Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 #فیلم_ایرانی «چشمهایت»
☑️ نسخه اورجینال
📌 موضوع: عاشقانه | خانوادگی
🔎 کیفیت 360p
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
☑️ نسخه اورجینال
📌 موضوع: عاشقانه | خانوادگی
🔎 کیفیت 360p
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 #فیلم_ایرانی «چشمهایت»
☑️ نسخه اورجینال
📌 موضوع: عاشقانه | خانوادگی
🔎 کیفیت 480p
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
☑️ نسخه اورجینال
📌 موضوع: عاشقانه | خانوادگی
🔎 کیفیت 480p
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
👍5
#مزاج_خود_را_بشناسیم (۱)
طب سنتی مجموعه ای از علوم نظری و علمی و تجربی است که در تشخیص ، پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی و روحی به کمک ما می اید.
#طب_سنتی_ایران تقریبا ۳۰۰۰ سال قدمت دارد .
کتابهای طب سنتی افرادی چون #زکریای_رازی و علی الخصوص #ابن_سینا شهرت زیادی دارند و نزدیک به ۵۰۰ سال است که در دانشکده های اروپایی تدریس میشود .
اساس طبابت سنتی بر چهار طبیعت #مزاج انسان میباشد :
الف)بلغم [سرد و تر«مرطوب»]
ب)صفرا[گرم و خشک]
ج)سودا [سرد و خشک]
د)دموی[گرم و تر «مرطوب»]
جالب است بدانید در دنیا همه چیز اعم از اشکال مختلف ماده (گاز ، مایع ،جامد) جاندار و بی جان و حتی رفتارهای انسانی مزاج دارند و یا مزاج بر آن تاثیر مستقیم دارد .
به عبارتی چیزی در این دنیا نیست که مزاج نداشته باشد !!!
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
طب سنتی مجموعه ای از علوم نظری و علمی و تجربی است که در تشخیص ، پیشگیری و درمان بیماریهای جسمی و روحی به کمک ما می اید.
#طب_سنتی_ایران تقریبا ۳۰۰۰ سال قدمت دارد .
کتابهای طب سنتی افرادی چون #زکریای_رازی و علی الخصوص #ابن_سینا شهرت زیادی دارند و نزدیک به ۵۰۰ سال است که در دانشکده های اروپایی تدریس میشود .
اساس طبابت سنتی بر چهار طبیعت #مزاج انسان میباشد :
الف)بلغم [سرد و تر«مرطوب»]
ب)صفرا[گرم و خشک]
ج)سودا [سرد و خشک]
د)دموی[گرم و تر «مرطوب»]
جالب است بدانید در دنیا همه چیز اعم از اشکال مختلف ماده (گاز ، مایع ،جامد) جاندار و بی جان و حتی رفتارهای انسانی مزاج دارند و یا مزاج بر آن تاثیر مستقیم دارد .
به عبارتی چیزی در این دنیا نیست که مزاج نداشته باشد !!!
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه خوبی داشته باشید ..
صدا و سیمای ملی با بهترین کار شناسان در خدمت شما .....
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
صدا و سیمای ملی با بهترین کار شناسان در خدمت شما .....
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
😁1
📌درک دیر هنگام به بهای عمر یک ملت
🔹آقای ظریف، در تحلیلی نوشته اشت:
"پس از ۴۰ سال کنشگری دیپلماتیک – در کنار آموزش و نگارش در زمینه روابط بینالملل - و تأمل و آموزش تمام وقت به دور از کانون توجه سیاست جهانی در دو سال گذشته، به چند نتیجه ابتدایی در مورد نظم جهانی کنونی رسیدهام. اینک، نکاتی برای تفکر و تأمل بیشتر تقدیم میکنم:
تلاش سه دههای برای ایجاد یک نظم هژمونیک تکقطبی از طریق «جنگهای بیپایان»، «امنیتیسازی» و «اجبار اقتصادی» موفق نبوده است
... جنگ کاربرد خود را به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی بکلی از دست داده است. تقریباً همه آغازگران جنگها در قرنهای ۲۰ و ۲۱ در جنگهایی که آغاز کردهاند شکست خوردهاند و گاهی حتی نابود شدهاند، یا در بهترین حالت نتوانستهاند به اهداف اعلامشده خود دست یابند.
