منتظران ظهور
181 subscribers
7.45K photos
2.57K videos
33 files
513 links
گروه جهادی منتظران ظهور مستقل بوده و در راستای محرومیت زدایی از روستاها در زمینه های

معیشتی،فرهنگی،آموزشی،عمرانی،اقتصادی،کشاورزی،بهداشت و درمان فعالیت میکند.

شماره کارت جهت اهدا نذورات👇

6277601265954642

ارتباط با مسئول هماهنگی @Aa67666
Download Telegram
منتظران ظهور
#مزاج_خود_را_بشناسیم (۱۴) طبع #گرم_تر ویژگیهای ظاهری : مزاج خشک موجب لاغری و گرما موجب عضله سازی در بدن میشود . پس فرد صفراوی لاغر اندام ، عضلانی و قدرتمند است . این افراد قد بلند و چهار شانه بوده ، استخوان بندی درشت و مفاصل برجسته ای دارند . لاغر استخوانی…
#مزاج_خود_را_بشناسیم (۱۵)

ویژگیهای ظاهری طبع #گرم_خشک:
پوست : رنگ پوست صفراوی ها گندمگون و زرد است که در حرارت زیاد مایل به کدری میشود .
پوستی گرم‌، خشک ، زبر، بدون رطوبت و با منافذ درشت و باز دارند. چربی زیر پوستی بسیار کمی دارند. دستهای گرمی دارند ، خارش دست و پا در این افراد زیاد است .
لبهای خشکی دارند ، پوست کف پا خشک و پوسته پوسته است .آکنه در صفراوی بیشتر در صورت (پیشانی و گونه )بروز میکند .

ناخن:
ناخنهای خشکی دارند و همین خشکی سبب شکنندگی آنها میشود .


گروه‌جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
منتظران ظهور
📣اطلاعیه📣 ⚫️مراسم ️سومین  روز درگذشت  مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفور، شادروان حاجیه خانم  خدیجه بغدادی(‌ مادر خانم اقای فرهاد اسدی حمید حاج رضا جان ⚫️زمان: روز  سه شنبہ  مورخ 1402/5/17 ساعت 17:30 الی 19 ⚫️مڪان:  بر سر مزار آن مرحومه کیلومتر…
📣اطلاعیه📣

⚫️مراسم ️ چهلمین روز درگذشت  مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفوره، شادروان حاجیه خانم  خدیجه بغدادی(‌ مادر خانم اقای فرهاد اسدی حمید حاج رضا جان



⚫️زمان: روز  پنج شنبہ  مورخ
1402/6/23 ساعت  16 الی 17


⚫️مڪان:   کیلومتر ۳۵ جاده قدیم آبیک میرپنجی روستای حاجی تپه  مسجد حضرت ابوالفضل(ع)
 
  
@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادے منتظران  ظهور (عج)
اطلاعیه کانال دهیاری
@mntazera
▪️از همان لحظه که خورشید آخرین پیامبر غروب کرد،
تاریک ترین شبِ تاریخ آغاز شد.
خورشید پشت ابر!
ابرهای غیبت را با دستان مهربانت کنار بزن
که بیش از همیشه، زمین به گرمای وجودت و زمان به درخشش نورت محتاج است.


🏴 سالروز شهادت #پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله و جگرگوشه اش ، امام مجتبی علیه السلام تسلیت باد.
🏴🏴🏴🏴🏴

@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
در آستانه بازگشایی مدارس .....



💢 چکار کنیم کودک‌مان از مدرسه نترسد؟

👤امین ماهورام، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی:

▫️مهم‌ترین و اصلی‌ترین علت ترس کودک از مدرسه، اضطراب جدایی از والدین است.

▫️ وجود استرس در والدین می‌تواند مقدار نگرانی و اضطراب فرزندان را به مراتب افزایش دهد، تا زمانی‌ کـه والدین آرامش نداشته باشند نمی‌توانند بـه فرزند خود نیز کمک کنند.

▫️ برخی کودکان هنگام جدا شدن از مادر اضطراب شدیدی تجربه می‌کنند،  در مواردی هم کودک حتی در خانه هم مانند سایه مادرش را دنبال می‌کند تا به این وسیله بر اضطراب خود غلبه کند. چنین کودکانی به جدا شدن از مادر(یا هرکدام از والدین) و خانه، تمایلی نشان نمی‌دهند، چون به شدت وابسته‌اند.

