منتظران ظهور
#مسابقه_نذر_صلوات 🌹 #اللهم_صل_علی_محمدوآل_محمد و اما الوعده وفا 🤩 #مسابقه 😍 قرار بر این بود بعد از پایان چهل روز چند سوال از معرفی شهدا مطرح کنیم و شما پاسخ های صحیح رو برای ما ارسال کنید . 🎊🎉 ۱. شهدای مدافع حرم استان قزوین چند نفر بودند ؟! ۲. در بین شهدایی…
جان امانتی است که باید به"جانان"رساند.
اگر خود ندهی، می ستانند.
فاصله ی هلاکت و"شهادت"
همین خیانت درامانت است.
«شهید آوینی»
آمار کل شهدای مدافع حرم اعزامی از خاک ایران حدود #۳۰۰۰ نفر بوده وما در این چهل روز فقط با تعدادی محدودی از آنها آشنا شدیم .😔
هر تعداد صلوات مد نظر دارید هدیه به روح شهدایی که فرصت نشد معرفی کنیم بفرستید.
ان شالله سبب جلب رضایت خداوند و آرامش روح شهدا باشد .🤲
پاسخهای صحیح 😎
سوال اول ۱۸ شهید
سوال دوم ملیت افغانستان در قالب لشکر فاطمیون
سوال سوم شهید سید مصطفی موسوی از استان لرستان
سوال چهارم استان تهران
سوال پنجم اقلیت اهل تسنن
و اما اسامی برندگان به قید قرعه به شرح زیر میباشد .
۱.مهدیه اسدی
۲.فاطمه اسدی (اصغر)
۳.فاطمه اسدی (احمدعلی)
۴.زهرا اسدی (اصغر)
۵.اکانت بهار
مبارکتون باشه 😍🤩
ایران و ایرانی عزتمندی و آزادگی خود را زیر سایه فرهنگ شهادت قرنهاست حفظ کرده ، زندگی همه تان شهدایی باشه 🤲💐
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
اگر خود ندهی، می ستانند.
فاصله ی هلاکت و"شهادت"
همین خیانت درامانت است.
«شهید آوینی»
آمار کل شهدای مدافع حرم اعزامی از خاک ایران حدود #۳۰۰۰ نفر بوده وما در این چهل روز فقط با تعدادی محدودی از آنها آشنا شدیم .😔
هر تعداد صلوات مد نظر دارید هدیه به روح شهدایی که فرصت نشد معرفی کنیم بفرستید.
ان شالله سبب جلب رضایت خداوند و آرامش روح شهدا باشد .🤲
پاسخهای صحیح 😎
سوال اول ۱۸ شهید
سوال دوم ملیت افغانستان در قالب لشکر فاطمیون
سوال سوم شهید سید مصطفی موسوی از استان لرستان
سوال چهارم استان تهران
سوال پنجم اقلیت اهل تسنن
و اما اسامی برندگان به قید قرعه به شرح زیر میباشد .
۱.مهدیه اسدی
۲.فاطمه اسدی (اصغر)
۳.فاطمه اسدی (احمدعلی)
۴.زهرا اسدی (اصغر)
۵.اکانت بهار
مبارکتون باشه 😍🤩
ایران و ایرانی عزتمندی و آزادگی خود را زیر سایه فرهنگ شهادت قرنهاست حفظ کرده ، زندگی همه تان شهدایی باشه 🤲💐
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
👍5❤2
منتظران ظهور pinned «جان امانتی است که باید به"جانان"رساند. اگر خود ندهی، می ستانند. فاصله ی هلاکت و"شهادت" همین خیانت درامانت است. «شهید آوینی» آمار کل شهدای مدافع حرم اعزامی از خاک ایران حدود #۳۰۰۰ نفر بوده وما در این چهل روز فقط با تعدادی محدودی از آنها آشنا شدیم .😔 هر تعداد…»
🗣️ عزیزانی که جویای چرایی عدم انتشار داستانهای کانال هستند :
به جهت برنامه های مختص اربعین و مسابقه ی کانال چند شبی پخش داستانها به تعویق افتاد ،از فردا شب ادامه داستانها پخش میشه .
