Forwarded from ایـوانـ مـنـ
در یک مهمانى
يک خيابان
يا حتی یک مغازه، چرا برحسب اتفاق
ما جايى به هم بر نمىخوريم؟
يک خيابان
يا حتی یک مغازه، چرا برحسب اتفاق
ما جايى به هم بر نمىخوريم؟
🐳4🔥2💊1
🔥3🐳2💊1
💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
دوشیزه_سادات🙂
چه قشنگگگگ است ممنون آوای عزیز💘😭
برخلاف اینکه عینک نمیزنم البته🥲
برخلاف اینکه عینک نمیزنم البته🥲
🍓3🐳2💊2😭1💘1
💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
میدانم از این هم زیباتر هستید؛ این فقط تلاشی بود برای گفتنِ چیزی که هیچوقت کامل گفته نمیشود...کدام قصد توهین نداشتم..به کسی...
استغفرالله عزیزم اصلاً قصد بیان چنین چیزی را نداشتیم...
من سپاسگزارم واقعاً با اینکه اصلاً خیلی آشنایی نداشتیم من با شما و شما با من همین هم همه چیز است.🫶🦋
من سپاسگزارم واقعاً با اینکه اصلاً خیلی آشنایی نداشتیم من با شما و شما با من همین هم همه چیز است.🫶🦋
🔥8🐳2
میگفت:
گویی زخم گذشته یک رویداد تمام شده نبود، بلکه زندگی دیگری است که در سایه آن را میگذرانم،
گویی نخ نامرئی است که هرگاه سعی میکنم دور شوم مرا میکشد،
از آن فرار میکنم و در برابر قدمهایم برمیخیزد، مرا به آنچه سعی کردم بین صفحات پنهان کنم یادآوری میکند،
این زخم بدن را نمیآزارد، بلکه حافظه را نیش میزند،
در شبهایی که سکوت سنگین است بازمیگردد،
وقتی اشیاء ساکت میشوند و صدای خاطره بلند میشود،
گویی قلب هنوز در آن روز زندگی میکند،
وقتی برای اولین بار شکست و کسی نبود که آن را ترمیم کند،
سالها میگذرند و چهرهها محو میشوند و ویژگیها کمرنگ میگردند،
اما زخم همانگونه باقی میماند.
گویی زخم گذشته یک رویداد تمام شده نبود، بلکه زندگی دیگری است که در سایه آن را میگذرانم،
گویی نخ نامرئی است که هرگاه سعی میکنم دور شوم مرا میکشد،
از آن فرار میکنم و در برابر قدمهایم برمیخیزد، مرا به آنچه سعی کردم بین صفحات پنهان کنم یادآوری میکند،
این زخم بدن را نمیآزارد، بلکه حافظه را نیش میزند،
در شبهایی که سکوت سنگین است بازمیگردد،
وقتی اشیاء ساکت میشوند و صدای خاطره بلند میشود،
گویی قلب هنوز در آن روز زندگی میکند،
وقتی برای اولین بار شکست و کسی نبود که آن را ترمیم کند،
سالها میگذرند و چهرهها محو میشوند و ویژگیها کمرنگ میگردند،
اما زخم همانگونه باقی میماند.
🕊3🔥2🐳1🍓1
نمیگفت دوستت دارم بجایش شعر میفرستاد...!
البته بار ها گفته اما این شعر فرستادن هایش...💘
🐳3🔥2💊2⚡1
بین انبوه دلبران جهان
این دو دسته چقدر بیرحمند:
پسرانی که شعر میگویند
دخترانی که شعر میفهمند...
این دو دسته چقدر بیرحمند:
پسرانی که شعر میگویند
دخترانی که شعر میفهمند...
🌚3🔥2💯2🐳1💘1
دردانه من علایقت را نمیدانم اما میدانم کسی برایت شعر بفرستت خصوصا من بال در میاوری
از رفیقانه هایم به تو
~صهراوی
از رفیقانه هایم به تو
~صهراوی
❤🔥4🐳1🌚1😭1💘1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
دردانه من علایقت را نمیدانم اما میدانم کسی برایت شعر بفرستت خصوصا من بال در میاوری از رفیقانه هایم به تو ~صهراوی
آری، شعر دوست دارم اما آنانیکه برایم شعر میفرستند را دوست تر میدارم...
❤🔥2🔥2🐳1🌚1😭1💘1
🔥2🍓2💘2🐳1💔1😭1
چیزی که همیشه برایم عجیب بوده این است که اصولا اشک در برنامه خلقت پیش بینی شده!
یعنی آدم بناست گریه کند!
یعنی آدم بناست گریه کند!
🐳2💔2
گاهی آدم نمیفهمد مشکل از غیرت است یا از معیارهای دوگانه...
عجیب است؛ وقتی پسری نامزد میشود و نکاح شرعی میکنند، خانوادهاش میخواهند دختر و پسر مثل دو انسان کاملاً عادی کنار هم باشند؛ یکجا غذا بخورند، بخندند، تفریح بروند و رابطهشان را طبیعی بدانند...
اما همینکه نوبت دخترِ خودشان برسد، همان نکاح شرعی را نادیده میگیرند؛ اجازه نمیدهند حتی کنار هم بنشینند، و نامش را شرم و حیا میگذارند.
واقعاً چرا؟
مگر غیرتی که شما دارید، خانوادهی دیگر ندارند؟
مگر وقتی عقد شرعی صورت گرفته، آن پسر برای دختر مردم محرم نیست؛ اما برای دخترِ خودتان ناگهان همهچیز فرق میکند؟
بعضیها غیرت را فقط برای دخترانِ خود تعریف میکنند، نه برای دخترانِ مردم...
و دردناکتر اینجاست که چیزی را برای دیگران عادی میدانند، اما برای عزیزان خود گناه میسازند.
کاش روزی بفهمند عدالت، یعنی همان چیزی را که برای فرزند خود میخواهی، برای فرزند مردم هم بپذیری... نه اینکه آزادی برای یک طرف باشد و محدودیت برای طرف دیگر.
عجیب است؛ وقتی پسری نامزد میشود و نکاح شرعی میکنند، خانوادهاش میخواهند دختر و پسر مثل دو انسان کاملاً عادی کنار هم باشند؛ یکجا غذا بخورند، بخندند، تفریح بروند و رابطهشان را طبیعی بدانند...
اما همینکه نوبت دخترِ خودشان برسد، همان نکاح شرعی را نادیده میگیرند؛ اجازه نمیدهند حتی کنار هم بنشینند، و نامش را شرم و حیا میگذارند.
واقعاً چرا؟
مگر غیرتی که شما دارید، خانوادهی دیگر ندارند؟
مگر وقتی عقد شرعی صورت گرفته، آن پسر برای دختر مردم محرم نیست؛ اما برای دخترِ خودتان ناگهان همهچیز فرق میکند؟
بعضیها غیرت را فقط برای دخترانِ خود تعریف میکنند، نه برای دخترانِ مردم...
و دردناکتر اینجاست که چیزی را برای دیگران عادی میدانند، اما برای عزیزان خود گناه میسازند.
کاش روزی بفهمند عدالت، یعنی همان چیزی را که برای فرزند خود میخواهی، برای فرزند مردم هم بپذیری... نه اینکه آزادی برای یک طرف باشد و محدودیت برای طرف دیگر.
❤🔥2🍓2🤝2🐳1
القمر في السماء ينتظر خارج النوافذ كل ليلة.
أعتقد أنه فقد عينيك.
ماه آسمان هرشب بیرون پنجرهها انتظار میکشد
به گمانم چشمهایت را گم کرده باشد...
🔥2🙈2🐳1