This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
دفاع محکم و کاملاً قانعکننده
برای دزدی اموال مردم !!
یکی در باغ خود رفت، دزدی را پشتوارهی پیاز در بسته دید.
گفت: در این باغ چه کار داری؟
گفت: بر راه میگذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت !
گفت: چرا پیاز برکندی !؟
گفت: باد مرا میربود، دست در به پیاز میزدم، از زمین بر میآمد !
گفت:
این هم قبول! ولی چه کسی
جمـع کرد و پشتواره بست؟
گفت: والله من نیز در این
فکر بودم که آمــدی!
#عبید_زاکانی
برای دزدی اموال مردم !!
یکی در باغ خود رفت، دزدی را پشتوارهی پیاز در بسته دید.
گفت: در این باغ چه کار داری؟
گفت: بر راه میگذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت !
گفت: چرا پیاز برکندی !؟
گفت: باد مرا میربود، دست در به پیاز میزدم، از زمین بر میآمد !
گفت:
این هم قبول! ولی چه کسی
جمـع کرد و پشتواره بست؟
گفت: والله من نیز در این
فکر بودم که آمــدی!
#عبید_زاکانی
به داشته ها ، موقعیت ها و آدم هایِ خوبِ زندگی ام فکر می کنم
به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند .
و می خندم ؛
به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ،
اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ،
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد .
خوشبختی یعنی همین ؛
که زندگی را سخت نگیرم ،
که حالِ من خوب باشد .
به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند .
و می خندم ؛
به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ،
اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ،
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد .
خوشبختی یعنی همین ؛
که زندگی را سخت نگیرم ،
که حالِ من خوب باشد .
❤1
.
پائولو کوئلیو داستان قشنگی دارد. داستان جوانی که نزد خردمندی میرود و میگوید که من میخواهم به #تفرد برسم.
خردمند یک لیوان آب به دستش میدهد و میگوید: «برو و دور این باغ بگرد و برگرد؛ اما مواظب باش که یک قطره از این آب نریزد». جوان میرود و بدون اینکه آب را بریزد بر میگردد. استاد میپرسد که: «آیا درختها را هم دیدی؟... چه درختی بود؟... شکوفه داده بود؟... میوه داده بود؟» جوان میگوید که: «من حواسم نبود!» استاد میگوید که: «برگرد؛ دوباره لیوان را بردار و در باغ بچرخ و این دفعه ببین که درختها چه بودند؟... پرندهها چه بودند؟...» جوان رفت و خندان برگشت و گفت: «عجب میوههایی بودند؛ عجب شکوفههایی بودند و عجب خرمالویی و .....خرگوشی بود و پروانههایی و... عجب دنیایی!»... استاد گفت: «از لیوانت چه خبر؟!» جوان تازه متوجه شد که لیوان خالی است! در اینجا استاد به او گفت: «همین است! ... هنر زندگی کردن این است که تمام باغ را ببینی و حواست به آن لیوان هم باشد که نریزد!» پائولو کوئیلو با این استعاره زیبا، تفرد یونگی را بیان میکند.
#پائلو_کوئلیو
پائولو کوئلیو داستان قشنگی دارد. داستان جوانی که نزد خردمندی میرود و میگوید که من میخواهم به #تفرد برسم.
خردمند یک لیوان آب به دستش میدهد و میگوید: «برو و دور این باغ بگرد و برگرد؛ اما مواظب باش که یک قطره از این آب نریزد». جوان میرود و بدون اینکه آب را بریزد بر میگردد. استاد میپرسد که: «آیا درختها را هم دیدی؟... چه درختی بود؟... شکوفه داده بود؟... میوه داده بود؟» جوان میگوید که: «من حواسم نبود!» استاد میگوید که: «برگرد؛ دوباره لیوان را بردار و در باغ بچرخ و این دفعه ببین که درختها چه بودند؟... پرندهها چه بودند؟...» جوان رفت و خندان برگشت و گفت: «عجب میوههایی بودند؛ عجب شکوفههایی بودند و عجب خرمالویی و .....خرگوشی بود و پروانههایی و... عجب دنیایی!»... استاد گفت: «از لیوانت چه خبر؟!» جوان تازه متوجه شد که لیوان خالی است! در اینجا استاد به او گفت: «همین است! ... هنر زندگی کردن این است که تمام باغ را ببینی و حواست به آن لیوان هم باشد که نریزد!» پائولو کوئیلو با این استعاره زیبا، تفرد یونگی را بیان میکند.
#پائلو_کوئلیو
ما همگی با هم مینازیم که به سرزمینی تعلق داریم که از دیرباز مردمانِ آن خوش اندیشیدهاند و سنگ و بت نپرستیدهاند. در ژرفایِ اندیشهشان به خدایی در فراسو ایمان داشتهاند. ما با هم فرهنگِ مشترک داریم. فرهنگش شکاف برنداشته است؛ در میان آن دیوار نکشید!
از گذشتهمان واهمه نداشته باشید. ما یک فرهنگ مداوم داریم. ما همانی هستیم که کاخ پاسارگاد و ستونهای تختِجمشید بهدست ما بنا شده است و ما در صحنهی بیستون تاریخ نگاشتهایم و در ضمن، همانی هستیم که زیباترین کاشیها را در مسجدِ شیخ لطفالله به کار گرفتهایم و معماران ما اصفهان را نصفِجهان کردهاند.