با تشکر از پیگیری و صبوری شما 🌹🙏
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
به جهت برنامه های مختص اربعین و مسابقه ی کانال چند شبی پخش داستانها به تعویق افتاد ،از فردا شب ادامه داستانها پخش میشه .
با تشکر از پیگیری و صبوری شما 🌹🙏
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
این جمعه هم تمام شد اما ...
در تاریخ آمده چند تن از برجستگان کوفه روز عاشورا بر تپهاى با گریه دست به دعا برداشته مىگویند: خدایا، یاریت را نصیب حسین علیهالسلام کن.😐
«تاریخ طبری »
مصداق این افراد در زمان حال هم هست ، افرادی که اراده ای برای زمینه سازی ظهور و نصرت امام زمان عج ندارند و فقط با دعا منتظر ظهور هستند .😔
امام زمان #شیعه_منفعل نمیخواهد .
@mntazera
در تاریخ آمده چند تن از برجستگان کوفه روز عاشورا بر تپهاى با گریه دست به دعا برداشته مىگویند: خدایا، یاریت را نصیب حسین علیهالسلام کن.😐
«تاریخ طبری »
مصداق این افراد در زمان حال هم هست ، افرادی که اراده ای برای زمینه سازی ظهور و نصرت امام زمان عج ندارند و فقط با دعا منتظر ظهور هستند .😔
امام زمان #شیعه_منفعل نمیخواهد .
@mntazera
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح مون رو با بهترین چالشی که تا حالا دیدم شروع کنیم.
🤣🤣🤣
دلتون شاد 🌹
گروه جهادی منتظران ظهور(عج)
@mntazera
🤣🤣🤣
دلتون شاد 🌹
گروه جهادی منتظران ظهور(عج)
@mntazera
نشریه علمی فارن افرز در تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۲۳ ، در انتهای مقاله ای با عنوان ایران حامی جدید این طور گفته که:
«امروز، حال و هوای جمهوری اسلامی در مقایسه با همین یک سال پیش خود، پیروزمندانهس!
جمهوری خامنهای از تحریم ها و اعتراضات داخلی جان سالم به در برده، #اقتصاد خود را تثبیت کرده و شروع به تکمیل نیروهای دفاعی خود کرده.
خامنهای کاری را انجام داده که خمینی نتوانست! مسیر خامنهای بقای انقلاب را در برابر دشمن اصلیش آمریکا، تضمین و خاورمیانه را به منطقهای که ایران قدرت مسلط آن است تبدیل خواهد کرد.»
#اللهم_احفظ_امامنا
@mntazera
«امروز، حال و هوای جمهوری اسلامی در مقایسه با همین یک سال پیش خود، پیروزمندانهس!
جمهوری خامنهای از تحریم ها و اعتراضات داخلی جان سالم به در برده، #اقتصاد خود را تثبیت کرده و شروع به تکمیل نیروهای دفاعی خود کرده.
خامنهای کاری را انجام داده که خمینی نتوانست! مسیر خامنهای بقای انقلاب را در برابر دشمن اصلیش آمریکا، تضمین و خاورمیانه را به منطقهای که ایران قدرت مسلط آن است تبدیل خواهد کرد.»
#اللهم_احفظ_امامنا
@mntazera
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای بسیار زیبای گروه سرود
#دختران_زهرائی😍😍
کاری از طرح صالحین #شهیدابراهیم_هادی
روستای باورس
با تشکر از سر کار خانم «زهرا اسدی»🌹
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
#دختران_زهرائی😍😍
کاری از طرح صالحین #شهیدابراهیم_هادی
روستای باورس
با تشکر از سر کار خانم «زهرا اسدی»🌹
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
👏6❤1👍1🔥1
📣اطلاعیه📣
⚫️مراسم ️سومین روز درگذشت پدری مهربان و همسری دلسوز مرحوم مغفور، شادروان مسلم( محسن) محمودی ( دایی اکبر آشپز
⚫️⏰زمان: روز یکشنبه مورخه 1402/6/19 از ساعت 16الی 17:30
⚫️مکان: روستای حمید آباد 🕌 مسجد جواد الائمه(ع)
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
⚫️مراسم ️سومین روز درگذشت پدری مهربان و همسری دلسوز مرحوم مغفور، شادروان مسلم( محسن) محمودی ( دایی اکبر آشپز
⚫️⏰زمان: روز یکشنبه مورخه 1402/6/19 از ساعت 16الی 17:30
⚫️مکان: روستای حمید آباد 🕌 مسجد جواد الائمه(ع)
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
💔3👍1
👍1
منتظران ظهور
#کف_خیابون 37(بخش دوم ) اجازه بدید الکی نگذریم و از نقش این سازمان بگیم ، مثال در ترور دانشمندان هسته ای یا در پاییز 92، سربازان گمنام امام زمان (عج)، یک جاسوس MI6 که بیش از 50 سال داشته و بر زبان انگلیسی مسلط بوده است را در کرمان شناسایی و دستگیر می کنند.…
#کف_خیابون 38
خب! از حالا یه مهمون فضول و ناخونده داریم به نام ام آی سیکس از کشور منحوس انگلستان! سازمان جاسوسی که هم برای منافع خودش کار میکنه و هم تعامل بسیار زیادی با همتایان آمریکایی و اسرائیلی خودش داره.
