منتظران ظهور
دفتر تولید و نشر آثار استاد ماندگاری – ویژگیهای قرآنی جهاد تبیین
🔸ویژگیهای قرآنی جهاد تبیین
روشهای صحیح در تربیت فرزند .....
🔹استاد ماندگاری
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
روشهای صحیح در تربیت فرزند .....
🔹استاد ماندگاری
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
منتظران ظهور
#کف_خیابون 38 خب! از حالا یه مهمون فضول و ناخونده داریم به نام ام آی سیکس از کشور منحوس انگلستان! سازمان جاسوسی که هم برای منافع خودش کار میکنه و هم تعامل بسیار زیادی با همتایان آمریکایی و اسرائیلی خودش داره. اما... از وقتی من این پرونده را در دست گرفتم،…
#کف_خیابون 39
233 نوشته بود:
با تعقیب و گریز و نفوذ ی که داشتم، تونستم هتل اقامت و شماره طبقه و شماره های اتاقاشون و خلاصه حتی برنامه شوی اولشون هم بفهمم و به ذهنم بسپارم. اولین شو، چهار شب بعد از رسیدنشون در همان هتل برگزار شد.
اینقدر شلوغ بود که حتی بلیط را از صندلی های بام دوم (طبقه سوم به بعد سالن های شو) برداشتند و منم قاطی جمعیت وارد سالن شدم. از طرفی خوب بود که بالا بودم... چون احاطه خوبی بر صحنه ها داشتم... ولی از طرفی شناسایی دختران و زنان از طبقه سوم برای منی که به خاطر فشار گرسنگی، چشمام خوب نمیدید سخت بود... اما تونستم بالاخره شناساییشون کنم و بدونم کیا دارن شو میدن...
اما اون چیزی که به نظرم اصل ماجرا بود، دو مسئله بود:
یکی اینکه تمام بیست نفری که شو دادند، لباساشون از بیست طرح و مدل متفاوت بود که حدودا نیمی از بدن را هم به زور میپوشوند. خیلی لباس های جلف اما طراحی شده و برنامه ریزی شده ای بود... حتی یکیش با طرح میدون آزادی بود و خیلی سر بردن و خریدنش دعوا شد... میدیدم که سه چهار نفر مست لایعقل داشتن دستای اون دختری که این لباسو پوشیده بود میکشیدن و واسه خودشون میخواستند!! یا مثلا یه لباس با طرح حافظ بود که ......
کلا اون بیست مدل، در همون ساعت اول به بالاترین مبلغش فروخته شد! ینی حدودا بیست دست لباس مدلینگ، مبلغی بالغ بر پنج میلیون و پانصد هزار دلار به فروش رفت...
اما ... نکتش اینجاست که همه مشتری های اون بیست لباس... میدونم که خیلی آزارتون میده اگه بشنوید... اما باید بگم و چاره ای نیست... همه اون بیست دست لباس توسط ده نفر از شاهزاده های عربی سعودی از عربستان خریداری شدند... بعدا که در بلندگو اعلام کردند، مشخص شد که بانی برگزاری این شو، یکی از شاهزاده های سعودی بوده که چند نفرشون را هم در هتل خلیفه دبی میهمان کرده... میدونید ینی چی؟! رک بگم؟ ینی اون آشغال وهابی شرط کرده بوده که حتی تا پنج عدد از لباس ها را ... ببخشید... شرمندم... روم سیاه و روم به دیوار که اینو میگم... اما پنج تا لباس را با صاب لباس ببره... ینی پنج تا دختر و زن را که در اون مدل پسندید، با اقامت سه ماهه با خودش ببره دبی و یا حتی امارات!!!
تمام دنیا روی سرم خراب شد و پیش چشمام سیاهی رفت... تصورش کنید ... نه... حیف شما که تصورش کنید... حیف خیال و روح و روانتون که بخواد مجلس یزیدی اون شب را تصور کنه... که چطور ناموس ایرانی را در اون شوی عربی در پاکستان ببرند و بعدش هم به سلامتی همه شاهزاده های سعودی، پیاله سرخ ترکی سر بکشن و یکی مثل رامین تاجزاده باهاشون آروق بی غیرتی و بی ناموسی بزنه!
اون شب تاجزاده سه میلیون از کل مبلغ را به عنوان پورسانت برداشت! ینی دو میلیون و نیم بین بیست و چند نفر از دخترا تقسیم شد!! ینی به عبارتی حداکثر صد و بیست دلار به هر کدومشون بیشتر نمیرسید!! ینی فقط برای صد و بیست دلار .... استغفرالله ربی و اتوب الیه!!
موقع صرف شام، به زور خودمو رسوندم به طبقه اول... اما چون روسری داشتم، به این راحتی راهم نمیدادند... فقط اینو بگم که بعضی از دخترا و زن ها و همچنین بعضی از شاهزاده ها سر میز شام نبودند.........
