همیشه که نباید بنشینیم و
بدیهایِ زندگیِمان را مرور کنیم
گاهی باید نشست
خوشیها را شمرد،
چای نوشید
و پشت کرد به تمامِ نداشتنها
و غصههایی که عمری با آنها زندگی کردیم...
بدیهایِ زندگیِمان را مرور کنیم
گاهی باید نشست
خوشیها را شمرد،
چای نوشید
و پشت کرد به تمامِ نداشتنها
و غصههایی که عمری با آنها زندگی کردیم...
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
• سه قانون مهم که نمیخواند شما بدونید :
🤍1- قانون سایه :
اگه شما افراد نا مناسب رو جذب میکنید، به این دلیله که بخشی از وجود شما به اون ها نیاز داره. اون بخش رو درمان کنید تا اینجور آدم ها نزدیکتون نشند.
🤍2- قانون کنترل خشم :
اگه نمیتونید اعصابتون رو کنترل کنید، جهان هستی افرادی رو سر راه شما قرار میده که بیشتر شمارو عصبی کنند تا بالاخره کنترل کردن اعصابتون رو یاد بگیرید.
3- قانون خود دوستی :
اگه نمیتونید خودتون رو دوست داشته باشید، جهان هستی افرادی رو جذب میکنه که دوستتون ندارند... تا متوجه بشید شما قبل از همه باید عاشق خودتون باشید.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🤍1- قانون سایه :
اگه شما افراد نا مناسب رو جذب میکنید، به این دلیله که بخشی از وجود شما به اون ها نیاز داره. اون بخش رو درمان کنید تا اینجور آدم ها نزدیکتون نشند.
🤍2- قانون کنترل خشم :
اگه نمیتونید اعصابتون رو کنترل کنید، جهان هستی افرادی رو سر راه شما قرار میده که بیشتر شمارو عصبی کنند تا بالاخره کنترل کردن اعصابتون رو یاد بگیرید.
3- قانون خود دوستی :
اگه نمیتونید خودتون رو دوست داشته باشید، جهان هستی افرادی رو جذب میکنه که دوستتون ندارند... تا متوجه بشید شما قبل از همه باید عاشق خودتون باشید.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
یکی تو فکر عشقه
حمیرا
🎧حمیرا
👌❤️
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
👌❤️
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من بلدم آنقدر دیر بخوابم
که اندوهم را خواب کنم
اما یکی به من بگوید:
کی بیدار شوم از خواب
که اندوه،
زودتر از من بیدار نشده باشد...
که اندوهم را خواب کنم
اما یکی به من بگوید:
کی بیدار شوم از خواب
که اندوه،
زودتر از من بیدار نشده باشد...
📝
سال هاست به آدم هایی فکر می کنم که دیگران را به سلیقه ی خود تغییر می دهند... آدم هایی که هیچ سلیقه، انتخاب و طرز فکری را قبول ندارند به جز چیزی که در ذهنشان هست...
گاهی با کلامشان دیگران را تحقیر می کنند و گاهی با نگاهشان سرزنش... نمک پاش زخم های دیگران می شوند و آنقدر آزارشان می دهند تا تغییر کنند...
حقیقت این است که خیلی از ما سال هاست با اعتقاد دیگران زندگی می کنیم...
فکرهایمان...انتخاب هایمان...حتی زندگیمان برای خودمان نیست...
اطراف خیلی از ما، انسان هایی هستند که جایمان تصمیم می گیرند و تصور می کنند بیشتر از ما از شرایط زندگیمان با خبرند... این آدم ها در وجودشان سلاحی دارند بسیار کشنده... سلاحی که جسم را از بین نمی برد ولی روح انسان ها را می کشد...آدم هایی که من اسمشان را گذاشته ام قاتلان روح...
همان کسانی که باعث می شوند انسان ها زنده بمانند ولی دیگر زندگی نکنند...
👤#حسین_حائریان
سال هاست به آدم هایی فکر می کنم که دیگران را به سلیقه ی خود تغییر می دهند... آدم هایی که هیچ سلیقه، انتخاب و طرز فکری را قبول ندارند به جز چیزی که در ذهنشان هست...
گاهی با کلامشان دیگران را تحقیر می کنند و گاهی با نگاهشان سرزنش... نمک پاش زخم های دیگران می شوند و آنقدر آزارشان می دهند تا تغییر کنند...
حقیقت این است که خیلی از ما سال هاست با اعتقاد دیگران زندگی می کنیم...
فکرهایمان...انتخاب هایمان...حتی زندگیمان برای خودمان نیست...
