Dead Letters
59 subscribers
347 photos
23 videos
25 links
Numd Mood
Download Telegram
‌   ‌       ‌    ‌تـبعــیدِ نــــور -   دیــفــــال؛
خـستگی در او شبـیه احساسـی گذرا نبود ؛
بـه سـرشتش بـدل شده بود . گویـی قـرن‌ها بارِ نامرئـی جهـان
را بر دوش ڪشیده بود ؛شـب‌ها را خوب مےشناخت ؛ بـرای او سـرزمینـی بـود که ارواح زخـم‌هایـش در آن بیـدار میےشدند در تاریـڪی ؛
خاطـرات از گوشـه‌های فرامـوش‌ شده ذهنـش بیـرون می‌آمدند و دور قلبـش حلقــه می‌زدند ؛ خاطـراتی ڪه نه آنقدر زنـده بودنـد ڪه بتـوان دوبـاره لمسشان ڪرد و نـه آن‌ قـدر مـرده ڪه بتـوان از دسـتشان گـریـخـت . هر زخـمی که بر جـانـش نشـسـت ؛ تـنهـا درد نبـود؛ دگـردیسـی بود چیـزی در وجـودش بـا هر رنـج میےمرد و چیـزی تـاریڪ تـر به جــای آن متـولد میےشد . انـدوه، ابتدـا مهـمانـی غـریبـه بـود ڪه گـاه‌وبی‌گاه به خـانـه روحـش سـر می‌زد؛ امـا سـال‌ها بعـد، صـاحب‌خانـه شد و او را بـه گـوشـه‌ای از وجـود خـودش تبـعیـد ڪرد
@ 𝗎𝗌𝖾 𝗒𝗈𝗎𝗋 ?? 𝗁𝖾𝖺𝖽𝗉𝗁𝗈𝗇𝖾𝗌
𝖽𝗈𝗇’𝗍 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗆𝖾 𝗎𝗋 𝖿*𝖼𝗄ı𝗇’ 𝖾𝗇𝖾𝗆𝗒
( . 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍**𝗆𝖺𝗋𝖾 )
‌  ‌ ‌ ‌ ‌‌  ‌ ‌ ‌ ‌ִ    ‌🗞 ꒰ 𝓨ᦅ𝗎ɾ ᥱ𝗒ᥱ𝗌 𝗆ᥱ𝗌𝗆𝖾ɾ𝗂𝗓𝖾 𝗆ᥱ ! ५
این پیامو فور کنین ایراد چنلتونو بگم
نظر شخصیه و لطفا جنبه داشته باشین
قهوه‌ی تنت هنوز روی یقه‌ام مانده بود؛
بویی گرم در میان تمام سردیِ این اتاق.

چند لحظه چشم‌هایم را بستم؛
کاش می‌شد بعضی چیزها را فقط دوست داشت، بی‌آنکه آدم از ماندن‌شان بترسد.

دلم می‌خواست نزدیک‌تر بایستم،
اما سال‌ها بود یاد گرفته بودم
هرچه برایم عزیزتر می‌شود،
یک قدم از آن فاصله بگیرم.

تو نمی‌دانی چقدر سخت است
وقتی تمام وجودت چیزی را می‌خواهد،
و خودت، با تمام قدرتت،
جلوی دست دراز کردنت را می‌گیری.

شاید برای همین است
که هنوز بوی قهوه‌ی تنت را نگه داشته‌ام؛
همین سهم کوچک از تو، برای مردی که همیشه از داشتنِ چیزی بیشتر، ترسیده است.
You are the dream that keeps ®️🧋™️me looking forward
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM