ترشحات ذهن یڪ ممد
41 subscribers
442 photos
141 videos
2 files
175 links
این کانال آسید ممد طاهاست.
_نویسنده‌ی افکار و احساسات
_به یاد توپ پلاستیکی های توی کوچمون
_اینجا یک مکان نیمه روشن است
https://t.me/HarfinoBot?start=4d4d72da56f5b10f-470
Download Telegram
میدونید اسم داداش نزار القطری چیه؟
بزار القطری
🤣16
تو این روز عزیز به ماهایی که اسممون یک شنبه هست نمیخواید عیدی بدید؟
🤣11
آخرالزمان فقط برف اومدن تو قم
🤣12❤‍🔥1
فردا هیچ آخوند سیدی تو قم راه نمیره میدونید چرا؟
چون عمامش سفید شده
هیهیهی
🤣13
غریب پرست فقط قم
همین چارتا مسافر قر و فر دار دید سریع شروع کرد باریدن
🤣8💔1
تهرانم خوبه. خداروشکر سلامتی.
جنوب سوز میاد شمال برف غرب تگرگ
💔6
حتی امروز پشت ترافیک رو یه بنزه برف بود رو پراید بغلی خرابکاری کفتر ها
شاید بگید چرا؟
چون بنزه ولنجک میشینه پرایده شوش
💔12👍1🤣1
حالا که بحث برف اومده وسط فلسفه ی برف بازی چیه؟
چرا باید یکی برف برداره بکوبه تو سر یکی دیگه؟
👍4🤣2
بچه که بودم برف اومد بابام اومد خیلی جنتلمنانه که پدر بودن خودشو ثابت کنه گفت بریم بیرون برف بازی
یه گلوله برف درست کرد پرت کرد خورد تو سرم
یدونه سنگ اندازه ی کف دست تو گلوله بود
هیچی دیگه از سر ما خون میومد پدرم میگفت چقدر بی جنبه ای.
همون لیاقت نداری باهات بازی کنم
🤣36
ما از بچگی هر وقت هر مشکلی روحی و جسمی برامون پیش میومد بابام مارو با رزمنده های جنگ مقایسه میکرد
مثلا سر همین قضیه تا یک هفته راه میرفت میگفت
خمپاره میخورد رو سرمون هیچی نمیگفتیم چقدر بچه های این دوره زمونه لوسن!
🤣29
شاید باورتون نشه ولی یه بار با تفنگ بادی به شوهر عمم شلیک کرد گفت میخوام ببینم اگه تو جنگ بودی تحمل زخمی شدن داشتی یا نه😂
🤣37
پدر من خیلی بخشنده‌ست
بنده خدا تو جنگ تو صف دستشویی بوده نوبتش میشه نمیره به یکی دیگه میگه شما برو
طرف میره تو همونجا خمپاره میخوره دستشویی میاد پایین.
از اون موقع تا همین حالا قدرت بخشندگیش خیلی بالاست.
🤣31
بابا امیدوارم یکی این پست هارو برات بفرسته
میخواستم بگم قربون پدر بخشنده و مهربونم بشم
داری دستی ۱۰ تومن بزنی برام؟
🤣20
میشه از زندگی پدر بزرگوارتون به راحتی یه کتاب حماسی سیاسی اجتماعی و فرهنگی و طنز نوشت😂
🤣9
قدیمی‌تر های چنل میدونن
اربعین از ۶ صبح تو موکب کار میکردیم تا ۲ شب
هر از چندگاهی بین دو نیمه میومد میگفت ماشاءا..
نوکریتون رو به آقا ثابت کنید.
بعد شربت درست میکرد میرفت زیر کولر مینوشید میگفت من نوکریمو ثابت کردم
🤣35
تو برف گیر کردم و نمیشه رفت کتابخونه
🤣11
با هر سختی بود خودم رو به کتابخونه رسوندم.
الان میتونم به بچه هام بگم من حتی وقتی برف تا کمرم هم بود از درسم نزدم.
🤣9😍1