بسیاری از کنشگران دولتی و غیرحکومتی به طور همزمان در زمینههای مختلف «همکاری»، «رقابت» و «شبکهسازی» میکنند.
ساختارهای جهانی سیال شدهاند و دیگر نتایج را تعیین و تحمیل نمیکنند."
🔹ظریف چه رنجی می کشد برای فهمیدن واقعیات و فاصله گرفتن از توهمات القایی غرب! چقدر دیر! او و روحانی، آن روز که باید افول قدرت آمریکا را می فهمیدند، می ایستادند و به #مقاومت پیروز فرا می خواندند، روایت تحریف شده به خورد مخاطبان دادندکه :
«آمریکا می تواند ظرف پنج دقیقه توان نظامی ما را نابود کند.
اگر توافق نکنیم، جنگ می شود.
آمریکا کدخداست.
باید همراه شویم؛ نمیتوانیم در برابر قدرتهای بزرگ بایستیم؛ با شعارهایی که گاهی هم توخالی است.»
آقای ظریف توبه کنید برای روزی که در دانشگاه فریاد زدید ، امریکا با فشار یک دکمه ایران را نابود میکند یا روزی که مرد میدان (سردار سلیمانی ) را مورد نقد قرار دادید!!!
✍🏻 محمد ایمانی
@mntazera
🔹آقای ظریف، در تحلیلی نوشته اشت:
"پس از ۴۰ سال کنشگری دیپلماتیک – در کنار آموزش و نگارش در زمینه روابط بینالملل - و تأمل و آموزش تمام وقت به دور از کانون توجه سیاست جهانی در دو سال گذشته، به چند نتیجه ابتدایی در مورد نظم جهانی کنونی رسیدهام. اینک، نکاتی برای تفکر و تأمل بیشتر تقدیم میکنم:
تلاش سه دههای برای ایجاد یک نظم هژمونیک تکقطبی از طریق «جنگهای بیپایان»، «امنیتیسازی» و «اجبار اقتصادی» موفق نبوده است
... جنگ کاربرد خود را به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی بکلی از دست داده است. تقریباً همه آغازگران جنگها در قرنهای ۲۰ و ۲۱ در جنگهایی که آغاز کردهاند شکست خوردهاند و گاهی حتی نابود شدهاند، یا در بهترین حالت نتوانستهاند به اهداف اعلامشده خود دست یابند.
بسیاری از کنشگران دولتی و غیرحکومتی به طور همزمان در زمینههای مختلف «همکاری»، «رقابت» و «شبکهسازی» میکنند.
ساختارهای جهانی سیال شدهاند و دیگر نتایج را تعیین و تحمیل نمیکنند."
🔹ظریف چه رنجی می کشد برای فهمیدن واقعیات و فاصله گرفتن از توهمات القایی غرب! چقدر دیر! او و روحانی، آن روز که باید افول قدرت آمریکا را می فهمیدند، می ایستادند و به #مقاومت پیروز فرا می خواندند، روایت تحریف شده به خورد مخاطبان دادندکه :
«آمریکا می تواند ظرف پنج دقیقه توان نظامی ما را نابود کند.
اگر توافق نکنیم، جنگ می شود.
آمریکا کدخداست.
باید همراه شویم؛ نمیتوانیم در برابر قدرتهای بزرگ بایستیم؛ با شعارهایی که گاهی هم توخالی است.»
آقای ظریف توبه کنید برای روزی که در دانشگاه فریاد زدید ، امریکا با فشار یک دکمه ایران را نابود میکند یا روزی که مرد میدان (سردار سلیمانی ) را مورد نقد قرار دادید!!!
