Forwarded from بُشْرَوی🇱🇧
حاج خانوم تو به اندازه اون لحظه ای که فکر می کنی رضایت نامه ی اردو رو نیاوردی ولی یهو از لا کتابت پیدا میشه، زیبایی
گفت: «باید حدّ زند هشیارمردم، مست را.»
گفت: «هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست.»
گفت: «هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست.»
بازی کثیفی رو در بطن زندگیم با فرمی خوب شروع کردم، اما توی محتواش هرچی دست و پا بزنم بیشتر خفه میشم.
امشب به این فکر میکنم که بعد از ما چه بر سر صداها، عکسها، طعمها و باقی دوستداشتنیهایمان میآید.
"تو که اینجوری نبودی"، انقدر ناراحت کنندهست که حس میکنم گوینده داره تهِ دلش های های گریه میکنه.
این روزها فقط به انکار میگذرد؛ انکار درد، انکار غم و انکار عدم وجود پروانههای شکمی.
نبودن تو غمی دارد که به میان استخوانهای پوسیدهام تزریق میشود!
Forwarded from بُشْرَوی🇱🇧
اگه تو فرهنگ مون اینجوری بود که هرکس روز تولدش به اندازه سال های عمرش نهال بکاره میدونین چی می شد؟
تولد جنتی می شد روز جهانی بیابان زدایی
تولد جنتی می شد روز جهانی بیابان زدایی
نتیجه ای که بعدِ هربار صمیمی شدن با اطرافیانم به دست آوردم:
دوری و دوستی .
دوری و دوستی .
الکی خودتونو سبک نکنید بگید چه خبر، کمپیدایی.
اونی که باهاتون حال کنه همیشه پیداس
اونی که باهاتون حال کنه همیشه پیداس
👍3
یه قانونی هست که میگه گاهی هر چقدر برای چیزی بیشتر پافشاری کنید و بیشتر سمتش برید و درگیرش بشید اون بیشتر ازتون دور میشه. پس رها کن بره! شاید رسیدن در رها کردن باشه. بقول همون جمله معروف که میگه “آنچه قسمت توست، از کنارت نخواهد گذشت.
وقتی میگم به خودم مربوطه ینی فقط به خودم مربوطه و به تو ربطی نداره که چی به من ربط داره پس برو به ربطیات خودت برس و کلهت رو از ربطیات من بکش بیرون.
اینکه فکر کنی داشتن یه اختلال روانی باحاله و دلت بخواد یکی داشته باشی، خودش یه اختلال روانیه. خبر نداری
👍2