خیلی خیلی لحظات سختی بود... بازار فروش برده و کنیز نبود... چون برده و کنیز را به زور میخرند و میبرند... کسی به اختیار خودش برده و کنیز نشده و نمیشه...
اما در اون مجلس، اول لباسای این حیوون ها را میخریدن... بعدش هم این زن ها و دخترها بودند که داشتن با اختیار و شوق فراوون، خودشون را قالب میکردند... حتی دو سه تاشون بعدا معلوم شد که با دو سه تا از شاهزاده های سعودی از قبل دوست بودند و حتی یکی دو بار به بهانه سفر عمره، باهاشون در خاک عربستان قرار گذاشته بودند!!
آدم چی بگه آخه؟!! این ینی مجلس یزیدی دیروز، خیلی با شرف تر و با حیا تر از مجلس وهابی امروز بوده... این ینی امروز، تلاش برای عرضه بهتر و بیشتر لباس و تن دختر و زن ناموس ایرانی..... لا اله الا الله... بذارید دهنم را ببندم و لال شم و هیچی نگم!
ادامه دارد...
@mntazera
233 نوشته بود:
با تعقیب و گریز و نفوذ ی که داشتم، تونستم هتل اقامت و شماره طبقه و شماره های اتاقاشون و خلاصه حتی برنامه شوی اولشون هم بفهمم و به ذهنم بسپارم. اولین شو، چهار شب بعد از رسیدنشون در همان هتل برگزار شد.
اینقدر شلوغ بود که حتی بلیط را از صندلی های بام دوم (طبقه سوم به بعد سالن های شو) برداشتند و منم قاطی جمعیت وارد سالن شدم. از طرفی خوب بود که بالا بودم... چون احاطه خوبی بر صحنه ها داشتم... ولی از طرفی شناسایی دختران و زنان از طبقه سوم برای منی که به خاطر فشار گرسنگی، چشمام خوب نمیدید سخت بود... اما تونستم بالاخره شناساییشون کنم و بدونم کیا دارن شو میدن...
اما اون چیزی که به نظرم اصل ماجرا بود، دو مسئله بود:
یکی اینکه تمام بیست نفری که شو دادند، لباساشون از بیست طرح و مدل متفاوت بود که حدودا نیمی از بدن را هم به زور میپوشوند. خیلی لباس های جلف اما طراحی شده و برنامه ریزی شده ای بود... حتی یکیش با طرح میدون آزادی بود و خیلی سر بردن و خریدنش دعوا شد... میدیدم که سه چهار نفر مست لایعقل داشتن دستای اون دختری که این لباسو پوشیده بود میکشیدن و واسه خودشون میخواستند!! یا مثلا یه لباس با طرح حافظ بود که ......
کلا اون بیست مدل، در همون ساعت اول به بالاترین مبلغش فروخته شد! ینی حدودا بیست دست لباس مدلینگ، مبلغی بالغ بر پنج میلیون و پانصد هزار دلار به فروش رفت...
اما ... نکتش اینجاست که همه مشتری های اون بیست لباس... میدونم که خیلی آزارتون میده اگه بشنوید... اما باید بگم و چاره ای نیست... همه اون بیست دست لباس توسط ده نفر از شاهزاده های عربی سعودی از عربستان خریداری شدند... بعدا که در بلندگو اعلام کردند، مشخص شد که بانی برگزاری این شو، یکی از شاهزاده های سعودی بوده که چند نفرشون را هم در هتل خلیفه دبی میهمان کرده... میدونید ینی چی؟! رک بگم؟ ینی اون آشغال وهابی شرط کرده بوده که حتی تا پنج عدد از لباس ها را ... ببخشید... شرمندم... روم سیاه و روم به دیوار که اینو میگم... اما پنج تا لباس را با صاب لباس ببره... ینی پنج تا دختر و زن را که در اون مدل پسندید، با اقامت سه ماهه با خودش ببره دبی و یا حتی امارات!!!
تمام دنیا روی سرم خراب شد و پیش چشمام سیاهی رفت... تصورش کنید ... نه... حیف شما که تصورش کنید... حیف خیال و روح و روانتون که بخواد مجلس یزیدی اون شب را تصور کنه... که چطور ناموس ایرانی را در اون شوی عربی در پاکستان ببرند و بعدش هم به سلامتی همه شاهزاده های سعودی، پیاله سرخ ترکی سر بکشن و یکی مثل رامین تاجزاده باهاشون آروق بی غیرتی و بی ناموسی بزنه!
اون شب تاجزاده سه میلیون از کل مبلغ را به عنوان پورسانت برداشت! ینی دو میلیون و نیم بین بیست و چند نفر از دخترا تقسیم شد!! ینی به عبارتی حداکثر صد و بیست دلار به هر کدومشون بیشتر نمیرسید!! ینی فقط برای صد و بیست دلار .... استغفرالله ربی و اتوب الیه!!
