شوپنهاور میگوید: وقتی از طبیعتِ سطحی و پوچِ اندیشههای دیگران، تنگینظرشان، حقارتِ دیدگاههایشان و پستی نیتهایشان و تعداد خطاهایشان کاملا آگاه میشویم، کمکم به چیزی که در سرشان میگذرد بیتفاوت میشویم. زیرا زمین مملو از آدمهایی است که ارزش همصحبتی ندارند. به نظرت واقعا عاقلانه است که ما نظرات چنین آدمهایی را جدی بگیریم؟ چرا اجازه دهیم که قضاوتهایشان تعیین کند که ما چگونه آدمی باشیم؟
آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود، اگر بداند همهی مخاطبانش ناشنوا هستند؟
-آلن دوباتن
آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود، اگر بداند همهی مخاطبانش ناشنوا هستند؟
-آلن دوباتن
Shahr Ashoob
Hayede
ترانه بسیار زیبا و خاطره انگیز
# شهر آشوب
# با صدای : هایده
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
# شهر آشوب
# با صدای : هایده
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
❤1
من اگر خدا بودم جای حوری و غلمان و شراب و عسل؛ وعده تحقق آرزوها و ایده ها رو میدادم.
میگفتم شما طلب میکنید وهمه چیز برای ساختن آرزوها و ایده هاتون آماده ست.
بهشت من جایی هست که هر وقت اراده کنم، از پس هر کاری بر بیام.
بهشت من اونجاست که خوشبختی و خنده هام بدون هیچ عذاب وجدانی باشه... بدون هیچ نگرانی... عشق بورزم بدون اینکه به فکر فردا و مشکلات باشم.
آرزو ها و رویا هام شب به شب کمتر و کمتر نشن... خودم شب ها میون اشک هام خلاصشون نکنم تا برگردن به سرزمینِ هیچ، تا یک وقت از اتفاق نیافتادنشون سر خوده نشن و از درخششون کم نشه.
بهشت من اونجاست که اراده کنم و هیچ مانعی برای ساختن آرزوهام نباشه.
👤 افرای آبی
میگفتم شما طلب میکنید وهمه چیز برای ساختن آرزوها و ایده هاتون آماده ست.
بهشت من جایی هست که هر وقت اراده کنم، از پس هر کاری بر بیام.
بهشت من اونجاست که خوشبختی و خنده هام بدون هیچ عذاب وجدانی باشه... بدون هیچ نگرانی... عشق بورزم بدون اینکه به فکر فردا و مشکلات باشم.
آرزو ها و رویا هام شب به شب کمتر و کمتر نشن... خودم شب ها میون اشک هام خلاصشون نکنم تا برگردن به سرزمینِ هیچ، تا یک وقت از اتفاق نیافتادنشون سر خوده نشن و از درخششون کم نشه.
بهشت من اونجاست که اراده کنم و هیچ مانعی برای ساختن آرزوهام نباشه.
👤 افرای آبی
👍1
هیچ دیدهاید آدم بعضی وقتها
چیزی را که خیلی دلش میخواهد یادش بماند چه زود فراموش میکند...!؟
꥟ سه تار • #جلال_آلاحمد
هیچ دیدهاید آدم بعضی وقتها
چیزی را که خیلی دلش میخواهد یادش بماند چه زود فراموش میکند...!؟
꥟ سه تار • #جلال_آلاحمد
بانگ خروس
از سرای دوست برآمد
خیز و صفا کن که مژده سحر آمد
چشم تو روشن
باغ تو آباد
دست مریزاد!
همّت حافظ به همره تو که آخر
دست به کاری زدی و غصّه سر آمد ...
#هوشنگ_ابتهاج
سلام صبح بخیر
امروزتون
مملو از شادی و آرامش و مهر
از سرای دوست برآمد
خیز و صفا کن که مژده سحر آمد
چشم تو روشن
باغ تو آباد
دست مریزاد!
همّت حافظ به همره تو که آخر
دست به کاری زدی و غصّه سر آمد ...
#هوشنگ_ابتهاج
سلام صبح بخیر
امروزتون
مملو از شادی و آرامش و مهر
🎉1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Moein
Mehryadk
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدمی
اسمِ فرصت است بر ماسههای ماه.
پیشگویِ پیر... میگوید:
تنهایی ...