اطراف خیلی از ما، انسان هایی هستند که جایمان تصمیم می گیرند و تصور می کنند بیشتر از ما از شرایط زندگیمان با خبرند... این آدم ها در وجودشان سلاحی دارند بسیار کشنده... سلاحی که جسم را از بین نمی برد ولی روح انسان ها را می کشد...آدم هایی که من اسمشان را گذاشته ام قاتلان روح...
همان کسانی که باعث می شوند انسان ها زنده بمانند ولی دیگر زندگی نکنند...
👤#حسین_حائریان
غمگینم؛
برای مرد یا زنی که تا پایان عمر کنار آدمِ اشتباه زیست، در حالی که میتوانست معشوقهی آدمِ درستی باشد.
من غمگینم؛
برای تمامِ لبخندهای نزده و دوستت دارمهای نشنیده و سفرهای نرفته و چشمهای از برق اشتیاق ندرخشیده و یک عمر انتظار و حسرت و آرزوی نزیسته!
👤#نرگس_صرافیان_طوفان
برای مرد یا زنی که تا پایان عمر کنار آدمِ اشتباه زیست، در حالی که میتوانست معشوقهی آدمِ درستی باشد.
من غمگینم؛
برای تمامِ لبخندهای نزده و دوستت دارمهای نشنیده و سفرهای نرفته و چشمهای از برق اشتیاق ندرخشیده و یک عمر انتظار و حسرت و آرزوی نزیسته!
👤#نرگس_صرافیان_طوفان
😢1
📝
لطفاً بوتیمار نباشید!
بوتیمار در افسانههای ایرانی پرندهای است که بر لب دریا مینشیند و از آب آن نمینوشد مبادا کم شود. بوتیمار مدام غصهٔ کمشدن آب دریا را میخورد و به همین دلیل نام دیگرش را غمخورک نهادهاند.
این روزها همهٔ مردم عصبی هستند، همه نگران و مضطرباند و توی صورت هم چنگ میاندازند و مدام غصهٔ این را میخورند که آب دریا کم میشود. من به شما میگویم خودتان را کمتر آزار بدهید، کتاب بخوانید، ورزش بکنید، به مهمانی بروید، با دوستانتان قدم بزنید و کمتر درگیر اخبار و فضاسازیهای رسانهای و رجزخوانیهای پوچ و توخالی بشوید. من به شما میگویم هیچ اتفاقی نمیافتد، در بر همان پاشنهٔ پیشین خواهد چرخید و اگر هم قرار باشد نچرخد، مثل همیشهٔ تاریخ ما نقشی در آن نداریم. حکومتها و توده تعیینکنندهٔ شرایطند، خودتان را اذیت نکنید و دیگران را هم. آرام باشید. این ماسماسکهایی را که دستتان است خاموش کنید، یک چایی دم کنید، یک کتاب تازه را برای خواندن انتخاب کنید. یک فیلم خوب ببینید. از زندگی لذت ببرید، از آنچه مانده است از زندگیتان، از همین تهماندههایش. حتی اگر چند ساعت باشد با بدترین شرایط. زندگی تنها چیزی است که ما دست به نقد داریم، بقیه نسیه است. لطفاً بوتیمار نباشید!
👤ز.عاشوری
لطفاً بوتیمار نباشید!
بوتیمار در افسانههای ایرانی پرندهای است که بر لب دریا مینشیند و از آب آن نمینوشد مبادا کم شود. بوتیمار مدام غصهٔ کمشدن آب دریا را میخورد و به همین دلیل نام دیگرش را غمخورک نهادهاند.
این روزها همهٔ مردم عصبی هستند، همه نگران و مضطرباند و توی صورت هم چنگ میاندازند و مدام غصهٔ این را میخورند که آب دریا کم میشود. من به شما میگویم خودتان را کمتر آزار بدهید، کتاب بخوانید، ورزش بکنید، به مهمانی بروید، با دوستانتان قدم بزنید و کمتر درگیر اخبار و فضاسازیهای رسانهای و رجزخوانیهای پوچ و توخالی بشوید. من به شما میگویم هیچ اتفاقی نمیافتد، در بر همان پاشنهٔ پیشین خواهد چرخید و اگر هم قرار باشد نچرخد، مثل همیشهٔ تاریخ ما نقشی در آن نداریم. حکومتها و توده تعیینکنندهٔ شرایطند، خودتان را اذیت نکنید و دیگران را هم. آرام باشید. این ماسماسکهایی را که دستتان است خاموش کنید، یک چایی دم کنید، یک کتاب تازه را برای خواندن انتخاب کنید. یک فیلم خوب ببینید. از زندگی لذت ببرید، از آنچه مانده است از زندگیتان، از همین تهماندههایش. حتی اگر چند ساعت باشد با بدترین شرایط. زندگی تنها چیزی است که ما دست به نقد داریم، بقیه نسیه است. لطفاً بوتیمار نباشید!