✍🏻 محمد ایمانی
@mntazera
👍7
منتظران ظهور
قسمت دوم امریکا خانه تامسن هیمن (بعدها اسمش را به پروانه تغییر داد) پیداست که #چمران مشغول درس دادن به پروانه است . چمران : [خودکاررا روی زمین میگذارد] اینطوری نمیشه! پروانه : [وا میرود ] چرا؟! چمران: اینجا نیستی؛ خودت هستی ولی دلت اینجا نیست . پروانه…
قسمت سوم
دختر امریکایی از خانواده ثروتمند ؛
شیفته ی آقا مصطفای داستان ما ،
پسر محجوب و مهربان و نابغه ی ایرانی شده است !!!
چمران:
[متعجب مینشیند] به من ؟!
پروانه :
[انگار باری را به سختی از دل خود برمیدارد]
در فرهنگ شما ایرانیها ، اگر کسی ، کسی رو دوست داشته باشه ، چطور باید بهش بگه ؟!
چمران:
[هنوز متوجه نشده] تو فرهنگ ما ؟!
خب ...راههای مختلفی وجود داره ....یکی از نزدیکترینش ، گفتن صریح و مستقیمه !!!
پروانه :
پس صریح و مستقیم و بی پرده بهت میگم که
«دوستت دارم»
چمران :
[جا میخورد و لحظاتی خلع سلاح شده می ماند]
تو ...؟من....؟
از اظهار محبتت خیلی متشکرم .
چمران از جا برمیخیزد و پروانه هم .
در حین صبحت با هم به سمت در حرکت میکنند . پروانه تا حیاط چمران را مشایعت میکند !!
ادامه دارد...
#مردرویاها
#زندگینامه
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
دختر امریکایی از خانواده ثروتمند ؛
شیفته ی آقا مصطفای داستان ما ،
پسر محجوب و مهربان و نابغه ی ایرانی شده است !!!
چمران:
[متعجب مینشیند] به من ؟!
پروانه :
[انگار باری را به سختی از دل خود برمیدارد]
در فرهنگ شما ایرانیها ، اگر کسی ، کسی رو دوست داشته باشه ، چطور باید بهش بگه ؟!
چمران:
[هنوز متوجه نشده] تو فرهنگ ما ؟!
خب ...راههای مختلفی وجود داره ....یکی از نزدیکترینش ، گفتن صریح و مستقیمه !!!
پروانه :
پس صریح و مستقیم و بی پرده بهت میگم که
«دوستت دارم»
چمران :
[جا میخورد و لحظاتی خلع سلاح شده می ماند]
تو ...؟من....؟
از اظهار محبتت خیلی متشکرم .
چمران از جا برمیخیزد و پروانه هم .
در حین صبحت با هم به سمت در حرکت میکنند . پروانه تا حیاط چمران را مشایعت میکند !!
ادامه دارد...
#مردرویاها
#زندگینامه
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
❤6😁1
مسیر اتوبوس داخلی شهر محمدیه که مبدا و مقصد آن پارک سوار محمدیه میباشد
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گروه واگنر چیست و در روسیه چه میکند
🔹از دیروز دوباره روسیه به صدر خبرها برگشت. اما اینبار نه بر سر اوکراین؛ بهخاطر گروه واگنر. اما ماجرا چیست و گروه واگنر کیست؟
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
🔹از دیروز دوباره روسیه به صدر خبرها برگشت. اما اینبار نه بر سر اوکراین؛ بهخاطر گروه واگنر. اما ماجرا چیست و گروه واگنر کیست؟
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
👍2
منتظران ظهور
قسمت سوم دختر امریکایی از خانواده ثروتمند ؛ شیفته ی آقا مصطفای داستان ما ، پسر محجوب و مهربان و نابغه ی ایرانی شده است !!! چمران: [متعجب مینشیند] به من ؟! پروانه : [انگار باری را به سختی از دل خود برمیدارد] در فرهنگ شما ایرانیها ، اگر کسی ، کسی رو دوست…
قسمت چهارم
پروانه :
چیزی که من گفتم ، جوابش این نیست .
