سرای چامه (شعر)
76 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
غم حواس آدمی را صیقل میدهد، و پس از آنکه اشک لکه‌های ابهام را می‌شوید، آنگاه نگاه آدمی شفاف‌تر می‌شود.

👤رومن رولان
📚ژان کریستف
💟
#سرای_چامه
گفت: مرا یادت هست؟
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم،
چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند،
و من در یاد هیچکس نیستم؟

👤عباس معروفی
📚سال بلوا
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌  ‌ ‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
بهترین سال زندگی این نیست که همه روزهای آن شکوفه‌ باران و بر وفق مرادتان باشد.ساختن بهترین سال زندگی‌تان مستلزم تقویت قسمتهایی از وجودتان است که به رشد و شکوفایی نیاز دارند. بهترین سال زندگی‌تان، سالی است که در هر روزِ آن الهام‌بخش زندگی خود بوده و تصمیم‌هایی را که می‌گیرید دوست داشته باشید؛ همین‌طور خودتان را.

📚بهترین سال زندگی شما
👤دبی فورد

#سرای_چامه
‍

قصه ای هست که واقعی یا تخیلی بودنش را نمیدانم؛ میگویند توی جیبِ کسی که با پرت کردن خودش از روی پل خودکشی کرده، کاغذی پیدا شده که نوشته بوده: از خانه راه می‌افتم، اگر توی راه کسی به من لبخند زد، منصرف میشوم، در غیر اینصورت خودم را خواهم کشت.

وقتی من بچه بودم هنوز سوپرمارکت‌های بزرگ نبود، هنوز هیچ بقالی‌ای آب معدنی نداشت، مرکز خریدی نبود که آب سردکن داشته باشد و سر هر کوچه پارک نبود که بین سبزه‌هاش شیر آب آشامیدنی گذاشته باشند. اهالی محل، سر بعضی از کوچه‌ها کلمن آب میگذاشتند با یک لیوان پلاستیکی قرمز یا استیل، که آن هم همیشگی نبود.
رهگذری اگر تشنه میشد، باید در یکی از خانه‌ها را میزد و یک لیوان آب می‌خواست. "یک لیوان آب" در فرهنگ مردم آن زمان، یک لیوان آب نبود، ثواب سیراب کردن بود، کسی که در میزد و آب میخواست یک رهگذر تشنه نبود، بهانه ثواب کردن بود. همیشه این آبها تمیز، خنک، توی سینی و بشقاب و با "لبخند" برده میشد.

امروز این عکس را که دیدم با خودم گفتم شاید خیلی از کسانی که در خانه‌ای را میزدند و آب میخواستند، تشنه نبودند، تشنه‌ی آب نبودند، غریبه‌های تنهایی بودند که مهری را طلب میکردند که پهلوی آب می‌آمد، توجهی را می‌خواستند که وقت سر کشیدن آب و بالا و پایین شدن سیبک گلو می‌دیدند، و دلشان پر می‌کشید برای "نوش جانِ "بعد از "دست شما درد نکنه" و یا برای لبخندی که وقت گذاشتن لیوان توی بشقاب، دشت میکردند.

و بعد در خانه که بسته میشد، سبک میشدند، حال خوبی داشتند از دیده شدن، کامشان شیرین میشد از طعم لطف و از بودن.

غریبه‌های تنهای این روزها چطور مهر طلب کنند؟
گاهی بی‌دلیل، بی‌درخواست، به دیگران مهر بدهیم. شاید یک لبخند گذرا، آب خنکی باشد که آتش درون کسی را خاموش کند و بهانه‌ای باشد که لااقل این بار خودش را از پل پایین نیندازد

💟
#سرای_چامه
  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌  ‌ ‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
«چنار سوخته سعدآباد» یکی از یادگارهای مهم دوره قاجار است. این همان چناری است که اقا‌محمد‌خان قاجار زیر آن تاجگذاری کرد. در فرورودین ۱۱۵۸ شمسی، میرزامحمدخان، ایلخانی قاجار تاجی را که از مس مطلا ساخته شده بود، در زیر چنار سوخته ورامین بر سر آقامحمدخان گذاشت.
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود ...
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدا بیدار است ....

