ترشحات ذهن یڪ ممد
خب خوبه طبق شرع مقدس همین چهار نفر حرکته
پنج تا شد قاعدتا بهت خمس میخوره یکیشون رو بده من
ترشحات ذهن یڪ ممد
پنج تا شد قاعدتا بهت خمس میخوره یکیشون رو بده من
کلهقند عقدم را هم نمیدهم بسابی
ترشحات ذهن یڪ ممد
کلهقند عقدم را هم نمیدهم بسابی
کله قند اصلی را میسابم😃
ترشحات ذهن یڪ ممد
واقعا بیتربیتی
منظورم اینه که برای عروس اول کله قندشو من میسابم
ترشحات ذهن یڪ ممد
Photo
می گوید میخواهد از اینجا برود. جای دیگری برود برای همیشه.
چگونه صدای فردی که در آینه حالت را بهم میزند میتواند شخص دیگری را آرام کند
طرف تو بیو نوشته ارزشی نیستم. بعد بدون اینکه اکانت فیک پازوکی رو تشخیص بده سریع فالوش کرده و توییتش رو ریت زده. تازه منشن هم گذاشته وظیفه من حمایت از توئه. اول اسم طرف هم محمدصالح ابراهیمی نیست.
هنوز گرگ و میش بود که به آقاهای نارنجیپوش محلهشان سلام کرد، به یک گمشده آدرس داد، گربهی خستهای را نوازش کرد، به پسربچه چشم آبی توی اتوبوس لبخند زد، پلاستیکهای در حال پرواز را شکار کرد و انداخت تو سطل آشغال، ظهر که به خانه برمیگشت برای همکلاسی مدرسهاش توت چید چون روز قبلش گفته بود هوس توت کرده، فکر کرد باید برود دیدن دوستهای قدیمیش و مقداری پول کنار گذاشت برای برنامه غافلگیری که در نظر داشت. شب که میخواست بخوابد به خودش یادآوری کرد برای فرشته کوچولوی تازه به دنیا آمده کلاه ببافد. چه اهمیتی داشت که آدمهای دنیای خاکستریاش ارزش را به یک تکه برگه مهر خورده میدانستند؟ برای او لبخندها مهم بود و همیشه میگفت:« اون دنیا میپرسن برای بهتر شدن دنیات چیکار کردی.»
❤1