چمران:
منظورتو نمیفهمم.
پروانه:
یعنی من اصلا تعارف نکردم .
چمران:
منم همینطور، واقعیت رو گفتم .
پروانه :
ببین مصطفی صریح ترش اینه پیشنهادم عاشقانه و صریح و جدی برای ازدواجه ....
چمران:
ازدواج ؟!
ازدواج مساله ساده ای نیست . من به اصلش فکر نکردم چه برسه به موردش !!
پروانه :
حالا هم به اصلش و هم به موردش فکر کن.
چمران:
[مهربان اما جدی]
نه فقط من ، که تو هم تا پایان امتحانها به این موضوع فکر نمیکنی ، به جاش به قولی که به پدرت دادی فکر کن .
پروانه :
من سعی میکنم به این موضوع فکر نکنم ، ولی تو هم سعی کن فکر کنی !!
چمران :
تا تقدیر خدا چی باشه ...
چمران و پروانه از هم خداحافظی میکنند !!!
ادامه دارد ....
#مردرویاها
#زندگینامه
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
پروانه :
چیزی که من گفتم ، جوابش این نیست .
چمران:
منظورتو نمیفهمم.
پروانه:
یعنی من اصلا تعارف نکردم .
چمران:
منم همینطور، واقعیت رو گفتم .
پروانه :
ببین مصطفی صریح ترش اینه پیشنهادم عاشقانه و صریح و جدی برای ازدواجه ....
چمران:
ازدواج ؟!
ازدواج مساله ساده ای نیست . من به اصلش فکر نکردم چه برسه به موردش !!
پروانه :
حالا هم به اصلش و هم به موردش فکر کن.
چمران:
[مهربان اما جدی]
نه فقط من ، که تو هم تا پایان امتحانها به این موضوع فکر نمیکنی ، به جاش به قولی که به پدرت دادی فکر کن .
پروانه :
من سعی میکنم به این موضوع فکر نکنم ، ولی تو هم سعی کن فکر کنی !!
چمران :
تا تقدیر خدا چی باشه ...
چمران و پروانه از هم خداحافظی میکنند !!!
ادامه دارد ....
#مردرویاها
#زندگینامه
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
❤3🔥1
#مزاج_خود_را_بشناسیم (۲)
مزاج انسان به دو دسته کلی تقسیم میشود :
۱.مزاج ذاتی که از بدو تولد همراه انسان است .
۲.مزاح اکتسابی که توسط عوامل بیرونی چون فصل ، سن ، جنس ، مکان زندگی ، اعراض نفسانی، تغذیه ، نوع فعالیت روزانه و ... به وجود می آید.
#مهم
ملاک تمام ویژگی ها برای شناسایی مزاج یک فرد همان مزاج ذاتی یا #ژنتیکی است که از پدر و مادر به ارث میبرد ؛ است
چندعنصر در بدن افراد اگر غالب شود مزاج آن فرد را می سازد که شامل :
عنصر هوا ، آتش ، خاک ، آب
جالب است بدانید اگر مزاج شناسی را یاد بگیرید از روی قد و شکل اندام میتوانید مزاج خود و اطرافیان را تشخیص دهید و جالبتر اینکه از روی همین مزاج شناسی و تغذیه میتوانید میزان کار #غده_تیروئید را برای رژیم های #لاغری یا #چاقی کنترل کنید !!!
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
مزاج انسان به دو دسته کلی تقسیم میشود :
۱.مزاج ذاتی که از بدو تولد همراه انسان است .
۲.مزاح اکتسابی که توسط عوامل بیرونی چون فصل ، سن ، جنس ، مکان زندگی ، اعراض نفسانی، تغذیه ، نوع فعالیت روزانه و ... به وجود می آید.