⭐️⭐️⭐🌸🌸
🍃💚💚
  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌  ‌ ‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
📝


پدرم دلواپس آینده برادرم است، اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.
برادرم نگران فشار کاری پدرم است، اما حتی یکبار هم نشده خواسته هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند.
مادرم با فکر خوشبختی من خوابش نمیبرداما حتی یکبار هم نشده که بامن در مورد خوشبختی ام صحبت کند و بپرسد: فرزندم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
من با فکر رنج و سختی مادرم از خواب بیدار میشوم،اما حتی یکبار نشده که دستش را بگیرم ،با او به سینما بروم،باهم تخمه بشکنیم ،فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.
.
ما از نسل آدم های بلاتکلیف هستیم.
ازیک طرف در خلوت خود، دلمان برای این و آن تنگ می شود،از طرف دیگر وقتی به هم میرسیم لال مانی میگیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد دلتنگی مان بگوییم.
تکلیفمان را با خودمان روشن نمیکنیم . یکدیگررادوست میداریم اماآنقدر شهامت نداریم که دوست داشتن مان راابراز کنیم.
ما آدم های بیچاره ای هستیم!
آنقدر دربیان احساساتمان حقیر و ناچیزیم که صبر میکنیم تاوقتی عزیزی را از دست دادیم ،تا آخر عمر برایش شعر بگوییم.
.
از یک جا به بعد باید این سکوت خطرناک را شکست و راه افتاد. از یک جا به بعد باید پدربه پسرش بگوید که چقدر دوستش دارد. از یک جا به بعد باید پسر دست پدر را بگیرد و باهم قدم بزنند. از یک جا به بعد باید مادر پسرش را به یک شام دونفره دعوت کند. از یک جا به بعد باید پسر در گوش مادرش بگوید: چقدر خوب است که تورا دارم.
و چه خوب است از یک جا به بعد همینجا باشد،از همین جا که این نوشته تمام شد..

#شاهین_جانپاک
#سرای_چامه
  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌  ‌ ‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌  ‌ ‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
Man Koja Baran Koja
T.me/HashtMin
- همایون شجریان؛

این قطعهٔ مخصوص حال دل خیلی‌هاست،
برای کسایی که نیاز دارند کمی خلوت کنند
کمی چشمانشان را با اشک‌ها خیس.
• نیازمندِ چَسب زَخم.

  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌  ‌ ‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
و هیچ کس نمی‌داند كه فردا چه چيزى به دست می‌آورد،و هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی خواهد مرد؟!
(تنها)خداوند عالم و آگاه است!

#قران_كريم
٣٤ لقمان
#سرای_چامه
انا کل الذین رحلوا...

من تمام آنی ام که رفته اند...

👤 سجاد احمد
#سرای_چامه
‏انتظار که چیز بدی نیست.
روزنه امیدی است در نا اُمیدیِ مطلق.
من انتظار را از خبر بد،
بیشتر دوست دارم...


- عباس معروفی
#سرای_چامه
آدم‌های کوچک را می‌شناسید؟ همان‌ها که توان خوشحال کردن خود را به هیچ قیمتی ندارند و می‌کوشند به هرقیمتی، دیگران را غمگین کنند.
همان‌ها که آنقدر چشم و نگاهشان را به گام و دنیای آدم‌ها دوخته‌اند که سال‌های سال نه گامی برداشته‌اند، نه دنیاشان را ساخته‌اند، همان‌ها که برای کوتاهی‌های خود در قبال خود، دنبال مقصر می‌گردند میان دیگران!
همان‌ها که نظری تنگ دارند و بلندنظر نیستند، که به‌جای آرزو، حسرت می‌کشند و به‌جای تلاش، سنگ می‌اندازند، همان‌ها که دیر یا زود تاوان پس می‌دهند، تاوان خصلت‌های سیاهی که در دل پرورانده‌اند...
آدم‌های کوچک را می‌شناسید؟ آن‌ها سعی نمی‌کنند بزرگ شوند، به آب و آتش می‌زنند دیگران را کوچک کنند...
و خداوند حواسش به همه چیز هست،
و خداوند آدم‌های کوچک را دوست ندارد.

#نرگس_صرافیان_طوفان
#سرای_چامه
Roozhaye Bi Gharar
Alireza Ghorbani
ما چیزی به غیر از غم به غیر از هم نداریم...

  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌  ‌ ‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما می‌تونین خدا رو باور نداشته باشین
ولی با این ربّنا می‌بینین اصلا خدا رو ...

#هوشنگ_ابتهاج
#سرای_چامه
دندانم شکست !
برای سنگ ریزه‌ای که در غذایم بود !
درد کشیدم و گریستم ...!
نه برای دندانم ؛
برای کم‌شدن سویِ چشمان مادرم !

#حسین_پناهی
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
 ‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