👤ز.عاشوری
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دنیا همیشه باب میل آدم پیش نمیره !
🎥سکانسی از فیلم کمدی «کوئینپینز»
🎥سکانسی از فیلم کمدی «کوئینپینز»
📝
سالها پیش در یکی از سرزمینهای دور یک آقای بسیار سنتی بود که با همسر بسیار مدرنش زندگی می کرد.همسر مدرن آقای سنتی که از اساس با امور کلاسیک مخالف بود،درست سه ساعت بعد از ازدواج فکر کرد که دچار بحران هویت شده و فهمید در این تضاد سنت و مدرنیسم موجود در خانه ی آقای سنتی احتمالا دچار یک شیزوفرنیای حسابی خواهد شد.به تابلوهای کوبلن و مبلهای استیل و میزهای کنده کاری شده و آباژور منگوله دار و لاله و شمعدانی خانه نگاه می کرد و حرص میخورد. با خودش می گفت:بعد از یک عمر مارکز و پاز و روبلس خواندن ؛شدیم شمس الملوک.
سرانجام در یک صبح درخشان پاییزی ساعت 8 صبح که آقای سنتی سنگک داغ و چای قندپهلو را خورده بود،ولی هنوز سرکار نرفته بود،خانم مدرن نه گذاشت نه برداشت و گفت:
آقا من دیگه تحمل این میز عسلی چوبی رو ندارم.لکه چای می مونه روش...
آقای سنتی بهش برخورد.کلی استدلال کرد که هویت فرهنگی خیلی مهم است،اما خانم مدرن به قضایای کاربردی مربوطه به لکه ی چای فکر می کرد.سرانجام عصر سه شنبه و دریک غروب غم انگیز ساعت 6 بعد از ظهر آقای سنتی یک میز عسلی شیشه ای آورد و گذاشت توی اتاق پذیرایی بعد خانم که دیده بود آباژور منگوله دار به میز شیشه ای نمی آید،گفت کهآباژور را عوض کند. و بعد دیدند که آباژور مدرن طرح وازرلی به مبل کلاسیک مدل لویی چهاردهم نمی خورد.دادند مبل را سمساربرد و به جاش مبل مدرن به طرح و رنگ بندی موندریان آوردند و بعد دیدند مبل جدید با قالی کاشان نمی خورد.
قالیها را فروختند و به جاش کف خانه را پارکت کردند و بعد دیدند که کف پارکت با پرده مخمل کرم و قهوه ای مدل لویی پانزدهم نمی آید .پرده بافت گونی به جاش آوردند و مقادیری لووردراپه سفید آویزان کردند پشت پنجره ها. و سه ماه نشده بود که خانه ی آقای سنتی سابق تبدیل شد به یک خانه ی کاملا مدرن.آقای سنتی هم که در راستای اصلاحات جدید کلی تغییرات کرده بود یواش یواش کت و شلوارهای سورمه ای را گذاشت کنار و شلوار و ژاکت تنش کرد و به جای سیگار بهمن و تیر و آزادی،پیپ و توتون کاپیتان بلاک کشید.صبح جمعه سه ما بعد آقای سنتی که کاملا مدرن شده بود و چه بسا نزدیک بود پست مدرن هم بشود به همسرش که براش چای آورده بود گفت:
من دیگه چای نمی خواهم.کیک می خورم با کاپوچینو
تا زن رفت کاپوچینو درست کند مرد به فکر آخرین اصلاحات خانه افتاد .تنها چیزی که به این خانه نمی خورد خانم خانه بود.سه ماه بعد آقای پست مدرن خانم مدرن خانه را هم عوض کرد.!
👤ابراهیم نبوی
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
سالها پیش در یکی از سرزمینهای دور یک آقای بسیار سنتی بود که با همسر بسیار مدرنش زندگی می کرد.همسر مدرن آقای سنتی که از اساس با امور کلاسیک مخالف بود،درست سه ساعت بعد از ازدواج فکر کرد که دچار بحران هویت شده و فهمید در این تضاد سنت و مدرنیسم موجود در خانه ی آقای سنتی احتمالا دچار یک شیزوفرنیای حسابی خواهد شد.به تابلوهای کوبلن و مبلهای استیل و میزهای کنده کاری شده و آباژور منگوله دار و لاله و شمعدانی خانه نگاه می کرد و حرص میخورد. با خودش می گفت:بعد از یک عمر مارکز و پاز و روبلس خواندن ؛شدیم شمس الملوک.
