منتظران ظهور
181 subscribers
7.45K photos
2.57K videos
33 files
513 links
گروه جهادی منتظران ظهور مستقل بوده و در راستای محرومیت زدایی از روستاها در زمینه های

معیشتی،فرهنگی،آموزشی،عمرانی،اقتصادی،کشاورزی،بهداشت و درمان فعالیت میکند.

شماره کارت جهت اهدا نذورات👇

6277601265954642

ارتباط با مسئول هماهنگی @Aa67666
Download Telegram
منتظران ظهور
قسمت هفتم چمران و پروانه با همان هیبت با گذر در زمان به کودکی چمران سفر میکنند . چمران: [ایران، تهران ،چهار راه مولوی ،محله ی درخونگاه ، چمران و پروانه در این فضا قدم میزنند و چمران توضیح میدهد] من متولد این محله ام ،یکی از محله های فقیر نشین تهران ،…
قسمت هشتم

در حین صحبت ، به خانه کوچک و محقری میرسند.وارد خانه میشوند . پروانه به دنبال چمران از پله های باریکی بالا میروند به اتاقی میرسند که با  نور کمرنگ ماه ، روشن شده .
این بار در داخل اتاق شش بچه قد و‌نیم خوابیده اند ، به گونه ای که امکان پا گذاشتن بر کف اتاق نیست .


پروانه :
[شگفت زده ] کدومشون تویی ؟!

چمران :
اون اخری نزدیک در ، چون دیرتر از همه می خوابیدم و زودتر از بقیه بلند میشدم .



پروانه همچنان محو تماشاست و دوست ندارد دل بکند. هر دو از پله ها پایین می آیند و وارد کوچه میشوند .

پروانه :
شغل پدرت چی بود ؟!

چمران :
جوراب بافی . نزدیک مسجد سرپولک . درامدش خیلی کم بود ، ولی #حلال بود ، پدرم با شیوه کار و زندگیش ، یه چیزی به ما یاد داد ، اونم بی توجهی به دنیا بود ، بابام هم میتونست مثل بعضی از هم صنف های خودش با کمی بی انصافی درآمد کلانی به دست بیاره ، ولی اون کم حلال رو به زیاد حرام ترجیح میداد.



ادامه دارد ....

#مردرویاها
#زندگینامه


گروه جهادی منتظران ظهور(عج)
@mntazera
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باز اومدیم که با یه مسابقه ساده و آسون در خدمت شما باشیم 🤩

َلِيٌّ_مَوْلَانا عنوان مسابقه مجازی ما به مناسبت عید ولایته ، شرکت کنید و از حضرت علی (ع) عیدی بگیرید .😍🎊

با توجه به تصویر بالا گزینه درست رو برای ما ارسال کنید .👀🤔

شما از امروز تا ساعت ۲۱ روز جمعه فرصت دارید پاسخ صحیح رو به آیدی های زیر ارسال کنید .


@Aa67666
@aalimosa

جوایز 🎁

به نیت تمسک بر ولایت ۱۲ امام شیعه،
به ۱۲ نفر برنده ، شارژ ۲۰ هزار تومانی تعلق میگیرد .

شرط شرکت در مسابقه عضویت در کانال ما در تلگرام یا ایتا 😎


گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
🤩5
📣#اطلاعیه📣
#مراسم_ترحیم