حسِ تشنهٔ باران است به تابستان،
خاصه مقابلِ مَرزن
به خوابِ شمال.
سردت نیست؟!
بفرما کنار سنگچین روشنِ رؤیا !
همه ما اهلِ همین حوالی غمگینیم،
نگران آسمان اخم کردهٔ بیکبوتر نباش
فردا حتما باران خواهد آمد.
سیدعلی_صالحی
اسمِ فرصت است بر ماسههای ماه.
پیشگویِ پیر... میگوید:
تنهایی ...
حسِ تشنهٔ باران است به تابستان،
خاصه مقابلِ مَرزن
به خوابِ شمال.
سردت نیست؟!
بفرما کنار سنگچین روشنِ رؤیا !
همه ما اهلِ همین حوالی غمگینیم،
نگران آسمان اخم کردهٔ بیکبوتر نباش
فردا حتما باران خواهد آمد.
سیدعلی_صالحی
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخند
بسیار بخند
باید برای زمستان
ذخیرهی کافی داشته باشیم.
احمدرضا_احمدی
بسیار بخند
باید برای زمستان
ذخیرهی کافی داشته باشیم.
احمدرضا_احمدی
❄️
سالها پیش ، احساس کردم به نقاشی علاقه دارم ، یا حتی تواناییِ آن را در خودم دیده بودم ...
از فردایِ آن روز به کلاسِ یکی از اساتیدِ بنامِ شهر جهتِ آموزشهایِ مقدماتی مراجعه کردم ...
اولش خودم را خیلی سطح پایین تر از شاگردانی می دیدم که هرکدام حداقل یکی دوسال ، تحت آموزش بودند و به دستاوردهایشان غبطه می خوردم ...
باخودم می گفتم من هم حداقل باید دوسال خاکِ این هنر را بخورم تا به پای آنها برسم ...
اما واقعا خوشحال بودم که راهی را آغازکرده ام که باجان و دل دوستش دارم ...
همه ی شاگردانِ کلاس ، بادیدنِ دستپاچگیِ اول کارم ، دلشان به حالم می سوخت و هرکدام کنارم می نشست و نصیحتی می کرد ...
همه با من مهربان بودند ...
خلاصه ... گذشت و من به طور غیر قابل انتظاری در همان ماههای اول ، از همه ی شاگردانِ قدیمیِ کلاس هم ، کارم بهتر شده بود !
به طوری که هر روز استاد ، مرا مثال می زد و برای خریدِ تابلوهای من ، مشتری پیدا می شد ...
همه ی اینها خوب بود ،
اما برایِ من عجیب بود که همان دوستانی که در آغازِ کار مرا دلداری می دادند ، در آن روزها یک پا دشمنم شده بودند و هرروز برایم پاپوشِ جدیدتری می دوختند ...
دیگر هیچ کس جوابِ سلام مرا هم نمی داد ...
اولش خیلی ناراحت بودم و حتی خواستم از حرفه ی نقاشی کنار بکشم ...
تا اینکه یک روز استادم مرا به کناری کشید و گفت ؛
" از حسادت هایِ دوستانت دلگیر و ناامید نشو ، حتم داشته باش که کارت خوب بوده ...
وگرنه به این حجم از دشمنی ، برای زمین زدن و ناامید کردنت نیاز نبود ...
به کارت ادامه بده و هر روز موفق تر باش ...
قطعا برای این کار ساخته شده ای ! "
این بهترین نصیحتِ عمرم بود !
من فکر می کنم در تمام مقاطع زندگی همین شرایط وجود دارد ...
حسادت ها ، کینه ورزی ها و دشمنی ها ، در تقدیرِ هیچ آدمِ ضعیفی نیست ...
چه بسا از ابتدا که دلشان به حالِ من می سوخت ، مرا "ناتوان" و "بی خطر" دیده بودند ...
من این دشمنی و حسادت را ترجیح می دهم به آن دوستی و دل رحمیِ ابتدایشان ...
گاهی حسادت و دشمنیِ دیگران ، نشانه ای از اقتدار ماست ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
____
پ.ن: آقایِ پژمان_جمشیدی اثبات کرد که هنرمندان ، ساخته نمی شوند ، زاده می شوند !!!