سرانجام در یک صبح درخشان پاییزی ساعت 8 صبح که آقای سنتی سنگک داغ و چای قندپهلو را خورده بود،ولی هنوز سرکار نرفته بود،خانم مدرن نه گذاشت نه برداشت و گفت:
آقا من دیگه تحمل این میز عسلی چوبی رو ندارم.لکه چای می مونه روش...
آقای سنتی بهش برخورد.کلی استدلال کرد که هویت فرهنگی خیلی مهم است،اما خانم مدرن به قضایای کاربردی مربوطه به لکه ی چای فکر می کرد.سرانجام عصر سه شنبه و دریک غروب غم انگیز ساعت 6 بعد از ظهر آقای سنتی یک میز عسلی شیشه ای آورد و گذاشت توی اتاق پذیرایی بعد خانم که دیده بود آباژور منگوله دار به میز شیشه ای نمی آید،گفت کهآباژور را عوض کند. و بعد دیدند که آباژور مدرن طرح وازرلی به مبل کلاسیک مدل لویی چهاردهم نمی خورد.دادند مبل را سمساربرد و به جاش مبل مدرن به طرح و رنگ بندی موندریان آوردند و بعد دیدند مبل جدید با قالی کاشان نمی خورد.
قالیها را فروختند و به جاش کف خانه را پارکت کردند و بعد دیدند که کف پارکت با پرده مخمل کرم و قهوه ای مدل لویی پانزدهم نمی آید .پرده بافت گونی به جاش آوردند و مقادیری لووردراپه سفید آویزان کردند پشت پنجره ها. و سه ماه نشده بود که خانه ی آقای سنتی سابق تبدیل شد به یک خانه ی کاملا مدرن.آقای سنتی هم که در راستای اصلاحات جدید کلی تغییرات کرده بود یواش یواش کت و شلوارهای سورمه ای را گذاشت کنار و شلوار و ژاکت تنش کرد و به جای سیگار بهمن و تیر و آزادی،پیپ و توتون کاپیتان بلاک کشید.صبح جمعه سه ما بعد آقای سنتی که کاملا مدرن شده بود و چه بسا نزدیک بود پست مدرن هم بشود به همسرش که براش چای آورده بود گفت:
من دیگه چای نمی خواهم.کیک می خورم با کاپوچینو
تا زن رفت کاپوچینو درست کند مرد به فکر آخرین اصلاحات خانه افتاد .تنها چیزی که به این خانه نمی خورد خانم خانه بود.سه ماه بعد آقای پست مدرن خانم مدرن خانه را هم عوض کرد.!
👤ابراهیم نبوی
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این نیز بگذرد...
موسیقی
محمدرضاشجریان
میتوان کاسه ی آن تار شکست
میتوان رشته ی این چنگ گسست
می توان فرمان داد:
هان! ای طبل گران!
زین پس خاموش بمان!
به چکاوک اما
نتوان گفت مخوان…
فریدون_مشیری
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
موسیقی
محمدرضاشجریان
میتوان کاسه ی آن تار شکست
میتوان رشته ی این چنگ گسست
می توان فرمان داد:
هان! ای طبل گران!
زین پس خاموش بمان!
به چکاوک اما
نتوان گفت مخوان…
فریدون_مشیری
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Shokraneh
Seyed Khalil AaliNezhad
شكرانه
سيد خليل على نژاد
نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد
گُل از تو گُلْگونتر
اُمید، از تو شیرین تر.
نمیشود، پاییز
-فضای نمناکِ جنگلیاش
برگهای خستهی زردش-
غمگینتر از نگاه تو باشد.
نمیشود، میدانم، نمیشود آوازی
که مردی روستایی و عاشق
با صدایی صاف
در عماقِ درّه میخوانَد
در شمالِ شمال
رنگینتر از صدای تو باشد
نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد.
نادر ابراهیمی
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
سيد خليل على نژاد
نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد
گُل از تو گُلْگونتر
اُمید، از تو شیرین تر.
نمیشود، پاییز
-فضای نمناکِ جنگلیاش
برگهای خستهی زردش-
غمگینتر از نگاه تو باشد.
