ادعای بزرگ زاکانی: اقتصاد تهران را به من بدهید ارزانی ۳۰ درصدی را تضمین می کنم.
♦️زاکانی کاندیدای پوششی جلیلی با تکرار ادعاهای عجیب بردن طلا به درب منزل و.. اکنون رسما اعلام کرد می تواند تورم را ۳۰ درصد پایین بیاورد.
پزشکیان که دولتش را کنترات با حاکمیت و اصولگرایان بست، پیشنهاد می کنیم زاکانی را وزیر اقتصاد بکند تا تورم را کاهش دهد.
♦️زاکانی کاندیدای پوششی جلیلی با تکرار ادعاهای عجیب بردن طلا به درب منزل و.. اکنون رسما اعلام کرد می تواند تورم را ۳۰ درصد پایین بیاورد.
پزشکیان که دولتش را کنترات با حاکمیت و اصولگرایان بست، پیشنهاد می کنیم زاکانی را وزیر اقتصاد بکند تا تورم را کاهش دهد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با توجه به کاهش ارزش ریال
افغانی ها دارند از کشور فرار میکنند ....
البته از افغانستان ...
افغانی ها دارند از کشور فرار میکنند ....
البته از افغانستان ...
مرگ دستهجمعی!
✍ رحیم قمیشی
احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله اهوازی هم مُرد.
پسر دانشجو دیده بود دکه پدرش را مأموران دارند تخریب میکنند. فریاد زده؛ این محل ارتزاق خانواده ماست. کمی صبر کنید، نکنید، بدون این دکه ما میمیریم!
مأموران شهرداری دستور دارند، آنها هم حقوق میگیرند تخریب کنند، تا خودشان از گرسنگی نمیرند!
یا احمد و پدرش، و خانوادهشان باید بمیرند، یا مأموران. و احمد در لحظهای سخت تصمیمش را میگیرد.
او بمیرد شاید هم پدرش زنده بماند هم ماموران.
و بنزین را بر سرش میریزد...
او ۱۰ روز هم با بدنی سراپا سوخته، با مرگ دست و پنجه نرم میکند.
و امروز خبر میآید که برای همیشه رفت.
یک دانشجو کمتر، یک جوان کمتر، یک معترض کمتر، یک گرسنهکمتر...
آیا هیچ حاکمی خواهد گریست؟
احمد، پسرم!
من در مرگ تو مقصرم.
یعنی همه ما مقصریم.
اینجا تونس نیست که فریادمان را بلند کنیم چرا دزدان میلیارد دلاری آزادند و یک دکهدار غیر مجاز، میشود موضوع مهم قانون.
اینجا آمریکا نیست که دوربین برداریم و از مرگ یک سیاهپوست فیلم برداریم و بگوییم؛ ای بهخواب رفتگان، یکی دارد میمیرد، فردا نوبت همه ما میشود.
اینجا ایران است...
که گویی همه دچار مرگ مغزی شدهایم.
چرا مردمی که زیر پایشان طلای سیاه نهفته است باید از گرسنگی بمیرند.
چرا ایران زیبا باید در فقر و خشکسالی دست و پا بزند.
چرا ارقام دزدی و اختلاس غیر قابل شمارشند؟
چرا کسی فقر و فلاکت مردم را نمیبیند!
چرا هیچکس به فکر نیست...
مگر نگفتید مرگ مظلومانه یک نفر، انگار مرگ همه انسانهاست؟
نگاه کنید، ما همه داریم میمیریم!
اسمش زندگی است، اما خاکستر مرگ، زندگی ما را دفن کرده. ما بیتفاوت شدهایم!
کاش اهواز بودم و در مراسم تشییع احمد شرکت میکردم، تا بگویم احمد تنها نیست، پدرش تنها در فقر و نداری دست و پا نمیزند...
ما همه داریم میمیریم!
آرام آرام
اگر به خود نیاییم
اگر باور نکنیم سرنوشت سیاهی در انتظار همه ماست
وقتی قبول کنیم
کاری از دستمان
برنمیآید!
✍ رحیم قمیشی
احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله اهوازی هم مُرد.
پسر دانشجو دیده بود دکه پدرش را مأموران دارند تخریب میکنند. فریاد زده؛ این محل ارتزاق خانواده ماست. کمی صبر کنید، نکنید، بدون این دکه ما میمیریم!