▫️اضطراب جدایی می‌تواند به‌ صورت‌های گوناگون، حتی شکایات جسمی مانند درد‌های شکمی، حالت تهوع، بی اشتهایی، مشکلات خواب، سردرد و کابوس‌های شبانه خود را نشان دهد، در صورت بروز علایم اضطراب جدایی در نوجوانان، باید بررسی و درمان جد‌ی‌تر باشد، زیرا در برخی موارد علایم اولیه افسردگی نوجوانان همین اضطراب جدایی است.

▫️کودک به جزییات همه قوانین و مقررات مدرسه واقف نیست و تهدید و ترساندن آنها می‌تواند مشکل‌آفرین باشد؛بنابراین هرگز او را از معلم نترسانید، مثلا به او نگویید اگر غذا نخوری به معلمتان خواهم گفت.

▫️والدین از چند روز قبل از شروع مدرسه، فرزند خود را صبح زود بیدار کنند و بصورت تدریجی از کودک دور شوند

▫️والدین به ترس‌ها و نگرانی‌های فرزند خود توجه کنند و آنها را نادیده نگیرند، بـه فرزند خود بگویند در کنار او هستند و می‌توانید با کمک یکدیگر آمادگی لازم را برای این مرحله تازه از زندگی‌ او ایجاد کنند.



@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منتظران ظهور
#کف_خیابون 39 233 نوشته بود: با تعقیب و گریز و نفوذ ی که داشتم، تونستم هتل اقامت و شماره طبقه و شماره های اتاقاشون و خلاصه حتی برنامه شوی اولشون هم بفهمم و به ذهنم بسپارم. اولین شو، چهار شب بعد از رسیدنشون در همان هتل برگزار شد. اینقدر شلوغ بود که حتی بلیط…
#کف_خیابون 40

دومین چیزی که خیلی فکرمو به خودش مشغول کرده بود این بود که هر چی نگاه کردم، اون چهارتا دختر را ندیدم! اون چهار نفری که دربارشون با شاهرودی حرف زده بودیم. اونا نبودند. همش یه حسی بهم میگفت اونا کجان؟ چرا نیستن؟ کدوم قبرستون غیبشون زده؟

میدونستم که تا اونجا هستم دسترسی بهتری به شماره اتاق ها و ساکنینشون میتونم داشته باشم. چون زبان پاکستانی و عربیم خوب نبود و تقریبا در حدّ صفر بودم، نمیتونستم خودمو جای خدمه و مترجم و ... جا بزنم. باید میشدم سایه... شبح... جن... یه چیزی که کسی نتونه متوجه حضور من در هتل بشه.

اولین چیزی که برای این کار لازم داشتم، بستن چشم و گوش هتل بود. ینی باید کاری میکردم که دور بین های مدار بسته هتل نتونند رصدم کنند. اگر دوربین ها کار میکرد، ظرف کمتر از نیم ساعت بعد از میهمانی لو میرفتم و دیگه معلوم نبود چه بر سرم بیاد.

اول به هر زحمتی بود، به مانیفیست هتل دسترد زدم. فهمیدم که چهار نفرشون در هتل هستند. و یا لااقل هر جا باشن، بالاخره برمیگردن هتل و مال همین هتل هستند. اسمشون دقیقا یادمه: «عفت، فائزه، ندا، زهره»!

خب تکلیف این بیت نفر که تقریبا مشخص بود. دیگه بچه ها خودشون باید به حساب های بانکی رامین تاجزاده دسترسی پیدا میکردن و پیگیر کارها و جنایت های تاجزاده بر علیه زنان میشدند. میدونستم که اکثر کارهای مدلینگ و برگزاری شو و حتی بعضی آرایشگاه های زنونه مخصوصا در تهران، هدفمند و با برنامه کار میکنند و خدا میدونه چه اهدافی پشتش هست! این دیگه دست بچه های داخلی خودمون میبوسه که چجوری عمل کنند. چون شو دوم هم که برگزار شد، بازم بانی عربی داشت و فقط یک میهمان ویژه داشت. اون هم «پسر سفیر انگلستان» در پاکستان بود!

پس من موندم و یک کار! اون هم سر درآوردن از فعالیت های عفت و فائزه و ندا و زهره!

عفت، سنش از اون سه نفر بیشتر بود. خیلی هم نمیخورد آدم جلفی باشه. چندان نمیخندید و حتی همون موقع در هواپیما دیدمش، خیلی هم گوشت تلخ و گنده دماغ به نظر میرسید!

