چـکـامـهـ زار 🌘📜
450 subscribers
530 photos
75 videos
10 files
347 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
از اینکه شب هست و خواب هست بی‌نهایت خرسندم
و از خالق اش هزار چند خرسندم
الحمدلله
برای شب
الحمدلله برای خواببببب...
🍓6😁1🐳1👻1
‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

زاویه دید عجیب چیزی عجیبی است،
‏وقتی از یکی بدت می‌آید، خوبی هایش را نمی‌بینی،
‏وقتی از یکی خوشت می‌آید بدی هایش را نمی‌بینی .
💔7💯2🔥1🕊1🐳1
‏یکی از احساساتی که این روز ها خیلی اذیت ام می‌کند احساس هدر رفتن است. هدر رفتن ‏جوانی ام، هدر رفتن عشق و محبتِ که نسبت به دیگران دارم،
پتانسیل ام، روزها و زمان...
گویا همه‌ی شان هدر می‌روند و من هیچ کاری از دستم برنمی‌آید به جز تماشا...

#دوشیزه_سادات
💔41🐳1🍓1😭1🤝1
من تنها از یک چیز هراس دارم و آن اینکه شایستگی رنج‌هایم را نداشته باشم.

داستایفسکی
💔4🐳2💯2
ای پست ره فور بزنید چنل‌ها‌تان، و مه میایم چنل‌های شما ره خوانده در دو خط توصیفش می‌کنم🪴

لیمیت، تا وقت خط بخوره.
🐳2
قلبم شده قبرستانِ پر از آرزو...

#دوشیزه_سادات
💔7🐳2🌚1
میگفت:
باز دوباره دارد حواست پرت می‌شود. تو رویاهایی برای دنبال‌کردن داری، نه آدم‌هایی برای تحت‌تأثیر قراردادن. برگرد به مسیرت.

#دوشیزه_سادات
🔥4🍓2💘2🐳1💯1
میان این همه غصه تو مرا آرام جاني

#دوشیزه_سادات
🔥5🐳2🍓2🙈1
عزیز ناشناخته من، من خیلی خسته ام.
حواست باشد وقتی همراه ام حرف می‌زنی یا قولِ برایم نده یا اگر قولِ و امیدی برایم می‌دهی پای حرفت بمانی...!

#دوشیزه_سادات
🔥7🐳1🤝1💘1
اما ‏کاش ما آخرین نسلی باشیم که این زندگی را تجربه می‌کند.

#دوشیزه_سادات
💔4🐳1😐1🍓1
تا پنجشنبه قبل هم عاشق پنجشنبه ها بودم چون
پنجشنبه ها بکس درسی ام سبک می‌باشد
لازم نیست تا تفسیر جلالین پنجصد و چقدر صفحه‌ای را با خود حمل کنم تا آن سر دنیا لازم نیست کتاب مشكاة پنجصد صفحه ای را با خود حمل کنم و کلاً از شانه بمانم
اما این همه به کنار وقتی یادم می آید که بجای این همه پشتو هست با خود میگم کاش همه روزه آنها باشند اما به قول یکی این زبان دوزخی نباشد...
درست است که آن دو کتاب و بقیه حجم شان زیاد است ولی حداقل‌ آسان هستند
و اما پشتو با اینکه حجم اش قلیل است اما خودش...
فقط الله نجات داده می‌تواند از این زبان دوزخی...!
🔥4🐳2😁1🍓1🦄1
او شعر را دوست داشت
خیال پردازی و سفر را،
من...
او را دوست داشتم!
او شب را دوست داشت
آوازِ جیرجیرک و صدایِ بغضِ شمعدانی را،
من او را دوست داشتم!
او مویِ بافته دوست داشت
عطر قهوه و سیگار را
من او را دوست داشتم!
او باران را دوست داشت
پاییز را و رنگین کمان را
من او را دوست داشتم
من او را دوست داشتم
‌او را دوست،
داشتم!!
و او شنیدنِ این جمله‌ی تکراری را
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
❤‍🔥2🐳2🍓2💘2🔥1
گفت: پس زمان همه چیز را درست می‌کند؟گفتم: زمان چیزی را درست نمی‌کند؛
تو بزرگ می‌شوی و مسائلِ جدید را ناخودآگاه جایگزینِ مسائلِ قدیمی می‌کنی.
طوری که ناگهان همه‌ی آن درد‌های پیشین برایت بی مفهوم و کوچک می‌شوند؛
با خودت می‌گویی چقدر غصه‌ی چیزهای الکی را خوردم.
چقدر همه چیز را برای خودم سخت کردم،
در حالی که اینطور نیست؛
هرچیزی در هر زمانی، اگر قلبت‌ را بخراشد واقعی‌ست...
🍓5💯2❤‍🔥1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
"پنجشنبه"ها
دلت بهانه جو می شود
می گیرد ...و نفس ت را بَند می آورد
دلت برای کسی تندتر می زند
در هر دم و بازدمی
عشق را فریاد می زند
دلت همانی را می خواهد که نیست
آشوب می شود می گیرد
بی‌تاب و بیقرار می شود
بیقرارِ ...
بیقرار ...
❤‍🔥3💘1
«هیچ‌وقت عیارِ غم، دلواپسی و هیچ احساسی را با استوری‌های آدم‌ها نسنجید.
شبکه‌های اجتماعی فقط یک ویترین‌اند.»
🔥3💯2🗿1
آقای مستری🫀🎀
🔥3😁2🌚2😐1🙈1
کورم کن و برو که پس از رفتنت عزیز
دیگر کسی به درد تماشا نمیخورد ...
🔥21💘1