مأموران شهرداری دستور دارند، آنها هم حقوق میگیرند تخریب کنند، تا خودشان از گرسنگی نمیرند!
یا احمد و پدرش، و خانوادهشان باید بمیرند، یا مأموران. و احمد در لحظهای سخت تصمیمش را میگیرد.
او بمیرد شاید هم پدرش زنده بماند هم ماموران.
و بنزین را بر سرش میریزد...
او ۱۰ روز هم با بدنی سراپا سوخته، با مرگ دست و پنجه نرم میکند.
و امروز خبر میآید که برای همیشه رفت.
یک دانشجو کمتر، یک جوان کمتر، یک معترض کمتر، یک گرسنهکمتر...
آیا هیچ حاکمی خواهد گریست؟
احمد، پسرم!
من در مرگ تو مقصرم.
یعنی همه ما مقصریم.
اینجا تونس نیست که فریادمان را بلند کنیم چرا دزدان میلیارد دلاری آزادند و یک دکهدار غیر مجاز، میشود موضوع مهم قانون.
اینجا آمریکا نیست که دوربین برداریم و از مرگ یک سیاهپوست فیلم برداریم و بگوییم؛ ای بهخواب رفتگان، یکی دارد میمیرد، فردا نوبت همه ما میشود.
اینجا ایران است...
که گویی همه دچار مرگ مغزی شدهایم.
چرا مردمی که زیر پایشان طلای سیاه نهفته است باید از گرسنگی بمیرند.
چرا ایران زیبا باید در فقر و خشکسالی دست و پا بزند.
چرا ارقام دزدی و اختلاس غیر قابل شمارشند؟
چرا کسی فقر و فلاکت مردم را نمیبیند!
چرا هیچکس به فکر نیست...
مگر نگفتید مرگ مظلومانه یک نفر، انگار مرگ همه انسانهاست؟
نگاه کنید، ما همه داریم میمیریم!
اسمش زندگی است، اما خاکستر مرگ، زندگی ما را دفن کرده. ما بیتفاوت شدهایم!
کاش اهواز بودم و در مراسم تشییع احمد شرکت میکردم، تا بگویم احمد تنها نیست، پدرش تنها در فقر و نداری دست و پا نمیزند...
ما همه داریم میمیریم!
آرام آرام
اگر به خود نیاییم
اگر باور نکنیم سرنوشت سیاهی در انتظار همه ماست
وقتی قبول کنیم
کاری از دستمان
برنمیآید!
👍1
*نامه ی یک گوسفند به خانواده!*
ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏ میسپارند. برای همین از ته قلبم ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ. ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. شب بدی بود. ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ صبح بر من چه گذشت و شب را چطور ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ دم به دم ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ و به رسم قدیم ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊﺑﻊ ﮐﺮﺩﻡ.
ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺎﻗﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ یکدفعه ﺭﺿﺎ، ﭘﺴﺮﺵ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺳﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ! خدا را چه دیدی، شاید ﻓﺮﺩﺍ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺸﻮﺩ پانصد ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ.
ﺣﺎلا ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.
ﺍﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﺎﺏ؛ قصاب ﻣﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮبیست. خیلی ﻫﻮﺍﯼ من را ﺩﺍﺭﺩ، ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ. پریروز ﭼﻨﺪﺗﺎیی ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻭﺭﺩ. ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ این طور شنیدم که ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ، مثل ﺍﺳﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪی ﺍﺭﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻤﻠﮑﺖ
خَرِ عمو مراد یادت هست، که با تفاخر یونجه میخورد و خدا را بنده نبود؟ پریروز او را آورند تا برای یک کبابی آماده کنند
خلاصه از بابت من دل نگران نباشید. یادم رفت بگویم که مواظب خودتان باشید، یک وقت خودتان را مفت و ارزان نفروشید! امروزه، ارزش ما از آدمها بیشتر شده! بدانید که همه چیز ما ارزشمندتر از انسانهاست؛ کود ما، پشم ما و...
خلاصه دور، دور ماست!
یک عمری زیر یوغ آدم ها بودیم.
*حالا به برکت مدیریت بعضی از* *همین آدم ها،جایگاه ما خیلی خیلی رفیع* *شده. بعععععله.*
در نامه بعدی مطالب مهمتری برایتان مینویسم.
ﺳﻼﻣﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺳﺎﻥ!
ﺑﻪ ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﺎﻥ و بگو نوبت خر عمو مراد که گذشت... مواظب باش مردم به سراغ شما آمدهاند و در شهر از گوشت شما به خورد همدیگر می دهند...!
*راستی مادر جان! در اینجا کسی کتاب نمی خواند...!*🤔😕🤭
فدای شما بع بع ای
ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏ میسپارند. برای همین از ته قلبم ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ. ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. شب بدی بود. ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ صبح بر من چه گذشت و شب را چطور ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ دم به دم ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ، ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ و به رسم قدیم ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊﺑﻊ ﮐﺮﺩﻡ.
ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺎﻗﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ یکدفعه ﺭﺿﺎ، ﭘﺴﺮﺵ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺳﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ! خدا را چه دیدی، شاید ﻓﺮﺩﺍ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺸﻮﺩ پانصد ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ.
ﺣﺎلا ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.
ﺍﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﺎﺏ؛ قصاب ﻣﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮبیست. خیلی ﻫﻮﺍﯼ من را ﺩﺍﺭﺩ، ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ. پریروز ﭼﻨﺪﺗﺎیی ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻭﺭﺩ. ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ این طور شنیدم که ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ، مثل ﺍﺳﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪی ﺍﺭﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻤﻠﮑﺖ
خَرِ عمو مراد یادت هست، که با تفاخر یونجه میخورد و خدا را بنده نبود؟ پریروز او را آورند تا برای یک کبابی آماده کنند
خلاصه از بابت من دل نگران نباشید. یادم رفت بگویم که مواظب خودتان باشید، یک وقت خودتان را مفت و ارزان نفروشید! امروزه، ارزش ما از آدمها بیشتر شده! بدانید که همه چیز ما ارزشمندتر از انسانهاست؛ کود ما، پشم ما و...
خلاصه دور، دور ماست!
یک عمری زیر یوغ آدم ها بودیم.
*حالا به برکت مدیریت بعضی از* *همین آدم ها،جایگاه ما خیلی خیلی رفیع* *شده. بعععععله.*
در نامه بعدی مطالب مهمتری برایتان مینویسم.
ﺳﻼﻣﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺳﺎﻥ!
ﺑﻪ ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﺎﻥ و بگو نوبت خر عمو مراد که گذشت... مواظب باش مردم به سراغ شما آمدهاند و در شهر از گوشت شما به خورد همدیگر می دهند...!
*راستی مادر جان! در اینجا کسی کتاب نمی خواند...!*🤔😕🤭
فدای شما بع بع ای
👍1
جمعه اگر روی موبایلتان پیام هشدار گرفتید، نترسید؛ رزمایش است
🔹سازمان پدافند غیرعامل کشور اعلام کرد رزمایش «اعلام وضعیت هشدار عمومی از طریق تلفن همراه» روز جمعه ۲۳ آبانماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در برخی مناطق کشور برگزار میشود.
🔹در این رزمایش، برای تعدادی از مشترکان همراهاول پیام هشدار روی تلفن همراه ظاهر میشود. این پیام فقط آزمایشی است و هیچ تهدید یا خطری وجود ندارد.
🔹هدف از این رزمایش، ارزیابی آمادگی سامانه ارسال پیام اضطراری در مواقع بحرانهایی مثل زلزله و سیل است.
____
گروه جهادی منتظران ظهور
@mntazera
🔹سازمان پدافند غیرعامل کشور اعلام کرد رزمایش «اعلام وضعیت هشدار عمومی از طریق تلفن همراه» روز جمعه ۲۳ آبانماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در برخی مناطق کشور برگزار میشود.
🔹در این رزمایش، برای تعدادی از مشترکان همراهاول پیام هشدار روی تلفن همراه ظاهر میشود. این پیام فقط آزمایشی است و هیچ تهدید یا خطری وجود ندارد.
🔹هدف از این رزمایش، ارزیابی آمادگی سامانه ارسال پیام اضطراری در مواقع بحرانهایی مثل زلزله و سیل است.
