Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔻🔺🔻🔺
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همانا مردمان بندهی دنيا هستند
و دين ، لقلقهی زبان آنهاست.
دین را تنها برای تأمین نیازهای دنیای خویش میخواهند و چون به بلا آزموده شوند، چه اندکاند دینداران
امام حسین ( ع)
سلام بر وجود مبارکت❤️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
و دين ، لقلقهی زبان آنهاست.
دین را تنها برای تأمین نیازهای دنیای خویش میخواهند و چون به بلا آزموده شوند، چه اندکاند دینداران
امام حسین ( ع)
سلام بر وجود مبارکت❤️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
❤1
حسین(ع) میان دو استبداد
حسینابنعلی(ع) در شعر اقبال و خصوصا مثنوی "در معنی حریت اسلامیه و سر حادثه کربلا" نماد یک انسانِ آزادیخواه و شنوندهی صدایِ عشق است. کسیست که عملگراست و ویران میکند، تا آبادان کند. عاشق به دنبال سلطنت نیست، و استبدادی را از ریشه نمیکَند تا استبدادی دیگر را بنا کُند. درست مثل اکثریت مستبدان تاریخ. قماشی که با استبداد میجنگیدند، اما نه برایِ هوای سلامت. میجنگیدند، بلکه برای ظهور استبداد و مستبد تازهنفستری. برایِ تسخیر آن تاج و تختِ انسانیتسوزِ دهانپرکن، و برای برساختن و پیوستن به جمع "منعمان چربدیگ".
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه#🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
اما حسین(ع) به دنبال استبداد راهی نشد، و عزم سفر نکرد. او میخواست چرخهی معیوبِ تاریخ را قطع کند و مسیر آن را تغییر دهد. کدام چرخهی معیوب؟! چرخهی معیوب "رفتن استبدادی و آمدن استبدادی". او میخواست استبداد برود، تا آزادی سر برسد. شاخ دیکتاتورها بشکند، تا رهایی آغاز شود. او میخواست، اما نگذاشتند.
حسین(ع) در کربلا به شهادت رسید، اما مرزعهی استبدادستیزی او همچنان سبز و پر محصول است. او با موج خون خود، چمن ایجاد کرد و سکه هر مستبدی را از رونق انداخت. شما نگاه نکنید به آن تاج و تختها و خدم و حشمها؛ نگاه کنید به آبرویی که ندارند و شرافتی که نداشتند. و نیز به قباحتی که هر چه بزک میکند، باز زشت و پلشت است.
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد
حسینابنعلی(ع) در شعر اقبال و خصوصا مثنوی "در معنی حریت اسلامیه و سر حادثه کربلا" نماد یک انسانِ آزادیخواه و شنوندهی صدایِ عشق است. کسیست که عملگراست و ویران میکند، تا آبادان کند. عاشق به دنبال سلطنت نیست، و استبدادی را از ریشه نمیکَند تا استبدادی دیگر را بنا کُند. درست مثل اکثریت مستبدان تاریخ. قماشی که با استبداد میجنگیدند، اما نه برایِ هوای سلامت. میجنگیدند، بلکه برای ظهور استبداد و مستبد تازهنفستری. برایِ تسخیر آن تاج و تختِ انسانیتسوزِ دهانپرکن، و برای برساختن و پیوستن به جمع "منعمان چربدیگ".
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه#🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
اما حسین(ع) به دنبال استبداد راهی نشد، و عزم سفر نکرد. او میخواست چرخهی معیوبِ تاریخ را قطع کند و مسیر آن را تغییر دهد. کدام چرخهی معیوب؟! چرخهی معیوب "رفتن استبدادی و آمدن استبدادی". او میخواست استبداد برود، تا آزادی سر برسد. شاخ دیکتاتورها بشکند، تا رهایی آغاز شود. او میخواست، اما نگذاشتند.