اما... از وقتی من این پرونده را در دست گرفتم، سه مسئله شدیدا ذهنم را درگیر کرد:
اول اینکه چطور و چگونه از ماموریت شاهرودی اطلاع پیدا کردند؟
دوم اینکه چرا تصمیم گرفتند که همون اول کار، ینی در ماشین فرودگاه اسلام آباد کلک شاهرودی را بکنند؟! چرا اونجا؟ چرا در چنین مرحله ای؟
سوم اینکه شاهرودی مگه درگیر پرونده دیگه ای هم بوده که مزاحم ام آی سیکس شده باشه و بخوان و تصمیم بگیرن که حذفش کنند؟ یا باید اینجوری گفت! یا باید گفت که مگه قصه زنان و دخترای مدلینگ و شومینگ چه خط و ربطی به ام آی سیکس پیدا میکنه که باید قبل از افشای ارتباطات اونا و تاجزاده با عوامل خارجیشون فورا سر مامور امنیتی ما را زیر آب کنند؟!
درسته کافران و منافقان، کلا احمق اند اما دیگه نه تا اون حد که بخوان خیلی راحت و بدون ترجیح معقول، با کشتن وحشیانه یکی از ماموران امنیتی ما، شاخک های ما را الکی حساس کنند و رسما وارد یه درگیری تمام عیار بشیم!! قطعا دیگه کار داشته به جای حساس میکشیده که باید شاهرودی حذف بشه!
اما ... اینا همش به کنار! اون چیزی که همه را نگران کرده بود، وضع 233 بود! چون قطعا کسی که میتونه رد شاهرودی را بزنه و فی الفور حذفش کنه، خبر داره که 233 هم با شاهرودی بوده و هنوز زنده است و ما کلا هیچ ماموری را بدون «مامور سایه» و «مامور مکمل» به هیچ جهنمی نمیفرستیم چه برسه ماموریت به این حساسی!
من که نبودم اما از قرائن پرونده ای که مطالعه کردم، فهمیدم که اتاق فرماندهی اون عملیات در ایران، بسیار هوشمندانه عمل کرد! آفرین به این همه هوش و ذکاوت! متاسفم که نمیتونم جزئیاتش را بگم اما فقط همینو بدونید که 233 تونست به نتایج حداکثری برسه و سالم و تندرست به ایران برگرده... یا بهتره بگم، به ایران برگردوندنش!
برای اینکه از اوضاع این پرونده در خاک پاکستان اطلاع پیدا کنید، مختصری از گزارش 70 صفحه ای 233 با اندکی تصرف و توضیح خدمتتون عرض میکنم. 233 نوشته بود:
برای اولین باری بود که میدونستم نباید کسی بفهمه که من کجام و حتی کی هستم و قراره چیکار کنم؟ چون از زمانی که شاهرودی به من جواب نمیداد، فهمیدم که اتفاقی افتاده ... و از زمانی که با ایران ارتباط برقرار کردم و واسم اون بیت شعر را نوشتند، فهمیدم که حتی دیگه نباید تلاش کنم که با شاهرودی ارتباط بگیرم و باید فراموشش کنم.
خب من یک زن بوده و هستم. هم جای خواب میخواستم و هم لقمه نانی که بتونم بخورم و بدونم که بعدش مسموم نمیشم و زنده میمونم و هم مسئولیت و برنامه مشخصی را باید دنبال کنم و گزارشش را بفرستم.