نمیشود، میدانم، نمیشود آوازی
که مردی روستایی و عاشق
با صدایی صاف
در عماقِ درّه میخوانَد
در شمالِ شمال
رنگینتر از صدای تو باشد
نمیشود که بهار از تو سبزتر باشد.
نادر ابراهیمی
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پشت هیچستانم ..!
پشت هیچستان جایی است ..
پشت هیچستان رگ های هوا ..
پر قاصدهایی است که خبر می آرند ...
از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک ..!
روی شن ها هم ..
نقش های سم اسبان سواران ظریفی است
که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند..
پشت هیچستان ..
چتر خواهش باز است ..
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود ...
زنگ باران به صدا می آید ..
آدم اینجا تنهاست ...
و در این تنهایی ...
سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است ...
به سراغ من اگر می آیید ...
نرم و آهسته بیایید ...
مبادا که ترک بردارد ...
چینی نازک تنهایی من ..!
سهراب_سپهرى
به زندگى خوش آمديد.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
پشت هیچستان جایی است ..
پشت هیچستان رگ های هوا ..
پر قاصدهایی است که خبر می آرند ...
از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک ..!
روی شن ها هم ..
نقش های سم اسبان سواران ظریفی است
که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند..
پشت هیچستان ..
چتر خواهش باز است ..
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود ...
زنگ باران به صدا می آید ..
آدم اینجا تنهاست ...
و در این تنهایی ...
سایه ی نارونی تا ابدیت جاری است ...
به سراغ من اگر می آیید ...
نرم و آهسته بیایید ...
مبادا که ترک بردارد ...
چینی نازک تنهایی من ..!
سهراب_سپهرى
به زندگى خوش آمديد.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
😢1
چایت را بنوش نگران فردایت نباش .
از گندمزار منو تو مشتی کاه میماند برای بادها...
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
از گندمزار منو تو مشتی کاه میماند برای بادها...
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر بتوانم یکبار دیگر زندگی کنم
میکوشم بیشتر اشتباه کنم
نمیکوشم بینقص باشم
راحتتر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم.
بورخس
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
میکوشم بیشتر اشتباه کنم
نمیکوشم بینقص باشم
راحتتر خواهم بود
سرشارتر خواهم بود از آنچه حالا هستم
در واقع، چیزهای کوچک را جدیتر میگیرم.
بورخس
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عکس چه ارزشی داشت اگر لحظه را جاودانه نمی کرد؟ جریان زمان توقف ناپذیر بود و تمامیت آن را نگهداشتن، روشی جنون آمیز.
زمان که زیر نور خورشید و ستارگان شکل می گیرد، در حال گذر است، با ما یا بی ما، در جهانی متروک و مهتابی.
[در عکس] زمان انسانی، تمامیت را فدای لحظه می کند و لحظه را به جاودانگی می رساند. ما عروج میکنیم، نه هبوط.
📚 از کتاب ۶۸_پاریس_پراگ_مکزیک
کارلوس_فوئنتس
ویدیو: عکس مجموعه_ی_سفیدبرفی
عباس_کیارستمى
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
زمان که زیر نور خورشید و ستارگان شکل می گیرد، در حال گذر است، با ما یا بی ما، در جهانی متروک و مهتابی.
[در عکس] زمان انسانی، تمامیت را فدای لحظه می کند و لحظه را به جاودانگی می رساند. ما عروج میکنیم، نه هبوط.
📚 از کتاب ۶۸_پاریس_پراگ_مکزیک
کارلوس_فوئنتس
ویدیو: عکس مجموعه_ی_سفیدبرفی
عباس_کیارستمى
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
@Roshanfkrane
شاه زندی
تصنیف زیبای "جام مدهوشی"
با صدای: استاد علیاصغر_شاهزیدی
آهنگساز: استاد علی_تجویدی
تنظیم: استاد فریدون_شهبازیان
شعر: بیژن_ترقی
آلبوم: چرخ گردون
می و میخانه مست و می کشان مست!
زمین مست و زمان مست آسمان مست!
نسیم از حلقه زلف تو بگذشت…
چمن شد مست و باغ و باغبان مست!...
با صدای: استاد علیاصغر_شاهزیدی
آهنگساز: استاد علی_تجویدی
تنظیم: استاد فریدون_شهبازیان
شعر: بیژن_ترقی
آلبوم: چرخ گردون
می و میخانه مست و می کشان مست!
زمین مست و زمان مست آسمان مست!
نسیم از حلقه زلف تو بگذشت…
چمن شد مست و باغ و باغبان مست!...