تا وقتی که بدون مسکّن میخوابید، بدون درد و غم از خواب بیدار میشوید، بدون کمک کسی قضای حاجت میکنید، بر پاهایتان راه میروید و ناتوانی شما را زمیننشین نمیکند، [بدانید که] بهخدا سوگند شما یکی از پادشاهان دنیا هستید.
ادهم شرقاوی
🐳5
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
از بعضی آدمهای مذهبی نما باید ترسید
چرا؟ چون آنها به درجهای رسیدن که
مطمئناً؛ هر کاری بکنند اشکالی ندارد،
و فکر میکنند با عبادت کردن جبرانش
میکنند !
چرا؟ چون آنها به درجهای رسیدن که
مطمئناً؛ هر کاری بکنند اشکالی ندارد،
و فکر میکنند با عبادت کردن جبرانش
میکنند !
🐳6
Forwarded from مُـردآبــ» (Amir)
فور بزنید، چنلتون رو به یه شهر تشبیه کنم. و یا شهری رو بگید حال و هوای شهر(چنل) رو توصیف کنم.🦦
❤🔥2🍓1
Forwarded from ßano H 么 R 么 ᗰ ོ (H么R么ᗰ)
❤🔥2🍓1
من حتی در صفحات اجتماعی هم غیر اجتماعی هستم بعد توقع دارید در زندگی اصلی اجتماعی باشم؟!!!!!
❤🔥3🍓1🤝1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
من حتی در صفحات اجتماعی هم غیر اجتماعی هستم بعد توقع دارید در زندگی اصلی اجتماعی باشم؟!!!!!
دروغ چرا ولی در حقيقت واقعاً آدم خیلی اجتماعی هستم...!
❤🔥3🔥1🍓1
رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
تصورم از ازدواجِ آن دختری که صرف طعامش فقط آب و خرما هست و بس وای که چه عروس زیبایی بشود او.....🌸❤️🥹
چقدررر قشنگگگگ استتتتت😭🥲🌚💘
إنشاءالله😭😂
زیبایی در چشمان توست جان من 🥲🫀💘🫠
إنشاءالله😭😂
زیبایی در چشمان توست جان من 🥲🫀💘🫠
🍓4
Forwarded from رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصورم از ازدواجِ آن دختری که صرف طعامش فقط آب و خرما هست و بس
وای که چه عروس زیبایی بشود او.....🌸❤️🥹
وای که چه عروس زیبایی بشود او.....🌸❤️🥹
❤🔥5🐳1🍓1💘1
رُوحُالقَمَرِ🦢🌙
تصورم از ازدواجِ آن دختری که صرف طعامش فقط آب و خرما هست و بس وای که چه عروس زیبایی بشود او.....🌸❤️🥹
🐳2🙈2❤🔥1😁1💘1
Forwarded from مُـردآبــ» (سین.)
با لطافت از تو پذیرا میشود در ابتدا، اما ناگهان ورق برمیگردد، از آدمها خستهاست و به کنایهها بیاعتنا، روحِ زیبایی دارد اما زخم نیز دارد، حالا محکمتر شده و برایِ چیزهای کوچک دلخون نمیشود، میخندد و میگذرد. اصلِ زندگی نیز همین است. اینجا شهریست به نامِ بارانِ بهار، همانقدر لطیف، و به همان اندازه محکم و استوار.
-سَمی آhttps://t.me/https_Chakameh_Zar
💯3❤🔥1
مُـردآبــ»
با لطافت از تو پذیرا میشود در ابتدا، اما ناگهان ورق برمیگردد، از آدمها خستهاست و به کنایهها بیاعتنا، روحِ زیبایی دارد اما زخم نیز دارد، حالا محکمتر شده و برایِ چیزهای کوچک دلخون نمیشود، میخندد و میگذرد. اصلِ زندگی نیز همین است. اینجا شهریست به نامِ…
بارانِ بهار
چه اسم و شهر قشنگی.
جهان سپاس بابت این نوشته قشنگ.🍃
چه اسم و شهر قشنگی.
جهان سپاس بابت این نوشته قشنگ.🍃
🌚2💯2❤🔥1🔥1🍓1
كل النساء كلماتٍ عابرة
وأنتِ وحدكِ نص القصيدة.