موقع صرف شام، به زور خودمو رسوندم به طبقه اول... اما چون روسری داشتم، به این راحتی راهم نمیدادند... فقط اینو بگم که بعضی از دخترا و زن ها و همچنین بعضی از شاهزاده ها سر میز شام نبودند.........
خیلی خیلی لحظات سختی بود... بازار فروش برده و کنیز نبود... چون برده و کنیز را به زور میخرند و میبرند... کسی به اختیار خودش برده و کنیز نشده و نمیشه...
اما در اون مجلس، اول لباسای این حیوون ها را میخریدن... بعدش هم این زن ها و دخترها بودند که داشتن با اختیار و شوق فراوون، خودشون را قالب میکردند... حتی دو سه تاشون بعدا معلوم شد که با دو سه تا از شاهزاده های سعودی از قبل دوست بودند و حتی یکی دو بار به بهانه سفر عمره، باهاشون در خاک عربستان قرار گذاشته بودند!!
آدم چی بگه آخه؟!! این ینی مجلس یزیدی دیروز، خیلی با شرف تر و با حیا تر از مجلس وهابی امروز بوده... این ینی امروز، تلاش برای عرضه بهتر و بیشتر لباس و تن دختر و زن ناموس ایرانی..... لا اله الا الله... بذارید دهنم را ببندم و لال شم و هیچی نگم!
ادامه دارد...
@mntazera
💢وزنهبردار قزوینی قهرمان جهان شد
🔹مصطفی جوادی ورزشکار قزوینی و عضو تیم ملی کشورمان توانست در مسابقات وزنه برداری قهرمانی جهان که در ریاض عربستان برگزار شد با کسب مدال طلا عنوان قهرمانی جهان را از آن خود کند.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
🔹مصطفی جوادی ورزشکار قزوینی و عضو تیم ملی کشورمان توانست در مسابقات وزنه برداری قهرمانی جهان که در ریاض عربستان برگزار شد با کسب مدال طلا عنوان قهرمانی جهان را از آن خود کند.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
👏5
Forwarded from علی موسی 🙂
تصور کن با یک لباس نازک تو سرمای زمستون نشستی و با یک مداد شکسته دوستت که از توی سطل آشغال کلاس یواشکی برداشتی می خوای تکالیف فردای مدرسه رو انجام بدی.
تصورشم سخته… نه؟
اما یه دوستت الان تو همین وضعه…😢
با قلب مهربونت یه کاری بکن…😔
نگاه دانش آموز نیازمندمنتظر دستان پرخیر و برکت شماست .😍
گروه جهادی منتظران ظهور به منظور تهیه لوازم التحریر از اهالی روستا درخواست کمک و یاری دارد .💐
شما میتوانید کمک های نقدی و غیر نقدی خودتان را تا شروع ماه مهر به دست ما برسانید .
✏️📝📗📚🖍️🖊️
💼
شماره حساب جهت واریز مبالغ اهدایی
6277601265954642
شماره تماس و آیدی زیر جهت هماهنگی
09191858674
09100449739
@Davodasadi22
@aalimosa
#جشن_عاطفه_ها🤩
#ماه_مهر_ماه_مهربانی🤩
گروه جهادی منتظران ظهور
@mntazera
تصورشم سخته… نه؟
اما یه دوستت الان تو همین وضعه…😢
با قلب مهربونت یه کاری بکن…😔
نگاه دانش آموز نیازمندمنتظر دستان پرخیر و برکت شماست .😍
گروه جهادی منتظران ظهور به منظور تهیه لوازم التحریر از اهالی روستا درخواست کمک و یاری دارد .💐
شما میتوانید کمک های نقدی و غیر نقدی خودتان را تا شروع ماه مهر به دست ما برسانید .
