فکر میکردم زندگی در دنیایی که او نیست عجیب باشد.
با این حال خیلی وقت بود عادت کرده بودم فقط با خاطرهاش زندگی کنم.
با این حال خیلی وقت بود عادت کرده بودم فقط با خاطرهاش زندگی کنم.
نشسته ام به ستودنیترینخندههایتدر دورترین خاطراته بودنت میندیشم و تورا در اغوش بین بدن لخت زخم کبود شده ام که از نبودنت به درد امده است تصور میکنم.
از مسئولین عزیز تقاضا دارم که اسم گشت ارشاد رو به هدایت کنندگان مستقیم به بهشت تغییر بدن
👍6👎5😁4
پدرسگ چه ربطی داره خب ما نشستیم یه کنار توییتمونو میزنیم چرا بلاکمون کنن
بابام اومده با لگد میزنه بهم میگه مرتیکه بلند شو کار کن گوساله هایی که ما میکشیم از تو بیشتر خدمت میکنن
برگشتم گفتم آره چون اونا باباشون گاون
خلاصه فکر کنم امشب رو جا خواب ندارم عراق هم پارک نداره
برگشتم گفتم آره چون اونا باباشون گاون
خلاصه فکر کنم امشب رو جا خواب ندارم عراق هم پارک نداره
😁1
این چند روز من تا پنج صبح غذا میدم و تا ۹ مهلت دارم بخوابم.
کلا یک روزش رو ۹ بیدار شدم بقیه روزا بابام هفت بیدارم میکنه میگه بیدار شو تایم نرمال خواب برای شب دو ساعته
کلا یک روزش رو ۹ بیدار شدم بقیه روزا بابام هفت بیدارم میکنه میگه بیدار شو تایم نرمال خواب برای شب دو ساعته
👍3