حسین(ع) در کربلا به شهادت رسید، اما مرزعهی استبدادستیزی او همچنان سبز و پر محصول است. او با موج خون خود، چمن ایجاد کرد و سکه هر مستبدی را از رونق انداخت. شما نگاه نکنید به آن تاج و تختها و خدم و حشمها؛ نگاه کنید به آبرویی که ندارند و شرافتی که نداشتند. و نیز به قباحتی که هر چه بزک میکند، باز زشت و پلشت است.
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
{چشمان تو را غباری از خواب گرفت
اشک آمد و از دست دلم تاب گرفت
این بود پس از تو کار چشمم ای دوست
یک عمر نشست و آب را قاب گرفت ...}
شعر از #قیصر_امین_پور
#دکتر_رشید_کاکاوند
#سرای_چامه
اشک آمد و از دست دلم تاب گرفت
این بود پس از تو کار چشمم ای دوست
یک عمر نشست و آب را قاب گرفت ...}
شعر از #قیصر_امین_پور
#دکتر_رشید_کاکاوند
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺🔻🔺🔻🔺
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Jenerik
Yildiray Gurgen
"بیکلام "
«که گرچه رنج به جان میرسد امید دواست.»
🔺🔻🔺🔻🔺
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
«که گرچه رنج به جان میرسد امید دواست.»
🔺🔻🔺🔻🔺
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
❤1
ما در جوار یکدیگر زندگی می کنیم ،
پس اولین مقصود ما در زندگی این است که به یکدیگرمحبت کنیم،
و اگر نمی توانیم دستِ کم دیگران را آزار ندهیم.
(دالایی لاما)
پس اولین مقصود ما در زندگی این است که به یکدیگرمحبت کنیم،
و اگر نمی توانیم دستِ کم دیگران را آزار ندهیم.
(دالایی لاما)
👍1
Asheghaneh
Moein
"عاشقانه "
معین 🎤
🎼🕊
بهجا خواهد ماند چایمان ته فنجان،
كودكىهامان در كوچهها،
بغض سنگين شادمانىها در گلویمان،
#سرای_چامه
معین 🎤
🎼🕊
بهجا خواهد ماند چایمان ته فنجان،
كودكىهامان در كوچهها،
بغض سنگين شادمانىها در گلویمان،
#سرای_چامه
موفقیت قبل از آنکه تقدیر تو باشد
وابسته به تصمیم توست
پس کاملا مصمم باش تا تقدیرت را بسازی
🟡🟢🔵🟣🔴🟠
وابسته به تصمیم توست
پس کاملا مصمم باش تا تقدیرت را بسازی
🟡🟢🔵🟣🔴🟠
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
•لواشک زردآلو😋•
اصن نمیشه کسی لولشک دوست نداشته باشه🤩
اصن نمیشه کسی لولشک دوست نداشته باشه🤩
❤2
اگر فکر میکنید هزینه رسیدن به
اهدافتان زیاد است
پس صبر کنید تا صورت حساب تلاش نکردنتان را ببینید.!!
#وین_دایر
اهدافتان زیاد است
پس صبر کنید تا صورت حساب تلاش نکردنتان را ببینید.!!
#وین_دایر
👍2
♦️داستان کوتاه فراموشی
سوار تاكسی كه شدم شاخ درآوردم. راننده تاكسی، علی احمدی شاگرد اول كلاسمان در دبيرستان بود.
علی نابغه بود و همان سال كه كنكور داديم، مهندسی الكترونيك سراسری قبول شد بعد يكدفعه غيبش زد. هيچ كس خبر نداشت كجاست. علی عاشق ماركز بود؛ صد سال تنهايی را پنج بار خوانده بود وقتی از ماركز حرف میزد با خال بزرگی كه بغل گوش چپش بود، بازی میكرد و چشمهايش میدرخشيد.
به علی نگاه كردم خال بغل گوشش بود ولی چشمهايش فروغ هميشگی را نداشت.
تعجب كردم كه چطور الكترونيك را ول كرده و راننده تاكسی شده است.
گفتم: «سلام علی...»
راننده گفت: «اشتباه گرفتيد!»