فائزه سن و سالش از عفت کمتر بود. قیافه هاشون خیلی به هم نزدیک بود. بعید بود که مادر و دختر باشن. اگر هم بودن، واسم مهم نبود و اثر خاصی برای من نداشتند! خیلی به همه طرف نگاه میکرد. معلوم بود که خیلی حواسش جمع هست و نمیشه خیلی دورش زد و غافلگیرش کرد.

ندا یه کم جلف به نظر میرسید. تو هواپیما وقتی داشتیم میرسیدیم آرایش کرد. پوششش نسبت به عفت و فائزه کمتر بود. شل تر میگرفت. اما معلوم بود که تلاش داره شالش از سرش نیفته و انگار یه جورایی مجبور بود خودشو بگیره!

زهره که بچه سال بود. شاید حداکثر 19 سالش بود. اصلا آرایش نداشت اما خیلی به تیپش رسیده بود. لباس و پوششش چندان تعریفی نداشت اما شالش از سرش نیفتاد و فکر کنم همش آهنگ گوش میداد. چون هندزفری داشت و خیلی با کسی قاطی نمیشد.

نکات مشترکی بین اون چهار نفر وجود داشت... یکی اینکه چهارتاشون برخلاف اون بیست نفر، پوشششون را به زور هم شده، حفظ کرده بودند! دوم اینکه چندان اهل جلف بازی اون بیست نفر نبودند! سوم اینکه چندان با کسی معاشرت و گپ نداشتند! چهارم اینکه وسایلشون هم به اندازه بقیه نبود! پنجم اینکه در چهار رده سنی خاص بودند! و...

من اون لحظات خیلی فکرم کار نمیکرد و بیشتر در فکر تعقیب و گریز بودم تا گمشون نکنم و بتونم ازشون به هر قیمتی هست ردی داشته باشم. اما بعدا که خصوصیاتشون را مخابره کردم، بهم گفتند که: «این خصوصیات بعلاوه ده ها خصوصیات دیگه، خصوصیات کاریزماهای فکری و جریان ساز هست. ازشون چشم برندار! از حالا ماموریتت این باشه که اونا را دنبال کنی و بتونی از اماکنی که باهاشون ارتباط دارن و اشخاص خاصی که اونا را ملاقات میکنند برامون سر نخ پیدا کنی! اون بیست نفر تقریبا توی مشتمون هستند و میدونیم حداکثر فعالیتشون چیه؟ تو خودتو معطوف به تحقیق درباره اون چهار نفر قرار بده!»

ادامه دارد...


@mntazera
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منتظران ظهور
امام خامنه‌ای: این دولت کارهای بزرگ و زیربنایی را انجام داده که اثرش ممکن است امروز ظاهر نشود به طور کامل اما بالاخره ظاهر خواهد شد. از همه دولت‌‌ها حمایت کردم اما از این دولت علاوه بر حمایت، تمجید می‌کنم. ۱۴۰۲/۶/۸ @mntazera
از مصادیق سخنان رهبر انقلاب که در دراز مدت اثر خود را نشان خواهد داد  .

وزیر اقتصاد :
از شهریور ۱۴۰۰ تا امروز رقم ۵۵۳ هزار میلیارد تومان از بدهی های دولت دوازدهم پرداخت شده است .

رائفی پور :
از کنار این رقم آسان گذر نکنید .این رقم معادل پرداخت ۷ میلیون به ۸۰ میلیون نفر است .


(جبران #کسری_بودجه با کاهش روند چاپ پول با ایجاد منابع درآمدی جدید یعنی بانک مرکزی بر خلاف روالی که در دولتهای قبلی بوده تا الان پول به دولت قرض نداده است.

برای ملموس تر شدن، باید گفت رییسی علاوه بر پرداخت بدهی دولت قبل ، کسری بودجه خودش رو هم جبران کرده !!!)


خداقوت !
@mntazera
👍2
منتظران ظهور
امام خامنه‌ای: این دولت کارهای بزرگ و زیربنایی را انجام داده که اثرش ممکن است امروز ظاهر نشود به طور کامل اما بالاخره ظاهر خواهد شد. از همه دولت‌‌ها حمایت کردم اما از این دولت علاوه بر حمایت، تمجید می‌کنم. ۱۴۰۲/۶/۸ @mntazera
خاندوزی در پاسخ به خبرنگاران درباره ناترازی و زیاندهی بانکها عنوان کرد سال ۱۴۰۱، ۳۵ هزار میلیارد سرمایه به بانکها ترزیق و برای امسال ۵۰ هزار میلیارد در نظر گرفته شده است . تمام بانکها به جز یکی از زیاندهی خارج شده اند.