✏️📝📗📚🖍️🖊️
💼
شماره حساب جهت واریز مبالغ اهدایی
6277601265954642
شماره تماس و آیدی زیر جهت هماهنگی
09191858674
09100449739
@Davodasadi22
@aalimosa
#جشن_عاطفه_ها🤩
#ماه_مهر_ماه_مهربانی🤩
گروه جهادی منتظران ظهور
@mntazera
منتظران ظهور
📣اطلاعیه📣 ⚫️مراسم ️سومین روز درگذشت مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفور، شادروان حاجیه خانم رقیه ملازینلی( مادر خانم اقای غلامرضا حاج رضا جان ⚫️⏰زمان: روز جمعه مورخ 1402/5/20 ساعت 16:30الی18 ⚫️مڪان: قزوین شهرک مینودر میدان حافظ مسجد جامع المهدی(عج)…
📣اطلاعیه📣
⚫️مراسم ️چهلمین روز درگذشت مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفوره، شادروان حاجیه خانم رقیه ملازینلی( مادر خانم اقای غلامرضا حاج رضا جان
⚫️⏰زمان: روز جمعه مورخ 1402/6/24 ساعت 15 الی 16:30
⚫️مڪان: قزوین شهرک مینودر میدان حافظ مسجد جامع المهدی(عج)
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادے منتظران ظهور (عج)
⚫️مراسم ️چهلمین روز درگذشت مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفوره، شادروان حاجیه خانم رقیه ملازینلی( مادر خانم اقای غلامرضا حاج رضا جان
⚫️⏰زمان: روز جمعه مورخ 1402/6/24 ساعت 15 الی 16:30
⚫️مڪان: قزوین شهرک مینودر میدان حافظ مسجد جامع المهدی(عج)
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادے منتظران ظهور (عج)
منتظران ظهور
قسمت سی و سوم ایده های مبارزاتی چمران و دانشجویان ایرانی در امریکا سفارت ایران را تحت فشار قرار میدهد و نمیتوانند جوابگوی افکار عمومی. باشند . این طرف اما پروانه دیگر تحمل بی خبری از چمران را ندارد و شبانه از خانه خارج و به سمت محل راهپیمایی حرکت میکند .…
قسمت سی و چهارم
[امریکا بیمارستان سان سیتی ]
پروانه دچار سانحه رانندگی شده است ، دکتر کشیش معاینات اولیه را انجام میدهد.
جان و ماریا (والدین پروانه ) در اولین زمان خودشان را به بیمارستان میرسانند.
و اما چمران از دوست پروانه جویای حال اوست . از ظاهر امر پیداست که چمران نیز دل در گرو پروانه دارد و این جاده عشق دوطرفه است !!!
[واشنگتن ، مرکز اسلامی ]
شور و ولوله ای برپاست .
جمعیت ۲۰ نفری معترضین به پنجاه ، شصت نفر رسیده اند . صدها تن از مسلمانان و غیر مسلمانان برای استقبال امده اند . خبرنگاران دوربین در دست آماده تهیه خبر هستند
چمران پشت تریبون میرود و یکی از اعلامیه #امام_خمینی_ره را قرائت میکند .
ادامه دارد ....
#مردرویاها
#زندگینامه
@mntazera
[امریکا بیمارستان سان سیتی ]
پروانه دچار سانحه رانندگی شده است ، دکتر کشیش معاینات اولیه را انجام میدهد.
جان و ماریا (والدین پروانه ) در اولین زمان خودشان را به بیمارستان میرسانند.
و اما چمران از دوست پروانه جویای حال اوست . از ظاهر امر پیداست که چمران نیز دل در گرو پروانه دارد و این جاده عشق دوطرفه است !!!
[واشنگتن ، مرکز اسلامی ]
شور و ولوله ای برپاست .
جمعیت ۲۰ نفری معترضین به پنجاه ، شصت نفر رسیده اند . صدها تن از مسلمانان و غیر مسلمانان برای استقبال امده اند . خبرنگاران دوربین در دست آماده تهیه خبر هستند
چمران پشت تریبون میرود و یکی از اعلامیه #امام_خمینی_ره را قرائت میکند .
ادامه دارد ....
#مردرویاها
#زندگینامه
@mntazera
⚪️باورنکردنی/ تیم امید به خاطر کارت زرد بیشتر حذف شد!
🔸ایران در جدول تیمهای دوم، بعد از کویت، تاجیکستان و چین، از لحاظ امتیاز و تفاضل و گلزده با مالزی مساوی شد اما به دلیل دریافت کارت زردهای بیشتر نسبت به این تیم (۷-۴)، در رده پنجم قرار گرفت و حذف شد!
🔸بدین ترتیب، تیم امید ایران جایی در مرحله نهایی زیر ۲۳ سال آسیا، انتخابی المپیک ۲۰۲۴، نخواهد داشت.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
🔸ایران در جدول تیمهای دوم، بعد از کویت، تاجیکستان و چین، از لحاظ امتیاز و تفاضل و گلزده با مالزی مساوی شد اما به دلیل دریافت کارت زردهای بیشتر نسبت به این تیم (۷-۴)، در رده پنجم قرار گرفت و حذف شد!
🔸بدین ترتیب، تیم امید ایران جایی در مرحله نهایی زیر ۲۳ سال آسیا، انتخابی المپیک ۲۰۲۴، نخواهد داشت.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
😱3
منتظران ظهور
#مزاج_خود_را_بشناسیم (۱۴) طبع #گرم_تر ویژگیهای ظاهری : مزاج خشک موجب لاغری و گرما موجب عضله سازی در بدن میشود . پس فرد صفراوی لاغر اندام ، عضلانی و قدرتمند است . این افراد قد بلند و چهار شانه بوده ، استخوان بندی درشت و مفاصل برجسته ای دارند . لاغر استخوانی…
#مزاج_خود_را_بشناسیم (۱۵)
ویژگیهای ظاهری طبع #گرم_خشک:
پوست : رنگ پوست صفراوی ها گندمگون و زرد است که در حرارت زیاد مایل به کدری میشود .
