سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
Niaz
Fereidoon Foroughi
تا تو پشتِ پنجره غمگین شوی
من فریدون فروغی می شوم

پا به پای تو به هرجای جهان
همسفر با تو وثوقی می شوم🌻


╔═🌺🍃═══╗
‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌سرای چامه
╚═══🍃🌼═

https://t.me/httpsCAme
شیرین روشن
سید_سعید_صاحب_علم
در دلم جایی برای هیچکس غیر از تو نیست
گاه یک دنیا فقط با یک نفر پُر می شود


✍🏻#سید_سعید_صاحب_علم
🎙#شیرین_روشن


╔═🌺🍃═══╗
‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌سرای چامه
╚═══🍃🌼═

https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
╔═🌺🍃═══╗
‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌سرای چامه
╚═══🍃🌼═

هر وقت دلتنگم ،آواز می خوانم .


https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
👍2
زندگی خودش برای‌تان درد و رنج به همراه خواهد آورد. مسئولیتِ شما شادی آفریدن است.

#میلتون_اریکسون
مثلا گیج و بی‌خبر از خواب بلند شوی، رادیو را روشن کنی و بشنوی: «خبری نیست، پا روی پا بیندازید، چایتان را بنوشید، به موزیک‌های آرام گوش کنید، کتاب بخوانید، عاشق باشید و غمتان نباشد؛ قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفتد...»
مثلا روزت را با صدای آواز گنجشک‌ها و شیطنت‌های ابرها و آفتاب شروع کنی. مثلا چشم باز کنی و همه چیز خوب باشد، مثلا هیچ روزنه‌ای برای نگرانی نباشد و زمین سیاره‌ی آرام و دنجی شده باشد برای زیستن...

-نرگس صرافیان طوفان
آلبرکامو توی نامه ای به ماریا کاسارس نوشته بود: فراموش نکن که آدمی در این جهان هست
که همیشه، و هر لحظه می‌توانی پیشِ او برگردی...
جهان جایی ندارد؛ گر توانی در دلی جا کن.

-بیدل دهلوی
❤1
یه دیالوگ توی هری پاتر بود خیلی به دلم نشست:
همه ما در درونمان روشنی و تاریکی داریم. آنچه مهم است این است که کدام را انتخاب می‌کنیم.
هرچه داری به پای زندگی بریز تا مرگ نتواند چیزی با خود ببرد. ^^

-جی هریسون
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
دفاع محکم و کاملاً قانع‌کننده
          برای دزدی
اموال مردم !!


یکی در باغ خود رفت، دزدی را پشتواره‌ی پیاز در بسته دید.
گفت: در این باغ چه کار داری؟

گفت: بر راه می‌گذشتم ناگاه باد مرا در باغ انداخت !

گفت: چرا پیاز برکندی !؟

گفت: باد مرا می‌ربود، دست در به پیاز می‌زدم، از زمین بر می‌آمد !

گفت:
این هم قبول! ولی چه کسی
جمـع کرد و پشتواره بست؟

گفت: والله من نیز در این
فکر بودم که آمــدی!

#عبید_زاکانی
آن‌ها که ما را گریانده‌اند
آیا توانستند
با همان کیفیتِ نخستین بخندند؟

#رویا_شاه‌حسین‌زاده
به داشته ها ، موقعیت ها و آدم هایِ خوبِ زندگی ام فکر می کنم
به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند .
و می خندم ؛
به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ،
اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ،
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد .
خوشبختی یعنی همین ؛
که زندگی را سخت نگیرم ،
که حالِ من خوب باشد .
❤1
.



پائولو کوئلیو داستان قشنگی دارد. داستان جوانی که نزد خردمندی میرود و میگوید که من می‌خواهم به
#تفرد برسم.

خردمند یک لیوان آب به دستش میدهد و میگوید: «برو و دور این باغ بگرد و برگرد؛ اما مواظب باش که یک قطره از این آب نریزد». جوان میرود و بدون اینکه آب را بریزد بر میگردد. استاد می‌پرسد که: «آیا درخت‌ها را هم دیدی؟... چه درختی بود؟... شکوفه داده بود؟... میوه داده بود؟» جوان میگوید که: «من حواسم نبود!» استاد میگوید که: «برگرد؛ دوباره لیوان را بردار و در باغ بچرخ و این دفعه ببین که درختها چه بودند؟... پرنده‌ها چه بودند؟...» جوان رفت و خندان برگشت و گفت: «عجب میوه‌هایی بودند؛ عجب شکوفه‌هایی بودند و عجب خرمالویی و .....خرگوشی بود و پروانه‌هایی و... عجب دنیایی!»... استاد گفت: «از لیوانت چه خبر؟!» جوان تازه متوجه شد که لیوان خالی است! در اینجا استاد به او گفت: «همین است! ... هنر زندگی کردن این است که تمام باغ را ببینی و حواست به آن لیوان هم باشد که نریزد!» پائولو کوئیلو با این استعاره زیبا، تفرد یونگی را بیان میکند.

#پائلو_کوئلیو
+صبح بخیر
بر کسانی که با وجود نا امیدی های زندگی
همچنان رویا میبینند ‌و با وجود همه چیز
هنوز لبخند بر لب دارند🤍
ما همگی با هم می‌نازیم که به سرزمینی تعلق داریم که از دیرباز مردمانِ آن خوش اندیشیده‌اند و سنگ و بت نپرستیده‌اند. در ژرفایِ اندیشه‌شان به خدایی در فراسو ایمان داشته‌اند. ما با هم فرهنگِ مشترک داریم. فرهنگش شکاف برنداشته است؛ در میان آن دیوار نکشید!
از گذشته‌مان واهمه نداشته باشید. ما یک فرهنگ مداوم داریم. ما همانی هستیم که کاخ پاسارگاد و ستون‌های تختِ‌جمشید به‌دست ما بنا شده است و ما در صحنه‌ی بیستون تاریخ نگاشته‌ایم و در ضمن، همانی هستیم که زیباترین کاشی‌ها را در مسجدِ شیخ لطف‌الله به کار گرفته‌ایم و معماران ما اصفهان را نصفِ‌جهان کرده‌اند.

این تداومِ فرهنگی است نه گسستگی؛ ما همیشه بوده‌ایم، گاهی اجباراً خاموش شده‌ایم ولی نمرده‌ایم. به موقع، سَر برافراشته‌ایم، گُل کاشته‌ایم. ما با زنده نگاه داشتنِ آیینه‌های‌مان نگذاشتیم ریشه‌های‌مان خشک شود. ما مانندِ ایزد رپیتون هستیم که در سرمایِ زمستانی به زیرِ زمین می‌رود؛ ریشه‌ی گیاهان و آب‌های زیرزمینی را گرم نگاه می‌دارد. ما هم در بدترین شرایط، ریزه‌کاری‌های فرهنگ‌مان را در آغوش فشرده‌ایم، از جان‌مان شیرش داده‌ایم تا همچنان ببالد و ببالد.


دکتر
#ژاله_آموزگار
#ایران
🌺
جان چه می دانست از دنیا چها خواهد کشید
خاکبازی‌های طفلان را تماشا کرده بود...

صائب تبریزی
برنامه درسی مستمر زندگی، اصلا از ما نمی‌خواهد که از درد و رنج پرهیز کنیم؛ بلکه در عوض از ما میخواهد که در رویارویی با درد و رنج معنادار تر زندگی کنیم. علیرغم اشارات گول زننده فرهنگ عامه، هدف زندگی شادی نیست؛ بلکه معناست.
#جیمز هالیس