Shahe Shahani
Reza Malekzadeh
میگما دلبَـــر این صَمیمِ « قَلبـــ💙 » که میگن كجا ميشه؟! دقیقاً از همونجا میخوامـت🥰💙💋
。゚゚・。・゚゚。
゚。 ♥️➹⁀𓍯 ִֶָ 🩺
゚・。・ 𝐋𝐎𝐕𝐄
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
。゚゚・。・゚゚。
゚。 ♥️➹⁀𓍯 ִֶָ 🩺
゚・。・ 𝐋𝐎𝐕𝐄
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤2
بَراۍِ داشتََنِتْ با آدَما ڪہِ چیزۍ نیستْ”
با دٌنیا میجَنگَم ﻋِﺷﻗَﻢ♡
«💞💞»
。゚゚・。・゚゚。
゚。 ♥️➹⁀𓍯 ִֶָ 🩺
゚・。・ 𝐋𝐎𝐕𝐄
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
با دٌنیا میجَنگَم ﻋِﺷﻗَﻢ♡
«💞💞»
。゚゚・。・゚゚。
゚。 ♥️➹⁀𓍯 ִֶָ 🩺
゚・。・ 𝐋𝐎𝐕𝐄
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤1😍1
درنده میشوم در حالت مستی
براے دریدن
تنپوش سرخت
و رسیدن
به بلور نرم پستانهای مدهوش کنندهات
برجستگی نوک پستانت را
اسیر دندانهایم کنم و
بسایم تن داغم را به روی آتش اندامت
حس کن داغی زبانم را
روی برهوت تنت
و با من تا هفتمین آسمان عروج کن ...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
براے دریدن
تنپوش سرخت
و رسیدن
به بلور نرم پستانهای مدهوش کنندهات
برجستگی نوک پستانت را
اسیر دندانهایم کنم و
بسایم تن داغم را به روی آتش اندامت
حس کن داغی زبانم را
روی برهوت تنت
و با من تا هفتمین آسمان عروج کن ...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤1👍1
آقای قاضی..
"نَخ کِش شُد هَرآنچِه دَر خیآلَم بآفتّم" 🥀🖤
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
"نَخ کِش شُد هَرآنچِه دَر خیآلَم بآفتّم" 🥀🖤
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
👍1😢1
هر لذتی که میپوشم!
یا آستینش دراز است یا کوتاه یا گُشاد
هر غمی که میپوشم!
دقیق، انگار برای من بافته شده
هر کجا که باشم!
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
یا آستینش دراز است یا کوتاه یا گُشاد
هر غمی که میپوشم!
دقیق، انگار برای من بافته شده
هر کجا که باشم!
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
👍1
مرا با حساب و کتاب
درگیر نکن
تا تو
بیشتر بلد نیستم بشمارم ...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
درگیر نکن
تا تو
بیشتر بلد نیستم بشمارم ...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤1
بفـــــــ♡ـــرست براش😍
💟
یڪے باید باشہ ڪہ وقتے نگاش میڪنے
نہ اینڪہ غصہ هات یادت برہ نہ ؛
فقط یادت بیاد دلیل بزرگترے برای
خوشحال بودن دارے 🫀💋
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
💟
یڪے باید باشہ ڪہ وقتے نگاش میڪنے
نہ اینڪہ غصہ هات یادت برہ نہ ؛
فقط یادت بیاد دلیل بزرگترے برای
خوشحال بودن دارے 🫀💋
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤1🤗1
آخرش آدم از غم فرار نمیکنه؛
فقط یاد میگیره باهاش کنار بیاد،
لبخند بزنه، راه بره، زندگی کنه...
در حالی که یه گوشه از دلش، مدتهاست از حرکت ایستاده.
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
فقط یاد میگیره باهاش کنار بیاد،
لبخند بزنه، راه بره، زندگی کنه...
در حالی که یه گوشه از دلش، مدتهاست از حرکت ایستاده.