پوستی گرم، خشک ، زبر، بدون رطوبت و با منافذ درشت و باز دارند. چربی زیر پوستی بسیار کمی دارند. دستهای گرمی دارند ، خارش دست و پا در این افراد زیاد است .
لبهای خشکی دارند ، پوست کف پا خشک و پوسته پوسته است .آکنه در صفراوی بیشتر در صورت (پیشانی و گونه )بروز میکند .
ناخن:
ناخنهای خشکی دارند و همین خشکی سبب شکنندگی آنها میشود .
گروهجهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
ویژگیهای ظاهری طبع #گرم_خشک:
پوست : رنگ پوست صفراوی ها گندمگون و زرد است که در حرارت زیاد مایل به کدری میشود .
پوستی گرم، خشک ، زبر، بدون رطوبت و با منافذ درشت و باز دارند. چربی زیر پوستی بسیار کمی دارند. دستهای گرمی دارند ، خارش دست و پا در این افراد زیاد است .
لبهای خشکی دارند ، پوست کف پا خشک و پوسته پوسته است .آکنه در صفراوی بیشتر در صورت (پیشانی و گونه )بروز میکند .
ناخن:
ناخنهای خشکی دارند و همین خشکی سبب شکنندگی آنها میشود .
گروهجهادی منتظران ظهور (عج)
@mntazera
منتظران ظهور
📣اطلاعیه📣 ⚫️مراسم ️سومین روز درگذشت مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفور، شادروان حاجیه خانم خدیجه بغدادی( مادر خانم اقای فرهاد اسدی حمید حاج رضا جان ⚫️⏰زمان: روز سه شنبہ مورخ 1402/5/17 ساعت 17:30 الی 19 ⚫️مڪان: بر سر مزار آن مرحومه کیلومتر…
📣اطلاعیه📣
⚫️مراسم ️ چهلمین روز درگذشت مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفوره، شادروان حاجیه خانم خدیجه بغدادی( مادر خانم اقای فرهاد اسدی حمید حاج رضا جان
⚫️⏰زمان: روز پنج شنبہ مورخ
1402/6/23 ساعت 16 الی 17
⚫️مڪان: کیلومتر ۳۵ جاده قدیم آبیک میرپنجی روستای حاجی تپه مسجد حضرت ابوالفضل(ع)
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادے منتظران ظهور (عج)
⚫️مراسم ️ چهلمین روز درگذشت مادرے مهربان و همسرے دلسوز مرحومہ مغفوره، شادروان حاجیه خانم خدیجه بغدادی( مادر خانم اقای فرهاد اسدی حمید حاج رضا جان
⚫️⏰زمان: روز پنج شنبہ مورخ
1402/6/23 ساعت 16 الی 17
⚫️مڪان: کیلومتر ۳۵ جاده قدیم آبیک میرپنجی روستای حاجی تپه مسجد حضرت ابوالفضل(ع)
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادے منتظران ظهور (عج)
▪️از همان لحظه که خورشید آخرین پیامبر غروب کرد،
تاریک ترین شبِ تاریخ آغاز شد.
خورشید پشت ابر!
ابرهای غیبت را با دستان مهربانت کنار بزن
که بیش از همیشه، زمین به گرمای وجودت و زمان به درخشش نورت محتاج است.
🏴 سالروز شهادت #پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله و جگرگوشه اش ، امام مجتبی علیه السلام تسلیت باد.
🏴🏴🏴🏴🏴
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
تاریک ترین شبِ تاریخ آغاز شد.
خورشید پشت ابر!
ابرهای غیبت را با دستان مهربانت کنار بزن
که بیش از همیشه، زمین به گرمای وجودت و زمان به درخشش نورت محتاج است.
🏴 سالروز شهادت #پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله و جگرگوشه اش ، امام مجتبی علیه السلام تسلیت باد.
🏴🏴🏴🏴🏴
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
در آستانه بازگشایی مدارس .....
💢 چکار کنیم کودکمان از مدرسه نترسد؟
👤امین ماهورام، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی:
▫️مهمترین و اصلیترین علت ترس کودک از مدرسه، اضطراب جدایی از والدین است.
▫️ وجود استرس در والدین میتواند مقدار نگرانی و اضطراب فرزندان را به مراتب افزایش دهد، تا زمانی کـه والدین آرامش نداشته باشند نمیتوانند بـه فرزند خود نیز کمک کنند.
▫️ برخی کودکان هنگام جدا شدن از مادر اضطراب شدیدی تجربه میکنند، در مواردی هم کودک حتی در خانه هم مانند سایه مادرش را دنبال میکند تا به این وسیله بر اضطراب خود غلبه کند. چنین کودکانی به جدا شدن از مادر(یا هرکدام از والدین) و خانه، تمایلی نشان نمیدهند، چون به شدت وابستهاند.