⚫️مراسم ️اولین سالگرد درگذشت پدری مهربان و همسری فداکار و دلسوز

حاج غلامحسن اســدی

⚫️زمان: روز پنجشنبه مورخ ١۴٠٢/٠۴/١۵ از ساعت ١۶ الی ١٧

⚫️مکان: مسجد صاحب الزمان (عج) #باورس
ـــــــــــــــــــــــــــــــ

@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
💔2👍1
🌺🌺🌺🌺توجه توجه🌺🌺🌺🌺

👔👗👖فرصت محدود فرصت محدود👚🧦👕

بنابه درخواست مکررشمامشتریهای عزیزوبه منظوررفاه حال شمامشتریان عزیزحداقل فروش تخفیفی دومیلیون اعلام شد
هریک ازشمادومیلیون جنس برمی‌دارید یک میلیون کارت می‌کشید
سه میلیون جنس برمیداریدیک میلیون وپانصدکارت می‌کشید
و...‌
تخفیف ۵۰درصدی فروشگاه پرگاس آغازشدشامل تمام اجناس داخل فروشگاه
سرویس تفلون
پتودونفره
پتویک نفره
بهارخواب دونفره
بهارخواب تک نفره
و....
🏃‍♀️🏃🏃فرصت محدود فرصت محدود🏃‍♀️🏃‍♀️🏃

آدرس فروشگاه:باورس خ اصلی بالاترازخانه بهداشت روبروی فروشگاه سورنا


@mntazera
👏3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منتظران ظهور
🔗📎🖇🔗📎🖇🔗📎🖇🔗📎🖇 #کف_خیابون_5 همینجوری که داشتم باخودم فکر میکردم و اوضاع اون لحظه برام خیلی عادی به نظر نمیرسید، قطار شهری اومد و سوار شدیم. جمعیت زیادی پیاده و سوار شدند. من هم مواظب کیف و ساکم بودم و هم مواظب اسلحه ام. رفتم و یه گوشه ایستادم. فاصله من و…
#کف_خیابون_6

فهمیدم مانور دارند... اما نمیدونستم چقدر جدی هستند! ... به خاطر همین، تا یه نفر با لگد در دسشویی را باز کرد، با سر رفتم توی شکمش و انداختمش زمین... هیکلی بود... به خاطر همین توی راهروی کوچیک و اصولا هر جای تنگ و ترش، ابتکار عمل از آدمای هیکلی برداشته میشه و برگ برنده دست کسانی هست که هیکلشون کوچیکتر باشه...

فهمیدم که از عمد اینو انداختند جلو تا آموزشش بدن... منم حسابی آموزشش دادم... با هم گلاویز نباید میشدیم... چون زیر دست و پای چنین آدمی در چنین جایی رفتن، خودکشیه... من فقط تونستم بچسبونمش به دیوار و با سر زانوم بزنم توی شکمش... اونم بی جنبه! ته قنداق تفنگش را نثار صورتم کرد... اگر حتی یک ثانیه بیشتر معطل کرده بودم، الان زیر تیغ جراحی فک صورتم بودم...

فورا جاخالی دادم و از زیر دستاش، رفتم پشت سرش... رفتن به پشت سر یه آدم هیکلی در جای تنگ، مثل اینه که داری آخرین شانست را امتحان میکنی... یا باید بکشیش یا باید بیهوشش کنی! ... خب از بچه های خودمون بود... نباید میمرد... هرچند کلا اجازه قتل مستقیم نداشتم... اما فقط ترجیح دادم بیهوشش کنم تا از شرش خلاص بشم... زدم توی گودی گردنش و بیهوشش کردم...

وقتی کارم با اون تموم شد، خیلی آروم رفتم بالا... پله پله که قدم برمیداشتم احساس کردم خیلی ساکته... فقط دو احتمال داشت... یا دارن همه منو میبینند یا منتظرن برم بالا و کلکلم را بکنند!

من فقط یه کار کردم... روی یکی از همون پله ها نشستم! آره فقط نشستم و منتظر موندم ببینم چی میبشه؟! چون نمیدونستم بالا چه خبره؟ پایین که اون بابا بیهوش بود و تا به هوش بیاد و به خودش بیاد و اسمش یادش بیاد و اینا... حداقل نیم ساعتی طول میکشه... پس فقط باید مینشستم و ببینم این سیرک کی میخواد تموم بشه؟

سه چهار دقیقه گذشت... یه صدایی اومد که گفت: «سلام آقا! خسته نباشید! بفرمایید بالا! مانور تموم شد.»

اما من تکون نخوردم!

بازم اون صدا گفت: «بفرمایید جناب! مانور تموم شد! جلسه داره شروع میشه. بفرمایید لطفا!»