این تداومِ فرهنگی است نه گسستگی؛ ما همیشه بودهایم، گاهی اجباراً خاموش شدهایم ولی نمردهایم. به موقع، سَر برافراشتهایم، گُل کاشتهایم. ما با زنده نگاه داشتنِ آیینههایمان نگذاشتیم ریشههایمان خشک شود. ما مانندِ ایزد رپیتون هستیم که در سرمایِ زمستانی به زیرِ زمین میرود؛ ریشهی گیاهان و آبهای زیرزمینی را گرم نگاه میدارد. ما هم در بدترین شرایط، ریزهکاریهای فرهنگمان را در آغوش فشردهایم، از جانمان شیرش دادهایم تا همچنان ببالد و ببالد.
دکتر #ژاله_آموزگار
#ایران
از گذشتهمان واهمه نداشته باشید. ما یک فرهنگ مداوم داریم. ما همانی هستیم که کاخ پاسارگاد و ستونهای تختِجمشید بهدست ما بنا شده است و ما در صحنهی بیستون تاریخ نگاشتهایم و در ضمن، همانی هستیم که زیباترین کاشیها را در مسجدِ شیخ لطفالله به کار گرفتهایم و معماران ما اصفهان را نصفِجهان کردهاند.
این تداومِ فرهنگی است نه گسستگی؛ ما همیشه بودهایم، گاهی اجباراً خاموش شدهایم ولی نمردهایم. به موقع، سَر برافراشتهایم، گُل کاشتهایم. ما با زنده نگاه داشتنِ آیینههایمان نگذاشتیم ریشههایمان خشک شود. ما مانندِ ایزد رپیتون هستیم که در سرمایِ زمستانی به زیرِ زمین میرود؛ ریشهی گیاهان و آبهای زیرزمینی را گرم نگاه میدارد. ما هم در بدترین شرایط، ریزهکاریهای فرهنگمان را در آغوش فشردهایم، از جانمان شیرش دادهایم تا همچنان ببالد و ببالد.
دکتر #ژاله_آموزگار
#ایران
برنامه درسی مستمر زندگی، اصلا از ما نمیخواهد که از درد و رنج پرهیز کنیم؛ بلکه در عوض از ما میخواهد که در رویارویی با درد و رنج معنادار تر زندگی کنیم. علیرغم اشارات گول زننده فرهنگ عامه، هدف زندگی شادی نیست؛ بلکه معناست.
#جیمز هالیس
#جیمز هالیس
من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکی...
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان، چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم...
#فروغ_فرخزاد
اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان، چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم...
#فروغ_فرخزاد
👍1
در گذرگاه زمان
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند،
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند!
#مهدیاخوانثالث
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند،
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند!
#مهدیاخوانثالث
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دکترالهی_قمشهای
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
┄┅┅┅❀ 🦋 ❀┅┅┅┄
غم زمانه به پایان نمیرسد، برخیز!
به شوق یک نفس تازه در هوای بهار ...
#فریدون_مشیری
╔═.🍃.══════╗
#سرای_چامه.
╚══════.🍃.═╝
غم زمانه به پایان نمیرسد، برخیز!
به شوق یک نفس تازه در هوای بهار ...
#فریدون_مشیری
╔═.🍃.══════╗
#سرای_چامه.
╚══════.🍃.═╝
سلاماً على من تقسو عليه الحياه، ولا يقسو على احد.
سلام بر آنها که روزگار بر آنها سخت گرفت، اما آنها بر هیچکس سخت نگرفتند…
سلام بر آنها که روزگار بر آنها سخت گرفت، اما آنها بر هیچکس سخت نگرفتند…
👍2
••✦✾🌸✾✦••
” از هرچیزی تعریف کردند،
بگو کار خداست، مال خداست.
نکند خدا را بپوشانی و آن را به
خودت نسبت دهی، که ظلمی
بزرگتر از این نیست..“
#حاجاسماعیلدولابی
” از هرچیزی تعریف کردند،
بگو کار خداست، مال خداست.
نکند خدا را بپوشانی و آن را به
خودت نسبت دهی، که ظلمی
بزرگتر از این نیست..“
#حاجاسماعیلدولابی
👍1
••✦✾🌸✾✦••
” روزی از روزها من خواهم مرد و تمام آنچه در سینه داشتم دفن خواهد شد. احساسات و خاطراتم با خاک مخلوط خواهند شد و شاید درختی از آن خاک سر برآورد و من آن درختم! “
╭┅─── ❀ ───┅╮
#سرای_چامه
╰┅─── ❀ ───┅╯
” روزی از روزها من خواهم مرد و تمام آنچه در سینه داشتم دفن خواهد شد. احساسات و خاطراتم با خاک مخلوط خواهند شد و شاید درختی از آن خاک سر برآورد و من آن درختم! “
╭┅─── ❀ ───┅╮
#سرای_چامه
╰┅─── ❀ ───┅╯
👍1