پرسيدم: «شما علی احمدی نيستيد؟»
راننده گفت: «نخير.»
به راننده نگاه كردم؛ ولی راننده نگاهم نمیكرد. روی داشبورد مقوايی بود كه روی آن نوشته بود «بزرگترين موفقيت زندگیام اين بوده كه با چشمهای خودم ببينم كه چطور فراموشم ميكنند! گابريل گارسيا ماركز.»
ديگر چيزی نگفتم؛ راننده هم چيزی نگفت. موقع پياده شدن كه كرايه را دادم بدون اينكه نگاهم كند گفت: «كرايه نمی خواد» و رفت.
تاكسی دور شد و گم شد و تمام شد.
🖊سروش صحت
سوار تاكسی كه شدم شاخ درآوردم. راننده تاكسی، علی احمدی شاگرد اول كلاسمان در دبيرستان بود.
علی نابغه بود و همان سال كه كنكور داديم، مهندسی الكترونيك سراسری قبول شد بعد يكدفعه غيبش زد. هيچ كس خبر نداشت كجاست. علی عاشق ماركز بود؛ صد سال تنهايی را پنج بار خوانده بود وقتی از ماركز حرف میزد با خال بزرگی كه بغل گوش چپش بود، بازی میكرد و چشمهايش میدرخشيد.
به علی نگاه كردم خال بغل گوشش بود ولی چشمهايش فروغ هميشگی را نداشت.
تعجب كردم كه چطور الكترونيك را ول كرده و راننده تاكسی شده است.
گفتم: «سلام علی...»
راننده گفت: «اشتباه گرفتيد!»
پرسيدم: «شما علی احمدی نيستيد؟»
راننده گفت: «نخير.»
به راننده نگاه كردم؛ ولی راننده نگاهم نمیكرد. روی داشبورد مقوايی بود كه روی آن نوشته بود «بزرگترين موفقيت زندگیام اين بوده كه با چشمهای خودم ببينم كه چطور فراموشم ميكنند! گابريل گارسيا ماركز.»
ديگر چيزی نگفتم؛ راننده هم چيزی نگفت. موقع پياده شدن كه كرايه را دادم بدون اينكه نگاهم كند گفت: «كرايه نمی خواد» و رفت.
تاكسی دور شد و گم شد و تمام شد.
🖊سروش صحت
😢2
ما موجوداتی از بین رفتنی و ناقص هستیم،
ما از اینکه مرگ برایمان اتفاق میافتد آگاهیم،
ولی حتی آن را جدی نمیگیریم،
بنابراین در کمال تعجب، زمانی که برای اشخاصی که از دست میدهیم، سوگواری میکنیم در حقیقت به حال خودمان هم سوگواری میکنیم.
برای چیزی که بودیم و حالا نیستیم، به حال خودمان چون میدانیم ما هم روزی از بین میرویم.
👤جوآن دیدیون
📚سال تفکر جادویی
#سرای_چامه
ما از اینکه مرگ برایمان اتفاق میافتد آگاهیم،
ولی حتی آن را جدی نمیگیریم،
بنابراین در کمال تعجب، زمانی که برای اشخاصی که از دست میدهیم، سوگواری میکنیم در حقیقت به حال خودمان هم سوگواری میکنیم.
برای چیزی که بودیم و حالا نیستیم، به حال خودمان چون میدانیم ما هم روزی از بین میرویم.
👤جوآن دیدیون
📚سال تفکر جادویی
#سرای_چامه
چرا بعضی روزها غمگین هستیم، اما دلیلش را نمیدانیم؟
بر اساس ِ یکی از افسانههای خیالانگیز، دلیلش این است: «انسانهایی هستند که میمیرند، اما کسی را ندارند که برایشان سوگواری کند؛ وظیفهٔ سوگواری برای این افراد، هر روز به صورت اتفاقی بر دوش یک نفر گذاشته میشود.»
و امروز نوبت شماست.
