بشر خسته شده. انسان! آدم! من هر چی ایستادم بدنم کم آورد. انگار...نمیدونم.
چشماتو وقتی بیست سالهای ببند و وقتی سی سالهای باز کن. هیچ چیز عوض نمیشه. تو همچنان خستهای و نمیشه! اما ده سال به مرگت نزدیکتر شدی. اگه قبلش نمرده باشی.
~Spellbound
چشماتو وقتی بیست سالهای ببند و وقتی سی سالهای باز کن. هیچ چیز عوض نمیشه. تو همچنان خستهای و نمیشه! اما ده سال به مرگت نزدیکتر شدی. اگه قبلش نمرده باشی.
~Spellbound
در مجموع، فاصلهای نمونده بود تا به انزوای مطلق برسه؛ نه اینکه میلی بهش داشته باشه...فقط به قول اکثر آدم هایی که توانایی تغییر سرنوشت رو ندارن، "همینه که هست!"
~Spellbound
~Spellbound
تحمل ناپذیر است که زندگی ام در حال گذر است، اما نمیتوانم آن را به معنای واقعی زندگی کنم؛
Forwarded from موج رادیویے خاطرات؛
چه امروز چه فردا؛ تفاوتی ندارد.
مهم آن است که منِ آینده به گذشته ای که پشت سر گذاشته است افتخار کند؛
مهم آن است که منِ آینده به گذشته ای که پشت سر گذاشته است افتخار کند؛