بازم تکون نخوردم و همینجوری که آروم آروم بند کفشم را باز میکردم، آماده و بی حرکت نشستم و به طرف صدا نگاه میکردم! آخه دربارم چی فکر میکردن که داشتن به این تابلویی امتحانم میکردن؟!

یاد برنامه حیات وحش بخیر! میگفت قورباغه یه صفتی داره که وقتی میخواد جهش کنه، خودشو اول جمع میکنه... به طرف بالا به صورت ناگهانی خیز برمیداره... تمام وزنش را به طرف هدفش پرتاب میکنه... پاهاش آویزون... به طرف جلو جهش میکنه و مکانش را تغییر میده...

فقط همینو بگم که وقتی دیدند من خودمو آفتابی نمیکنم، مثل عقاب، سه نفرشون پریدند جلوی من و با تفنگ پینت بال به طرفم شلیک کردند! من فقط فرصت کردم بدون هیچ مقدمه ای خودمو و تمام وزنمو و حیثیت و شرافت کاریم و کلا هر چی داشتم و نداشتم... مثل همون قورباغه ای که ذکر خیرش بود، به طرف دیوار رو به روی میله های راه پله پرتاب کنم تا مورد اصابت شلیک پینت بال قرار نگیرم و بدنمو کبود نکنند!

وقتی به خودم اومدم، خودمو مثل اعلامیه روی دیوار دیدم که سینه و شکمم را محکم چسبونده بودم به دیوار... برگشتم و پشت سرم نگاه کردم... سه رنگ قرمز و زرد و سیاه با شدت و شتاب زیاد به جایی که نشسته بودم پاشیده شده بود! آخه از این فاصله نزدیک، کسی اینجوری با پینت بال به طرف هم شلیک نمیکنن! اینا دیگه کی بودن؟! این پرتاب کردن خودمو و نگاه کردن پشت سرم، شاید پنج شش ثانیه هم نشد... فرصت توقف و در اعماق فکر فرو رفتن و این حرفا نبود...

من فقط دلم میخواست تا خاتمه مانور اعلام نشده، یه حالی ازشون بگیرم... فورا دو تا کفشمو که بندش را باز کرده بودم و آماده و دم دستم بود آوردم بیرون... کفشام نیم پوتین بود... نیم پوتیم هم قرصه و هم نسبتا سنگین... مثل فنر برگشتم سر جام... دقیقا رو به روشون... تا میخواستن به خودشون بیان... تمام زورمو توی دستام جمع کردم... دیگه فرصت نشونه گیری و ذکر و ورد نبود... جوری با شدت و سرعت، دو تا نیم پوتینم را به طرف صورتشون پرتاب کردم که دوتاشون نقش بر زمین شدند و سومی هم که ترسیده بود، فورا پناه گرفت...

سوت اعلام پایان مانور زده شد... بیایید با هم مرور کنیم... مانوری با کمتر از 15 دقیقه... یکی بی هوش توی دسشویی خوابیده... دو تا صورت کبود توی حال افتادن... یه نفر هم مثلا پناه گرفته اما مشخصه خیلی ترسیده... حالا بقیه بچه های ما کجان؟!

بگذریم... اگه بخوام بگم طولانی میشه... اما اونا چندان درگیر نشده بودند و پس از پایان مانور، یکی از پشت مبل پیداش شد... یکی از توی فریزر... یکی از روی سقف کاذب پرید پایین... یکی دو نفر هم بالای درخت کاج کنار ساختمون ما وسط کوچه و...

فقط میتونستم بگم: «خیره ان شاءالله... پرونده ای که نکوست، از مانورش پیداست!»

ادامه دارد...