#مهم
ملاک تمام ویژگی ها برای شناسایی مزاج یک فرد همان مزاج ذاتی یا #ژنتیکی است که از پدر و مادر به ارث میبرد ؛ است
چندعنصر در بدن افراد اگر غالب شود مزاج آن فرد را می سازد که شامل :
عنصر هوا ، آتش ، خاک ، آب
جالب است بدانید اگر مزاج شناسی را یاد بگیرید از روی قد و شکل اندام میتوانید مزاج خود و اطرافیان را تشخیص دهید و جالبتر اینکه از روی همین مزاج شناسی و تغذیه میتوانید میزان کار #غده_تیروئید را برای رژیم های #لاغری یا #چاقی کنترل کنید !!!
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
#بیمه_عشایر_روستایی
#بیمه_بازنشستگی
صندوق_بیمه_اجتماعی
📆 زمان ثبت نام : روزهای یکشنبه
ساعت۹صبح الی ۱۲
🗺مکان : باورس.دفتر خدمات ارتباطی
جنب پست بانک
🔹مدارک لازم جهت تشکیل پرونده بیمه :
یک قطعه عکس،
کارت ملی و شناسنامه
🔸شورای اسلامی و دهیاری باورس
گروه جهادی منتظران ظهور(عج)
@mntazera
#بیمه_بازنشستگی
صندوق_بیمه_اجتماعی
📆 زمان ثبت نام : روزهای یکشنبه
ساعت۹صبح الی ۱۲
🗺مکان : باورس.دفتر خدمات ارتباطی
جنب پست بانک
🔹مدارک لازم جهت تشکیل پرونده بیمه :
یک قطعه عکس،
کارت ملی و شناسنامه
🔸شورای اسلامی و دهیاری باورس
گروه جهادی منتظران ظهور(عج)
@mntazera
🎖تیم حسین عبدی جهانی شد؛
تیم ملی نوجوانان ایران با پیروزی برابر یمن در ضربات پنالتی به نیمه نهایی جام ملتهای آسیا زیر 17 سال صعود کرد و جواز حضور در جام جهانی را هم به دست آورد.
این مسابقه با تساوی بدون گل در 90 دقیقه به پایان رسید و بلافاصله به ضربات پنالتی رفت.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
تیم ملی نوجوانان ایران با پیروزی برابر یمن در ضربات پنالتی به نیمه نهایی جام ملتهای آسیا زیر 17 سال صعود کرد و جواز حضور در جام جهانی را هم به دست آورد.
این مسابقه با تساوی بدون گل در 90 دقیقه به پایان رسید و بلافاصله به ضربات پنالتی رفت.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥀فرارسیدن
🕯شهادت مظلومانه شاهد
🥀لحظه های تب آلود عاشورا
🕯یادگار روزهای آمیخته
🥀باعشق و اشک و عطش
🕯تندیس اسوه اخلاق
🥀شکافنده دریای علوم
🕯پنجمین کوکب آسمان امامت
🥀حضرت امام باقر(ع)
برشیعیان آن امام تسلیت باد🏴
🖤 @mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
🕯شهادت مظلومانه شاهد
🥀لحظه های تب آلود عاشورا
🕯یادگار روزهای آمیخته
🥀باعشق و اشک و عطش
🕯تندیس اسوه اخلاق
🥀شکافنده دریای علوم
🕯پنجمین کوکب آسمان امامت
🥀حضرت امام باقر(ع)
برشیعیان آن امام تسلیت باد🏴
🖤 @mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
سلام به همه شما عزیزان
از امشب به بعد ان شاءالله یک شب در میان با داستان دیگه ای هم درخدمتتون هستیم.
لطفا به دقت و موشکافانه مطالعه کنید و حوصله به خرج بدید.🙏🌹
تقدیم با احترام👇
مستند داستان《کف خیابون》
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
از امشب به بعد ان شاءالله یک شب در میان با داستان دیگه ای هم درخدمتتون هستیم.