____
گروه جهادی منتظران ظهور
@mntazera
🔺️دستگیری دو متهم که از لباس ارتش سوءاستفاده کرده بودند
🔹ساعاتی پیش، ویدیویی در فضای مجازی منتشر شد که نشان میداد دو فرد با پوشش نظامی، در یکی از ایستگاه های متروی تهران، پس از روشن کردن یک بلندگو، پرچمی با نشان شیر و خورشید باز کردند. این اقدام با واکنش منفی و برخورد مردم حاضر در محل مواجه شد.
🔹این افراد بلافاصله توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند.
🔹 بررسیها نشان میدهد مشخصات این دو فرد با هیچ یک از پرسنل نیروهای مسلح تطابق ندارد و آنان هیچ گونه عضویتی در ارتش و نیروهای مسلح ندارند.
🔹این ویدیو در مراحل اولیه انتشار، از یک کانال یوتیوب با نام موساد منتشر شده است. در حال حاضر انگیزه و هویت کارگردانان این ویدیو مشخص نیست.
@
🔹ساعاتی پیش، ویدیویی در فضای مجازی منتشر شد که نشان میداد دو فرد با پوشش نظامی، در یکی از ایستگاه های متروی تهران، پس از روشن کردن یک بلندگو، پرچمی با نشان شیر و خورشید باز کردند. این اقدام با واکنش منفی و برخورد مردم حاضر در محل مواجه شد.
🔹این افراد بلافاصله توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند.
🔹 بررسیها نشان میدهد مشخصات این دو فرد با هیچ یک از پرسنل نیروهای مسلح تطابق ندارد و آنان هیچ گونه عضویتی در ارتش و نیروهای مسلح ندارند.
🔹این ویدیو در مراحل اولیه انتشار، از یک کانال یوتیوب با نام موساد منتشر شده است. در حال حاضر انگیزه و هویت کارگردانان این ویدیو مشخص نیست.
@
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات...
❤1
🔺️۲۰ ساعت تا پایان انتظار ایران برای باران
🔹️براساس رصد هواشناسی، تنها ۲۰ ساعت تا ورود سامانۀ بارشی جدید و پایان انتظار طولانی برای بارش باران در غرب کشور باقی مانده است.
🔹️۵۳ روز از آغاز سال جدید آبی میگذرد و بیش از ۲۰ استان ایران هنوز بارانی دریافت نکردهاند.
🔹️این سامانه از فردا فعال میشود و پیشبینی میشود بارشهای پراکنده را برای استانهای غربی به ارمغان آورد.
🔹️براساس رصد هواشناسی، تنها ۲۰ ساعت تا ورود سامانۀ بارشی جدید و پایان انتظار طولانی برای بارش باران در غرب کشور باقی مانده است.
🔹️۵۳ روز از آغاز سال جدید آبی میگذرد و بیش از ۲۰ استان ایران هنوز بارانی دریافت نکردهاند.
🔹️این سامانه از فردا فعال میشود و پیشبینی میشود بارشهای پراکنده را برای استانهای غربی به ارمغان آورد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نحوه گرفتن گوش مفسدین اقتصادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیاست
سیاست
سیاست
سیاست
سیاست
🏮کمک فوری به بیمار سرطانی!
با سلام
همراهان گرامی با خبر شدیم یکی از همشهریامون درگیر بیماری سرطان شده و حالا نیاز به شیمی درمانی دارد و باید داروهای خاصی رو مصرف کنه ولی توانایی خرید داروها و شیمی درمانی رو نداره! برای نجات جان این عزیز با هر مبلغی که توان دارید کمک کنید.
مبلغ مورد نیاز ۲۰ میلیون میباشد .
شماره کارت 👇👇
6277_6013_4108_0099
به نام احمد اسدی
گروه جهادی منتظران ظهور
@mntazera
با سلام
همراهان گرامی با خبر شدیم یکی از همشهریامون درگیر بیماری سرطان شده و حالا نیاز به شیمی درمانی دارد و باید داروهای خاصی رو مصرف کنه ولی توانایی خرید داروها و شیمی درمانی رو نداره! برای نجات جان این عزیز با هر مبلغی که توان دارید کمک کنید.
مبلغ مورد نیاز ۲۰ میلیون میباشد .
شماره کارت 👇👇
6277_6013_4108_0099
به نام احمد اسدی
گروه جهادی منتظران ظهور
@mntazera