هر سری خواستم راجبتون مثبت فکر کنم ی گندی زدین حالم دوباره از مثبت نگریم بهم خورد
-نمیدونم تهش چی میشه، چجوری پیش میره. فقط میدونم هیچ وقت اونطوری که دوست داشتم پیش نرفت. از تهش میترسم.
+منم.
+منم.
سخته ولی میگذره
شبه ولی طلوع در کمینه
سرده ولی خورشید گرما بخشه
تاریکه ولی امید دارم
غمگینه ولی از پسش بر میام
درد داره ولی خوب میشه
تَرک میخوره ولی نمیشکنه
بارونه ولی رنگینکمون میشه
زخمی ام ولی دووم میارم
خلاصه که همه چیز گذراست، حتی عمر ناپخته ی ما چنان کباب خواهد شد که دودش چشممان را هم خواهد گرفت اما در این عبوروگذر
امیدوارم بتوانم آنقدری دوام بیاورم که روزی از "خودم" هم گذر نکنم
شبه ولی طلوع در کمینه
سرده ولی خورشید گرما بخشه
تاریکه ولی امید دارم
غمگینه ولی از پسش بر میام
درد داره ولی خوب میشه
تَرک میخوره ولی نمیشکنه
بارونه ولی رنگینکمون میشه
زخمی ام ولی دووم میارم
خلاصه که همه چیز گذراست، حتی عمر ناپخته ی ما چنان کباب خواهد شد که دودش چشممان را هم خواهد گرفت اما در این عبوروگذر
امیدوارم بتوانم آنقدری دوام بیاورم که روزی از "خودم" هم گذر نکنم
هیچوقت جمع صفات قادر و مهربان را در خداوند درک نکردم؛
مصیبت های انسان انگار اثباتی است از اینکه خدا نمیتواند هم قادر باشد و هم مهربان... یا قادر و بی اعتناست، یا مهربان و ناتوان.
-Angels And Demons- Dan Brown
مصیبت های انسان انگار اثباتی است از اینکه خدا نمیتواند هم قادر باشد و هم مهربان... یا قادر و بی اعتناست، یا مهربان و ناتوان.
-Angels And Demons- Dan Brown
اندرین گوشهی خاموش فراموش شده، یاد رنگینی در خاطر من گریه میانگیزد.