لطفا به دقت و موشکافانه مطالعه کنید و حوصله به خرج بدید.🙏🌹
تقدیم با احترام👇
مستند داستان《کف خیابون》
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
📎📎📎🔗🔗🔗📎📎📎🔗🔗🔗
بسم الله الرحمن الرحیم
«کف خیابون»
نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی
#کف_خیابون_1
دلیل این همه حساسیت را میتونستم درک کنم. به قول قدیمیا: «بچه دیشب که نیستم!» میتونستم بفهمم که داره اتفاقاتی میفته که نمیشه چندان پرس و جو کرد. چون هنوز هیچی معلوم نبود و مدرک مستدلی در دست نبود و بولتن های خبری اداره هم خیلی کلی مینوشتند و نمیشد ازش چیز دندون گیری درآورد.
تا اینکه روز 8 فروردین 88 ... اولین روز کاری من در سال جدید... توی راه آیت الکرسی خوندم و یه کمی هم صدقه دادم ... رفتم اداره... بعد از دیده بوسی ها و سلام و علیک های معمولی، رفتم توی اتاقم و سیستمم را روشن کردم... نامه ای روی کارتابلم ظاهر شد که ازم خواسته شده بود، صبح شنبه راس ساعت 8 در جلسه ستادی اداره حتما شرکت کنم... بدون هیچ توضیحی!
به ساعتم نگاه کردم... ساعت 7:58 بود... ینی فقط دو دقیقه وقت داشتم تا سه طبقه برم بالا و بشینم رو به روی کسی که همیشه آنتایم هست و نمیشه باهاش شوخی کرد... فقط یادمه پاشدم کتم را برداشتم و حتی منتظر آسانسور هم نشدم و مثل جت خودمو به طبقه سوم رسوندم...
تا هماهنگ کردن و رفتم داخل، دیدم 6 نفر دیگه هم هستند و فقط من سه چهار دقیقه در روبوسی با همکاراها وقت تلف کردم و... حالا ولش کن... خلاصه تا نشستم، دیدم همشون دارن میخندن... خب شما جای من... وقتی نشستین توی جلسه ای که تا وارد شدی و نشستی، همه نگات کنن و خنده بکنن، چه حالی بهتون دست میده؟! با اینکه نه میدونین موضوع چیه و نه میدونین چجوری باید جمعش کرد؟!
گرفتم داشتن به چی میخندیدن! دقیقا از وقتی کارتابلم را چک کردم تا وقتی رسیدم پشت در اتاق جلسات رییس، هفتاشون داشتن از طریق مانیتور دوربین منو میدیدن و با هم شرط بندی میکردن ببینن میرسم یا نه؟! خداوکیلی بچه های ما را باش! فقط یکی از بچه ها تونسته بود درست حدس بزنه که من سر ساعت 8 و 20 ثانیه میرسم پشت اتاق جلسات!! اینم از شیوه شادی بچه های ما! خدا این شادی را ازشون نگیره! راستی اسم سازمانی همین کسی که درست حدس زده بود داوود هست و بچه اقلید فارس... یا بهتره بگم داوود بود...
خلاصه... وقتی جلسه به حالت جدی تر برگشت، رئیس شروع کرد به تشریح موضوع جلسه... بذارین یه کم از شیوه اداره کردن جلسات توسط این آقاهه واستون بگم یه کم کفتون ببره تا بعد... گفت:
«با سلام و صبح بخیر! خدا کنه سال خوبی داشته باشیم. جلسه را شروع میکنم.
موضوع: ابلاغ ماموریت!
زمان: 21 دقیقه که هر کدومتون 2 دقیقه برای سوالات جانبی فرصت دارین که با 7 دقیقه من میشه 21 دقیقه.»
بعدش هم شروع کرد به تشریح ابلاغ ماموریت های ما هفت نفر... گفت : «شما هفت نفر که از رده های درون و برون مرزی هستید، تمام ماموریت های سال 88 شما حداقل به مدت شش ماه کان لم یکن هست و باید به ابلاغ جدید عمل کنیم. فکر نکنین شما تنها و در استان فارس اینطوری هستید. بلکه طبق اولین ابلاغیه سال جاری، همه استان ها موظف به چینش در جدول ارسالی هستند و به استان های مختلف اعزام دارند.»
این ینی ماموریت ترکیه من پرید... خب الهی شکر... خیلی هم خوشم نمیومد برم ترکیه... ذاتا از ترکیه خوشم نمیاد... حالا اگر کشورهای عربی مثل عربستان و امارات و بحرین بود یه چیزی...
ادامه داد و گفت: «قرار شده نیروهای استان ها به خاطر اهمیت موضوع با استان های دیگر تبادل بشن و احکام ماموریت دریافت کنند.»
بعد دونه دونه اسم بچه ها را خوند و اسم شهر مدنظر برای ماموریتشون را بهشون گفت... تبریز... گرگان... قائم شهر... خمینی شهر... بندر عسلویه... زابل... تا رسید به من... گفت: «و محمد! تهران!»
بعدش دونه دونه ماموریتمون را تشریح کرد... تا رسید به من! گفت: «محمد تو باید بری تهران! حکم 4 ماهه برات تعیین شده. اگه تونستی زودتر تمومش کنی که هیچ! اما اگه تا چهار ماه تموم نشد تمدید میشه. مجرد و با میزان دسترسی 50 درصد با اداره کل...»
من فقط پرسیدم: «از کی شروع میشه! تاریخ و ساعت معرفیم کی هست؟»
نگاه به ساعت دیواری دفترش کرد و گفت: «ساعت 11 پرواز چارتر از شیراز به تهران دارن. بلیطش را از دفترم بگیر. به نام خودت صادر شده. تو همین پاشو برو! پاشو که دیرت میشه. بالاخره تا بری وسایلت را جمع کنی و بری فرودگاه، دیرت میشه ها!»
ادامه دارد...
دلنوشته های یک طلبه
@mntazera
بسم الله الرحمن الرحیم
«کف خیابون»
نویسنده: محمد رضا حدادپور جهرمی
#کف_خیابون_1
دلیل این همه حساسیت را میتونستم درک کنم. به قول قدیمیا: «بچه دیشب که نیستم!» میتونستم بفهمم که داره اتفاقاتی میفته که نمیشه چندان پرس و جو کرد. چون هنوز هیچی معلوم نبود و مدرک مستدلی در دست نبود و بولتن های خبری اداره هم خیلی کلی مینوشتند و نمیشد ازش چیز دندون گیری درآورد.
تا اینکه روز 8 فروردین 88 ... اولین روز کاری من در سال جدید... توی راه آیت الکرسی خوندم و یه کمی هم صدقه دادم ... رفتم اداره... بعد از دیده بوسی ها و سلام و علیک های معمولی، رفتم توی اتاقم و سیستمم را روشن کردم... نامه ای روی کارتابلم ظاهر شد که ازم خواسته شده بود، صبح شنبه راس ساعت 8 در جلسه ستادی اداره حتما شرکت کنم... بدون هیچ توضیحی!
به ساعتم نگاه کردم... ساعت 7:58 بود... ینی فقط دو دقیقه وقت داشتم تا سه طبقه برم بالا و بشینم رو به روی کسی که همیشه آنتایم هست و نمیشه باهاش شوخی کرد... فقط یادمه پاشدم کتم را برداشتم و حتی منتظر آسانسور هم نشدم و مثل جت خودمو به طبقه سوم رسوندم...