من کل اون ده روز را که اونجا بودم، فقط آب و میوه خوردم. روزی سه یا چهار تا میوه میخوردم که از پا در نیام و بتونم یه مقدار پولم را پس انداز کنم. در کل اون ده روز، کمتر از سی ساعت خوابیدم! سوی چشمام کمتر شد و قیافه مرده متحرک پیدا کرده بودم. حتی پول ن/داشتم نون بخرم و بخورم چه برسه به یک وعده نهار گرم!
رابط ما در اونجا یه مرد پنجاه ساله افغانی از بچه های مقاومت بود که فقط یکبار مراجعه کردم. اون یکبار هم بخاطر عدم اطمینانی که حتی به سایه خودم داشتم، در حالتی که منو نمیدید، جیبش را زدم و تونستم یه گوشی SSF تهیه کنم و یه سیم کارت MAXELL بخرم و بتونم چندتا کد سر هم کنم.
اسم جهادیش «جواز عبدالله» بود... تنها کسی بود که شاهرودی قبل از پرواز بهم معرفیش کرده بود و مختصاتش را بهم گفت... با مکافات پیداش کردم... اون روز در حال پشمک فروشی بود... از پشت بهش نزدیک شدم و شوکر سمی را چسبوندم به زیر کلیه هاش... خیلی آروم و یواش بهش گفتم: سلام علیک... 233 هستم... لطفا خودتون را شل کنید و اجازه بدید مبلغی پول از جیبتون بردارم... لطف کنید و برنگردید تا مشکلی برای هیچکدوممون پیش نیاد... اجازه هست بردارم؟ اصلا پول دارید؟
جواز عبدالله گفت: سلام... خواهش میکنم... از جیب سمت چپم بردارید... مشکلی نیست... میدونستم پول لازمتون میشه... امروز رفتم از بانک گرفتم... راستی شوکرتون داره نبض میزنه... احتمالا نیاز به شارژ داره... شارژرم را هم از روی صندلی سمت چپم بردارید... دیگه چه خدمتی از دستم برمیاد؟
گفتم: تشکر میکنم... لطفا به هیچ وجه دلتون برای من نسوزه و منو تعقیب نکنید... چون اگر حتی احساس بکنم داره عملیات در خطر میفته... (جملم را قطع کرد و گفت)
چشم... خیالتون راحت...
ادامه دارد...
@mntazera
خب! از حالا یه مهمون فضول و ناخونده داریم به نام ام آی سیکس از کشور منحوس انگلستان! سازمان جاسوسی که هم برای منافع خودش کار میکنه و هم تعامل بسیار زیادی با همتایان آمریکایی و اسرائیلی خودش داره.
اما... از وقتی من این پرونده را در دست گرفتم، سه مسئله شدیدا ذهنم را درگیر کرد:
اول اینکه چطور و چگونه از ماموریت شاهرودی اطلاع پیدا کردند؟
دوم اینکه چرا تصمیم گرفتند که همون اول کار، ینی در ماشین فرودگاه اسلام آباد کلک شاهرودی را بکنند؟! چرا اونجا؟ چرا در چنین مرحله ای؟
سوم اینکه شاهرودی مگه درگیر پرونده دیگه ای هم بوده که مزاحم ام آی سیکس شده باشه و بخوان و تصمیم بگیرن که حذفش کنند؟ یا باید اینجوری گفت! یا باید گفت که مگه قصه زنان و دخترای مدلینگ و شومینگ چه خط و ربطی به ام آی سیکس پیدا میکنه که باید قبل از افشای ارتباطات اونا و تاجزاده با عوامل خارجیشون فورا سر مامور امنیتی ما را زیر آب کنند؟!
درسته کافران و منافقان، کلا احمق اند اما دیگه نه تا اون حد که بخوان خیلی راحت و بدون ترجیح معقول، با کشتن وحشیانه یکی از ماموران امنیتی ما، شاخک های ما را الکی حساس کنند و رسما وارد یه درگیری تمام عیار بشیم!! قطعا دیگه کار داشته به جای حساس میکشیده که باید شاهرودی حذف بشه!
