کاش یکي بود چشمانمان را ميفهمید .
وقتی ناراحت ميشدیم به سینهاش اشاره ميکرد
وَ ميگفت ، اینجا وطنِ توست . .
وقتی ناراحت ميشدیم به سینهاش اشاره ميکرد
وَ ميگفت ، اینجا وطنِ توست . .
🔥2🍓2⚡1🐳1
ژرف واژهها ✤🇦🇫
و یک برگ دیگر از درخت عمر ما فرو اُفتاد.🍃
در سالروزِ میلادت،
برای تو آسمانی آکنده از روشنایی، دلی لبریز از آرامش، و روزگاری سرشار از سعادت از الله متعال خواهانم.
باشد که گذرِ زمان، جز زیباییِ روح و شکوهِ حضورت چیزی بر تو نیفزاید،
و زندگی، هر صبح با مژدهای تازه بر درگاهِ قلبت طلوع کند.
برای تو آسمانی آکنده از روشنایی، دلی لبریز از آرامش، و روزگاری سرشار از سعادت از الله متعال خواهانم.
باشد که گذرِ زمان، جز زیباییِ روح و شکوهِ حضورت چیزی بر تو نیفزاید،
و زندگی، هر صبح با مژدهای تازه بر درگاهِ قلبت طلوع کند.
⚡2🔥2🍓2🐳1
Forwarded from سَرْزَمِےن مَتْن 🤎✒️
نَحْمَدُهُ وَنُصَلِّي عَلَىٰ رَسُولِهِ الْكَرِيمِ، أَمَّا بَعْدُ...
گاهی بعضی حرفها در دل میمانند،
گاهی بعضی احساسات را فقط واژهها میفهمند…
و درست از همینجا، «سرزمین متن» آغاز شد.
این کانال ساخته شد تا جایی باشد برای نشرِ متنهای زیبا، دلنوشتهها، جملاتِ آرامبخش و نوشتههایی که شاید انعکاسِ احساسِ خیلی از دلها باشند و خیلی از نویسندگان و کانال داران گرامی.
سرزمینی از جنسِ قلم، احساس و اندیشه؛
برای آنانکه هنوز با واژهها زندگی میکنند.
اینجا در سرزمین متن، دست نوشته های همهی گرامیان چه بانوان و چه آقایان به نشر خواهد رسید.
گاهی بعضی حرفها در دل میمانند،
گاهی بعضی احساسات را فقط واژهها میفهمند…
و درست از همینجا، «سرزمین متن» آغاز شد.
این کانال ساخته شد تا جایی باشد برای نشرِ متنهای زیبا، دلنوشتهها، جملاتِ آرامبخش و نوشتههایی که شاید انعکاسِ احساسِ خیلی از دلها باشند و خیلی از نویسندگان و کانال داران گرامی.
سرزمینی از جنسِ قلم، احساس و اندیشه؛
برای آنانکه هنوز با واژهها زندگی میکنند.
اینجا در سرزمین متن، دست نوشته های همهی گرامیان چه بانوان و چه آقایان به نشر خواهد رسید.
⚡3🍓3🐳1