▫️اضطراب جدایی میتواند به صورتهای گوناگون، حتی شکایات جسمی مانند دردهای شکمی، حالت تهوع، بی اشتهایی، مشکلات خواب، سردرد و کابوسهای شبانه خود را نشان دهد، در صورت بروز علایم اضطراب جدایی در نوجوانان، باید بررسی و درمان جدیتر باشد، زیرا در برخی موارد علایم اولیه افسردگی نوجوانان همین اضطراب جدایی است.
▫️کودک به جزییات همه قوانین و مقررات مدرسه واقف نیست و تهدید و ترساندن آنها میتواند مشکلآفرین باشد؛بنابراین هرگز او را از معلم نترسانید، مثلا به او نگویید اگر غذا نخوری به معلمتان خواهم گفت.
▫️والدین از چند روز قبل از شروع مدرسه، فرزند خود را صبح زود بیدار کنند و بصورت تدریجی از کودک دور شوند
▫️والدین به ترسها و نگرانیهای فرزند خود توجه کنند و آنها را نادیده نگیرند، بـه فرزند خود بگویند در کنار او هستند و میتوانید با کمک یکدیگر آمادگی لازم را برای این مرحله تازه از زندگی او ایجاد کنند.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
💢 چکار کنیم کودکمان از مدرسه نترسد؟
👤امین ماهورام، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی:
▫️مهمترین و اصلیترین علت ترس کودک از مدرسه، اضطراب جدایی از والدین است.
▫️ وجود استرس در والدین میتواند مقدار نگرانی و اضطراب فرزندان را به مراتب افزایش دهد، تا زمانی کـه والدین آرامش نداشته باشند نمیتوانند بـه فرزند خود نیز کمک کنند.
▫️ برخی کودکان هنگام جدا شدن از مادر اضطراب شدیدی تجربه میکنند، در مواردی هم کودک حتی در خانه هم مانند سایه مادرش را دنبال میکند تا به این وسیله بر اضطراب خود غلبه کند. چنین کودکانی به جدا شدن از مادر(یا هرکدام از والدین) و خانه، تمایلی نشان نمیدهند، چون به شدت وابستهاند.
▫️اضطراب جدایی میتواند به صورتهای گوناگون، حتی شکایات جسمی مانند دردهای شکمی، حالت تهوع، بی اشتهایی، مشکلات خواب، سردرد و کابوسهای شبانه خود را نشان دهد، در صورت بروز علایم اضطراب جدایی در نوجوانان، باید بررسی و درمان جدیتر باشد، زیرا در برخی موارد علایم اولیه افسردگی نوجوانان همین اضطراب جدایی است.
▫️کودک به جزییات همه قوانین و مقررات مدرسه واقف نیست و تهدید و ترساندن آنها میتواند مشکلآفرین باشد؛بنابراین هرگز او را از معلم نترسانید، مثلا به او نگویید اگر غذا نخوری به معلمتان خواهم گفت.
▫️والدین از چند روز قبل از شروع مدرسه، فرزند خود را صبح زود بیدار کنند و بصورت تدریجی از کودک دور شوند
▫️والدین به ترسها و نگرانیهای فرزند خود توجه کنند و آنها را نادیده نگیرند، بـه فرزند خود بگویند در کنار او هستند و میتوانید با کمک یکدیگر آمادگی لازم را برای این مرحله تازه از زندگی او ایجاد کنند.
@mntazera 🇮🇷
گروه جهادی منتظران ظهور (عج)
منتظران ظهور
#کف_خیابون 39 233 نوشته بود: با تعقیب و گریز و نفوذ ی که داشتم، تونستم هتل اقامت و شماره طبقه و شماره های اتاقاشون و خلاصه حتی برنامه شوی اولشون هم بفهمم و به ذهنم بسپارم. اولین شو، چهار شب بعد از رسیدنشون در همان هتل برگزار شد. اینقدر شلوغ بود که حتی بلیط…
#کف_خیابون 40
دومین چیزی که خیلی فکرمو به خودش مشغول کرده بود این بود که هر چی نگاه کردم، اون چهارتا دختر را ندیدم! اون چهار نفری که دربارشون با شاهرودی حرف زده بودیم. اونا نبودند. همش یه حسی بهم میگفت اونا کجان؟ چرا نیستن؟ کدوم قبرستون غیبشون زده؟
میدونستم که تا اونجا هستم دسترسی بهتری به شماره اتاق ها و ساکنینشون میتونم داشته باشم. چون زبان پاکستانی و عربیم خوب نبود و تقریبا در حدّ صفر بودم، نمیتونستم خودمو جای خدمه و مترجم و ... جا بزنم. باید میشدم سایه... شبح... جن... یه چیزی که کسی نتونه متوجه حضور من در هتل بشه.
