-شما ها خیلی با معرفتین. کلمهایه که تمامتون رو توصیف میکنه.
-کلمهای که برای پسرا تو اینجور مواقع به کار میبرم اینه که "خیلی مردین"، شما هائم همینطور. خیلی با جنبهاین
-امیدوارم هیچوقت براتون پیش نیاد اما خب زندگیه دیگه، قطعا برای هرکسی اتفاق میوفته
-یه غم بزرگی روی قلب و جسم و روحم نشسته
-توی کلاس شما خیلی بار ها از ته دلم خندیدم. نه که تو بقیه کلاسا نخندم اما خب خودمو کنترل میکنم، اینجا همیشه از ته دلم میخندم
[+ما دلقکای قشنگی هستیم
-*خندیدن از ته دل]
-بچه ها پنج دقیقهی آخره یه سوتی دیگه از شیانی بگم بخندیم؟
[+ما دیگه به شیانی عادت کردیم، فکریام امروز اضافه شد. قراره دلمون براشون تنگ شه]
-شما ها چرا انقدر معزی رو سوژه میکنین؟
[+سوژه نمیکنیم، سوژه هست
-بگین ازش یکم بخندیم
+*ادا دراوردنش برای کل سال
-*قهقهه زدن در حد مرگ]
-بچه ها من از این استعدادا ندارم بذارین همین یه جمله رو برا همتون کپی کنم
-دیگه من برا همتون مینویسم هشت
-یه جوری بنداز دمپاییای من معلوم نشه ها
[ +نه خیالتون راحت
-دمپاییااااام معلوووومهه]
-خداحافظ بچه ها
-فراموشتون نمیکنم؛
~آقای رباعی- 1403/12/9 یا شایدم به قول آقای رباعی؛ 1403/12/8.
-کلمهای که برای پسرا تو اینجور مواقع به کار میبرم اینه که "خیلی مردین"، شما هائم همینطور. خیلی با جنبهاین
-امیدوارم هیچوقت براتون پیش نیاد اما خب زندگیه دیگه، قطعا برای هرکسی اتفاق میوفته
-یه غم بزرگی روی قلب و جسم و روحم نشسته
-توی کلاس شما خیلی بار ها از ته دلم خندیدم. نه که تو بقیه کلاسا نخندم اما خب خودمو کنترل میکنم، اینجا همیشه از ته دلم میخندم
[+ما دلقکای قشنگی هستیم
-*خندیدن از ته دل]
-بچه ها پنج دقیقهی آخره یه سوتی دیگه از شیانی بگم بخندیم؟
[+ما دیگه به شیانی عادت کردیم، فکریام امروز اضافه شد. قراره دلمون براشون تنگ شه]
-شما ها چرا انقدر معزی رو سوژه میکنین؟
[+سوژه نمیکنیم، سوژه هست
-بگین ازش یکم بخندیم
+*ادا دراوردنش برای کل سال
-*قهقهه زدن در حد مرگ]
-بچه ها من از این استعدادا ندارم بذارین همین یه جمله رو برا همتون کپی کنم
-دیگه من برا همتون مینویسم هشت
-یه جوری بنداز دمپاییای من معلوم نشه ها
[ +نه خیالتون راحت
-دمپاییااااام معلوووومهه]
-خداحافظ بچه ها
-فراموشتون نمیکنم؛
~آقای رباعی- 1403/12/9 یا شایدم به قول آقای رباعی؛ 1403/12/8.
night changes
Mahyar ~ UpMusic – Doroughe ~ UpMusic
میگیرن خواب و ازم شب و روز آرزوهام پر حرص و دغدغم..
تجربه نشون داده وقتی خودتو سرگرم یه کار به خصوص میکنی، هرچند اون کار آزاردهنده باشه و مورد علاقهت نباشه، باعث میشه کمتر از همیشه ذهنت درگیر باشه و در نتیجه کمتر از همیشه هم ناراحت و نا امید به نظر برسی
شاید راز نجاتت از آسیب دیدن همین باشه
شاید راز نجاتت از آسیب دیدن همین باشه
غمگینم میکند اما نمیخواهم رهایش کنم!
این آخرین چیزی است که در من حس ایجاد میکند؛
این آخرین چیزی است که در من حس ایجاد میکند؛
15 دسامبر 10:45 صبح:
"حالت خوبه؟"
16 دسامبر 1:33 صبح:
"تقویم ورق میخوره."
20 دسامبر 4:56 عصر:
"چایی سبز..."
23 دسامبر 8:03 صبح:
"من بیدار شدم...چرا بیدار شدم؟"
25 دسامبر 8:19 عصر:
"دوکبوکی میخوری؟"
27 دسامبر 12:27 ظهر:
من اومدم خونهاتون. اتاقت رو خراب کرده بودن. تو حالت خوبه نه؟ کجایی؟"
~Drafted
"حالت خوبه؟"
16 دسامبر 1:33 صبح:
"تقویم ورق میخوره."
20 دسامبر 4:56 عصر:
"چایی سبز..."
23 دسامبر 8:03 صبح:
"من بیدار شدم...چرا بیدار شدم؟"
25 دسامبر 8:19 عصر:
"دوکبوکی میخوری؟"
27 دسامبر 12:27 ظهر:
من اومدم خونهاتون. اتاقت رو خراب کرده بودن. تو حالت خوبه نه؟ کجایی؟"
~Drafted
مناسبتا فقط بهونهایه برای بیان دوست داشتنت به افراد. و خب بهونهی دوست داشتنیایه، چون ما آدما هم فقط دنبال بهونهایم.
-به امیدِ بهونه های بیشتر
-به امیدِ بهونه های بیشتر