ترشحات ذهن یڪ ممد
41 subscribers
442 photos
141 videos
2 files
175 links
این کانال آسید ممد طاهاست.
_نویسنده‌ی افکار و احساسات
_به یاد توپ پلاستیکی های توی کوچمون
_اینجا یک مکان نیمه روشن است
https://t.me/HarfinoBot?start=4d4d72da56f5b10f-470
Download Telegram
بهم میومدیم مث بارون و سیگار
جداً چی باعث می‌شه فکر کنید حق زندگی کردن ندارید چون شهرنشین نیستید؟ یکم زیادی بی‌انصافی نمی‌کنید در حق خودتون؟
وقتی خونه آتیش گرفت تو میشینی با آتیش بحث میکنی یا از خونه‌ت میزنی بیرون؟
آنوقت مثل احمق‌ها دوباره برمیگردم
به ادم‌هایی که نباید
به جاهایی که نباید
به حرف‌هایی که نباید
این‌قدر دوستت دارم که دود سیگارهاتو هم به جون میخرم عزیز من
من عرضشو دارم اهمیتی نمیدم کسی پشتمه یا نه .
ما دردهامون شبیه هم بود.
برای همین از برای هم گریه میکردیم.
باید اعتراف کنم تو خوبی و باور کردنش منو می‌ترسونه. شبیه ترس از پیدا شدن تیغ وسط خوردن یه سبزی پلو با ماهی خوشمزه.
امشب نشستم
و کاملا غیرارادی به این فکر میکنم که خواهم مرد
یک روز
در تنهاترین حالت انسانی‌ام
و برای همیشه
بگذار دردهای امشب رو تنهایی سر بکشم
فردا به شرط حیات برایت میگویم از راز بقا
الان فهمیدم که نیازی به داد و بیداد نیست، اون کسی که میخواد صدات رو بشنوه، پچ پچ تو هم براش کافیه.
آتش بزن و خاکسترم کن.
قسم به گوش‌های زخم شده.
گمان نکن که شادم
آنچه میبینی رقص ماهی بر سر قلاب است.
روز سیزدهم:
از همه متنفرم. خداحافظتان باشد، میروم که بمیرم.
منِ ساده بعد تو حتی نگام نیافتاده به لی لیا.
Forwarded from بُشْرَوی🇱🇧
حاج خانوم تو به اندازه اون لحظه ای که فکر می کنی رضایت نامه ی اردو رو نیاوردی ولی یهو از لا کتابت پیدا میشه، زیبایی
گفت: «باید حدّ زند هشیارمردم، مست را.»
گفت: «هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست.»
کلی نیمه پنهان دارم که خودمم ازشون بی‌خبرم.
_قسم به خنده‌های پوشش دهنده از بحر کاهش درد