یه قانونی هست که میگه گاهی هر چقدر برای چیزی بیشتر پافشاری کنید و بیشتر سمتش برید و درگیرش بشید اون بیشتر ازتون دور میشه. پس رها کن بره! شاید رسیدن در رها کردن باشه. بقول همون جمله معروف که میگه “آنچه قسمت توست، از کنارت نخواهد گذشت.
وقتی میگم به خودم مربوطه ینی فقط به خودم مربوطه و به تو ربطی نداره که چی به من ربط داره پس برو به ربطیات خودت برس و کلهت رو از ربطیات من بکش بیرون.
اینکه فکر کنی داشتن یه اختلال روانی باحاله و دلت بخواد یکی داشته باشی، خودش یه اختلال روانیه. خبر نداری
👍2
جدیدا غیر ممکن شدم؛ مثل آمرانه خطاب کردنِ یک ضمیر غایب با حفظ موقعیت.
اگه منتظری یه پسر خوب بیاد پیویت مختو بزنه،
اشتباه میکنی باید خودت بری
چون ما پسرا همش ریپورتیم.
اشتباه میکنی باید خودت بری
چون ما پسرا همش ریپورتیم.
از فال های حافظ خسته ام ای شهریار
آمدی جانم به قربانت نمی آید چرا؟
آمدی جانم به قربانت نمی آید چرا؟
سر میگذارم بر زمین ای زمین نازنین
هیچکس نیاد بالاسرم جز مولا امیرالمومنین
هیچکس نیاد بالاسرم جز مولا امیرالمومنین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم برای شما صبح امروز
با صدای بلند ببینید
با صدای بلند ببینید
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهایست که قربانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهایست که قربانیات کنند
من و عشق و دل دیوانه بساطی داریم، عقل هی فلسفه میبافد و ما میخندیم.
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
کاش دلیلی برای پنهان کردن زخمها نداشتیم، میشد مثل مدال حملشان کرد. شبیه گلادیاتورها که هرچه زخمیتر، پر افتخارتر. ولی ما در خلوت زخمهایمان را لیس میزنیم و لباسهای آستین بلند تن میکنیم مبادا رنجور به نظر برسیم.
هیچ هدفی پیش رو ندارم.
نمیدانم چطور از دقیقه ای به دقیقه دیگر از ساعتی به ساعتی دیگر بدوم و یک کشش روح را رسم کنم که نامش را میگذارند زندگی.
نمیدانم چطور از دقیقه ای به دقیقه دیگر از ساعتی به ساعتی دیگر بدوم و یک کشش روح را رسم کنم که نامش را میگذارند زندگی.