اما ... اینا همش به کنار! اون چیزی که همه را نگران کرده بود، وضع 233 بود! چون قطعا کسی که میتونه رد شاهرودی را بزنه و فی الفور حذفش کنه، خبر داره که 233 هم با شاهرودی بوده و هنوز زنده است و ما کلا هیچ ماموری را بدون «مامور سایه» و «مامور مکمل» به هیچ جهنمی نمیفرستیم چه برسه ماموریت به این حساسی!
من که نبودم اما از قرائن پرونده ای که مطالعه کردم، فهمیدم که اتاق فرماندهی اون عملیات در ایران، بسیار هوشمندانه عمل کرد! آفرین به این همه هوش و ذکاوت! متاسفم که نمیتونم جزئیاتش را بگم اما فقط همینو بدونید که 233 تونست به نتایج حداکثری برسه و سالم و تندرست به ایران برگرده... یا بهتره بگم، به ایران برگردوندنش!
برای اینکه از اوضاع این پرونده در خاک پاکستان اطلاع پیدا کنید، مختصری از گزارش 70 صفحه ای 233 با اندکی تصرف و توضیح خدمتتون عرض میکنم. 233 نوشته بود:
برای اولین باری بود که میدونستم نباید کسی بفهمه که من کجام و حتی کی هستم و قراره چیکار کنم؟ چون از زمانی که شاهرودی به من جواب نمیداد، فهمیدم که اتفاقی افتاده ... و از زمانی که با ایران ارتباط برقرار کردم و واسم اون بیت شعر را نوشتند، فهمیدم که حتی دیگه نباید تلاش کنم که با شاهرودی ارتباط بگیرم و باید فراموشش کنم.
خب من یک زن بوده و هستم. هم جای خواب میخواستم و هم لقمه نانی که بتونم بخورم و بدونم که بعدش مسموم نمیشم و زنده میمونم و هم مسئولیت و برنامه مشخصی را باید دنبال کنم و گزارشش را بفرستم.
من کل اون ده روز را که اونجا بودم، فقط آب و میوه خوردم. روزی سه یا چهار تا میوه میخوردم که از پا در نیام و بتونم یه مقدار پولم را پس انداز کنم. در کل اون ده روز، کمتر از سی ساعت خوابیدم! سوی چشمام کمتر شد و قیافه مرده متحرک پیدا کرده بودم. حتی پول ن/داشتم نون بخرم و بخورم چه برسه به یک وعده نهار گرم!
رابط ما در اونجا یه مرد پنجاه ساله افغانی از بچه های مقاومت بود که فقط یکبار مراجعه کردم. اون یکبار هم بخاطر عدم اطمینانی که حتی به سایه خودم داشتم، در حالتی که منو نمیدید، جیبش را زدم و تونستم یه گوشی SSF تهیه کنم و یه سیم کارت MAXELL بخرم و بتونم چندتا کد سر هم کنم.
اسم جهادیش «جواز عبدالله» بود... تنها کسی بود که شاهرودی قبل از پرواز بهم معرفیش کرده بود و مختصاتش را بهم گفت... با مکافات پیداش کردم... اون روز در حال پشمک فروشی بود... از پشت بهش نزدیک شدم و شوکر سمی را چسبوندم به زیر کلیه هاش... خیلی آروم و یواش بهش گفتم: سلام علیک... 233 هستم... لطفا خودتون را شل کنید و اجازه بدید مبلغی پول از جیبتون بردارم... لطف کنید و برنگردید تا مشکلی برای هیچکدوممون پیش نیاد... اجازه هست بردارم؟ اصلا پول دارید؟
جواز عبدالله گفت: سلام... خواهش میکنم... از جیب سمت چپم بردارید... مشکلی نیست... میدونستم پول لازمتون میشه... امروز رفتم از بانک گرفتم... راستی شوکرتون داره نبض میزنه... احتمالا نیاز به شارژ داره... شارژرم را هم از روی صندلی سمت چپم بردارید... دیگه چه خدمتی از دستم برمیاد؟
گفتم: تشکر میکنم... لطفا به هیچ وجه دلتون برای من نسوزه و منو تعقیب نکنید... چون اگر حتی احساس بکنم داره عملیات در خطر میفته... (جملم را قطع کرد و گفت)
چشم... خیالتون راحت...
ادامه دارد...
@mntazera
👍4