👤ابراهیم سلطانی
#سرای_چامه
بر اساس ِ یکی از افسانههای خیالانگیز، دلیلش این است: «انسانهایی هستند که میمیرند، اما کسی را ندارند که برایشان سوگواری کند؛ وظیفهٔ سوگواری برای این افراد، هر روز به صورت اتفاقی بر دوش یک نفر گذاشته میشود.»
و امروز نوبت شماست.
👤ابراهیم سلطانی
#سرای_چامه
تک درخت
اکبر گلپایگانی
ترانه #تک_درخت
خواننده #گلپا
شعر #همامیرافشار
آهنگ #اسدالله_ملک
🔺🔻🔺🔻🔺
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
خواننده #گلپا
شعر #همامیرافشار
آهنگ #اسدالله_ملک
🔺🔻🔺🔻🔺
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
و آدمی بزرگ میشود،
اما به مرور...
کم کم یاد میگیرد کاری به کار دنیا نداشتهباشد و به هر اتفاقی واکنش نشان ندهد، کم کم یاد میگیرد کمی سخت باشد و با هر کنایهای نرنجد و هر حرف و اشارهای را به خودش نگیرد.
یاد میگیرد فاصله بگیرد از آدمهایی که کنارشان آرامش ندارد و کسانی را نگه دارد که از شادی و موفقیت و آرامش او خوشحال میشوند، کسانی که کنار آنها آرام است و حال خوبی دارد.
کم کم یاد میگیرد کسی باشد که دوست دارد، نه کسی که دیگران از او انتظار دارند!
آدمی بزرگ میشود؛
آن هنگام که یاد میگیرد جهان از ذهن و قلب خودش شروع میشود و شروع میکند به دوست داشتن خودش، دیگر خودش را با کسی مقایسه نمیکند و تفاوتها را میپذیرد.
آن هنگام که آرامش، اولویت اولش میشود و تمام گامها و ارتباطات و اهدافش را بر اساس همان تنظیم میکند.
آدمی بزرگ میشود آن هنگام که یاد میگیرد خوب باشد بدون توقع و مهربانی کند بدون منت، که برای همه خوب بخواهد و آرامش جهان هیچکس را به هم نریزد.
آن هنگام که از جهان، چیز زیادی نخواهد، فقط بخواهد در جوار دلخوشیهای کوچک و سادهای که دارد، آرام باشد...
آدمی بزرگ میشود
اما به مرور...
#نرگسصرافیان_طوفان
#سرای_چامه
اما به مرور...
کم کم یاد میگیرد کاری به کار دنیا نداشتهباشد و به هر اتفاقی واکنش نشان ندهد، کم کم یاد میگیرد کمی سخت باشد و با هر کنایهای نرنجد و هر حرف و اشارهای را به خودش نگیرد.
یاد میگیرد فاصله بگیرد از آدمهایی که کنارشان آرامش ندارد و کسانی را نگه دارد که از شادی و موفقیت و آرامش او خوشحال میشوند، کسانی که کنار آنها آرام است و حال خوبی دارد.
کم کم یاد میگیرد کسی باشد که دوست دارد، نه کسی که دیگران از او انتظار دارند!
آدمی بزرگ میشود؛
آن هنگام که یاد میگیرد جهان از ذهن و قلب خودش شروع میشود و شروع میکند به دوست داشتن خودش، دیگر خودش را با کسی مقایسه نمیکند و تفاوتها را میپذیرد.
آن هنگام که آرامش، اولویت اولش میشود و تمام گامها و ارتباطات و اهدافش را بر اساس همان تنظیم میکند.
آدمی بزرگ میشود آن هنگام که یاد میگیرد خوب باشد بدون توقع و مهربانی کند بدون منت، که برای همه خوب بخواهد و آرامش جهان هیچکس را به هم نریزد.
آن هنگام که از جهان، چیز زیادی نخواهد، فقط بخواهد در جوار دلخوشیهای کوچک و سادهای که دارد، آرام باشد...
آدمی بزرگ میشود
اما به مرور...
#نرگسصرافیان_طوفان
#سرای_چامه
👍1