سال 1399 دولت ۷۷ همت بودجه عمرانی داشت و سال 1400 به ۱۴۰ هزار میلیارد تومان افزایش یافت و در سال 1401 پرداخت عمرانی دولت به ۲۷۰ همت رسید و 95 درصد رشد داشت که نوعی رکورد محسوب می‌شود، در بودجه امسال ۳۹۵ هزار میلیارد در نظر گرفته شده است .

در خصوص عدم تمکین بانکها برای پرداخت وام مسکن جریمه ۱۳۱ هزار میلیاردی برای بانکهای خاطی تعیین شده است .

کارکنان و مستمری‌بگیرانِ بانک برای دریافت وام‌های خرد ، نیازمند ضامن جدید نیستند چون پرونده آنان در بانک وجود دارد.

@mntazera
👍2
منتظران ظهور
در آستانه بازگشایی مدارس ..... 💢 چکار کنیم کودک‌مان از مدرسه نترسد؟ 👤امین ماهورام، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی: ▫️مهم‌ترین و اصلی‌ترین علت ترس کودک از مدرسه، اضطراب جدایی از والدین است. ▫️ وجود استرس در والدین…
رفاه زدگی کودکان



🔹والدین علی الخصوص پدرها خیلی در تلاشند تا فرزندشان در رفاه کامل بدون ذره ای سختی بزرگ بشن و بیشتر مواقع با گفتن جملاتی از قبیل من خودم خیلی سختی و کمبود در زندگی کشیدم و نمی خوام بچه م مثل من باشه این کار را توجیه می کنند.

🔹پدر عزیز و مادر گرامی بدانید که هم سختی و کمبود شدید و هم رفاه زدگی بیش از حد بدون روبرو شدن با هر مشکلی آسیب زاست.

🔹به باور من هر سختی و کم و کاستی، درسی است که باید از آن آموخت و این تجربه زندگی با تمام جوانب و فراز و نشیب هاشه که انسان را توانمند و قوی خواهد کرد.

🔹لطفا این سختی رو در حد معقول از کودکان دریغ نکنید چون با این کار در حقشون جفا کردید و به رشد شخصیتشون آسیب خواهید زد.

🔹به عنوان مثال گاها ماشین رو بذارید کنار و باهم پیاده روی کنید، میرید خرید بذارید بچه تون هم دو کیسه بلند کنه، بفرستید بره نون بگیره و صف رو ببینه و منتظر شه...

🔹رفاه زدگی سم است برای کودکان و تربیت آنها و مانع رشد آنها خواهد شد و نگه داشتن کودکان در این وضعیت باعث ناتوانی آنها در دیدن و لمس واقعیت ها، عدم تلاش برای رسیدن به خواسته ها و اهداف خود و کاهش آستانه تحمل آنها در مواجه با مشکلات زندگی اجتماعی خواهد شد.

🔹پس بگذاریم کودکانمان روال طبیعی رشدی که شامل تجربه زندگی با تمام سختی ها و کم کاستی هاست را در حد توان سپری کنند.

@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
امریکا در یک شوی رسانه ای از جسد یک موجود فرازمینی رو نمایی کرد .
جدای از صحت سنجی این جسد ، باید بدانیم غرب فهمیده که نظریه داروین (پیدایش جهان بدون خالق و نسل انسان از میمون) با هدف سوق دادن مردم به سمت بی دینی ارزش پرداختن ندارد چرا که علم وجود خدارو اثبات کرده و در نهایت بشر تا حدود زیادی به این نتیجه رسیده !!!

لذا با موجودات فرازمینی سعی در رسیدن به هدف شیطانی خود دارد !!!

رهبر انقلاب ، استاد شجاعی و چند تن از صاحبنظران از استفاده غربیها از اجنه و‌شیاطین برای رسیدن به اهداف شان پرده برداشتند ولی از طرف اپوزیسیون تمسخر شدند .

اگر بیشتر کنکاش کنیم میبینم خود غربیها از طریق علم (دنیای کوآنتوم و ...) در حال اثبات وجود موجودات ماورایی و دنیاهای موازی و عوالم دیگر و مادی کردن این موجودات هستند .