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
👍1🔥1
یهچیزاییتاابدباهاتمیمونه
مثلبدترینحس،توبهترینسن...:)🖤
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
مثلبدترینحس،توبهترینسن...:)🖤
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
👍1😍1
من همیشه معتقد بودم که بغل کردن در هر مقیاسی، قلهی هر رابطهای است و پس و پیش آن فقط دره و فلات و کوهپایه محسوب میشود. حتی پارسال نوشتم که دربدر به دنبال راه انداختن یک استارتآپ هستم به اسم هاگ فکتوری (بر وزن حاج جهرمی). هزار نفر آدم خوشبغل را استخدام میکنم. بعد با آدمهای خسته قرارداد میبندم و برایشان بغلکن میفرستم ( که البته گمان کنم ژاپنیها پیشاپیش ثبت اختراع کردهاند). حتی فکر میکنم باید یک مادهی درسی در سیستم آموزشی گنجانده شود، منباب چگونه بغل کنیم. مثل تعلیمات آغوش. از تعلیمات مدنی واجبتر است. چرا که بغل کردن سرآغاز مدنیت است. یا حتی کنار آزمایش اعتیاد و ژنتیک و تالاسمی و تنظیم خانواده، بغل کردن را هم به آدمها یاد بدهند. چون واقعا گمان کنم سر کردن با آدمی که بغل نمیکند به اندازهی سر کردن با یک معتاد مفنگی دردناک است.
به هر حال همه احساسات آدم با حرف و کلام و بوس و نگاه منتقل نمیشود. یک سری چیزها نیاز به عضله و زور بازو دارد. کلاف شدن در همدیگر. همان وضعیتی که مردم در واگنهای مترو در ایستگاه جوانمرد قصاب دارند. به همان پیچیدگی و سفتی و محکمی. به نظر من که گور بابای عرف و قوانین مندرآوردی. بغل کنید تا دیر نشده است...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
به هر حال همه احساسات آدم با حرف و کلام و بوس و نگاه منتقل نمیشود. یک سری چیزها نیاز به عضله و زور بازو دارد. کلاف شدن در همدیگر. همان وضعیتی که مردم در واگنهای مترو در ایستگاه جوانمرد قصاب دارند. به همان پیچیدگی و سفتی و محکمی. به نظر من که گور بابای عرف و قوانین مندرآوردی. بغل کنید تا دیر نشده است...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤1🔥1
دروغ دوست داشتنی | مرتضی پاشایی
@cafedezhavu
این آهنگ تا ابددد >>>
t.me/httpsKolbeye1
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
t.me/httpsKolbeye1
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی قلم
سکوت میکند در بغض شعر
هنگامی که اشک زبانه میکشد میان ِ هق هق واژه ها
پائیز فصل انزوا ست ...
آن هنگام که خزان در لحظه به لحظه ء زیستنم
اندوهگین گام برمیدارد
و برگ برگ ِ درخت خاطرات دلم را می خشکاند
پنهان کردن ِ نگاه ِ اشک آلودم ،
کتمان ِ آهی سرگردان درون حنجره ام
سخت و رنجور خواهد شد
و راهی نمی گذارد جز گوش جان سپردن
به نجوای ِ غمگین ِ دلم
که همنوا ست با قلم بر خطوط از هم گسیختهء
کهنه دفتر پائیزیِ دلم ...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
سکوت میکند در بغض شعر
هنگامی که اشک زبانه میکشد میان ِ هق هق واژه ها
پائیز فصل انزوا ست ...
آن هنگام که خزان در لحظه به لحظه ء زیستنم
اندوهگین گام برمیدارد
و برگ برگ ِ درخت خاطرات دلم را می خشکاند
پنهان کردن ِ نگاه ِ اشک آلودم ،
کتمان ِ آهی سرگردان درون حنجره ام
سخت و رنجور خواهد شد
و راهی نمی گذارد جز گوش جان سپردن
به نجوای ِ غمگین ِ دلم
که همنوا ست با قلم بر خطوط از هم گسیختهء
کهنه دفتر پائیزیِ دلم ...
࿐✨჻ᭂ❤️჻ᭂ✨࿐
❤1💯1💔1