اولین چیزی که برای این کار لازم داشتم، بستن چشم و گوش هتل بود. ینی باید کاری میکردم که دور بین های مدار بسته هتل نتونند رصدم کنند. اگر دوربین ها کار میکرد، ظرف کمتر از نیم ساعت بعد از میهمانی لو میرفتم و دیگه معلوم نبود چه بر سرم بیاد.
اول به هر زحمتی بود، به مانیفیست هتل دسترد زدم. فهمیدم که چهار نفرشون در هتل هستند. و یا لااقل هر جا باشن، بالاخره برمیگردن هتل و مال همین هتل هستند. اسمشون دقیقا یادمه: «عفت، فائزه، ندا، زهره»!
خب تکلیف این بیت نفر که تقریبا مشخص بود. دیگه بچه ها خودشون باید به حساب های بانکی رامین تاجزاده دسترسی پیدا میکردن و پیگیر کارها و جنایت های تاجزاده بر علیه زنان میشدند. میدونستم که اکثر کارهای مدلینگ و برگزاری شو و حتی بعضی آرایشگاه های زنونه مخصوصا در تهران، هدفمند و با برنامه کار میکنند و خدا میدونه چه اهدافی پشتش هست! این دیگه دست بچه های داخلی خودمون میبوسه که چجوری عمل کنند. چون شو دوم هم که برگزار شد، بازم بانی عربی داشت و فقط یک میهمان ویژه داشت. اون هم «پسر سفیر انگلستان» در پاکستان بود!
پس من موندم و یک کار! اون هم سر درآوردن از فعالیت های عفت و فائزه و ندا و زهره!
عفت، سنش از اون سه نفر بیشتر بود. خیلی هم نمیخورد آدم جلفی باشه. چندان نمیخندید و حتی همون موقع در هواپیما دیدمش، خیلی هم گوشت تلخ و گنده دماغ به نظر میرسید!
فائزه سن و سالش از عفت کمتر بود. قیافه هاشون خیلی به هم نزدیک بود. بعید بود که مادر و دختر باشن. اگر هم بودن، واسم مهم نبود و اثر خاصی برای من نداشتند! خیلی به همه طرف نگاه میکرد. معلوم بود که خیلی حواسش جمع هست و نمیشه خیلی دورش زد و غافلگیرش کرد.
ندا یه کم جلف به نظر میرسید. تو هواپیما وقتی داشتیم میرسیدیم آرایش کرد. پوششش نسبت به عفت و فائزه کمتر بود. شل تر میگرفت. اما معلوم بود که تلاش داره شالش از سرش نیفته و انگار یه جورایی مجبور بود خودشو بگیره!
زهره که بچه سال بود. شاید حداکثر 19 سالش بود. اصلا آرایش نداشت اما خیلی به تیپش رسیده بود. لباس و پوششش چندان تعریفی نداشت اما شالش از سرش نیفتاد و فکر کنم همش آهنگ گوش میداد. چون هندزفری داشت و خیلی با کسی قاطی نمیشد.
نکات مشترکی بین اون چهار نفر وجود داشت... یکی اینکه چهارتاشون برخلاف اون بیست نفر، پوشششون را به زور هم شده، حفظ کرده بودند! دوم اینکه چندان اهل جلف بازی اون بیست نفر نبودند! سوم اینکه چندان با کسی معاشرت و گپ نداشتند! چهارم اینکه وسایلشون هم به اندازه بقیه نبود! پنجم اینکه در چهار رده سنی خاص بودند! و...
من اون لحظات خیلی فکرم کار نمیکرد و بیشتر در فکر تعقیب و گریز بودم تا گمشون نکنم و بتونم ازشون به هر قیمتی هست ردی داشته باشم. اما بعدا که خصوصیاتشون را مخابره کردم، بهم گفتند که: «این خصوصیات بعلاوه ده ها خصوصیات دیگه، خصوصیات کاریزماهای فکری و جریان ساز هست. ازشون چشم برندار! از حالا ماموریتت این باشه که اونا را دنبال کنی و بتونی از اماکنی که باهاشون ارتباط دارن و اشخاص خاصی که اونا را ملاقات میکنند برامون سر نخ پیدا کنی! اون بیست نفر تقریبا توی مشتمون هستند و میدونیم حداکثر فعالیتشون چیه؟ تو خودتو معطوف به تحقیق درباره اون چهار نفر قرار بده!»
ادامه دارد...