@mntazera
وزارت خارجه سوریه طبق گزارشی به سازمان ملل اعلام کرد ، گروه های تروریستی با رهبری امریکا در مدت ۶ سال ، ۳۴۱ ميليون بشكه نفت و ۶۰ ميليون متر مكعب گاز طبيعي برداشت کرده که رقم آن سالانه ۲۰ میلیارد دلار بوده است .

این در حالیست که امریکا از زمان سقوط صدام (تقریبا از سال ۲۰۰۲) نفت عراق را از طریق خاک ترکیه از این کشور خارج میکند .
علاوه بر آن تمام اختیارات بانک مرکزی و خزانه عراق از جمله ذخایر طلا و ارز و ...عراق در دست امریکاست .

یه عده آدم هم در ایران داریم که می گویند عراقیها ماشینهای آخرین سیستم امریکایی سوار میشوند .(گرچه داشتن ماشین خوب از حقوق شهروندی است ولی مقصود نگاه ظاهر بین و سطحی این جماعت است)
منتظران ظهور
قسمت سی و چهارم [امریکا بیمارستان سان سیتی ] پروانه دچار سانحه رانندگی شده است ، دکتر کشیش معاینات اولیه را انجام میدهد. جان و ماریا (والدین پروانه ) در اولین زمان خودشان را به بیمارستان میرسانند. و اما چمران از دوست پروانه جویای حال اوست . از ظاهر امر پیداست…
قسمت سی و پنجم

فقط از نابغه ای همچون چمران بر می آمد، در شرایط خفقان آن دوران که داشتن اعلامیه امام (ره ) در حیاط خلوت امریکا (ایران) جرم بود ،از #ظرفیت رسانه ای کشور متخاصم استفاده و اعلامیه امام ره را تیتر یک خبر امریکا کند و کاری از سفارتخانه و دستگاه امنیتی پهلوی بر نیاید.

[بیمارستان سان سیتی ]
وضع عمومی پروانه بهتر شده و چمران بعد از اتمام راهپیمایی به عیادت پروانه آمده .

چمران خطاب به پروانه :
راضی نبودم به خاطر من به خطر بیفتی .

ادامه دارد ...

#مردرویاها
#زندگینامه
@mntazera
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️رفتارهایی که افراد موفق را از سایرین متمایز می‌کنند

🔹 احساسات خودشان را کنترل می‌کنند.
🔹درباره‌ی همه چیز اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند.
🔹در تصمیم‌گیری‌ها عجله ندارند.
🔹با یقین صحبت می‌کنند.
🔹زبان بدن مثبتی دارند.
🔹در برخورد اول بسیار تاثیرگذار هستند.
🔹آن‌ها با موفقیت‌های کوچک شروع میکنند.
🔹نترس هستند.
🔹انسان‌هایی صاحب دیسیپلین هستند.
🔹صادق هستند.
🔹می‌دانند که افراد زیادی در موفقیت آن‌ها نقش داشته‌اند.
🔹از افراد قدردانی مي كنند.


@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
👍4
مانند مادرت شده‌ای قد خمیده‌ای
آقا چرا عبا به سر خود کشیده‌ای
داغ غریبی تو، نمک بر جگر زند
خواهر نداشتی که برایت به سر زند

◼️شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد

@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
منتظران ظهور
#کف_خیابون 40 دومین چیزی که خیلی فکرمو به خودش مشغول کرده بود این بود که هر چی نگاه کردم، اون چهارتا دختر را ندیدم! اون چهار نفری که دربارشون با شاهرودی حرف زده بودیم. اونا نبودند. همش یه حسی بهم میگفت اونا کجان؟ چرا نیستن؟ کدوم قبرستون غیبشون زده؟ میدونستم…
#کف_خیابون 41 (الف)

همینجوریش هم خیلی از برنامه هاشون عقب بودم. چون بالاخره اونا چند روزی که اونجا بودند، بیکار ننشسته و ارتباطاتشون را داشتند و مثل اون بیست نفر، درگیر دک و پزشون نبودند.

یه پل رو به روی هتلشون بود که خیلی به چشم نمیومد اما جای خوبی برای استقرار و آمارگیری بود. هر چند موش و حیوانات موزی فراوانی هم داشت اما خب دیگه... چاره ای نداشتم... باید برای رسیدن به اهدافی که داشتم، تحملشون میکردم.

به یه وسیله هم نیاز داشتم که الحمدلله جور شد. نمیتونستم توی ماشین بخوابم. چون پلیس امنیت شهری اونجا اطراف اون هتل را به خوبی و ساعت به ساعت چک میکرد و اگه منو توی ماشین میدیدند، دردسرم دوجندان میشد.