سالها پیش ، احساس کردم به نقاشی علاقه دارم ، یا حتی تواناییِ آن را در خودم دیده بودم ...
از فردایِ آن روز به کلاسِ یکی از اساتیدِ بنامِ شهر جهتِ آموزشهایِ مقدماتی مراجعه کردم ...
اولش خودم را خیلی سطح پایین تر از شاگردانی می دیدم که هرکدام حداقل یکی دوسال ، تحت آموزش بودند و به دستاوردهایشان غبطه می خوردم ...
باخودم می گفتم من هم حداقل باید دوسال خاکِ این هنر را بخورم تا به پای آنها برسم ...
اما واقعا خوشحال بودم که راهی را آغازکرده ام که باجان و دل دوستش دارم ...
همه ی شاگردانِ کلاس ، بادیدنِ دستپاچگیِ اول کارم ، دلشان به حالم می سوخت و هرکدام کنارم می نشست و نصیحتی می کرد ...
همه با من مهربان بودند ...
خلاصه ... گذشت و من به طور غیر قابل انتظاری در همان ماههای اول ، از همه ی شاگردانِ قدیمیِ کلاس هم ، کارم بهتر شده بود !
به طوری که هر روز استاد ، مرا مثال می زد و برای خریدِ تابلوهای من ، مشتری پیدا می شد ...
همه ی اینها خوب بود ،
اما برایِ من عجیب بود که همان دوستانی که در آغازِ کار مرا دلداری می دادند ، در آن روزها یک پا دشمنم شده بودند و هرروز برایم پاپوشِ جدیدتری می دوختند ...
دیگر هیچ کس جوابِ سلام مرا هم نمی داد ...
اولش خیلی ناراحت بودم و حتی خواستم از حرفه ی نقاشی کنار بکشم ...
تا اینکه یک روز استادم مرا به کناری کشید و گفت ؛
" از حسادت هایِ دوستانت دلگیر و ناامید نشو ، حتم داشته باش که کارت خوب بوده ...
وگرنه به این حجم از دشمنی ، برای زمین زدن و ناامید کردنت نیاز نبود ...
به کارت ادامه بده و هر روز موفق تر باش ...
قطعا برای این کار ساخته شده ای ! "
این بهترین نصیحتِ عمرم بود !
من فکر می کنم در تمام مقاطع زندگی همین شرایط وجود دارد ...
حسادت ها ، کینه ورزی ها و دشمنی ها ، در تقدیرِ هیچ آدمِ ضعیفی نیست ...
چه بسا از ابتدا که دلشان به حالِ من می سوخت ، مرا "ناتوان" و "بی خطر" دیده بودند ...
من این دشمنی و حسادت را ترجیح می دهم به آن دوستی و دل رحمیِ ابتدایشان ...
گاهی حسادت و دشمنیِ دیگران ، نشانه ای از اقتدار ماست ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
____
پ.ن: آقایِ پژمان_جمشیدی اثبات کرد که هنرمندان ، ساخته نمی شوند ، زاده می شوند !!!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای زنده یاد بانو آفرین بختیاری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جادوی انگشتان کیهان کلهر
و گریستم
به یاد تمام رویاهایی که تا میخواستیم نوازششان کنیم
پژمردند...
جان اشتاین بک
https://t.me/httpsCAme
و گریستم
به یاد تمام رویاهایی که تا میخواستیم نوازششان کنیم
پژمردند...
جان اشتاین بک
https://t.me/httpsCAme
❤1
یکی از ماندگارترین پاراگرافهای رمان سقوط، نوشتهٔ آلبر کامو قطعاً این قطعه است:
«من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم، امّا سرانجام فراموش میکردم. و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد. آنگاه که میدید لبخندزنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد.
غافل از اینکه علتِ رفتارم سادهتر از این حرفها بود: حتی نامش رافراموش کرده بودم.»
«من آنقدر بزرگوار نبودم که از اهانتها بگذرم، امّا سرانجام فراموش میکردم. و آنکه گمان میبرد از او بیزارم مبهوت میشد. آنگاه که میدید لبخندزنان به او سلام میکنم، برحسب سرشتش عظمت روحم تحسینش را برمیانگیخت یا خفت منشم را خوار میشمرد.
غافل از اینکه علتِ رفتارم سادهتر از این حرفها بود: حتی نامش رافراموش کرده بودم.»
👍1