@mntazera
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اطلاعیه 📣
💌دعوتنامه

علی مصداق قرآن مبین است
علی یعسوب دین حبل المتین است
پیمبر خاتم و حیدر نگین است
علی استاد جبریل امین است
ندای آسمانها و زمین است
«فقط حیدر امیر المومنین است »

جشن داریم چه جشنی... 👌😳

💥همزمان با فرارسیدن عید فرخنده و سعید غدیر خم همه عزیزان دعوتید به این جشن بزرگ

با اجرای مجری توانمند:
آقای یارمحمدی و گروه همراهشان

🗓 پنج شنبه ١۵ تیرماه ١۴٠٢

ساعت ١٧

🕌 مکان: حسینیه سید الشهداء (ع) #باورس

از طرف دهیاری و شورای اسلامی،هیئات مذهبی، هیات امناءمسجد، گروه جهادی منتظران ظهور و بسیج روستای #باورس
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠علی را خوب بشناسید تا بتوانید شیعه‌اش باشید، والّا شیعه گنبد و بارگاه علی هستید!

🔻 گفتاری از شهید بهشتی درباره امیرالمؤمنین

🔹 دنباله‌رو علی باید رهبرش را درست بشناسد علی علیه‌السلام را آنطور كه خودش خواسته بشناسیم؛ نه آنطور كه عده‌ای امروز دلشان می‌خواهد.

🔹 ای شیعه علی! به‌راستی شیعه و پیرو و دنباله‌روی علی باش !


@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
👍2
"على" معناى دريا در كوير است...
نفوذش در "عدالت"بى نظير است...
من از هر كاروان اين را شنيدم
مسير عشق، "قربان" تا "غدير" است...

عید سعید غدیر خم مبارک باد...

🌺🌺🌺🍃

@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
3
منتظران ظهور
قسمت هشتم در حین صحبت ، به خانه کوچک و محقری میرسند.وارد خانه میشوند . پروانه به دنبال چمران از پله های باریکی بالا میروند به اتاقی میرسند که با  نور کمرنگ ماه ، روشن شده . این بار در داخل اتاق شش بچه قد و‌نیم خوابیده اند ، به گونه ای که امکان پا گذاشتن…
قسمت نهم


[ایران ، کارگاه جوراب بافی پدر چمران]
چمران و پروانه وارد کارگاه میشوند ،پدر سخت مشغول کار است و کمی آنسوتر جوانی شانزده ساله ، بر روی قطعه ای کار میکند .


پروانه :
[آرام و درگوشی] اون آقا پسر تویی ؟!

چمران:
بله منم . یه قطعه از دستگاه جوراب بافی که بهش میگن «چتر» خراب شده و باید از خارج وارد بشه ، با وجود شرایط اقتصادی بد و دوران جنگ جهانی و محدودیتها و نبود قطعه و خوابیدن کار جوراب بافیها، من به لطف خداوند اون قطعه رو ساختم .


پروانه : [متعجب] تنهایی ؟!

چمران : بله
ساخت این قطعه سبب شد هم کار جوراب بافی پدرم راه افتاد هم فروش قطعه یکی از کاسبی های پدرم شد .اون قطعه رو اگر صد تومن هم میفروختیم میخریدند ،ولی پدرم پنج تومن کمی بیشتر از قیمت تمام شده میفروخت ، این اون انصاف و کسب حلالیه که میگم.


پروانه :
حالا اگر صد تومن هم می فروختید که اشکال نداشت .


چمران :
از دیدگاه کاپیتالیستی و امریکایی اشکال نداشت ولی از دیدگاه اقتصاد اسلامی اشکال دارد.

ادامه دارد ....

گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عید سعید غدیر بر همه محبین اهل‌بیت علل خصوص سادات عزیز ر
وستای عزیزمان باورس مبارک باد.



@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
7
💚🎊
حل‌شو‌دصد‌مشکلم‌با‌گفتن‌ی‌یاعلی!
قلب‌من‌از‌روز‌اول‌گره‌خورده‌باعلی(:💚

💚#السݪام‌علیڪ‌یا‌امیرالمومنین
🎊#غدیرےام

@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
🎉4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوربین مخفی: دعوای عروس و داماد سر اجاره خونه جلوی بنگاه
ببینید مردم براشون چیکار کردن؟

@mntazera 🇮🇷
گروه  جهادی منتظران  ظهور (عج)
👏1