حالا دیگه بماند وسیله چطور جور شد و ... اما همینو بگم و رد بشم که الحمدلله نفوذ ایران در کشورهای اطراف خیلی زیاده و خط مقاومت خوبی ترتیب داده. من که فقط با یکیشون به نام «جواز عبدالله» ارتباط داشتم، آدم متعهد و جان بر کفی بود.

شبها زیر پل رو به روی هتل کشیک میدادم. فقط برام مهم اینجا بود که بتونم اسم و رسم یکی دو جا را که باهاشون ارتباط داشتند و اون چهار نفر هر روز غیبشون میزد و میرفتند اونجا، پیدا کنم. بقیش را میتونستم حالا با هر بدبختی که شده، نفوذ کنم و ببینم کین و چیکار میکنند!

تقریبا روز هشتمی بود که اونجا بودم... خیلی از مرحله عقب بودم... میدونستم که اگر تا روز دهم بمونم و نتونم کاری بکنم و چیزی بفهمم، هم تمام زحماتی که تا الان کشیدم و خون دل هایی که خوردم بی اثر بوده... و هم ممکنه اتفاقات بدی برای ایران رقم بخوره و نقشه هایی داشته باشند که شاید بتونم زود اطلاع بدم و توی خاک پاکستان خفشون کنیم... از همه اینا که بگذریم، پای آبروی «زن جماعت» وسط بود... اونم نه هر زنی... آبروی «زن چریک ایرانی»... نه مثل اون بیست تا حیوون پست که حیف اسم ایران و ایرانی که بذاریم روی اونا... نه... باید از شرف کاریم هم دفاع میکردم... نباید با دست خالی برمیگشتم... اینا آبرو و حیثیت زن ایرانی را به گند کشیدند... اما من باید به عطر میکشیدم...

همش با خودم میگفتم: «مطهره! اینا زن هستند و دارن زن ایرانی را خراب میکنند... باید یه زن جمع و جورشون کنه... زشته که یه مرد بخواد بیاد اینها را جمع کنه... مگه خودمون چمونه؟! زن نیستم اگر نفهمم اون چهار نفر کین و کجا میرن و با کیا سر و سر دارن! از این بیست تا حیوون کمترم اگه بذارم اینا آب خوش از گلشون پایین بره! مگه هر کی هرکیه یه مست لایعقل پاشه به اسم خودش و با نفوذی که در نظام داره، این همه آدم برداره بیاره شوی عربی-وهابی؟!»

کلا غرق همین افکار بودم... تلاش میکردم با همین افکار، خوابو از سرم بپرونم... هر چند این افکار، برای دق کردن و از خجالت مردن کافی بود... کافی بود فقط براتون تعریف کنم اون شب چه کیفی میکردن شاهزاده های وهابی... واسم تا آخر عمر همین بس بود که داشتند سر یه نفر دعوا میکردن... همینم بس بود تا پیر بشم و زود موهام سفید بشه...

یه کم چشمامو گذاشتم رو هم... هوا سوز داشت... آب زیر پل کم بود اما بوی تعفن میداد... چشمام داشت گرم خواب میشد... خواب بچه های دوقلوم دیدم... خواب دیدم دارن گریه میکنند... خواب دیدم غذا نمیخورن... خواب دیدم منو میخوان... از توی خواب اشکم جاری شد و گریم گرفت... اما جاش نبود... سر پست تعقیب و گریز جای احساسات لطیف مادرانه نیست... ینی هستا اما نباید باشه...

تا چشمامو یهو باز کردم، دیدم یه سگ سیاه داره میاد طرفم... اونجا خیلی سگ داره... اما این خیلی گنده و سیاه بود... من هیچوقت تا حالا از سگ و گربه و این جور حیوونا نترسیدم... اما ... خب خودتون قضاوت کنین... وقتی خوابی اما یهو پامیشی... میبینی یه سگ گنده، به اندازه خودت داره از بالا سرت میاد به طرفت... حتی دیگه برای خوندن ذکر دیره ... چه برسه بخوای پاشی و باهاش وارد مذاکره بشی و آخرش هم وقتی یه تیکه از بدنتو کند و برد، بگی بخیر گذشت... بگی ممکن بود کلا منو بخوره... بگی بازم این از الطاف الهی بود که منو نخورد و «برد برد» تموم شد...


@mntazera