ترشحات ذهن یڪ ممد
41 subscribers
442 photos
141 videos
2 files
175 links
این کانال آسید ممد طاهاست.
_نویسنده‌ی افکار و احساسات
_به یاد توپ پلاستیکی های توی کوچمون
_اینجا یک مکان نیمه روشن است
https://t.me/HarfinoBot?start=4d4d72da56f5b10f-470
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرزندی که اینطوری نباشه به چه ارزد؟
😍8🤣3❤‍🔥2👌1
قسم به ذات و صفات خدای لم یزلی
سرم اگر برود دل نمیکنم ز علی
17
پورشه ماکان گلد با پلاک ۲۰ که اومدی سبقت گرفتی
من مایکل شوماخرِ فراری سوار نیستم بدبخت یه آسید محمد طاها ایرانی سوارم
چپ چپ نگاه نکن الاغ
🤣12😍1💔1
شما به باباتون کادو میدید میگه لازم نبود فرزندم همین که هستی برام کافیه
من به بابام کادو میدم میگه اینکارا لازم نیست همین که گورتو گم کنی جلوی چشمم نباشی کافیه
🤣16👍2
حوریان از غم تو لطمه به صورت بزنند
قدسیان ناله برآرند،که جانم زینب
10💔2😐1
یکی از تفریحاتم اینه داخل گروه پاراکسی پروکسی غیرفعال میفرستم هرکی دیس‌لایک داد رو ریموو میکنم.
😐23🤣15
اسم این حرکت حکومت دیکتاتوری نیست.
سیاست راضی نگه‌داشتن است
👎6👍5😐4
اگه استاد رائفی پور بخواد گوشیتو چک کنه بهش میدی؟
🤣16👍3👎2😐1
رحمت‌الله‌واسعه‌نظری؟
کربلا لازمم تو با خبری
9❤‍🔥1
Forwarded from آپـیــرون 🇮🇷
لذت دنیا برای مردیه که با زیرپوش، زیر پتو، تو این هوا تا ساعت 10 بخوابه
بعد تا چشمشو باز می‌کنه میبینه نون گرم و صبحانه حاضره وخانمش لقمه رو آماده کره بذاره دهنش
🤣10👎3
یک موردی که هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد
👍11👎3🕊1
اونایی که هر چهارشنبه منتظر بودن قسمت آخر پوست شیر بیاد ببینن کی ساحل‌رو دزدیده👇
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣8
Forwarded from ترشحات ذهن یڪ ممد (seyed_mt)
گرچه او هرگز نمیگیرد ز حال ما خبر
درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما
💔5👍1👎1
غم
💔9🤣1
Forwarded from ترشحات ذهن یڪ ممد (seyed_mt)
از اونی که دستاتو فشار میداد میگفت هیچی نمیتونه مارو از هم جدا کنه چخبر
هنوز داره فشار میده یا برای ولنتاین فشارش افتاده
🤣15
Forwarded from تمام
لطفا برا عموم دعا کنید
درگیر سرطانه و اوضاعش خوب نیست
جوون تر از ایناست که بخواد طوریش بشه...
7
این داداشمون با حدود دو میلیون و هشتصد کارش راه میوفته
من شماره کارت میذارم هرچقدر مایل بودید واریز کنید گره کارشون باز بشه
1
6037998194237680
1
در‌شب سرد زمستانی چراغ قرمز بود.کودکان کار درحال فروختن اجناس خود بودند که توجه کودکان به پورشه ماکان‌طلایی جلب شد
زمزمه های کودکان که با خود میگفتن حتما این جنس هامون رو میخره به‌گوش میخورد.
اولین پسر به سمت ماشین رفت و به پنجره ضربه ای وارد کرد.مرد پولدار و عصبی پنجره رو پایین داد و گفت چته بدبخت فلسطینی.دستتو نزن به ماشینم.که ناگهان مردی تمام شیشه های پورشه را شکست.
بچه ها که او را شبیه زورو میدیدن به سمت او رفتن و گفت‌اند؛چقدر قوی و شجاع هستی؟
خودتو معرفی میکنی؟
ناگهان مرد دستش را کنار دهانش گذاشت و گفت
|گنگستر شهر آمل بومه|
🤣16