@mntazera
دومین چیزی که خیلی فکرمو به خودش مشغول کرده بود این بود که هر چی نگاه کردم، اون چهارتا دختر را ندیدم! اون چهار نفری که دربارشون با شاهرودی حرف زده بودیم. اونا نبودند. همش یه حسی بهم میگفت اونا کجان؟ چرا نیستن؟ کدوم قبرستون غیبشون زده؟
میدونستم که تا اونجا هستم دسترسی بهتری به شماره اتاق ها و ساکنینشون میتونم داشته باشم. چون زبان پاکستانی و عربیم خوب نبود و تقریبا در حدّ صفر بودم، نمیتونستم خودمو جای خدمه و مترجم و ... جا بزنم. باید میشدم سایه... شبح... جن... یه چیزی که کسی نتونه متوجه حضور من در هتل بشه.
اولین چیزی که برای این کار لازم داشتم، بستن چشم و گوش هتل بود. ینی باید کاری میکردم که دور بین های مدار بسته هتل نتونند رصدم کنند. اگر دوربین ها کار میکرد، ظرف کمتر از نیم ساعت بعد از میهمانی لو میرفتم و دیگه معلوم نبود چه بر سرم بیاد.
اول به هر زحمتی بود، به مانیفیست هتل دسترد زدم. فهمیدم که چهار نفرشون در هتل هستند. و یا لااقل هر جا باشن، بالاخره برمیگردن هتل و مال همین هتل هستند. اسمشون دقیقا یادمه: «عفت، فائزه، ندا، زهره»!
خب تکلیف این بیت نفر که تقریبا مشخص بود. دیگه بچه ها خودشون باید به حساب های بانکی رامین تاجزاده دسترسی پیدا میکردن و پیگیر کارها و جنایت های تاجزاده بر علیه زنان میشدند. میدونستم که اکثر کارهای مدلینگ و برگزاری شو و حتی بعضی آرایشگاه های زنونه مخصوصا در تهران، هدفمند و با برنامه کار میکنند و خدا میدونه چه اهدافی پشتش هست! این دیگه دست بچه های داخلی خودمون میبوسه که چجوری عمل کنند. چون شو دوم هم که برگزار شد، بازم بانی عربی داشت و فقط یک میهمان ویژه داشت. اون هم «پسر سفیر انگلستان» در پاکستان بود!
پس من موندم و یک کار! اون هم سر درآوردن از فعالیت های عفت و فائزه و ندا و زهره!
عفت، سنش از اون سه نفر بیشتر بود. خیلی هم نمیخورد آدم جلفی باشه. چندان نمیخندید و حتی همون موقع در هواپیما دیدمش، خیلی هم گوشت تلخ و گنده دماغ به نظر میرسید!
فائزه سن و سالش از عفت کمتر بود. قیافه هاشون خیلی به هم نزدیک بود. بعید بود که مادر و دختر باشن. اگر هم بودن، واسم مهم نبود و اثر خاصی برای من نداشتند! خیلی به همه طرف نگاه میکرد. معلوم بود که خیلی حواسش جمع هست و نمیشه خیلی دورش زد و غافلگیرش کرد.
ندا یه کم جلف به نظر میرسید. تو هواپیما وقتی داشتیم میرسیدیم آرایش کرد. پوششش نسبت به عفت و فائزه کمتر بود. شل تر میگرفت. اما معلوم بود که تلاش داره شالش از سرش نیفته و انگار یه جورایی مجبور بود خودشو بگیره!
زهره که بچه سال بود. شاید حداکثر 19 سالش بود. اصلا آرایش نداشت اما خیلی به تیپش رسیده بود. لباس و پوششش چندان تعریفی نداشت اما شالش از سرش نیفتاد و فکر کنم همش آهنگ گوش میداد. چون هندزفری داشت و خیلی با کسی قاطی نمیشد.
نکات مشترکی بین اون چهار نفر وجود داشت... یکی اینکه چهارتاشون برخلاف اون بیست نفر، پوشششون را به زور هم شده، حفظ کرده بودند! دوم اینکه چندان اهل جلف بازی اون بیست نفر نبودند! سوم اینکه چندان با کسی معاشرت و گپ نداشتند! چهارم اینکه وسایلشون هم به اندازه بقیه نبود! پنجم اینکه در چهار رده سنی خاص بودند! و...
من اون لحظات خیلی فکرم کار نمیکرد و بیشتر در فکر تعقیب و گریز بودم تا گمشون نکنم و بتونم ازشون به هر قیمتی هست ردی داشته باشم. اما بعدا که خصوصیاتشون را مخابره کردم، بهم گفتند که: «این خصوصیات بعلاوه ده ها خصوصیات دیگه، خصوصیات کاریزماهای فکری و جریان ساز هست. ازشون چشم برندار! از حالا ماموریتت این باشه که اونا را دنبال کنی و بتونی از اماکنی که باهاشون ارتباط دارن و اشخاص خاصی که اونا را ملاقات میکنند برامون سر نخ پیدا کنی! اون بیست نفر تقریبا توی مشتمون هستند و میدونیم حداکثر فعالیتشون چیه؟ تو خودتو معطوف به تحقیق درباره اون چهار نفر قرار بده!»
ادامه دارد...
@mntazera