Forwarded from 𝖪𝖫𝖸𝖭
https://t.me/itsmukbang/729
میشه فور کنی اینجا دیده شه 🩷
میشه فور کنی اینجا دیده شه 🩷
Telegram
ㅤ𝗆𝗎𝗄𝖻𝖺𝗇𝗀 ⋆
🍔🍟
#mukbang #fastfood
#sandwich #burger
#fries #nuggets
#mukbang #fastfood
#sandwich #burger
#fries #nuggets
Forwarded from 𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞
بنده همان گندابِ سهوِ حیاتِ آدمیزادیام که به خیالِ خود، مرا ایزدی که خالقِ او هستم، میدانست.به گفتهی بزرگان، ققنوسی جاودانه از خاکسترِ بارد متولد میشود، چه شد که من از رمادِ خویش به اهریمنی ویرانگر مبدل شدم؟
چه بسا من همان خنجرِ خون آلودیام که بر دل و فوادش فرود آمده و هالک و زهری همچون شابیزکِ مرگبار، در دلِ درخت زارِ خضرایی هستم که هلاهلاش در رگههایش جا خوش کرده.
اگرچه گزندِ من عاقبتِ سودن و لمس کردنِ من است اما واژگانی که لب هایم را ترک میکنند، جان ستانِ هر نفسی است.
بگذار آنچه هویدا است را بیان کنم، بنده آن قتالِ سفاکی هستم که در گذرِ این حیاتِ دیرباز، میلِ فرجامیدن و فقدان را روزانه منکوب میکند.
در سایهی اناسِ جفاکار، دوزخی برایم خلق شد که ناگزیر مرا به خاکستری از سوز و رنج دگرسان کرد.
Forwarded from لـآڪامو (Ꮴ𝘈𝘕𝘛𝘈)
ایجنایتِ نجیب
مرا در نجوای صدایت به صلابه بکش
بگذار آخرین ایمانم همان چیزی باشد که از لبهای تو فرو میریزد.
ای قیامتِ خاموش
تنِ الودهام را در انحنای مقدس تنت بسوزان،
که از بهشت گریختهام تا در دامنِ گناهِ تو به رستگاری رسم.
ای خلسهی گناه
مرا به آغوش بکش، نه برای عشق، برای جنایتی که سالهاست در رگهایم جاریست؛ که اگر قرار است روزی راهیه دوزخ شوم، بگذار تمامِ راه، بوی تنت را دهم.
ای خیالِ بیفرجام
مرا از توهمِ بودنت هشیار نکن،
که تمامِ شبهای بیتو، چیزی جز تمرینِ مُردن نبود.
و نپرس چندبار در گورِ سکوت خفتم، تا زیستن را بیطنینِ نامِ تو بیاموزم.
قسم به تبِ سیاهِ چشمانت..
مرا در نجوای صدایت به صلابه بکش
بگذار آخرین ایمانم همان چیزی باشد که از لبهای تو فرو میریزد.
ای قیامتِ خاموش
تنِ الودهام را در انحنای مقدس تنت بسوزان،
که از بهشت گریختهام تا در دامنِ گناهِ تو به رستگاری رسم.
ای خلسهی گناه
مرا به آغوش بکش، نه برای عشق، برای جنایتی که سالهاست در رگهایم جاریست؛ که اگر قرار است روزی راهیه دوزخ شوم، بگذار تمامِ راه، بوی تنت را دهم.
ای خیالِ بیفرجام
مرا از توهمِ بودنت هشیار نکن،
که تمامِ شبهای بیتو، چیزی جز تمرینِ مُردن نبود.
و نپرس چندبار در گورِ سکوت خفتم، تا زیستن را بیطنینِ نامِ تو بیاموزم.
قسم به تبِ سیاهِ چشمانت..
که من تمامِ خویش را در حاشیهی نامت گم کردهام.
Forwarded from لـآڪامو (Ꮴ𝘈𝘕𝘛𝘈)