همۀ زنان
واژگانی گذرایند
و تنها تو متنِ چکامهای.
🕊4🐳2🗿2❤🔥1🔥1🙈1
Forwarded from ßano H 么 R 么 ᗰ ོ (H么R么ᗰ)
نامهای از دنیای حرم برای دختِ شکرنویس!
ناآشنای آرامِ میان واژهها،
نمیدانم تو مینویسی تا سبک شوی
یا مینویسی تا سنگینتر بمانی؛ اما هر بار که از کنار سطرهایت عبور میکنم، چیزی در من، غوغا بهپا میکند.
در جهانِ تو، هیچچیز فریاد نمیزند، حتی درد
بلکه همهچیز نجواست؛ و همین نجواها عجیبترین حقیقتها را دارند.
تو نمینویسی که غم را به نمایش بگذاری؛ بلکه مینویسی تا آنی که نیازمند درک شدن است، حساش کند.
میدانی؟
بعضی نوشتهها را نمیشود خواند، باید در آنها زندگی کرد و تو، برای واژههایت، زندگی ساختهای.
در سطرهایت،
تنهایی، شلوغ است.
دلتنگی، آرام است.
و فاصله؛ انگار شکلِ تازهای از دوست داشتن شده.
نمیدانم این همه سکوت را از کجا آوردهای،
اما خوب بلدی چطور آن را میان جملهها تقسیم کنی، بیآنکه بشکند.
اگر روزی واژههایت خسته شدند، اگر دیگر نخواستند بارِ اینهمه نگفتن را بکشند بدان،
کسی جایی هست که همان سکوتها را بیهیچ توضیحی، میفهمد.
از بیرونِ جهان تو، وقتی نگاه میکنم، راستش را بخواهی؛ بعضی از دردهایت دیگر درد نیستند، اثر اند.
خب، هرچقدر بیشتر میاندیشم، باید بیشتر برایات بسرایم ولی زمان مهلتام نمیدهد.
با این حال، هنوز امیدوارم واژههایم اندکی بر قلبت بنشينند و توانسته باشم حالِ واژه هایت را بدانم.
و همین، کافیست!
#بانو_حرم
t.me/https_Chakameh_Zar
ناآشنای آرامِ میان واژهها،
نمیدانم تو مینویسی تا سبک شوی
یا مینویسی تا سنگینتر بمانی؛ اما هر بار که از کنار سطرهایت عبور میکنم، چیزی در من، غوغا بهپا میکند.
در جهانِ تو، هیچچیز فریاد نمیزند، حتی درد
بلکه همهچیز نجواست؛ و همین نجواها عجیبترین حقیقتها را دارند.
تو نمینویسی که غم را به نمایش بگذاری؛ بلکه مینویسی تا آنی که نیازمند درک شدن است، حساش کند.
میدانی؟
بعضی نوشتهها را نمیشود خواند، باید در آنها زندگی کرد و تو، برای واژههایت، زندگی ساختهای.
در سطرهایت،
تنهایی، شلوغ است.
دلتنگی، آرام است.
و فاصله؛ انگار شکلِ تازهای از دوست داشتن شده.
نمیدانم این همه سکوت را از کجا آوردهای،
اما خوب بلدی چطور آن را میان جملهها تقسیم کنی، بیآنکه بشکند.
اگر روزی واژههایت خسته شدند، اگر دیگر نخواستند بارِ اینهمه نگفتن را بکشند بدان،
کسی جایی هست که همان سکوتها را بیهیچ توضیحی، میفهمد.
از بیرونِ جهان تو، وقتی نگاه میکنم، راستش را بخواهی؛ بعضی از دردهایت دیگر درد نیستند، اثر اند.
خب، هرچقدر بیشتر میاندیشم، باید بیشتر برایات بسرایم ولی زمان مهلتام نمیدهد.
با این حال، هنوز امیدوارم واژههایم اندکی بر قلبت بنشينند و توانسته باشم حالِ واژه هایت را بدانم.
و همین، کافیست!
#بانو_حرم
t.me/https_Chakameh_Zar
❤🔥3