تا هماهنگ کردن و رفتم داخل، دیدم 6 نفر دیگه هم هستند و فقط من سه چهار دقیقه در روبوسی با همکاراها وقت تلف کردم و... حالا ولش کن... خلاصه تا نشستم، دیدم همشون دارن میخندن... خب شما جای من... وقتی نشستین توی جلسه ای که تا وارد شدی و نشستی، همه نگات کنن و خنده بکنن، چه حالی بهتون دست میده؟! با اینکه نه میدونین موضوع چیه و نه میدونین چجوری باید جمعش کرد؟!
گرفتم داشتن به چی میخندیدن! دقیقا از وقتی کارتابلم را چک کردم تا وقتی رسیدم پشت در اتاق جلسات رییس، هفتاشون داشتن از طریق مانیتور دوربین منو میدیدن و با هم شرط بندی میکردن ببینن میرسم یا نه؟! خداوکیلی بچه های ما را باش! فقط یکی از بچه ها تونسته بود درست حدس بزنه که من سر ساعت 8 و 20 ثانیه میرسم پشت اتاق جلسات!! اینم از شیوه شادی بچه های ما! خدا این شادی را ازشون نگیره! راستی اسم سازمانی همین کسی که درست حدس زده بود داوود هست و بچه اقلید فارس... یا بهتره بگم داوود بود...
خلاصه... وقتی جلسه به حالت جدی تر برگشت، رئیس شروع کرد به تشریح موضوع جلسه... بذارین یه کم از شیوه اداره کردن جلسات توسط این آقاهه واستون بگم یه کم کفتون ببره تا بعد... گفت:
«با سلام و صبح بخیر! خدا کنه سال خوبی داشته باشیم. جلسه را شروع میکنم.
موضوع: ابلاغ ماموریت!
زمان: 21 دقیقه که هر کدومتون 2 دقیقه برای سوالات جانبی فرصت دارین که با 7 دقیقه من میشه 21 دقیقه.»
بعدش هم شروع کرد به تشریح ابلاغ ماموریت های ما هفت نفر... گفت : «شما هفت نفر که از رده های درون و برون مرزی هستید، تمام ماموریت های سال 88 شما حداقل به مدت شش ماه کان لم یکن هست و باید به ابلاغ جدید عمل کنیم. فکر نکنین شما تنها و در استان فارس اینطوری هستید. بلکه طبق اولین ابلاغیه سال جاری، همه استان ها موظف به چینش در جدول ارسالی هستند و به استان های مختلف اعزام دارند.»
این ینی ماموریت ترکیه من پرید... خب الهی شکر... خیلی هم خوشم نمیومد برم ترکیه... ذاتا از ترکیه خوشم نمیاد... حالا اگر کشورهای عربی مثل عربستان و امارات و بحرین بود یه چیزی...
ادامه داد و گفت: «قرار شده نیروهای استان ها به خاطر اهمیت موضوع با استان های دیگر تبادل بشن و احکام ماموریت دریافت کنند.»
بعد دونه دونه اسم بچه ها را خوند و اسم شهر مدنظر برای ماموریتشون را بهشون گفت... تبریز... گرگان... قائم شهر... خمینی شهر... بندر عسلویه... زابل... تا رسید به من... گفت: «و محمد! تهران!»
بعدش دونه دونه ماموریتمون را تشریح کرد... تا رسید به من! گفت: «محمد تو باید بری تهران! حکم 4 ماهه برات تعیین شده. اگه تونستی زودتر تمومش کنی که هیچ! اما اگه تا چهار ماه تموم نشد تمدید میشه. مجرد و با میزان دسترسی 50 درصد با اداره کل...»
من فقط پرسیدم: «از کی شروع میشه! تاریخ و ساعت معرفیم کی هست؟»
نگاه به ساعت دیواری دفترش کرد و گفت: «ساعت 11 پرواز چارتر از شیراز به تهران دارن. بلیطش را از دفترم بگیر. به نام خودت صادر شده. تو همین پاشو برو! پاشو که دیرت میشه. بالاخره تا بری وسایلت را جمع کنی و بری فرودگاه، دیرت میشه ها!»
ادامه دارد...
دلنوشته های یک طلبه
@mntazera